ط

راهنمای پنل ادمین «حساب‌یار طلا و جواهر»

بازگشت به پنل

راهنمای پنل ادمین «حساب‌یار طلا و جواهر»

این راهنما برای صاحب مغازه و حسابدار نوشته شده — با زبان ساده و مثال. هدف این است که بدون دانش فنی بتوانی با پنل کار کنی و بفهمی هر عدد از کجا می‌آید. بخش فنیِ مخصوص توسعه‌دهنده در انتهای سند و جدا مشخص شده است.

سامانه یک پنل تک‌صفحه‌ای فارسی (راست‌به‌چپ) است. داده‌ها روی سرور ذخیره و بین همهٔ کاربران مشترک‌اند. نرخ لحظه‌ای (مظنه، گرم ۱۸، دلار، انس) بالای صفحه از منبع خودکار نمایش داده می‌شود.


#فهرست

  1. نگاه کلی: صفحه‌ها کجا هستند
  2. مفهوم مانده: بدهکار و بستانکار
  3. سند چیست و چطور ثبت می‌شود
  4. ستون «تشخیص»: قلب مدل کیمیا
  5. ستون «شرح» و «بابت»
  6. وزن ۷۵۰ و عیار
  7. مالیات سند فروش (فرمول جدید)
  8. حساب بانکی و کارتخوان (پوز)
  9. حوالهٔ دوطرفه: ریالی و طلا
  10. نوع حساب‌ها، امانات، سرمایه و برداشت
  11. مخارج مغازه و حساب داخلی
  12. گزارش‌ها و سود و زیان
  13. اتاق فرمان و دسترسی‌ها
  14. تنظیمات
  15. عیار ته‌حساب: تسویهٔ طلا با عیار توافقی
  16. گروه‌های دسترسی اشخاص و هشدار عملیات
  17. عکس اجناس
  18. دفتر ذوب و آبشده
  19. پیوست سند
  20. پیش‌نویس تکفروشی
  21. نسخهٔ پشتیبان
  22. وام و تسهیلات بانکی
  23. چند صفحه هم‌زمان: میزِ کارِ ساعتِ شلوغی
  24. تبدیل متفرقه به ویترین و «عیار شخصی»
  25. ریز ورود و خروج و جمع ردیف‌های انتخابی
  26. سند چاپی: فاکتور و قبض
  27. گردش موجودی: کاردکس هر قلم
  28. دفتر چک: چک شخصی و دریافتی
  29. خلاصه وضعیت: چک، زیان و سربه‌سر
  30. کالای غیرطلایی: جنسی که قیمت طلا رویش اثر ندارد
  31. اصلاح موجودی: وقتی دفتر با ترازو نمی‌خواند
  32. تعمیرات و آبکاری: جنسی که فروخته نشده، فقط بیرون رفته
  33. پوشش ریسک: بستن مظنه و وضعیت باز
  34. تراز خرید و فروش و نوار پایین صفحه
  35. مرجوعی در تکفروشی: وقتی مشتری جنس را پس می‌آورد
  36. سکهٔ پارسیان: اجرت عددی و معافیت ارزش افزوده
  37. فروش قسطی: قسط ریالی و قسط طلایی
  38. دریافت قسط: وقتی مشتری پولِ قسط را می‌آورد
  39. انتقال سند: ابزار قیچی
  40. جستجوی هوشمند: شخص، جنس و سند
  41. سنگ و نگین: انگشتر یاقوت، عقیق و فیروزه
  42. دفتر روزانه: کارِ امروز، ردیف‌به‌ردیف
  43. تاریخچه کارها: چه کسی، کِی، چه چیزی را عوض کرد
  44. اجاره طلا: طلای سرمایه‌گذار نزد شما
  45. کارکرد ارز و سکه (سایت فروشگاه)
  46. کار جور: سی قلم خرده‌ریز در یک ردیف
  47. آبشدهٔ شرطی: طلایی که هنوز عیارش را نمی‌دانی
  48. مرجوعی نزدِ سازنده و بنکدار: دفترِ فی و خرید خالص
  49. فیِ فروش نقدی، فیِ نسیه و تخفیفِ خوش‌حساب
  50. دفتر معین: گردشِ یک طرف حساب، ردیف‌به‌ردیف
  51. معکوسِ سند: خرید و فروشِ آینه با Ctrl+H
  52. ماشین حسابِ سلول: جمعِ چند وزن با کلید =
  53. شمارهٔ دوم و تصفیه با متفرقه
  54. مرجوعیِ شناسنامه‌دار: همان آبشده و همان چک، نه یکی شبیهِ آن
  55. برداشت شخصی به نامِ صاحبش: سهم شرکا از هر سه در
  56. تسویه با آبشده: با لُنگهٔ واقعیِ انبار، نه یک متفرقهٔ ساختگی
  57. سندِ عقب‌تاریخ (جامونده): وقتی شمارهٔ سند و تاریخش هم‌سو نیستند
  58. مسیر کنترل و بستن روز: از مانده‌ها تا سود واقعی
  59. متفرقه با وزن ترازو: تفکیک عیار و معادل خودکار ۷۵۰
  60. ماندهٔ سنگ و نگین: انبارِ نگین که روی لیبل بسته می‌شود
  61. مشتریان تک: یک حساب، صد مشتری
  62. موجودی متفرقه در خلاصه وضعیت: به تفکیک عیار، از دلِ اسناد
  63. آب کردن طلا: برداشتِ متفرقه از موجودی، درونِ قبضِ ذوب
  64. سندِ تک‌فروشی: برای هر مشتریِ گذری یک حساب نساز
  65. هشدار گروه‌ها: هر گروه چه چیزی را می‌گیرد و چه چیزی را می‌دهد
  66. بخش فنی (توسعه‌دهنده)
  67. به‌روزرسانی نسخهٔ شبکه: قفل اصلی و ترتیب نصب
  68. کسر و اضافه: اصلاح حساب بدون جابه‌جایی فیزیکی
  69. اولین مرجوعی یک جنس: ثبت مبنای فی بدون تغییر موجودی
دامنهٔ این راهنما: بخش‌های ۱ تا ۴۴ و ۴۶ تا ۵۴ دربارهٔ پنل ادمین (/admin) است. بخش ۴۵ مربوط به سایت فروشگاه (/) است که برنامه‌ای جداگانه با دادهٔ خودش است.

#۱. نگاه کلی: صفحه‌ها کجا هستند

منوی کناری (سایدبار) این بخش‌ها را دارد:

بخشکاربرد
داشبوردنمای کلی: شاخص‌ها، طلب و بدهی، اسناد اخیر
دستیار هوشمندچت حسابدار خودکار و تحلیل‌گر
اشخاص و حساب‌هامشتری، همکار، کارگاه؛ دفتر حساب هر شخص
کالا و انبارموجودی کالا، کاتالوگ اجناس و «تبدیل متفرقه به ویترین»
گردش موجودیکاردکسِ ورود و خروجِ هر قلم و پیداکردنِ سندِ جاافتاده یا تکراری
تعمیرات و آبکاریجنسی که نزد تعمیرکار است، بازگشتش و اجرتی که باید بدهی
پوشش ریسکچند گرم طلا «باز» مانده، ریسک نوسان، و بستنِ مظنه با بنکدار
ذوب و آبشدهقبض‌های ذوب: ارسال متفرقه به ری‌گیری و ثبت آبشدهٔ برگشتی
حساب بانکیحساب‌های بانکی + کارتخوان (پوز) و تسویه
دفتر چکچک‌های صادره و دریافتی، سررسید، راس‌گیری و پاس کردن
وام و تسهیلاتوام‌های بانکی، سود و کارمزد، و پرداخت اقساط
اجاره طلاطلای سرمایه‌گذار که نزد شماست: اصلِ ثابت و اجارهٔ ماهانه
هزینه‌هامخارج مغازه و حساب داخلی (خروج/ورود، بابت، برداشت شخصی)
نوع حساب‌هاگروه‌های حساب، امانات، سرمایه و برداشت
خلاصه وضعیتوضعیت کلی طلب، بدهی و موجودی
دفتر روزانهکارِ روزانه ردیف‌به‌ردیف: بازه، فیلتر، جست‌وجو و نشان‌گذاری
تاریخچه کارهاچه کسی، کِی، چه چیزی را ثبت، ویرایش یا حذف کرد — با مقدار قبلی و جدید
گزارش‌هاگزارش‌های تحلیلی و صورت سود و زیان
اتاق فرمانمدیریت حسابدارها، دسترسی‌ها و رویدادها (فقط مدیر)
تنظیماتنرخ، درصدها، گروه‌های اشخاص، پشتیبان
نکته: دکمهٔ «ثبت سند» در منو نیست؛ از داخل کارت هر شخص باز می‌شود، چون هر سند به یک طرف‌حساب وصل است.
چند صفحه با هم: با Ctrl+کلیک روی هر گزینهٔ منو، آن صفحه در یک سربرگ تازه باز می‌شود و صفحهٔ فعلی بسته نمی‌شود. توضیح کامل در بخش ۲۳.

#آشنایی با محیط کیمیا

چهار صفحهٔ کلیدیِ محیط کار برای کسی که تازه با برنامه آشنا می‌شود:


#۲. مفهوم مانده: بدهکار و بستانکار

هر شخص یک مانده دارد که خلاصهٔ همهٔ داد و ستدهای اوست. این مانده در دو واحد جداگانه نگه‌داری می‌شود:

معنی دو کلمهٔ کلیدی:

مثال ساده: مشتری «رضا» ۵ گرم طلای ۷۵۰ می‌خرد و پولش را نمی‌دهد → رضا ۵ گرم به ما بدهکار می‌شود. فردا ۳ گرم پول می‌آورد → بدهی‌اش به ۲ گرم می‌رسد. همین‌طور برای ریال هم جدا حساب می‌شود.


#۳. سند چیست و چطور ثبت می‌شود

سند واحد اصلی ثبت هر رویداد مالی است. پنج نوع سند داریم:

نوع سندیعنی چهجهت پیش‌فرض روی مانده
فروشجنس به مشتری فروختیطرف به تو بدهکار می‌شود
خریداز کسی جنس خریدیتو به او بدهکار می‌شوی
دریافتپول/طلا گرفتیبدهی طرف کم می‌شود
پرداختپول/طلا دادیطلب طرف کم می‌شود
سایرموارد خاص (بدون جهت پیش‌فرض)با «تشخیص» ردیف تعیین می‌شود

هر سند:

قاعدهٔ مهم: هر فاکتور را در یک شمارهٔ سند جداگانه ثبت کن تا حساب‌ها قاطی نشوند.

برای کنترلِ سند با ترازو پیش از ذخیره — جمعِ چند ردیف انتخابی و پنلِ ورود و خروج — بخش ۲۵ را ببین.

مثال یک سند فروش با چند ردیف:

نوع ردیفتوضیحمقدار
طلا (وزنی)یک النگو۱۰ گرم، عیار ۷۵۰
اجرت/خدماتاجرت ساخت۵٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال
تخفیفتخفیف مشتری۲٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال

#۴. ستون «تشخیص»: قلب مدل کیمیا

هر ردیفِ سند یک ستون «تشخیص» دارد. این ستون تعیین می‌کند آن ردیف روی مانده «به کدام سمت» اثر بگذارد. چهار حالت دارد:

تشخیصچه زمانیاثر روی مانده
عادیحالت معمولهمان جهت پیش‌فرض نوع سند
مرجوعجنس/پول برگشت خوردجهت سند برعکس می‌شود
خروجفقط در سند «سایر» — خروج ارزش (هزینه/ضرر)همیشه منفی
ورودفقط در سند «سایر» — ورود ارزش (درآمد/سود)همیشه مثبت

#چرا «مرجوع» یک ردیف است، نه یک نوع سند جدا؟

چون در واقعیت مغازه، برگشت جنس معمولاً بخشی از یک فاکتور است، نه یک سند مستقل. با «تشخیص» می‌توانی در همان سند فروش، یک ردیف را «مرجوع» بزنی و آن ردیف جهت عکس می‌گیرد.

مثال «مرجوع»: در سند فروش، مشتری ۱۰ گرم خرید ولی ۲ گرم را پس آورد:

مثال «خروج/ورود» در سند «سایر»: اینها برای حساب‌های داخلی و مواردی است که جهت پیش‌فرض ندارند:

خیالت راحت باشد: برای ردیف‌های «عادی» و «مرجوع» رفتار دقیقاً مثل قبل است؛ فقط «خروج/ورود» در سند «سایر» قابلیت تازه است. اسناد قدیمی هیچ تغییری نمی‌کنند.

#۵. ستون «شرح» و «بابت»

این دو ستون فقط اطلاعاتی‌اند و روی هیچ عددی اثر نمی‌گذارند؛ فقط برای شفافیت و گزارش‌گیری‌اند.

#شرح (کد سیستمی)

یک کد استاندارد که جنس/ابزار ردیف را مشخص می‌کند و به نوع ردیف وابسته است:

نوع ردیفکدهای شرح
طلا۱ آبشده · ۲ متفرقه · ۳ آبشده شرطی · ۹ اضافه · ۱۰ متفرقه سالم
نقد/اجرت۵ نقدی · ۶ چک · ۷ حواله
تخفیف۸ کسر

اگر نوع ردیف را عوض کنی و کد قبلی به نوع جدید نخورَد، کد خودکار پاک می‌شود.

سه کد استثنا هستند و کارِ عملی می‌کنند: - ۶ چک → زیرِ ردیف یک نوارِ «مشخصات چک» باز می‌کند و آن ردیف را وارد دفتر چک می‌کند. - ۸ کسر → ردیف را به مبلغِ منفی (تخفیف) تبدیل می‌کند. برای اصلاحِ حساب وقتی چیزی فیزیکی جابه‌جا نشده — ته‌حسابِ باقی‌مانده، تخفیف، کارمزدِ بانکی — همین کد را بزن. سرراست‌ترین راهش دو میان‌برِ پای سند است: کسر و اضافه. - ۹ اضافه → قرینهٔ «کسر» است، ولی روی وزن: طرفِ حساب را به اندازهٔ یک وزن بستانکار می‌کند بدون اینکه یک سوت طلا وارد مغازه شود. پس در کاردکس و پنلِ ورود ـ خروج و کارکردِ معاملات نمی‌آید، و در سود و زیان به‌عنوانِ زیانِ طلا می‌نشیند. کاربردِ اصلی‌اش اجارهٔ طلا است.

#بابت

یک متن آزاد که علتِ ردیف را می‌گوید. هنگام تایپ، پیشنهادهای رایج می‌آید: بدهی قبلی، علی‌الحساب، تسویه حساب، بیعانه، اجرت، امانت، کرایه، قرض…

مثال: یک ردیف دریافت ۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریالی با شرحِ «۶ چک» و بابتِ «علی‌الحساب» → یعنی این چک بابتِ علی‌الحساب گرفته شده. هیچ اثری روی مانده ندارد ولی در فاکتور و گزارش دیده می‌شود.


#۶. وزن ۷۵۰ و عیار

طلا با عیارهای مختلف (۱۸، ۲۱، ۲۴…) داد و ستد می‌شود. برای اینکه همه‌چیز قابل‌جمع باشد، همهٔ وزن‌ها به یک عیار مبنا (پیش‌فرض ۷۵۰) تبدیل می‌شوند:

وزن ۷۵۰ = وزن × عیار ÷ عیار مبنا

مثال: ۱۰ گرم طلای عیار ۹۰۰ → ۱۰ × ۹۰۰ ÷ ۷۵۰ = ۱۲ گرم معادل ۷۵۰. پس در مانده ۱۲ گرم ثبت می‌شود، نه ۱۰.

#ستون «عیار شخصی»

کنارِ ستون عیار، یک ستون دومِ اختیاری هست: عیار شخصی — یعنی عیاری که با مشتری حساب می‌کنی، که می‌تواند با عیارِ واقعیِ جنس فرق داشته باشد (مثلاً متفرقهٔ ۷۴۰ که ۷۵۰ می‌فروشی). خالی گذاشتنش یعنی «همان عیارِ جنس» و رفتار مثل قبل است. → بخش ۲۴


#۷. مالیات سند فروش (فرمول جدید)

در پای سند فروش یک کارت طلایی قابل‌فعال‌سازی هست که مطابق فرمول جدید سازمان امور مالیاتی حساب می‌کند:

درصدهای پیش‌فرضِ «سود فروشنده» و «مالیات ارزش افزوده» در تنظیمات قابل تغییرند. هنگام ثبت فروش، درصدهای مؤثر روی خود سند ذخیره می‌شوند؛ بنابراین تغییر تنظیمات امروز، فاکتور و گزارش مالیاتی گذشته را بازنویسی نمی‌کند.

مثال عددی: طلای خام ۱۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ + اجرت ۱۰٬۰۰۰٬۰۰۰، سود ۷٪، ارزش افزوده ۱۰٪:

#پروفایل مالیاتی شخص و اولویت معافیت‌ها (v110)

در فرم ساخت یا ویرایش شخص، کارت «پروفایل مالیاتی این شخص» مشخص می‌کند فروش‌های تازهٔ او به‌طور پیش‌فرض ارزش افزوده داشته باشند یا معاف باشند. این گزینه فقط نقطهٔ شروع سند جدید است و سه سطح مستقل دارد:

سطحکجا تنظیم می‌شودکاربرد
جنستعریف جنس با گزینهٔ «ارزش افزوده ندارد»برای قلم‌هایی مانند سکهٔ پارسیان؛ فقط همان ردیف معاف است.
شخصکارت پروفایل مالیاتی در فرم شخصپیش‌فرض همهٔ فروش‌های تازهٔ این طرف‌حساب.
سندکلید مالیات در کارت پایین فاکتوراستثنا فقط برای همان فاکتور؛ بر پروفایل شخص مقدم است.

اگر شخص معمولاً معاف است اما این فروش باید مشمول باشد، کلید مالیات همان سند را روشن کنید. اگر شخص معمولاً مشمول است اما یک فروش خاص معاف است، کلید را خاموش کنید. این تغییر پروفایل شخص یا فاکتورهای دیگر را عوض نمی‌کند. پس از ثبت نیز وضعیت و منبع مالیات روی سند مهر می‌شود؛ تغییر بعدی پروفایل شخص، اسناد قبلی را دست نمی‌زند.

#ستون مالیات در فاکتور چاپی

از تنظیمات ← مرکز چاپ فاکتور ← ستون‌ها، گزینهٔ مالیات را روشن کنید. سهم مالیات هر ردیف در ستون جدا دیده می‌شود؛ ردیف معاف خط تیره دارد و جمع ستون همیشه با جمع مالیات کارت سند برابر است. این ستون پیش‌فرض خاموش است تا قالب فعلی فاکتورهای شما بدون انتخاب خودتان تغییر نکند.

#مرکز مالیات در گزارش‌ها

در صفحهٔ گزارش‌ها، کارت مرکز مالیات بر اساس بازهٔ انتخاب‌شده این شاخص‌ها را نشان می‌دهد:

مالیات دریافت‌شده تا زمان واریز، بدهی مالیاتی فروشگاه است. پرداخت به سازمان امور مالیاتی را در هزینه‌ها با دستهٔ بیمه و مالیات ثبت کنید. چون این دسته ممکن است هزینهٔ بیمه را هم در خود داشته باشد، مرکز مالیات آن را خودکار از بدهی کم نمی‌کند تا رقم اشتباه نسازد.

دکمهٔ «خروجی سالانه TTMS / CSV» سال شمسی را می‌گیرد و فایل UTF-8 شامل شماره و تاریخ سند، مشخصات خریدار، فروش ناخالص، پایهٔ مشمول، پایهٔ معاف، مالیات و وضعیت را می‌سازد. فایل برای بازبینی در Excel و انتقال به فرایند TTMS آماده است. قالب اختصاصی یا باینریِ نسخه‌های قدیمی TTMS ممکن است متفاوت باشد و بدون نمونهٔ رسمی همان نسخه، سازگاری مستقیم آن تضمین نمی‌شود.


#۸. حساب بانکی و کارتخوان (پوز)

#حساب بانکی

حساب‌های بانکی فروشگاه با ارز، شماره حساب، تلفن و ماندهٔ اول دوره تعریف می‌شوند.

حسابِ دسته‌چک را مستقل بساز. اگر بانک برایت دسته‌چک صادر کرده، آن حساب را جدا تعریف کن — حتی اگر در همان بانکی است که حساب‌های دیگر داری. موجودیِ این حساب باید فقط پاسخگویِ چک‌ها باشد تا دفتر چک بتواند قبل از هر «پاس شد» بگوید موجودی کم می‌آید یا نه. پر کردنِ این حساب با یک سندِ پرداختِ نقدی از صندوق یا یک حواله از حسابِ دیگر انجام می‌شود.

#کارتخوان (پوز)

پول کارتخوان لحظه‌ای به حساب نمی‌نشیند؛ معمولاً فردای همان روز یک‌جا حواله می‌شود. برای اینکه موجودی درست بماند:

  1. یک حساب بانکی بساز و تیک «حساب کارتخوان (پوز)» را بزن.
  2. وقتی مشتری با کارت می‌کشد، در سند دریافت، «حساب مقصد» را همان حساب پوز بگذار.
  3. در نمای «حساب بانکی»، پنل کارتخوان‌ها مبلغِ در انتظار تسویهٔ هر پوز را نشان می‌دهد.
  4. فردا با دکمهٔ «تسویه به حساب»، مبلغ یک‌جا به حساب اصلی منتقل می‌شود. سامانه یک جفت سند قفل‌شده (پرداخت از پوز + دریافت به حساب مقصد) می‌سازد و موجودی پوز صفر می‌شود.
  5. آخرین تسویه‌ها فهرست می‌شوند و هر کدام قابل لغو است (جفت سند حذف و موجودی برمی‌گردد).

#۹. حوالهٔ دوطرفه

انتقال مستقیم بین دو شخص: از مبدأ کم و به مقصد اضافه می‌شود، بدون تغییر موجودی صندوق. هر حواله = یک جفت سند قفل‌شده (پرداخت روی مبدأ + دریافت روی مقصد). دکمهٔ میان‌بر «تسویه» بدهی/طلب طرفین را خودش پیشنهاد می‌دهد.

#حواله معامله نیست

این جملهٔ کوتاه، کلِ منطقِ حواله است: حواله جابه‌جاییِ یک طلب است، نه خرید و فروش. طلا یا پولی که حواله می‌شود قیمتش قبلاً — در سندِ معاملهٔ اصلی — بسته شده. پس حواله:

#ریالی یا طلا

بالای فرم دو دکمه هست: ریالی و طلا (گرم۷۵۰). با عوض کردنشان فیلدها هم عوض می‌شوند:

داراییفیلدهامثال
ریالیمبلغ (﷼)حوالهٔ ۹٬۹۹۲٬۰۰۰٬۰۰۰ ﷼ از مشتری به بنکدار
طلاوزن (گرم) + عیارحوالهٔ ۹۵ گرم۷۵۰ از یک بنکدار به بنکدارِ دیگر
تعویضِ دارایی مبلغ را پاک می‌کند. عمدی است: ۹۹۹ میلیون ریال و ۹۹۹ گرم یک عدد نیستند و جا ماندنِ رقمِ قبلی خطای بی‌سروصدا می‌سازد.

#مثال ویدئو: حوالهٔ طلا بین دو بنکدار

آقای ابراهیمی ۶۱۷٫۳۲ گرم۷۵۰ طلبکار است. ۹۵ گرم از طلبش را به آقای عابدزاده حواله می‌کنی:

پیش از حوالهپس از حواله
ابراهیمی۶۱۷٫۳۲ گ۷۵۰۵۲۲٫۳۲ گ۷۵۰
عابدزاده۰۹۵ گ۷۵۰
کارکرد—۰
وضعیت باز۶۱۷٫۳۲۶۱۷٫۳۲ (بی‌تغییر)

#چرا با خرید/فروش ننویسیم

تا پیش از این فقط ریال حواله می‌شد، پس برای جابه‌جا کردنِ طلا بین دو حساب چاره‌ای جز نوشتنِ یک «فروش» و یک «خرید» نبود. اندازه‌گیری شد که همین کار روی همان حوالهٔ ۹۵ گرمی چه می‌کند:

با حوالهٔ طلا هر دو عدد صفر می‌مانند.

#میان‌بر: حواله از روی مانده

در صفحهٔ اشخاص، ماندهٔ ریالی و ماندهٔ طلاییِ هر شخص که صفر نباشد خودش یک دکمه است. یک کلیک روی آن، فرمِ حواله را باز می‌کند با جهت و مبلغِ آماده:

فقط کافی است طرفِ مقابل را انتخاب کنی. مبلغ کلِ مانده است و قابلِ ویرایش؛ وزنِ طلا تا سه رقمِ اعشار (میلی‌گرم) گرد می‌شود.

#نامِ طرفِ مقابل روی فاکتور

در تنظیمات گزینه‌ای هست: «نامِ طرفِ مقابل در فاکتورِ چاپیِ حواله نیاید». وقتی از حسابِ یک بنکدار برای مشتری حواله می‌زنی، لازم نیست مشتری بداند پولش از کجا آمده. این گزینه فقط چاپ را عوض می‌کند — در ردیفِ سند و در همهٔ گزارش‌ها نامِ طرفِ مقابل سرِ جایش می‌ماند.

#ثبت حواله در سند باز یا سند جدید — v98

وقتی حواله‌ای ثبت می‌کنید، برنامه برای هر طرف جداگانه آخرین سندِ هم‌نوعِ همان تاریخ را بررسی می‌کند. اگر سند هنوز چاپ یا بسته نشده باشد، ردیف حواله به همان سند اضافه می‌شود؛ سندی با تاریخ دیگر یا سندی که فاکتور آن چاپ شده باشد، قابل استفاده نیست و برای حواله سند تازه ساخته می‌شود. این تصمیم برای حوالهٔ ریالی و طلایی یکسان است.

در تنظیمات ← رفتار حواله گزینهٔ «ثبت هر حواله در سند جدید» قرار دارد. در حالت روشن، حتی سند هم‌روز و باز نیز دست‌نخورده می‌ماند و هر حواله در سند جدید ثبت می‌شود. خاموش‌بودن گزینه حالت پیش‌فرض و سریع روزانه است. در هر دو حالت، حواله همچنان جفتِ مرتبطِ پرداخت و دریافت با شناسهٔ مشترک است و طلا بدون فی و ریال بدون اثر ساختگی در سود ثبت می‌شود.

#مشخصات فیش روی دو سند مرتبط — v96

در فرم حواله می‌توانید بانک مبدأ، شماره پیگیری و ساعت واریز را وارد کنید. این اطلاعات اختیاری‌اند، اما اگر وارد شوند روی هر دو سند مرتبط ذخیره و در چاپ همان سند نمایش داده می‌شوند؛ بنابراین رسیدی که از حساب مبدأ چاپ می‌کنید با رسید حساب مقصد یک مشخصات پیگیری دارد.

گزینهٔ پنهان‌کردن نام طرف مقابل فقط نام شخص را به «حواله» تبدیل می‌کند. بانک، شماره پیگیری و زمان واریز همچنان روی چاپ باقی می‌مانند تا رسید قابل پیگیری باشد، در حالی که اطلاعات طرف تجاری افشا نشود. ویرایش یکی از سندهای مرتبط نیز مشخصات فیش را همراه مبلغ، تاریخ و توضیح روی هر دو طرف به‌روزرسانی می‌کند.


#۱۰. نوع حساب‌ها، امانات، سرمایه و برداشت

این صفحه سه زبانه دارد:

برداشت شخصی هر جا ثبت شود، همیشه به نامِ یک شریک ثبت می‌شود و همیشه از سهمِ همان شریک کم می‌شود — نه از سود مغازه. دو راهِ ثبت دارید و هر دو به یک عدد می‌رسند: سندِ «سرمایه و برداشت» با تشخیصِ خروج، یا ردیفِ «مخارج مغازه» با تشخیصِ برداشت شخصی که آن‌جا هم نامِ شریک را می‌پرسد. جزئیات در «گزارش سهم شرکا» پایینِ همین بخش.

#نوع حساب فقط یک برچسب نیست — ماهیت (v41)

تا امروز «نوع حساب» فقط یک اسم بود که کنارِ شخص می‌نشست. حالا هر عنوان یک ماهیت دارد، و ماهیت یعنی رفتار: برنامه بر اساسِ آن تصمیم می‌گیرد سندِ آن شخص چطور باز شود، سودش شمرده شود یا نه، و اسمش در کدام فهرست‌ها بیاید.

بالای زبانهٔ «گروه‌های حساب» یک تختهٔ ماهیت‌ها با هشت کارت می‌بینید. هر کارت رنگ و آیکنِ خودش را دارد، عنوان‌هایی که زیرش نشسته‌اند را نشان می‌دهد و تعداد حساب‌هایش را می‌گوید. روی هر کارت کلیک کنید تا فهرستِ همان حساب‌ها باز شود.

ماهیتیعنی چه
بنکداریحالتِ عادی و پیش‌فرض. هیچ رفتارِ ویژه‌ای ندارد — همکار، بنکدار، کارگاه، مشتریِ عمده.
تکفروشیمشتریِ سرِ پیشخوان. سند با قیمت هر گرم باز می‌شود.
بانکفقط برای حساب‌های بانکیِ خودِ مغازه.
هزینه‌هاطرف‌حسابی که خرجِ مغازه است (اجاره‌دهنده، پیمانکار).
سرمایه و برداشتحسابِ خودت و شرکا. از سود و زیان بیرون می‌ماند.
ذوبذوب‌خانه و آبشده.
حساب داخلینقل‌وانتقالِ داخلیِ خودت، نه معامله با بیرون.
اماناتامانت‌ها؛ از فهرستِ روزمرهٔ اشخاص پنهان می‌شوند تا شلوغی نکنند.

چطور ماهیت را ست کنم: در جدولِ همان زبانه، جلوی هر عنوان یک انتخابگرِ ماهیت هست. انتخاب کنید، تمام. عنوانِ تازه را هم می‌توانید همان‌جا با ماهیتش بسازید. دکمهٔ نوع‌های استاندارد هر هشت عنوانِ مرجع را که ندارید اضافه می‌کند و ماهیتشان را می‌نشاند — عنوان‌های خودتان دست نمی‌خورند. دکمهٔ خروجی اکسل هم فهرستِ کاملِ حساب‌ها با نوع، ماهیت، مانده و وضعیت را می‌دهد.

دفترِ فعلیِ شما تکان نمی‌خورد. تا وقتی خودتان ماهیتی ست نکنید، همهٔ عنوان‌ها «بنکداری» یعنی بی‌رفتار می‌مانند و هیچ عددی عوض نمی‌شود. برنامه از روی شباهتِ اسم حدس نمی‌زند — «سرمایه‌گذار» خودبه‌خود «سرمایه و برداشت» نمی‌شود.

#برداشت شخصی هزینهٔ مغازه نیست

اگر ۵۰ میلیون از صندوق بردارید و آن را مثل یک فروشِ معمولی ثبت کنید، گزارشِ سود و زیان فکر می‌کند مغازه معامله کرده و سود یا زیانِ خیالی می‌سازد. پولی که مالک برمی‌دارد نه درآمد است نه هزینه؛ فقط سرمایه جابه‌جا شده.

عنوانِ حسابِ خودتان و شرکا را روی ماهیتِ سرمایه و برداشت بگذارید. از آن لحظه، اسنادِ آن حساب‌ها:

یعنی برداشتتان جایی که باید دیده می‌شود و جایی که نباید، نمی‌شود.

#تکفروشی: سند با «قیمت هر گرم» باز می‌شود

مشتریِ سرِ پیشخوان به «مظنه» و «مثقال» کاری ندارد؛ می‌پرسد گرمی چند؟ پس وقتی شخصی با ماهیتِ تکفروشی انتخاب شود، سند خودش را با او تنظیم می‌کند:

هیچ‌وقت انتخابِ شما را لگدمال نمی‌کند. اگر سند ردیفِ پرشده داشته باشد یا خودتان واحد را دستی عوض کرده باشید، برنامه دست نمی‌زند. ردیفی هم که فیِ دستی دارد با «قیمت هر گرم» بازنویسی نمی‌شود.

راهنمای زیرِ انتخابگر: موقعِ ساختن یا ویرایشِ شخص، زیرِ «نوع حساب» یک خطِ رنگی می‌گوید این نوع چه ماهیتی دارد و چه رفتاری با خودش می‌آورد — تا پیش از ذخیره بدانید چه چیزی می‌خرید.

#گزارش «سهم شرکا» (تقسیم سود — سبک کیمیا)

پایینِ زبانهٔ «سرمایه و برداشت»، یک بردِ مدرن سود مغازه را بین شرکا تقسیم می‌کند. جدول دقیقاً همان شکلی است که کیمیا نشان می‌دهد:

دو سطرِ اول می‌گویند چه چیزی تقسیم می‌شود — «خلاصه وضعیت — طلا» و «خلاصه وضعیت — ریال». همان دو عددِ صفحهٔ «خلاصه وضعیت»، بی‌کم‌وکاست.

بعد هر شریک دو سطر دارد: یکی برای طلا (گرمِ ۷۵۰) و یکی برای ریال. تا پیش از این فقط یک سطرِ ریالی بود و برداشتِ طلایی هیچ‌جا از سهم کم نمی‌شد.

ستونیعنی چه
٪درصد سهم همان شریک از سود
برداشت / آوردهآنچه در طولِ دوره از مغازه بیرون برده (برداشت) یا از جیبش گذاشته (آورده)
سهم خالصآنچه واقعاً دستش را می‌گیرد

فرمول، همان که ویدئوی مرجع روی صفحه نشان می‌دهد:

سهم طلای هر شریک  = ٪ او × کل وضعیت بر حسب طلا  −  برداشتِ طلایی او
سهم ریالی هر شریک = ٪ او × کل وضعیت ریالی        −  برداشتِ ریالی او

مثالِ خودِ ویدئو (عددبه‌عدد): استخر ۷۰۱٫۷۰ گرمِ ۷۵۰ و ۴٬۳۶۰٬۵۶۰٬۰۰۰ ریال. شریکِ اول ۷۰٪ → سهمِ طلا ۴۹۱٫۱۹ گرم و سهمِ ریالی ۳٬۰۵۲٬۳۹۲٬۰۰۰؛ چون ۳٬۴۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ برداشته، خالصش −۳۴۷٬۶۰۸٬۰۰۰ است یعنی بیش از سهمش برداشته و به مغازه بدهکار است. شریکِ دوم ۳۰٪ → سهمِ طلا ۲۱۰٫۵۱ گرم و سهمِ ریالی ۱٬۳۰۸٬۱۶۸٬۰۰۰؛ چون ۷۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰ برداشته، ۵۵۸٬۱۶۸٬۰۰۰ طلبش می‌ماند.

#برداشت از هر سه در خوانده می‌شود (v55)

این مهم‌ترین تغییرِ این گزارش است. برداشتِ شخصی در پنل سه راهِ ثبت دارد و گزارش تا امروز فقط یکی از آن سه را می‌دید — یعنی کسی که راهنما را مو به مو اجرا کرده بود، برداشتش در گزارش صفر می‌ماند و پنل به او می‌گفت هنوز کلِ سهمش را طلبکار است. حالا هر سه در شمرده می‌شوند:

درکجا ثبت می‌شودچطور به شریک وصل می‌شود
۱سندِ خروج روی حسابِ خودِ شریک در زبانهٔ «سرمایه و برداشت»خودبه‌خود
۲سندِ شخصی که نوعِ حسابش ماهیتِ سرمایه و برداشت دارددر ویرایشِ شریک، فیلدِ «حسابِ شخصِ این شریک» را به آن شخص وصل کنید
۳ردیفِ برداشت شخصی در صفحهٔ «مخارج مغازه»همان‌جا فیلدِ «به نامِ کدام شریک؟» را پر کنید

زیرِ جدول، برای هر شریک یک کارت هست که می‌گوید عددش از کدام در آمده — تا وقتی رقمی عجیب دیدید مجبور نباشید کلِ دفتر را بگردید.

آورده هم شمرده می‌شود. پولی که شریک از جیبش به مغازه می‌گذارد عکسِ برداشت است و سهمش را بالا می‌برد. در هر دو در (سندِ «ورود» یا تشخیصِ «آورده به مغازه» در مخارج) ثبت می‌شود.
برداشتِ بی‌صاحب هشدار می‌گیرد. اگر ردیفِ «برداشت شخصی» بدونِ نامِ شریک ثبت شده باشد، بالای گزارش یک هشدارِ قرمز با مبلغِ دقیق و میان‌برِ رفتن به «مخارج مغازه» می‌آید. آن مبلغ از سهمِ هیچ‌کس کم نشده، چون معلوم نیست مالِ کیست.

#چرا برداشت، کلِ وضعیتِ مغازه را کم نمی‌کند

وقتی ۲۵۰ میلیون برمی‌دارید دو اتفاق هم‌زمان می‌افتد: پول از صندوق/بانک کم می‌شود، و مغازه به همان اندازه از شما طلبکار می‌شود. این دو دقیقاً هم‌دیگر را خنثی می‌کنند و کلِ وضعیت تکان نمی‌خورد — برداشت، ثروتِ مغازه را نمی‌سوزاند، فقط جابه‌جایش می‌کند.

به همین دلیل در «خلاصه وضعیت» ماندهٔ حساب‌های سرمایه و برداشت در ستونِ طلبِ مغازه می‌نشیند، نه بدهی.

اصلاحِ v55: تا نسخهٔ پیش، علامتِ ماندهٔ حساب‌های امانات و سرمایه و برداشت وارونه بود: سندِ خروج ماندهٔ منفی می‌ساخت و «خلاصه وضعیت» آن را بدهی می‌خواند. یعنی برداشت دو بار از وضعیتِ مغازه کم می‌شد — یک بار از صندوق، یک بار در ستونِ بدهی. حالا مثبت یعنی بدهکار (طلبِ مغازه) و منفی یعنی بستانکار، هم‌راستا با ته‌حسابِ اول دوره و برچسبِ خودِ جدول. اگر در این دو زبانه حسابِ گردش‌دار دارید، عددشان با این نسخه علامت عوض می‌کند و درست می‌شود — یک بار نگاهشان کنید.

#۱۱. مخارج مغازه و حساب داخلی

دفترِ داخلیِ مخارج، هماهنگ با همان مدل تشخیصِ خروج/ورود اسناد. اینجا هزینه‌های روزمرهٔ مغازه و حساب‌وکتاب داخلی را ثبت می‌کنی.

#سه نوع تشخیص در مخارج

تشخیصیعنی چهاثر روی سود
▼ خروجهزینهٔ عملیاتی (اجاره، حقوق، قبض…)از سود خالص کم می‌شود
▲ ورودبرگشت هزینه یا درآمد جانبیبه سود خالص اضافه می‌شود (مخارج را کم می‌کند)
برداشت شخصیبرداشت مالک/شرکا از صندوق، یا آورده‌ای که از جیبش می‌گذاردجدا نگه داشته می‌شود، روی سود و زیان اثر ندارد — ولی از سهمِ همان شریک کم (یا زیاد) می‌شود

#برداشت شخصی همیشه صاحب دارد (v55)

وقتی تشخیص را روی برداشت شخصی بگذارید، یک پنجرهٔ بنفش باز می‌شود و دو چیز می‌پرسد:

نامِ شریک در جدولِ مخارج کنارِ «بابت» دیده می‌شود. اگر ردیفی بدونِ نام باشد، همان‌جا با برچسبِ قرمزِ «بدونِ شریک» علامت می‌خورد و در «گزارش سهم شرکا» هم هشدار می‌گیرد — چون مبلغی که معلوم نیست مالِ کیست، از سهمِ هیچ‌کس کم نمی‌شود.

شاخصِ بالای صفحه برداشت شخصیِ خالص را نشان می‌دهد: برداشت منهای آورده.

#فیلدهای هر مورد

تاریخ · مبلغ · بابت (اجباری، با پیشنهاد خودکار) · دسته · روش پرداخت (نقد/حواله/چک/کارت) · شرح. برای برداشت شخصی، شریک و جهتِ برداشت/آورده هم پرسیده می‌شود.

اگر روش حواله یا کارت باشد، حساب بانکی را هم انتخاب کن. پنل هم‌زمان دو اثر جدا را ثبت می‌کند:

  1. خودِ رکورد مخارج، سود خالص را کم می‌کند؛
  2. سند بانکیِ جفت‌شده، موجودی همان حساب را کم می‌کند.

برای ▲ ورود (برگشت هزینه)، جهت هر دو اثر برعکس است: مخارج کم می‌شود و مبلغ به حساب بانکی انتخابی برمی‌گردد. حساب دریافت‌کننده لازم نیست همان حسابی باشد که هزینه ابتدا از آن پرداخت شده بود. ویرایش یا حذف مخارج، سند بانکیِ جفت‌شده را نیز هماهنگ می‌کند؛ بنابراین مبلغ دوبار محاسبه نمی‌شود و رد عملیات باقی می‌ماند.

دسته‌های آماده: اجاره، حقوق و دستمزد، آب/برق/گاز، اینترنت و تلفن، تبلیغات، حمل و نقل، ملزومات و اداری، تعمیر و نگهداری، بیمه و مالیات، متفرقه.

#گزارش مخارج

#چطور حساب می‌شود

مخارج عملیاتی = مجموع «خروج» − مجموع «ورود»   (برداشت شخصی در این جمع نیست)
برداشت شخصیِ خالص = مجموع «برداشت» − مجموع «آورده»   (به تفکیکِ شریک)

مثال یک ماه:

#ترجمهٔ خودکار هزینهٔ ریالی به طلا در خلاصه وضعیت (v100)

در طلافروشی نگه‌داشتن یک عددِ ریالی به‌تنهایی واقعیت مغازه را نشان نمی‌دهد. از این نسخه، وقتی هزینهٔ عملیاتی را به ریال ثبت می‌کنید، خلاصه وضعیت یک کارت شفاف با عنوان «ترجمهٔ خودکار ریال به طلا» نمایش می‌دهد و اثر خالص مخارج را با نرخ زندهٔ گرم ۷۵۰ به وزن طلا تبدیل می‌کند:

اثر طلایی مخارج = (جمع خروج‌ها − جمع برگشت هزینه‌ها) ÷ نرخ روز گرم ۷۵۰

برای نمونه، اگر ۴۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال هزینه ثبت شود و نرخ روز هر گرم ۷۵۰ برابر ۱۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال باشد، اثر خالص در خلاصه وضعیت منفی ۴٫۵۰۰ گرم ۷۵۰ است. لازم نیست برای این کار معاملهٔ طلا، سند تبدیل ریال به طلا یا ثبت دستی دیگری بسازید.

کارت جدید چهار نکته را یک‌جا روشن می‌کند:

این کارت اثر حسابداری تازه‌ای ثبت نمی‌کند و مبلغ را دوباره از وضعیت کم نمی‌کند؛ فقط منشأ عدد نهایی را قابل‌ردیابی می‌سازد. حواله و کارت از سند بانکی جفت‌شده و چک از دفتر چک وارد وضعیت می‌شوند. برداشت شخصی نیز عمداً در این محاسبه نیست، چون هزینهٔ مغازه محسوب نمی‌شود.

#رابطه با سود خالص

سود خالص = (فروش − خرید + ارزش طلای انباشته) − مخارج عملیاتی

برداشت شخصی عمداً در این فرمول نیست — چون پول شخصی مالک است، نه هزینهٔ کسب‌وکار. جای درستش گزارش سهم شرکا است، نه سود و زیان.

سازگاری با گذشته: رکوردهای قدیمیِ هزینه که تشخیص ندارند، خودکار «خروجِ عملیاتی» فرض می‌شوند؛ پس گزارش‌های قبلی هیچ تغییری نمی‌کنند.

#۱۲. گزارش‌ها و سود و زیان

این صفحه دربارهٔ پول است. اگر سؤالت دربارهٔ خودِ جنس است — «این قلم کِی آمد، کِی رفت، و چرا موجودی‌اش با ترازو نمی‌خواند؟» — سراغ گردش موجودی برو.

#بردِ سود و زیانِ کارت‌محور (سبک کیمیا)

بالای صفحه، سودِ دوره در دو بُعد نمایش داده می‌شود — دقیقاً مثل کیمیا که «سود دورهٔ طلا» و «سود دورهٔ ریال» را جدا می‌بیند:

#صورت سود و زیان

زیر کارت‌ها، صورت‌حساب کامل ردیف‌به‌ردیف می‌آید: درآمد فروش، بهای خرید، مابه‌التفاوت نقدی، ارزش طلای انباشته، سود ناخالص، هزینه‌های عملیاتی و در پایان سود خالص.

فرمول: سود خالص = (فروش − خرید + ارزش طلای خالصِ انباشته به نرخ روزِ گرم۱۸) − هزینه‌های عملیاتی. اجرتِ ساخت داخل مبلغ فروش لحاظ شده است. برداشت شخصی در این فرمول نیست.

#کنترل خودکار صحت حسابداری (v103)

بالای صفحهٔ «سود و زیان و گزارش‌ها» یک برد زنده با عنوان «کنترل خودکار» قرار دارد. این برد کاری را که قبلاً چند مرحله داشت خودکار انجام می‌دهد: «خلاصه وضعیت» را از ابتدای دفتر محاسبه می‌کند، «کل سود و زیان به طلا» را نیز از همان بازه می‌گیرد و هر دو را با یک نرخ گرم ۷۵۰ کنار هم می‌گذارد.

سه عدد همیشه هم‌زمان دیده می‌شوند:

چهار کنترل قطعی نیز زیر اعداد اجرا می‌شود: وجود نرخ مشترک طلا، ارزِ بدون نرخ، سکهٔ بدون مبنای وزن و عیار، و معاملهٔ اثرگذارِ بدون فی. سبز بودن این کنترل‌ها به معنی کامل بودن همان داده‌های قابل‌سنجش است؛ جای شمارش واقعی ویترین، صندوق و چک‌ها را نمی‌گیرد.

اگر اختلاف کمتر از یک گرم باشد برد حالت هم‌خوان می‌گیرد. اگر مغایرت وجود داشته باشد، موارد قرمز در اولویت بررسی قرار می‌گیرند و همان مغایرت به‌عنوان یک استثنای پراهمیت وارد کارتابل هوشمند می‌شود؛ هوش مصنوعی یا کارتابل هیچ عددی را اصلاح نمی‌کند. دو دکمه نیز مسیر را کوتاه می‌کنند:

  1. بازکردن خلاصه وضعیت برای کنترل مانده و دارایی فیزیکی؛
  2. دیدن ریز کارکرد از ابتدا برای رسیدن مستقیم به منشأ سود و زیان.
این مقایسه مستقل از بازه‌ای است که برای گزارش روز/ماه انتخاب کرده‌اید و همیشه «از ابتدا» اجرا می‌شود؛ چون فقط سود انباشته را می‌توان با وضعیت فعلی مغازه مقایسه کرد. نتیجه با تغییر سند، موجودی یا نرخ فوراً دوباره محاسبه می‌شود و تأیید دستی ذخیره نمی‌کند.

#کارکرد معاملات و تطبیق با خلاصه وضعیت

پایینِ صفحهٔ گزارش‌ها، بخش «کارکرد معاملات» می‌گوید سودِ شما دقیقاً از کجا آمده است. مبنا یک جملهٔ ساده است:

هر معامله با نرخ روز سنجیده می‌شود. آنچه گران‌تر از نرخ روز فروخته‌اید یا ارزان‌تر از نرخ روز خریده‌اید، سودِ شماست.

فرمول‌ها

حالتفرمول
فروش طلاوزن۷۵۰ × (فی − نرخ روز) + اجرت
خرید طلاوزن۷۵۰ × (نرخ روز − فی)
سکهتعداد × (فی − ارزش روز سکه) — ارزش روز از وزن و عیارِ «انواع سکه»

هر سه در یک عبارت خلاصه می‌شوند: سود = −ضریبِ جهت × وزن۷۵۰ × (فی − نرخ روز). چون ضریبِ جهت از ستون تشخیص می‌آید، ردیف‌های مرجوع خودبه‌خود علامتِ برعکس می‌گیرند و سودِ ثبت‌شده را پس می‌دهند.

کارت‌های کارکرد (بر اساس کدِ ستون «شرح»):

هر کارت جهتِ خرید/فروش را جدا نشان می‌دهد با وزن (یا تعداد)، میانگین فی، اجرت و نتیجه. با نگه‌داشتنِ نشانگر روی هر عدد، فرمولش نمایش داده می‌شود.

اقلام دیگر — چیزهایی که معامله نیستند ولی روی وضعیت مغازه اثر می‌گذارند: سود عیار شخصی، سود فروشندهٔ فاکتور، مالیات ارزش افزودهٔ دریافتی، کسر و اضافه (کد ۸)، اضافه و اجارهٔ طلا، حساب داخلی و هزینه‌های عملیاتی.

جمع‌بندی — سه ستون: جمع کارکرد معاملات، جمع اقلام دیگر، و کل سود و زیان به طلا (گرم۷۵۰) که همان جمعِ کل تقسیم بر نرخ روز است.

جعبهٔ تراز — این سود چقدر به مظنه بند است؟ (v34)

بالای جعبهٔ تطبیق یک جعبهٔ دیگر آمده که به یک سؤالِ ساده جواب می‌دهد: عددی که بالا نوشته شده قطعی است یا فقط عکسِ لحظه‌ایِ مظنهٔ امروز؟

پاسخ به یک چیز بستگی دارد: خالصِ وزنیِ دوره. اگر هرچه طلا فروخته‌اید همان‌قدر هم خریده باشید، خالص صفر است و مظنه هرجا برود سودِ دوره تکان نمی‌خورد — جعبه سبز می‌شود و می‌نویسد «ترازید». اما اگر خالص صفر نباشد، یعنی یک لنگهٔ معامله هنوز باز است:

حالتیعنیمظنه بالا برود
خالص مثبتبیشتر خریده‌اید، طلا دستتان ماندهسودتان بیشتر می‌شود
خالص منفیبیشتر فروخته‌اید، بدهکارِ وزنی هستیدزیانتان بیشتر می‌شود

جعبه همان‌جا حساب می‌کند اگر مظنه ۱٪ بالا یا پایین برود این عدد چقدر جابه‌جا می‌شود، تا اندازهٔ ریسک را با چشم ببینید.

مثالِ معروفِ همین موضوع: ۵۰۰ گرمِ ۷۵۰ را وقتی مظنه ۸۲٫۶۷ بود فروخته‌اید و هنوز نخریده‌اید. همان لحظه گزارش «زیان ۸٬۰۷۹٬۷۷۸» نشان می‌دهد؛ مظنه که به ۱۰۰ می‌رسد همان معامله «سود ۱۹٬۶۲۲٬۳۱۹» می‌شود. هیچ سندی عوض نشده — فقط شما تراز نبوده‌اید. اگر لنگهٔ دوم معامله بیرونِ بازهٔ انتخابی افتاده، بازهٔ بزرگ‌تری بگیرید تا هر دو طرف دیده شوند. تا وقتی تراز نیستید، سودِ خرید و فروش را قطعی نگیرید.

جعبهٔ تطبیق — در بازهٔ «همه»، عددِ «کل سود و زیان به طلا» با «کل وضعیت بر حسب طلا»ی صفحهٔ خلاصه وضعیت مقایسه می‌شود. اگر اختلاف زیر یک گرم باشد، تراز است؛ یعنی کارکردِ شما دقیقاً وضعیتِ امروزِ مغازه را توضیح می‌دهد. اگر نه، محتمل‌ترین دلیل‌ها فهرست می‌شود:

نکته‌های واحد: «فی» و همهٔ مبالغ ریالی‌اند، ولی نرخ زندهٔ گرم۱۸ تومانی ذخیره می‌شود؛ مقایسه با marketRial() انجام می‌شود که همان نرخ ضربدر ۱۰ است. خلاصه وضعیت هم از همین تابع استفاده می‌کند تا دو گزارش هم‌مبنا بمانند. تطبیق فقط در بازهٔ «همه» معنا دارد؛ در بازه‌های کوتاه، سودِ دوره با وضعیتِ انباشتهٔ مغازه قابل مقایسه نیست. اگر نرخ روز در دسترس نباشد، این بخش محاسبه نمی‌شود. سکه‌هایی که نوعشان در «انواع سکه» تعریف نشده، ارزش‌گذاری نمی‌شوند و تعدادشان زیر جمع‌بندی گزارش می‌شود.

#کارکرد اجناس: سود از کجا می‌آید (v38)

درست زیرِ «کارکرد معاملات» بخشِ دیگری نشسته که به همان سؤال جوابِ متفاوتی می‌دهد. تفاوت را باید یک بار برای همیشه فهمید:

دو گزارش، دو مبنا

گزارشبا چه چیزی می‌سنجدبه چه سؤالی جواب می‌دهد
کارکرد معاملاتنرخ روزاز بازار جلو زدم یا عقب ماندم؟
کارکرد اجناسفیِ دریافتی (پای خودت)روی جنسی که خودم آورده‌ام، چقدر گرفتم؟

هیچ‌کدام غلط نیست و هیچ‌کدام جای دیگری را نمی‌گیرد. اولی مظنه‌محور است و با بالا و پایین رفتنِ بازار تکان می‌خورد؛ دومی به بازار کاری ندارد و فقط می‌گوید فاصلهٔ درصدِ ورودی و درصدِ خروجیِ همان قلم چقدر بوده. برای همین هر دو کارت بالای خودشان مبنایشان را نوشته‌اند.

فرمولِ ستونِ طلا

وزن۷۵۰ × (درصدِ این ردیف − درصدِ دریافتی) ÷ ۱۰۰

جنس با ٪۱۰ آمده و با ٪۱۵ رفته؟ روی ۲۰ گرم می‌شود ۲۰ × (۱۵−۱۰) ÷ ۱۰۰ = ۱ گرم سود. همان جنس اگر با ٪۸ برگردد، ۱۰ × (۸−۱۰) ÷ ۱۰۰ = ۰٫۲۰ گرم زیان است — یعنی کارخانه همهٔ ضرر را قبول نکرده و شما هم شریک شده‌اید.

جهتِ ردیف از ستون تشخیص می‌آید، پس مرجوعی هیچ قاعدهٔ جداگانه‌ای ندارد: علامتش خودبه‌خود برعکس می‌شود و سودِ ردیفِ اصلی را پس می‌دهد. برای همین هر ردیف کنارِ جفتِ خودش نشسته (فروش کنارِ خرید مرجوعی، پرداخت کنارِ دریافت مرجوعی) — این دو را باید با هم ببینید، نه جدا.

جنسی که تازه وارد شده سود ندارد. دریافتِ ۱۷٫۴۱۰ گرم النگو با ٪۱۰ در خلاصه وضعیت موجودی می‌سازد ولی در سود و زیان هیچ ردیفی ندارد: «نخالی آمده و نخالی رفته». سود لحظه‌ای متولد می‌شود که همان جنس با درصدِ دیگری از مغازه بیرون برود.

ستونِ مبلغ جدا حساب می‌شود: وزن۷۵۰ × (فی − فیِ دریافتی) + اجرتِ ریالی. اجرتِ درصدی عمداً اینجا نمی‌آید، چون قبلاً در ستونِ طلا شمرده شده و دوباره‌شماری می‌شد.

مهم‌ترین درسِ این بخش — اجرت را ریالی گرفتید؟

خیلی‌ها اجرت را ریالی می‌گیرند چون «مشتری متوجه نمی‌شود». آن‌وقت در این گزارش ستونِ طلا زیان نشان می‌دهد و ستونِ مبلغ دقیقاً همان‌قدر جلو می‌افتد. این اشتباه نیست:

اگر اجرت را ریالی بگیرید، ستونِ طلا زیان می‌دهد و ستونِ مبلغ همان‌قدر سود؛ کل سود و زیانِ شما به طلا تکان نمی‌خورد.

پس آن عددِ قرمزِ ستونِ طلا را به‌تنهایی نخوانید. زیرِ جدول یادداشتی هست که همین را یادآوری می‌کند.

مالیات و عوارضِ ارزش افزوده هم در جمع می‌آید، چون:

مالیات تا وقتی پرداختش نکرده‌اید، سود شمرده می‌شود — پولش وارد حسابِ شما شده و تا روزِ پرداخت دستِ شماست.

جمع‌بندی سه عدد دارد: سودِ دورهٔ طلا، سودِ دورهٔ ریال، و کل به طلا که برابر است با سود دورهٔ طلا + سود دورهٔ ریال ÷ قیمت گرم۷۵۰. اگر نرخ روز در دسترس نباشد، تبدیل انجام نمی‌شود و فقط دو ستون جدا می‌مانند.

ردیفِ کم‌رنگ چیست؟ قلمی که «پای خودت»ی برایش ثبت نشده — نه در موجودی ابتدای دوره آمده و نه سندِ ورودی دارد. سودش با پایهٔ صفر حساب می‌شود که یعنی بیش از واقع. تعدادشان زیر جدول اعلام می‌شود؛ راهِ حلش وارد کردنِ فی و درصد در موجودی اجناس است. این گزارش ردیف‌به‌ردیف پیش می‌رود، نه سندبه‌سند؛ پس اگر یک سند چند قلم داشته باشد، هر قلم سودِ خودش را جدا نشان می‌دهد.

#مرکز بررسی کارکرد اجناس (v104)

بالای جدول‌های «کارکرد اجناس» یک صف بررسی مدرن قرار دارد تا برای پیدا کردن علتِ عدد قرمز مجبور نباشید همهٔ ردیف‌ها را یکی‌یکی باز کنید. این صف از همان ردیف‌ها و همان فرمول گزارش ساخته می‌شود و محاسبهٔ موازی ندارد.

ابتدا بازه را از بالای گزارش انتخاب کنید: امروز، ۷ روز اخیر، این ماه، ۳۰ روز اخیر، امسال یا همه. بازهٔ کوتاه برای پاسخ به سؤال «امروز کدام جنس سود یا زیان ساخت؟» مناسب است؛ برای قضاوت حسابداری دربارهٔ مرجوعی، بازهٔ «همه» یا دست‌کم بازه‌ای را ببینید که فروش اصلی و برگشت هر دو داخل آن باشند.

مرکز بررسی، ردیف‌های منفی را به چهار علت روشن تفکیک می‌کند:

وضعیتمعنیاقدام درست
پایهٔ جنس ناقص استفی یا درصدِ ورودی در موجودی اولیه یا دفتر پیدا نشده استپایهٔ جنس را در موجودی و سند ورودی کامل کنید؛ تا آن زمان عدد سود قابل اتکا نیست
اجرت خروج ثبت نشدهجنس با درصد وارد شده ولی ردیف فروش/پرداخت نه درصد دارد و نه اجرت ریالیسند را باز کنید و با توافق واقعی کنترل کنید؛ برنامه چیزی را خودکار حدس یا اصلاح نمی‌کند
اجرت به ریال منتقل شدهستون طلا زیان دارد اما سود ریالی آن را جبران کرده استدو ستون و «کل به طلا» را با هم بخوانید؛ این حالت لزوماً خطا نیست
اثر مرجوعیخرید یا پرداخت مرجوعی، سود ردیف اصلی را پس می‌دهد یا با فی متفاوت زیان می‌سازدبازه را بزرگ‌تر کنید و ردیف مرجوعی را کنار معاملهٔ اصلی بررسی کنید
زیان خالص نیازمند بررسیپس از جمع طلا و معادل ریالی هنوز نتیجه منفی استتخفیف، فیِ کمتر از پایه، توافق با طرف‌حساب یا اشتباه ثبت را در همان سند کنترل کنید

دو شمارندهٔ بالای صف، موارد نیازمند بررسی را از موارد قابل توضیح جدا می‌کنند. حداکثر هشت مورد مهم‌تر بر اساس شدت و اندازهٔ اثر نمایش داده می‌شود و دکمهٔ سند شما را مستقیم به ثبت خام می‌برد. رنگ تنها نشانه نیست و عنوان علت روی هر ردیف نوشته شده است؛ در موبایل هر مورد به کارت تک‌ستونه و دکمهٔ تمام‌عرض تبدیل می‌شود.

اصل ایمنی: این مرکز فقط تشخیص و مسیر بررسی ارائه می‌کند. هیچ فی، درصد، مرجوعی یا سند مالی را خودکار تغییر نمی‌دهد.

#لنز گزارش کارکرد اجناس (v105)

بالای مرکز بررسی، بخش «گزارش را دقیقاً برای چه می‌خواهید؟» قرار گرفته است. این لنز همان محاسبات کارکرد اجناس را محدود می‌کند؛ گزارش یا فرمول تازه‌ای در کنار موتور اصلی نمی‌سازد، بنابراین جمع ریزها و جمع نهایی از یک منبع هستند.

۱. جریان را انتخاب کنید:

۲. دامنهٔ اجناس را محدود کنید:

انتخابکاربرد
یک جنسپاسخ به سؤال «این مدل مشخص در این بازه چقدر کارکرد داشته؟»
گروه جنس / شراکتچند جنس مرتبط را با نام گروهی که در اطلاعات پایه ثبت کرده‌اید یک‌جا می‌آورد؛ برای مثال «شراکت با همکار»
سازندههمهٔ جنس‌هایی را که سازندهٔ ثبت‌شدهٔ یکسان دارند کنار هم می‌گذارد تا سودآوری کارهای دریافتی از آن سازنده روشن شود

گروه و سازنده از اطلاعات پایهٔ همان جنس خوانده می‌شوند. اگر گزینه‌ای در فهرست دیده نمی‌شود، ابتدا وارد اطلاعات پایهٔ اجناس شوید و «گروه جنس» یا «سازندهٔ جنس» را کامل کنید. انتخاب نام شخص در اسناد، جای تعریف سازندهٔ جنس را نمی‌گیرد؛ چون ممکن است یک شخص چند نقش یا چند نوع کالا داشته باشد.

۳. شکل نتیجه را انتخاب کنید:

تعداد ردیف‌های واردشده در محاسبه زیر فیلترها به‌صورت زنده اعلام می‌شود. اگر ترکیب انتخاب‌شده داده‌ای نداشته باشد، پیام روشن نمایش داده می‌شود و دکمهٔ پاک‌کردن فیلترها گزارش را به حالت کامل برمی‌گرداند. کنترل‌ها در موبایل تک‌ستونه، دارای هدف لمسی حداقل ۴۴ پیکسل و قابل استفاده با صفحه‌کلید هستند.

وقتی دامنهٔ جنس، گروه یا سازنده محدود شده است، مالیات کل اسناد به جمع فیلترشده اضافه نمی‌شود؛ چون مالیات سند را نمی‌توان بدون حدس میان چند جنس تقسیم کرد.

#تأثیر نوسان طلا بر حساب اشخاص (v106)

در صفحهٔ سود و زیان و گزارش‌ها، برد «تأثیر نوسان طلا بر حساب اشخاص» ماندهٔ جاری هر طرف‌حساب را از همان دفتر اصلی می‌خواند و با نرخ زندهٔ گرم ۷۵۰ می‌سنجد. این برد مانده یا موتور مالی جداگانه‌ای نمی‌سازد.

زاویهٔ دید مهم است: عبارت «طلبکار/بدهکار با نرخ امروز» و نتیجهٔ مثبت یا منفی، وضعیت خود شخص را نشان می‌دهد. این عدد سود تحقق‌یافتهٔ فروشگاه نیست و نباید با صورت سود و زیان معاملات جمع شود.

برای حساب سادهٔ طلا و ریال، معادل تسویهٔ امروز چنین است:

ماندهٔ ریال + ماندهٔ طلا × نرخ امروز گرم ۷۵۰

علامت مانده‌ها همان قرارداد همهٔ بخش‌های برنامه است: مثبت یعنی شخص از فروشگاه طلب دارد و منفی یعنی شخص به فروشگاه بدهکار است. اگر ماندهٔ طلا و ریال خلاف‌علامت باشند، برد نرخ سربه‌سر را نیز از نسبت قدرمطلق ماندهٔ ریال به ماندهٔ طلا نشان می‌دهد. مقایسهٔ این نرخ با نرخ آنلاین روشن می‌کند بالا یا پایین رفتن طلا چگونه وضعیت تسویهٔ شخص را تغییر داده است. اگر فقط یک نوع مانده وجود داشته باشد، نرخ سربه‌سر معنی ندارد و برد صرفاً ارزش تسویهٔ امروز را نمایش می‌دهد.

وضعیت ردیفمعنی
شخص با نرخ امروز طلبکار استجمع معادل تسویه از دید شخص مثبت است
شخص با نرخ امروز بدهکار استجمع معادل تسویه از دید شخص منفی است
تسویه با نرخ امروزاختلاف معادل کمتر از یک ریال است
در انتظار نرخ زندهحساب ماندهٔ طلا دارد، اما نرخ معتبر برای گرم ۷۵۰ در دسترس نیست
چنددارایی — تفکیک لازمحساب علاوه بر طلا و ریال، سکه یا ارز دارد؛ اجزا جدا نشان داده می‌شوند تا یک عدد ساده و گمراه‌کننده ساخته نشود

کنترل‌های بالای برد برای رسیدن سریع به حساب موردنظر هستند:

رنگ فقط کمک بصری است و متن وضعیت همیشه کنار عدد نوشته می‌شود. کنترل‌ها با صفحه‌کلید قابل استفاده‌اند و در موبایل به چیدمان تک‌ستونه و دکمه‌های حداقل ۴۴ پیکسلی تبدیل می‌شوند.

اصل ایمنی: این برد فقط گزارش و تحلیل است؛ هیچ سند، تسویه، حواله یا اصلاح خودکاری ایجاد نمی‌کند. برای حساب چنددارایی، هر دارایی را با نرخ و مبنای توافق‌شدهٔ خودش بررسی کنید.

#ریز سود و زیان — دابل‌کلیک روی هر سطر (v41)

گزارشِ سود و زیان می‌گوید «اجناس — فروش: ۱۲۰ میلیون سود». سؤالِ بعدیِ هر مغازه‌داری همیشه یکی است: از کجا؟ کدام مشتری، کدام جنس، کدام روز؟ تا وقتی جوابِ این سؤال نباشد، عددِ گزارش فقط یک ادعاست.

روی هر سطرِ گزارش دو بار کلیک کنید. یک سربرگِ تازه باز می‌شود که همان سطر را ردیف‌به‌ردیف باز کرده است. گزارشِ اصلی بسته نمی‌شود — سربرگش سرِ جایش می‌ماند و هر وقت خواستید برمی‌گردید.

کدام سطرها باز می‌شوند:

این سطرها نشانگرِ ماوس را به ذره‌بین عوض می‌کنند و با عبورِ ماوس روشن می‌شوند؛ زبانهٔ کارکرد اجناس هم گوشه‌اش نشانِ ⤢ می‌گیرد.

در جدولِ ریز چه می‌بینید: تاریخ، نام طرف‌حساب، جنس یا تشخیص، وزن و فی و اجرت، سودِ همان ردیف، و ستونِ آخر ترازِ تجمعی — یعنی تا این ردیف جمعِ سود چقدر شده. همین ستون است که نشان می‌دهد سودِ ماه کجا جهید و کجا خوابید.

دوباره دابل‌کلیک، این بار روی خودِ ردیف → همان سندِ اصلی باز می‌شود. یعنی از عددِ گزارش تا سندِ خام، دو دابل‌کلیک فاصله است.
چرا عددِ ریز همیشه با عددِ خلاصه یکی است. جدولِ ریز گزارش را دوباره حساب نمی‌کند؛ هر دو از یک تابع بیرون می‌آیند و خلاصه فقط جمعِ همان ردیف‌هاست. اگر روزی جمعِ ریز با سطرِ خلاصه فرق کرد یعنی باگ داریم، نه اینکه «دو گزارش دو جور حساب می‌کنند».

#کسر و اضافه: بستنِ مانده بدون جابه‌جاییِ پول (v39)

نسخهٔ تصویریِ این آموزش با مثال‌های اختلاف حساب، هزینهٔ بانکی، اجرت تعمیرات، اجرت حمل و تفاوت شمش در صفحهٔ «کسر و اضافه در کیمیا» آمده است.

با یک طرف‌حساب دو جنس معامله کرده‌اید، بخشی از پولش حواله شده، بخشی نقدی، و آخرِ کار ۸۵۴٬۰۰۰ ریال ته‌حساب مانده که نه او می‌آورَد و نه شما دنبالش می‌روید. این ردیف را با چه سندی می‌بندید؟

نه با خرید و فروش. خرید و فروش یعنی جنسی جابه‌جا شده و مظنه و فیِ طلا در کار است — اینجا هیچ‌کدام نیست. نه با دریافتِ نقدی، چون قرار نیست پولی فیزیکی گرفته شود و صندوق نباید تکان بخورد. نه با دریافتِ حواله یا چک، چون چیزی به حساب شما نمی‌آید.

کد ۸ «کسر و اضافه» دقیقاً برای همین است: ردیفی که فقط ماندهٔ حساب را اصلاح می‌کند و هیچ چیزِ فیزیکی — نه طلا، نه پول، نه برگهٔ چک — جابه‌جا نمی‌کند.

دو دکمهٔ میان‌بر، پای هر سند

تا وقتی ماندهٔ نقدیِ طرف حساب پس از این سند صفر نباشد، زیرِ کارت‌های مانده دو دکمهٔ کم‌رنگ می‌آید:

دکمهچه می‌کند
بخشیدن خردهفقط چند رقمِ سمت راستِ مانده را صفر می‌کند — ته‌حسابِ کوچک
تسویهٔ کاملکلِ ماندهٔ نقدی را با یک ردیف صفر می‌کند

هر دو مبلغشان را روی خودِ دکمه نوشته‌اند، پس پیش از کلیک می‌دانید چه اتفاقی می‌افتد. برای حالت‌های دیگر (مبلغِ دلخواه، درصدی) دکمهٔ «کسر و اضافه (کد ۸)» فرمِ کامل را باز می‌کند.

«چند رقم از سمت راست صفر شود؟» — تنظیمِ خرده

مبلغِ «خرده» یک قاعدهٔ ساده دارد: باقی‌ماندهٔ مانده بر ۱۰ به توانِ همان تعداد رقم. با تنظیمِ ۴ رقم، از ماندهٔ ۸۵۴٬۰۰۰ فقط ۴٬۰۰۰ بخشیده می‌شود و ۸۵۰٬۰۰۰ سرِ جایش می‌ماند؛ اگر همان تنظیم را ۶ کنید، کلِ ۸۵۴٬۰۰۰ می‌رود و مانده صفر می‌شود. این عدد در تنظیمات ← تخفیف مبلغ از راست (رقم) است و پیش‌فرضش ۴ است. کنارش، حداکثرِ مبلغِ بخشیدنی هم نشان داده می‌شود تا لازم نباشد در ذهن توان حساب کنید.

جهت: دادم یا گرفتم؟

لازم نیست بین «دریافت» و «پرداخت» تصمیم بگیرید؛ برنامه از روی خودِ مانده حدس می‌زند و در فرم هم قابلِ تغییر است:

ردیفِ ثبت‌شده همین را روی خودش می‌نویسد: نوارِ قرمز و مبلغِ منفی برای تخفیفِ داده‌شده، نوارِ سبز و مبلغِ مثبت برای کسرِ گرفته‌شده. لازم نیست برای فهمیدنِ جهت گزارش باز کنید.

قاعده‌ای که باید حفظ باشید: دریافتِ کد ۸ زیان است و پرداختِ کد ۸ سود.

در سود و زیان کجا می‌نشیند

در بخشِ اقلامِ دیگر خطی با عنوانِ «کسر و اضافه (کد ۸)» ساخته می‌شود که جمعِ همهٔ این ردیف‌هاست: تخفیف‌های داده‌شده منفی و کسرهای گرفته‌شده مثبت. اگر یک تخفیفِ ۸۵۴٬۰۰۰ ریالی داده باشید، دقیقاً همان عدد به‌عنوانِ زیان اینجا می‌آید — نه در کارکردِ معاملات، چون معامله‌ای در کار نبوده.

هم‌زمان خلاصه وضعیت هم تکان می‌خورد: ماندهٔ ریالیِ طرف حساب به همان اندازه بسته می‌شود، در حالی که وزنِ طلا و موجودیِ صندوق دست‌نخورده می‌مانند.

#کشیدن کارت: بستنِ ته‌حساب با کارتخوان (v40)

مشتری جنس را برده، بخشی از پولش نقد بوده، مقداری‌اش را تخفیف داده‌اید، و حالا ۳۱٬۰۰۰٬۰۰۰ مانده که قرار است همان‌جا پای دخل با کارت بدهد. لازم نیست سند را ببندید و جای دیگری بروید: پای هر سندی که ماندهٔ باز دارد، کنارِ دکمه‌های کسر و اضافه، دکمهٔ «کشیدن کارت» هست — یا از صفحه‌کلید <kbd>Ctrl</kbd>+<kbd>K</kbd>.

مهم‌ترین قاعدهٔ کارتخوان: پولی که امروز کارت کشیده می‌شود امشب به حسابتان نمی‌نشیند. بانک همهٔ کارت‌کشی‌های امروزِ شما را فردا یک‌جا در یک حواله واریز می‌کند. پس اگر کارت را مستقیم روی حسابِ اصلی بزنید، امروز عددِ برنامه از عددِ بانک جلو می‌افتد و پرینتِ بانک با دفترتان نمی‌خوانَد.

یک‌بار برای همیشه: حسابِ پوز بسازید

در حساب‌های بانکی یک حسابِ جدید به نامِ مثلاً «پوز ملت» بسازید و تیکِ کارتخوان (پوز) را بزنید. این حساب یک انبارِ موقتِ پول است، نه حسابِ واقعی. همین یک بار ساخته می‌شود.

در سند چه اتفاقی می‌افتد

پنجرهٔ «کشیدن کارت» سه چیز را از قبل برایتان پر می‌کند و پیش از ثبت هم نشانتان می‌دهد:

بخشچه می‌کند
جهتاز روی خودِ مانده حدس می‌زند — بدهکار بود «مشتری کارت می‌کشد»، طلبکار بود «بازگشت به کارتِ مشتری»
دستگاه کارتخوانکارتِ هر دستگاه، با مبلغی که همین حالا رویش در انتظارِ حواله است
مبلغکلِ ماندهٔ باز، آماده؛ می‌توانید کمترش کنید

زیرِ فرم پیش‌نمایشِ زنده می‌گوید ماندهٔ مشتری به کجا می‌رسد، موجودیِ پوز از چه به چه می‌رود، و یک خطِ ثابت: صندوق و حسابِ اصلی دست نمی‌خورَد.

ردیفِ ثبت‌شده در جدولِ سند نوارِ بنفشِ خودش را می‌گیرد، مقصدِ پول («به پوز ملت») را روی خودش می‌نویسد، و پس از ذخیره دکمهٔ «نمایش سند مرتبط» دارد که مستقیم شما را به سندِ سمتِ پوز می‌برد. پیش از ذخیره به‌جای دکمه نوشته می‌شود «پس از ذخیره»، چون هنوز سندی ساخته نشده.

فردا: یک حواله، نه ده تا

صبحِ روزِ بعد به حساب‌های بانکی ← پوز ملت بروید. موجودی‌اش جمعِ همهٔ کارت‌های دیروز است — مثلاً ۸۰٬۰۹۷٬۰۰۰. دکمهٔ تسویه یک حوالهٔ دوطرفه می‌زند: پوز صفر می‌شود و همان مبلغ یک‌جا در حسابِ اصلی می‌نشیند. از این لحظه پرینتِ بانک و دفترِ شما دقیقاً می‌خوانند.

گزارشش کجاست

در گزارش‌ها ← دفتر روزانه برچسبِ کارتخوان را بزنید: هر کارت‌کشی، هر بازگشت به کارت و هر تسویه، با فیلترِ دستگاه و بازهٔ تاریخ. سه عددِ بالای جدول جمعِ دریافت‌های کارتی، تسویه‌شده‌ها و در انتظار تسویه را می‌گویند — همان عددی که هنوز به حسابِ اصلی نرسیده.

#«انتخاب ویژه» در دفتر روزانه (v40)

دفتر روزانه چهار برشِ آماده دارد که هر کدام جوابِ یک سؤالِ رایج‌اند:

برچسبچه چیزی را جدا می‌کند
حوالههر حواله‌ای در بازه، دریافتی یا پرداختی — با امکانِ محدودکردن به یکی از دو جهت
کارتخوانکارت‌کشی، بازگشت به کارت و تسویه‌های پوز، به تفکیکِ دستگاه
کسر و اضافهردیف‌های کد ۸ (ریالی) و کد ۹ (طلا) — جمعشان جدا نگه داشته می‌شود چون واحدشان یکی نیست
پولی کردن ارز و سکهجایی که سکه یا ارز به پول تبدیل شده: سکه‌ای که قیمت خورده، یا ارزی که در همان سند ریال گرفته

بازه را با میان‌برهای امروز / ۷ روز / ۱ ماه / ۶ ماه / همه می‌بندید، و اگر خواستید تاریخِ دقیق بدهید گزینهٔ دستی دو کادرِ تاریخ باز می‌کند. بازهٔ فعال همیشه بالای پنل نوشته شده تا ندانسته گزارشِ نصفه نگیرید.

#کارت راهنمای گزارش حواله و کارتخوان — v97

پس از انتخاب برش، یک کارت راهنما در بالای دفتر توضیح می‌دهد که همان انتخاب چه چیزی را نشان می‌دهد. در برش حواله، دکمه‌های همه / دریافتی / پرداختی را بزنید؛ در برش کارتخوان، دستگاه و سپس همه / دریافت کارتی / تسویه را انتخاب کنید. سه عدد خلاصهٔ کارتخوان، دریافت، بازگشت و مبلغ در انتظار تسویه را از هم جدا می‌کنند.

این کارت فقط راهنمای دیداری است و هیچ داده‌ای ذخیره نمی‌کند. انتخاب برش، بازه و دستگاه با هم اعمال می‌شوند و گزارش همیشه بازهٔ فعال را بالای صفحه نشان می‌دهد؛ بنابراین برای بررسی شش‌ماه گذشته، کافی است «۶ ماه» و دستگاه یا جهت موردنظر را انتخاب کنید.

#دفتر روزانهٔ خرید و فروش (v35)

«کارکرد معاملات» می‌گوید در کلِ دوره چقدر سود کرده‌اید. جدولِ زیرش همان عدد را روز به روز باز می‌کند — و این جدول را برای قاب گرفتنِ سود نمی‌خواهید، برای پیدا کردنِ اشتباه می‌خواهید.

هر سطر یک روز است، با این ستون‌ها:

ستونیعنی
تاریخروزِ معامله — کلیک‌کردنی
گران‌ترین فروشبالاترین فیِ فروشِ همان روز
ارزان‌ترین خریدپایین‌ترین فیِ خریدِ همان روز
وزن ۷۵۰ (یا تعداد) خرید / فروشجمعِ چیزی که آن روز وارد و خارج شده
میانگین فیِ خرید / فروشمیانگینِ وزنی، نه میانگینِ ساده — چند خرید با مظنه‌های مختلف یک عدد می‌شوند
تراز روزخرید منهای فروش. صفر باشد، آن روز ترازیده‌اید
سود و زیاننتیجهٔ همان روز نسبت به نرخ روز — کلیک‌کردنی

بالای جدول یک انتخاب هست: «فقط طلا» یا هر نوع سکه‌ای که در آن دوره معامله کرده‌اید. برای سکه، واحدِ همهٔ ستون‌ها به‌جای وزن تعداد می‌شود و نرخِ سنجش، ارزشِ روزِ همان سکه است.

سطرِ آخرِ جدول جمعِ دوره است: گران‌ترین فروش و ارزان‌ترین خریدِ کلِ دوره، جمعِ خرید و فروش، میانگینِ وزنیِ کل، و ترازِ نهایی — «۳۸ تا خریدم، ۳۰ تا فروختم، ۸ تا هنوز عقب هستم».

این عدد از کجا آمد؟

روی سودِ هر روز (یا سودِ جمعِ دوره) کلیک کنید تا فرمول با اعدادِ واقعیِ همان روز باز شود — نه شکلِ کلیِ فرمول، خودِ اعداد:

(میانگین فیِ فروش − نرخ روز) × جمع فروش  =  سود فروش
                    +
(نرخ روز − میانگین فیِ خرید) × جمع خرید   =  سود خرید
                    =
                سود و زیانِ روز

اگر آن روز اجرت گرفته یا داده‌اید، یک گامِ سومِ «اجرتِ دریافتی منهای پرداختی» هم اضافه می‌شود.

روزِ مشکوک، خودش را نشان می‌دهد

یک روز با ردیفِ قرمز علامت می‌خورد و زیرِ تاریخش دلیلش نوشته می‌شود، وقتی یکی از این دو اتفاق افتاده باشد:

چرا این مهم است. فرض کنید فیِ فروش را ۸۱۸٬۴۰۰ زده‌اید به‌جای ۸۱٬۸۴۰٬۰۰۰. روی ۱۰۰ گرم، همین یک صفر، ۱٬۸۸۰٬۳۷۵٬۹۱۶ ریال زیانِ خیالی می‌سازد و سودِ کلِ ماه را بی‌معنا می‌کند. تا وقتی سود فقط یک عددِ ماهانه باشد، این خطا هرگز دیده نمی‌شود و همان‌جا در دفتر می‌ماند. به‌محضِ اینکه همان سود روزبه‌روز شکسته شود، خودش را لو می‌دهد.

از عدد تا سند، دو کلیک. روی سود کلیک کنید تا ببینید عدد از کجا آمده؛ اگر باز هم مشکوک بود، روی تاریخ کلیک کنید تا دفتر روزانه روی همان روز باز شود و ردیفِ خطادار را پیدا کنید. سند را که اصلاح کردید، به گزارش‌ها برگردید — عدد درست می‌شود.

تضمینِ هم‌خوانی: سودِ هر روز از همان تابعی می‌آید که «کارکرد معاملات» به‌کار می‌برد، پس جمعِ ستونِ سودِ این جدول همیشه با جمعِ کارکرد یکی است. اگر روزی این دو فرق کردند، یعنی باگ داریم — نه اینکه دو گزارش «دو جور حساب می‌کنند».
حواله و کارتخوان کجاست؟ این‌ها ردیفی‌اند نه تحلیلی؛ فهرست ردیف‌به‌ردیفشان را با «انتخاب ویژه» در بخش ۴۲ بگیر. گزارش‌ها جمع و روند می‌دهد، دفتر روزانه تک‌تک سطرها را.

#۱۲.۴ مرکز افزونه‌ها

از منوی مرکز افزونه‌ها می‌توانید امکانات تکمیلی پنل را یک‌جا ببینید، جست‌وجو کنید و وضعیت دسترسی‌شان را مدیریت کنید. بالای صفحه سه عدد همیشه مشخص است: افزونه‌های فعال، دوره‌های آزمایشی و افزونه‌های قابل فعال‌سازی.

#وضعیت‌ها چه معنایی دارند؟

وضعیتمعنی
فعالدسترسی دائمی افزونه برای شما ثبت شده است
شامل بستهافزونه از طریق بستهٔ دیگری فعال شده؛ مثلاً «آبشده‌فروشی» امکانات «حساب سکه و ارز» را هم دارد
آزمایشیدورهٔ ۳۰ روزه فعال است؛ تعداد روز باقی‌مانده روی کارت دیده می‌شود
در انتظار تأییددرخواست خرید ثبت شده، اما هنوز فعال‌سازی دائمی تأیید نشده است
آزمایش پایان یافتهدورهٔ رایگان قبلاً استفاده شده و قابل تکرار نیست
به‌زودیافزونه هنوز آمادهٔ فعال‌سازی نیست

برای پیدا کردن ابزار، نام یا کاربرد آن را در کادر جست‌وجو بنویسید یا فیلترهای همه / فعال / قابل فعال‌سازی را بزنید. با انتخاب هر کارت، امکانات، وضعیت، تاریخ پایان دوره و وابستگی‌های بسته نمایش داده می‌شود.

#راهنمای انتخاب افزونه

پیش از کارت‌ها، بخش کدام سطح برای کار شما مناسب است؟ کمک می‌کند بدون خرید تکراری مسیر درست را پیدا کنید. انتخاب این بخش فقط یک راهنمای زنده است و هیچ افزونه، خرید یا دسترسی را خودکار تغییر نمی‌دهد.

پیشنهاد، وضعیت واقعی حساب را هم در نظر می‌گیرد؛ بنابراین دسترسی فعال، افزونهٔ شامل بسته یا اعتبار خرید قبلی با متن روشن نمایش داده می‌شود. گزینه‌ها با صفحه‌کلید قابل انتخاب‌اند و نتیجهٔ تازه برای صفحه‌خوان اعلام می‌شود.

#آزمایش رایگان و خرید

#هماهنگ‌کردن افزونه با شغل دفتر

بعد از فعال‌شدن یا شروع دورهٔ آزمایشیِ افزونه‌ای که به نوع کسب‌وکار وابسته است، در پنجرهٔ جزئیات دکمهٔ فعال‌کردن برای این دفتر دیده می‌شود. برای نمونه، این دکمه در افزونهٔ آبشده‌فروشی، شغل دفتر باز را روی آبشده‌فروش می‌گذارد تا تنظیمات اولیه و گروه‌های کاری با کاربرد افزونه هماهنگ باشند.

این تغییر فقط روی دفتر باز انجام می‌شود. دفتر بایگانی‌شده فقط خواندنی است و شغل آن از مرکز افزونه‌ها تغییر نمی‌کند. برای تغییر دستی نیز می‌توانید به دفترهای حسابداری → تغییر شغل بروید.

نکتهٔ ایمنی: وضعیت افزونه با رنگ تنها بیان نمی‌شود؛ متن روشن «فعال»، «آزمایشی» یا «در انتظار تأیید» همیشه کنار آن وجود دارد. همهٔ دکمه‌ها با صفحه‌کلید قابل دسترسی‌اند و در نمایش موبایل کارت‌ها تک‌ستونه می‌شوند.

#چاپ و رهگیری لیبل بارکد

پس از فعال‌بودن افزونهٔ بارکد، به کالا و انبار ← موجودی اجناس بروید. دکمهٔ مرکز چاپ لیبل بالای جدول، همهٔ لیبل‌ها را باز می‌کند؛ آیکن بارکد روی هر ردیف نیز همان قلم را مستقیم انتخاب می‌کند.

  1. قلم موجودی را انتخاب کنید. بالای پنجره وزن موجودی، وزن لیبل‌های فعال و وزن قابل چاپ را می‌بینید.
  2. وزن هر قطعه را از روی ترازو وارد کنید. وزن باید مثبت و حداکثر برابر ماندهٔ قابل چاپ همان قلم باشد؛ بنابراین مجموع لیبل‌های فعال نمی‌تواند از وزن ردیف بیشتر شود.
  3. در صورت نیاز قیمت و یادداشت سفارش یا ویترین را بنویسید و چیدمان تک‌لیبل یا دو نسخه: کالا و صندوق را انتخاب کنید.
  4. ساخت و پیش‌نمایش را بزنید. سامانه یک شمارهٔ فرزند یکتا مانند 123456-001 می‌سازد که به بارکد اصلی همان قلم متصل است.
  5. از صف چاپ، یک لیبل یا همهٔ لیبل‌های فعال را چاپ کنید. بارکد Code 128 داخل خود سامانه ساخته می‌شود و به سرویس بیرونی وابسته نیست.

اسکن در فروش: اسکنر USB مانند صفحه‌کلید کار می‌کند. در مرکز لیبل یا فرم ثبت سند، بارکد اصلی کالا یا شمارهٔ لیبل را اسکن و Enter بزنید؛ هر دو به همان قلم موجودی می‌رسند. شمارهٔ لیبل باعث ساخت قلم یا موجودی دوم نمی‌شود.

تعویض، ابطال و چاپ دوباره: برای لیبل آسیب‌دیده‌ای که هنوز فروخته نشده تعویض را بزنید تا نسخهٔ قبلی با وضعیت «تعویض‌شده» در سابقه بماند و یک شمارهٔ تازه ساخته شود. ابطال نیز رکورد را پاک نمی‌کند، اما وزنش را آزاد می‌کند. اگر فقط چاپ ناخواناست، چاپ دوباره همان شناسه را نگه می‌دارد؛ حتی سند فروش قبلی نیز از سابقهٔ لیبل قابل بازشدن است.

مرز حسابداری: ساخت، چاپ، تعویض یا ابطال لیبل هیچ سند مالی و هیچ تغییر مستقیمی در موجودی ایجاد نمی‌کند؛ لیبل فقط تخصیصِ قابل حسابرسی از وزن موجودی است. فروش واقعی همچنان با ثبت سند از موجودی کم می‌شود. در دفتر بایگانی، چاپ مجدد مجاز است اما ساخت، تعویض و ابطال غیرفعال می‌ماند.

#فروش و مرجوعی با شناسهٔ لیبل

در ثبت سند می‌توانید بارکد اصلی جنس یا شناسهٔ دقیق لیبل را دستی وارد یا با بارکدخوان اسکن کنید. اسکن لیبل، شناسه را روی ردیف سند نگه می‌دارد؛ تغییر وضعیت لیبل فقط وقتی انجام می‌شود که سند از کنترل‌ها عبور کند و واقعاً ذخیره شود.

نکتهٔ کنترلی: حذف لیبل از پیش‌نویس هیچ اثری ندارد. در ویرایش سند ذخیره‌شده، وضعیت‌ها دوباره از روی همهٔ اسناد بازسازی می‌شوند. سندی که یک لیبل را دوبار داشته باشد، لیبل باطل را مصرف کند یا مرجوعی را به فروش دیگری وصل کند ذخیره نمی‌شود.

#انبارگردانی بارکدی ویترین

در کالا و انبار ← موجودی اجناس ← مرکز چاپ لیبل دکمهٔ شمارش بارکدی ویترین را بزنید. می‌توانید همهٔ لیبل‌های آمادهٔ فروش یا فقط قلم انتخاب‌شده را بشمارید. سامانه در لحظهٔ شروع، فهرست لیبل‌های مورد انتظار را ثابت نگه می‌دارد تا تغییرهای بعدی نتیجهٔ همان شمارش را مخدوش نکند.

  1. همهٔ کالاهای ویترین، اطراف ترازو و محل بسته‌بندی را یک‌بار اسکن کنید. تعداد و وزن مورد انتظار، اسکن‌شده و باقی‌مانده هم‌زمان به‌روزرسانی می‌شوند.
  2. اگر یک لیبل دوباره خوانده شود، شمارنده افزایش نمی‌یابد و پیام «قبلاً خوانده شده» نمایش داده می‌شود. لیبل فروخته‌شده، باطل، تعویض‌شده یا خارج از دامنه نیز وارد شمارش نمی‌شود.
  3. شمارش پس از هر اسکن خودکار ذخیره می‌شود. با ادامه در فرصت دیگر پنجره را ببندید؛ دفعهٔ بعد دکمهٔ ادامهٔ شمارش بارکدی همان نشست را باز می‌کند.
  4. لیبل‌های خوانده‌نشده را ابتدا در ویترین و اطراف ترازو جست‌وجو کنید، سپس برای هرکدام یکی از نتیجه‌های واقعی را ثبت کنید:
    • کالا هست؛ لیبل تعویض شود: لیبل خراب یا گم‌شده با سابقهٔ قبلی تعویض و شناسهٔ تازه آمادهٔ چاپ می‌شود.
    • فروش بدون اسکن: شمارهٔ سند فروش قبلی را وارد کنید. اگر سند یک ردیف هم‌نام و بدون شناسه داشته باشد، همان لیبل به ردیف متصل و فروخته‌شده می‌شود.
    • کسری واقعی: پس از تأیید، لیبل باطل و وزن و تعداد قلم با یک سند رسمی اصلاح موجودی کم می‌شود؛ برای گم‌شدن یا سرقت واقعی از این گزینه استفاده کنید.
  5. وقتی همهٔ لیبل‌های خوانده‌نشده اسکن یا تعیین‌تکلیف شدند، پایان شمارش را بزنید. نام کاربر، زمان پایان، تعداد اسکن و تعداد موارد تعیین‌تکلیف‌شده در سابقه می‌ماند.

هشدار موجودی بدون لیبل یا اختلاف تعداد دفتر و لیبل فقط برای بررسی است و مانع اسکن نمی‌شود. وزن دفتر می‌تواند شامل کالای هنوز لیبل‌نخورده باشد. برای یافتن علت، از گردش همین قلم استفاده کنید و بدون دلیل واقعی لیبل تازه نسازید یا کسری ثبت نکنید.

#راه‌اندازی و اتصال بارکدخوان USB

برای اینکه اسکن در سند به محل فوکوس وابسته نباشد، ابتدا از تنظیمات ← بارکدخوان USB دکمهٔ راه‌اندازی بارکدخوان را بزنید. راهنما سه مرحله دارد:

  1. اسکنر را با USB به همان رایانه وصل کنید و یک لیبل چاپ‌شده را در کادر آزمایش بخوانید. سامانه سرعت ورود و رسیدن Enter پایانی را بررسی می‌کند. اگر بارکدها در یک خط به هم می‌چسبند، در دفترچهٔ دستگاه بارکد تنظیم Enter / CR suffix یا Factory default را اسکن و آزمون را تکرار کنید.
  2. بارکد اتصال نمایش‌داده‌شده را با همان دستگاه اسکن کنید. این کد فقط مسیر ورودی اسکنر را فعال می‌کند و کالا، موجودی یا سند نمی‌سازد.
  3. یک بارکد اصلی یا لیبل فعال از موجودی اجناس را بخوانید. نام کالای تطبیق‌داده‌شده باید در کارت نتیجه دیده شود؛ سپس پایان راه‌اندازی را بزنید.

پس از اتصال، در ثبت سند می‌توانید بدون رفتن به کادر مخصوص بارکد، از هر کادر فرم کالایی را اسکن کنید. سامانه ورودی سریع اسکنر را از متن عادی جدا می‌کند، کد اسکن‌شده را از کادر جاری پاک می‌کند و همان قلم را به ردیف سند می‌افزاید. اگر کد در موجودی پیدا نشود، هیچ قلمی ساخته نمی‌شود و متن کاربر نیز بی‌دلیل جابه‌جا نمی‌شود.

کارت تنظیمات نام دستگاه، زمان آخرین اسکن و شمار اسکن‌های موفق را نشان می‌دهد. بعد از جابه‌جایی کابل به پورت دیگر، تعویض رایانه یا بازگشت به تنظیمات کارخانه، اگر اسکن در سند شناخته نشد تست و مدیریت اتصال ← اتصال دوباره را اجرا کنید. قطع اتصال نیز فقط مسیر اسکن سریع را خاموش می‌کند؛ کالاها، لیبل‌ها و اسناد حذف نمی‌شوند.

نکتهٔ سازگاری: بارکدخوان باید در حالت استاندارد USB HID Keyboard کار کند و پس از هر کد Enter بفرستد. هاب USB برق‌دار برای میزهایی که پورت کم یا اتصال ناپایدار دارند مناسب‌تر است؛ استفاده از هاب یا تغییر پورت، تعریف کالاها را تغییر نمی‌دهد.

#دستیار چرخهٔ سکه — v92

در ثبت سند دکمهٔ دستیار چرخهٔ سکه چهار سناریو را از هم جدا می‌کند: دریافت از کارگاه، فروش فیزیکی، فروش پولی و تسویه با تحویل سکه. راهنما برای هر سناریو نوع سند درست را نشان می‌دهد تا دریافت فیزیکی با خرید، یا تحویل سکه با پرداخت پولی اشتباه نشود.

#ثبت فروش و خرید پولی سکه و ارز — v91

در ثبت سند دکمهٔ معاملهٔ پولی سکه/ارز یک پیش‌نویس راهنمایی‌شده می‌سازد. این مسیر برای معامله‌ای است که ماندهٔ سکه یا ارز در حساب طرف ثبت می‌شود، اما سکه یا ارز فیزیکی در همان لحظه از صندوق خارج یا وارد نمی‌شود.

  1. نوع فروش پولی یا خرید پولی، دارایی (سکه یا ارز) و طرف حساب را انتخاب کنید.
  2. نام نوع سکه یا ارز، تعداد/مقدار و فی یا نرخ هر واحد را وارد کنید. برای ارز، واحدی مانند دلار را جدا انتخاب کنید؛ نرخ واحد ارز را بزنید، نه اینکه مبلغ کل ریالی را به مقدار بسیار کوچک ارز تبدیل کنید.
  3. اگر تسویه انجام شده است، مبلغ دریافت/پرداخت ریالی را جداگانه وارد کنید و در صورت نیاز حساب بانکی را انتخاب کنید. این ردیف از مقدار سکه یا ارز مستقل است و سند نشان می‌دهد چه مقدار هنوز در حساب پولی باقی مانده است.
  4. ساخت پیش‌نویس سند را بزنید، ردیف‌ها و جهت ورود/خروج را کنترل کنید و سپس از فرم سند، آن را ذخیره کنید.

این مسیر به‌صورت پیش‌فرض با یادداشت «بدون جابه‌جایی فیزیکی» ساخته می‌شود. برای تحویل واقعی سکه یا ارز، از ردیف فیزیکی و سند دریافت/پرداخت متناسب با گردش واقعی استفاده کنید؛ مقدار ریالی را به‌جای موجودی فیزیکی وارد نکنید.


#۱۲.۵ تسویه فردایی

معامله‌ای که امروز ثبت می‌شود ولی قرار است حساب آن در روز بعد قطعی شود، در صفحهٔ ثبت سند با گزینهٔ معامله فردایی / موعددار مشخص می‌شود. این علامت مبلغ تازه‌ای نمی‌سازد؛ اثر همان سند را وارد چرخهٔ دفتر فردایی می‌کند.

#چرخهٔ سه‌مرحله‌ای مانده

صفحهٔ تسویه فردایی سه تب روشن دارد:

مرحلهچه چیزی نمایش داده می‌شود؟اقدام بعدی
۱. فرداییِ روز قبلفقط معاملات فرداییِ پیش از امروز؛ معاملات تازهٔ امروز عمداً جدا می‌مانندحساب‌های کنترل‌شده را به «امروزی» منتقل کنید
۲. امروزیِ آماده تسویهحساب‌هایی که امروز از مرحلهٔ قبل آمده‌اندمظنهٔ قطعی را وارد و به «نقدی / حاضر» تبدیل کنید
۳. تاریخچه تبدیلنام شخص، شماره سند، مسیر تبدیل، زمان و کاربر ثبت‌کنندهبرای حسابرسی و پیدا کردن اختلاف استفاده کنید

این جداسازی مهم است: معاملهٔ فردایی که امروز تازه ثبت می‌کنید نباید با فرداییِ دیروز که آمادهٔ تعیین‌تکلیف است جمع شود. سیستم برای همین در مرحلهٔ اول فقط اسناد قبل از امروز را نشان می‌دهد.

#ابتدای روز: فردایی به امروزی

  1. تب فرداییِ روز قبل را باز کنید.
  2. در صورت نیاز گروه حساب را فیلتر کنید.
  3. اشخاص موردنظر را جداگانه انتخاب کنید یا انتخاب همه را بزنید. اگر با حسابی اختلاف دارید، آن را انتخاب نکنید تا همان فردایی بماند.
  4. شرح انتقال را کنترل و انتقال به امروزی را بزنید.

این مرحله هیچ وزن یا مبلغی را تغییر نمی‌دهد. فقط مرحلهٔ سند را عوض می‌کند و عبارت «فردایی به امروزی» را همراه شناسهٔ عملیات و کاربر ثبت‌کننده در سند نگه می‌دارد.

#پس از کنترل حساب: امروزی به نقدی

  1. وارد تب امروزیِ آماده تسویه شوید.
  2. حساب‌های تأییدشده را انتخاب کنید.
  3. مظنهٔ فی تصفیه را وارد کنید؛ فی هر گرم ۱۸ خودکار محاسبه و در پیش‌نمایش دیده می‌شود.
  4. دکمهٔ فی تصفیه و انتقال به نقدی را بزنید.

در آموزش‌های قدیمی‌تر این اقدام با عبارت «پولی شود» نمایش داده می‌شد. در رابط جدید، همان تبدیل با نام دقیق‌تر «فی تصفیه و انتقال به نقدی» انجام می‌شود و فقط پس از عبور حساب از مرحلهٔ «فرداییِ روز قبل» به «امروزیِ آماده تسویه» در دسترس است. این جداسازی جلوی مخلوط‌شدن معامله‌های امروز با مانده‌های روز قبل را می‌گیرد.

سیستم برای هر شخص یک سند حسابرسی می‌سازد: ماندهٔ طلای امروزی صفر و معادل آن به ماندهٔ پولی حاضر منتقل می‌شود. مظنه، فی هر گرم، وزن پیش از تسویه و شناسهٔ عملیات گروهی در سند باقی می‌مانند و ردیف با عنوان فی تصفیه قابل پیگیری است.

مرز مهم: این تبدیل پول را وارد صندوق جاری یا حساب بانکی نمی‌کند؛ فقط نوع ماندهٔ شخص را از طلا به پول تغییر می‌دهد. حساب انتخاب‌نشده و معاملهٔ فرداییِ امروز نیز دست‌نخورده می‌مانند.

#پیدا کردن تبدیل‌ها و گزارش روز

تب تاریخچه تبدیل به‌صورت پیش‌فرض فقط عملیات امروز را نشان می‌دهد. سه شمارندهٔ بالای صفحه تعداد کل تبدیل‌های امروز، «فردایی به امروزی» و «امروزی به نقدی» را جدا می‌کنند.

در هر یک از دو مرحلهٔ عملیاتی، نشان مقصد امن کنار راهنما دیده می‌شود. مقصد از روی مرحلهٔ فعال قفل است: فردایی فقط به امروزی و امروزی فقط به نقدی می‌رود. بنابراین برخلاف روش‌های قدیمی نیازی به انتخاب دستی «ارز تبدیل» نیست و انتخاب اشتباهِ مقصد رخ نمی‌دهد.

برای جست‌وجوی سراسری‌تر، در دفتر روزانه عبارت «فردایی به امروزی» یا «امروزی به نقدی» را وارد کنید. چون مسیر تبدیل در توضیح خود سند ثبت می‌شود، تمام ردیف‌های مرتبط با همان عبارت پیدا می‌شوند.

#پولی حواله (کد ۷)

در صفحهٔ ثبت سند، دکمهٔ پولی حواله · کد ۷ را بزنید. حسابی را که طلا از او خریده‌اید و حسابی را که همان طلا به او حواله/فروخته می‌شود انتخاب کنید، سپس وزن، عیار و فی را یک‌بار وارد کنید.

با ثبت فرم، دو سند مرتبط ساخته می‌شود: خرید برای مبدأ و فروش برای مقصد. هر دو ردیف کد ۷ و یک شناسهٔ مشترک دارند؛ وزن، عیار، فی، تاریخ و شرح بین دو سمت قفل و همگام‌اند. بنابراین اصلاح فی از یک سمت، سمت دیگر را هم اصلاح می‌کند و دو رکورد از هم فاصله نمی‌گیرند. چون خرید و فروش هم‌زمان و هم‌مقدارند، صندوق جاری تغییری نمی‌کند.

دفتر بایگانی‌شده اجازهٔ تسویه یا ساخت پولی حواله نمی‌دهد.


#۱۲.۶ پنل تسویهٔ ریالی

صفحهٔ پنل تسویه ریالی برای هماهنگ‌کردن واریزهاست: سمت راست طلبکارانی را می‌بینید که باید به آن‌ها پرداخت شود و سمت دیگر بدهکارانی را که باید برای شما واریز کنند. گروه حساب، نام، کد یا تلفن را می‌توانید فیلتر کنید تا حساب‌های بانکی، هزینه، ذوب یا حساب‌های داخلی وارد کار روزانه نشوند.

#پنل تسویهٔ ریالی و ماندهٔ خالص

کلید ماندهٔ خالص تعیین می‌کند ستون‌ها با چه عددی مرتب شوند:

پیش از گرفتن یا فرستادن شماره حساب، عدد خالص را کنترل کنید. مثلاً اگر ماندهٔ مستقیم شخص ۲۰ میلیارد ریال طلب است اما پس از محاسبهٔ طلای باز، خالص طلب او ۱۴ میلیارد ریال می‌شود، سامانه اجازه نمی‌دهد حساب مقصدی با مبلغ بیشتر از ۱۴ میلیارد ریال ثبت کنید.

#ثبت حساب مقصد، بدون ساخت سند

  1. در کارت طلبکار، حساب مقصد را بزنید.
  2. بانک، شماره حساب یا شبا، نام صاحب حساب، مبلغ و یادداشت (مانند «فوری») را وارد کنید.
  3. ثبت حساب مقصد را بزنید.

در این مرحله هیچ سند مالی ساخته نمی‌شود؛ فقط اطلاعات هماهنگی و سقف مبلغ ذخیره می‌شود. شماره حساب و ماندهٔ آن در پایین کارت شخص و در بخش حساب‌های مقصد و وضعیت حواله قابل مشاهده است.

#ثبت واریز مرحله‌ای

وقتی فیش یا تأیید واریز رسید، از ردیف حساب مقصد ثبت واریز را بزنید، بدهکارِ واریزکننده و مبلغ تأییدشده را انتخاب کنید. برای هر فیش، بانک مبدأ، شماره پیگیری، ساعت واریز و یادداشت اختیاری را نیز جدا وارد کنید. سقف امن هر واریز، کمترِ این دو عدد است:

با تأیید، دو سند مرتبط و قفل‌شده ساخته می‌شود تا ماندهٔ طلبکار و بدهکار هم‌زمان اصلاح شود. اگر مبلغ در چند نوبت یا توسط چند بدهکار پرداخت شود، هر فیش جدا ثبت و مانده خودکار کم می‌شود. فهرست فیش‌ها زیر همان حساب مقصد، نام واریزکننده، مبلغ، بانک، پیگیری و ساعت هر نوبت را نشان می‌دهد. با رسیدن جمع واریزها به مبلغ درخواست، ردیف سبز و عبارت کامل حواله شد نمایش داده می‌شود.

هر فیش تأییدشده remitId مستقل خود را دارد و مشخصات آن روی هر دو سند آینه ذخیره می‌شود؛ پس تغییر یک حواله، حواله‌های دیگرِ همان حساب مقصد را دست‌کاری نمی‌کند. در حوالهٔ طلای فیزیکی نیز همان جفت سند ساخته می‌شود، اما ردیف طلا فی ندارد و بدهی ریالی یا سود و زیان ساختگی ایجاد نمی‌کند.

اگر از انجام حواله مطمئن هستید ولی فیش هنوز در دسترس نیست، می‌توانید ردیف ناقص را دستی کامل حواله شد علامت بزنید. این علامت فقط کار پیگیری را می‌بندد و برای مبلغ باقی‌مانده سند مالی نمی‌سازد؛ هر زمان لازم بود با بازگشایی آن را به صف پیگیری برگردانید.

مرز ایمنی: حساب مقصدی که حتی یک واریز مرتبط دارد مستقیم حذف نمی‌شود. ابتدا باید اسناد مرتبط را بررسی و حذف کنید تا سابقهٔ مالی بی‌صاحب نماند. در دفتر بایگانی‌شده نیز پنل فقط برای مشاهده است و ثبت، تکمیل یا حذف انجام نمی‌شود.

#۱۲.۷ دفترهای حسابداری و بستن سال مالی

هر سالِ مالی یک دفتر است. آخرِ سال دفتر را می‌بندید: مانده‌ها و موجودی‌ها به یک دفترِ تازه می‌روند و دفترِ قبلی بایگانی و قفل می‌شود — همیشه می‌توانید ببینیدش، ولی دیگر تغییرش نمی‌دهید.

چرا اصلاً می‌بندید؟ چون تعدادِ اسنادِ یک سال از حد می‌گذرد، شمارهٔ فاکتور باید از اول شروع شود، و گزارش‌ها باید امسال را نشان بدهند نه ده سالِ روی هم.

#بستن سال، قدم به قدم

از منو به دفترهای حسابداری بروید و «بستن سال مالی» را بزنید. پنجرهٔ بستن سال سه مرحله دارد و تا بازبینی نهایی هیچ تغییری در دفتر نمی‌دهد.

۱) آماده‌سازی و پشتیبان. ابتدا یک پشتیبان کامل دانلود کنید؛ این فایل داده‌ها، عکس‌ها و پیوست‌ها را با هم نگه می‌دارد. فایل را در محلی جدا ذخیره و سپس نگهداری آن را تأیید کنید.

موردرفتار سیستمکار درست
آبشدهٔ شرطی تعیین‌تکلیف‌نشدهمانع بستن سال است؛ مانده هنوز قطعی نیستابتدا جواب عیار/تسویه را ثبت کنید
قسط سررسیدگذشتههشدار پیشنهادی؛ قسط ناتمام منتقل می‌شوددر صورت امکان وصول یا تمدید کنید
چک سررسیدگذشتهٔ بازهشدار پیشنهادی؛ چک با صاحبش منتقل می‌شودپاس، برگشت یا تمدید را ثبت کنید
کار باز تعمیرهشدار پیشنهادی؛ امانت با سندش منتقل می‌شودموجودی نزد تعمیرکار را کنترل کنید

۲) تنظیم انتقال. نام دفتر جدید و سه حداقل انتقال را مشخص کنید:

این عددها برای اختلاف ترازو و خرده‌مانده‌ها هستند. صفر بگذارید تا هیچ خرده‌مانده‌ای حذف نشود. پیش‌نمایش زنده نشان می‌دهد چه چیزهایی منتقل می‌شوند و چه مقدار به‌خاطر آستانه‌ها کنار می‌ماند.

۳) بازبینی و تأیید. نام دفتر مبدأ و مقصد و دو ستون «منتقل می‌شود / منتقل نمی‌شود» را بخوانید. پس از تأیید صریح، عملیات اجرا و دکمه تا پایان غیرفعال می‌شود.

اصل ایمنی: اگر ذخیرهٔ بایگانی روی سرور ناموفق شود، عملیات متوقف می‌شود و دفتر فعلی دست‌نخورده می‌ماند.

#چه چیزی منتقل می‌شود

می‌آیدنمی‌آید
ماندهٔ همهٔ طرف حساب‌ها (طلا، ریال، سکه، ارز)اسنادِ بسته‌شدهٔ سال
چکِ باز، با صاحبشچکِ پاس/نقد/خرج‌شده
قسطِ ناتمام و پرداخت‌های قبلی‌اشتاریخچهٔ کارها
جنسی که نزد تعمیرکار استهزینه‌های سال
موجودی انبار و آبشده—
ماندهٔ صندوق و حساب‌های بانکی—
اشخاص، کالاها، تنظیمات و حسابدارها—
چکِ برگشتیِ سالِ قبل، بدون دردسر. در خیلی از نرم‌افزارها چکی که از سالِ قبل منتقل شده زیر یک حسابِ داخلی به نامِ «موجودی ابتدای دوره» می‌رود و نامِ صاحبش فقط در یادداشت می‌ماند — نتیجه اینکه وقتی چک برگشت می‌خورَد، در فهرستِ چک‌های آن شخص پیدایش نمی‌کنید و مجبورید دور بزنید. اینجا این‌طور نیست: چکِ باز با سندِ خودِ همان شخص منتقل می‌شود. پس در دفتر جدید هم صاحبش را دارد و «برگرداندن چک» مثل هر چکِ دیگری کار می‌کند.
سنِ حساب گم نمی‌شود. ماندهٔ منتقل‌شده با تاریخِ رأس ثبت می‌شود، نه با تاریخِ امروز. یعنی طلبِ قدیمی در دفتر جدید هم قدیمی می‌مانَد و راس‌گیری و گزارشِ سنِ بدهی درست می‌ماند.
سودِ پارسال در امسال شمرده نمی‌شود. سندهای منتقل‌شده فقط مانده می‌سازند؛ در «کارکرد معاملات» و «دفتر روزانهٔ سود» وارد نمی‌شوند، چون معاملهٔ آنها پارسال انجام شده و سودش همان‌جا حساب شده است.

#تماشای دفترهای گذشته

در جدولِ دفترهای حسابداری همهٔ دفترها با تاریخِ گشایش، تاریخِ بسته‌شدن و تعدادِ سند و طرف حساب فهرست‌اند. دفترِ جاری با نشانِ سبز مشخص است.

روی «تماشا» بزنید تا یک دفترِ بایگانی باز شود. آن وقت یک نوارِ طلایی بالای صفحه می‌آید: «این دفتر بایگانی است». همهٔ گزارش‌ها، چاپ، PDF و Excel در دسترس‌اند، ولی هیچ تغییری ذخیره نمی‌شود. با دکمهٔ «بازگشت به دفتر جاری» برگردید.

#اصلاح بعد از بستن سال

اگر مانده‌ای اشتباه منتقل شده، دفتر قدیمی را ویرایش نکنید؛ در دفتر جدید برای همان شخص سند اصلاح مانده ثبت کنید. اگر کل عملیات اشتباه بوده و هنوز در دفتر جدید کاری نکرده‌اید، فایل پشتیبانی را که پیش از بستن گرفته‌اید از تنظیمات بازگردانی کنید. حذف دستی دفتر جدید و بازکردن قفل دفتر قدیمی جای بازگردانی پشتیبان را نمی‌گیرد.

ورود کاربران سراسری است و بعد از بستن سال رمز جدا لازم ندارند؛ دسترسی حسابدارها همراه دفتر جدید می‌آید و در اتاق فرمان قابل بازبینی است. برای کم‌کردن حجم پشتیبان‌ها، دفتر خیلی قدیمی را فقط پس از نگهداری یک پشتیبان کامل در دو محل حذف کنید؛ اگر فقط نباید در سوئیچر دیده شود، ستون نمایش را خاموش کنید.


#۱۲.۶ دفترهای من: چند دفتر در کنار هم

بستنِ سال یک دفتر را جای دفترِ قبلی می‌گذارد. ولی گاهی چند دفترِ هم‌زمان می‌خواهید:

در تعدادِ دفترها هیچ محدودیتی ندارید.

#ساختِ دفتر جدید

از منو به دفترهای حسابداری → لیست دفترها بروید و دکمهٔ سبزِ + را بزنید. سه چیز می‌پرسد:

۱) نامِ دفتر. هر چه دوست دارید — «گالری کیمیا»، «شعبهٔ دو»، «دفتر ۱۴۰۵».

۲) شغل شما؟ تک‌فروش، بنکدار، آبشده‌فروش، سازنده، سکه‌فروش یا تعمیرکار. این فقط یک برچسب نیست: بر اساسِ شغلی که انتخاب می‌کنید، گروه‌های طرف حساب و دسترسی‌های اولیه خودشان ساخته می‌شوند تا مجبور نباشید از صفر تعریفشان کنید. بعداً هم قابلِ تغییر است.

۳) دفترِ پیش‌فرض باشد؟ یعنی هر بار که وارد برنامه می‌شوید، همین دفتر باز شود.

نامِ تکراری قبول نمی‌شود. اگر نامی بزنید که قبلاً هست، همان‌جا زیرِ کادر می‌نویسد: مشابه همین در سیستم موجود است — نامِ دیگری بگذارید یا اول نامِ دفترِ قبلی را عوض کنید. کارِ متداول همین دومی است: می‌خواهید دفترِ واقعی‌تان دقیقاً اسمِ «گالری کیمیا» را داشته باشد، ولی دفترِ تستی همین اسم را گرفته. اول نامِ دفترِ تستی را به «گالری کیمیا تستی» تغییر بدهید (از همان جدول، دکمهٔ ویرایش)، بعد دفترِ جدید را با نامِ دلخواهتان بسازید.

#دفترِ جدید کاملاً خالی است

این مهم‌ترین نکتهٔ این بخش است: راهی برای انتقالِ اشخاص، اجناس یا حساب‌ها بین دو دفتر وجود ندارد — نه اینکه هنوز ساخته نشده باشد؛ اصلاً چنین چیزی نیست و دنبالش نگردید. حساب‌های دفترِ جدید از دفترِ قبلی کاملاً جدا هستند.

پس اگر تا حالا اطلاعاتِ زیادی وارد کرده‌اید و فقط چون «تستی» بوده می‌خواهید از نو شروع کنید، دو راهِ بهتر دارید:

۱. همان دفتر را نگه دارید. کلمهٔ «تستی» را از نامش بردارید و فقط ورودی‌های اشتباه را اصلاح کنید. اشخاص و اجناسی که وارد کرده‌اید سرِ جایشان می‌مانند.

۲. اگر چند مورد جا افتاده یا غلط است، از بخش‌های اصلاحِ همین راهنما استفاده کنید (اصلاح موجودی، ویرایشِ ماندهٔ اول دوره در فرمِ شخص، و ویرایشِ سند).

دفترِ نو را وقتی بسازید که واقعاً می‌خواهید از صفر شروع کنید — نه برای اینکه چند ردیف را درست کنید.

#جابه‌جایی بین دفترها

بالای صفحه، کنارِ دکمهٔ روز/شب، نامِ دفترِ باز نوشته شده. رویش کلیک کنید تا فهرستِ همهٔ دفترها باز شود:

روی هر کارتی بزنید، همان لحظه واردِ آن دفتر می‌شوید. هر وقت خواستید برگردید — مثلاً می‌خواهید در دفترِ تستی چیزی را امتحان کنید — دوباره کلیک و برگردید. کارِ ذخیره‌نشده‌ای گم نمی‌شود: پیش از سوئیچ، دفترِ فعلی کامل ذخیره می‌شود.

اگر یک دفترِ بایگانی را برای تماشا باز کرده باشید، تا وقتی به دفترِ جاری برنگشته‌اید نمی‌توانید سوئیچ کنید یا دفترِ تازه بسازید. این عمدی است و از دفترِ زندهٔ شما محافظت می‌کند.

#جدولِ لیست دفترها

ستونیعنی
کدشمارهٔ کوتاهِ دفتر؛ در گفت‌وگو با پشتیبانی به‌کار می‌آید
دفتر حسابدارینامِ دفتر
شغل شما؟شغلی که موقعِ ساخت انتخاب کردید
تاریخ گشایشروزِ ساختِ دفتر
سند / طرف حسابحجمِ کارِ داخلِ دفتر
وضعیتجاری یا بایگانی‌شده
دفتر پیش‌فرضدفتری که برنامه با آن بالا می‌آید (فقط یکی)
نمایشخاموشش کنید تا به سربرگِ «مخفی» برود — حذف نمی‌شود
IDشناسهٔ کاملِ دفتر؛ موقعِ پشتیبانی لازم می‌شود

از همین جدول می‌توانید دفتر را باز کنید، نامش را عوض کنید یا حذفش کنید.

حذف برگشت‌ناپذیر است و همهٔ اسناد و اطلاعاتِ آن دفتر را می‌بَرد. برای اطمینان باید نامِ دفتر را دقیقاً تایپ کنید. دفتری که همین حالا باز است حذف نمی‌شود — اول به دفترِ دیگری بروید.

#راه‌اندازیِ گام‌به‌گام دفترِ نو

وقتی دفترِ تازه‌ای را باز می‌کنید، صفحهٔ راه‌اندازی می‌آید — انگار تازه برنامه را تحویل گرفته‌اید و می‌خواهید شروع به کار کنید. پنج گام دارد:

شروع → شغل شما؟ → موجودی ابتدای دوره → حساب‌ها → کاربران

هر گام شما را به همان صفحهٔ اصلیِ برنامه می‌بَرد، نه به یک فرمِ کوچکِ جداگانه؛ یعنی همهٔ فیلدها را در اختیار دارید و بعداً هم از همان‌جا ویرایش می‌کنید.

نوارِ پیشرفتِ بالای صفحه خودش می‌فهمد چه کاری انجام شده — از روی دادهٔ واقعی، نه از روی تیک زدنِ شما. اگر ردیفی را پاک کنید، آن گام دوباره ناتمام می‌شود.

هر گامی که به شما مربوط نیست، دکمهٔ «فعلاً نه» دارد: «اگر الآن هیچی موجود ندارید، این مرحله را بی‌خیال شوید.» هر وقت خواستید از منو به همین صفحه برگردید.

امروز را مبنا بگذارید. لازم نیست تاریخِ افتتاحِ مغازه یا اولِ سال را بنویسید و بروید عقب. هر چه امروز در مغازه دارید — نقد، طلا، سکه، طلبِ مردم و بدهیِ شما — همان را وارد کنید. از فردا برنامه خودش حساب را نگه می‌دارد.

وقتی گام‌ها تمام شد، دکمهٔ «پایان راه‌اندازی» ابتدا یک پنجرهٔ تأیید نهایی باز می‌کند. در این پنجره تعداد مراحل، حساب‌های دارای مانده و دو جزء مبنای افتتاحیه را می‌بینید:

با تأیید، سامانه یک حساب سیستمی به نام «تراز افتتاحیه دفتر» با ماهیت سرمایه و برداشت می‌سازد. این حساب طرفِ مقابلِ موجودی‌ها و مانده‌های روز شروع است؛ چیزی را پاک یا جابه‌جا نمی‌کند، اما باعث می‌شود خلاصه وضعیت در لحظهٔ شروع صفر باشد و از آن پس فقط نتیجهٔ کارهای جدید — سود، زیان، هزینه و برداشت — روی عدد کل اثر بگذارد.

طلا و ریال عمداً جدا ثبت می‌شوند. اگر کل افتتاحیه با نرخ امروز به یک مبلغ ریالی تبدیل می‌شد، تغییر مظنه در روز بعد به‌اشتباه سود یا زیان می‌ساخت. بخش طلایی با وزن ۷۵۰ نگه‌داری می‌شود تا تغییر قیمت، مبنای شروع را خراب نکند.

بعد از تأیید مستقیماً وارد خلاصه وضعیت می‌شوید. یک نوار سبز بالای گزارش، مبنای ثبت‌شده را نشان می‌دهد. پایان راه‌اندازی دوباره اجرا نمی‌شود؛ اگر موجودی یا مانده‌ای اشتباه است، همان مورد را از صفحهٔ موجودی، حساب بانکی یا طرف‌حساب ویرایش کنید.

#خواندن خلاصه وضعیت پس از راه‌اندازی

فرمول عدد کل ساده است:

طلب مغازه − بدهی مغازه + موجودی فیزیکی

مانده‌ها ابتدا به تفکیک ماهیت — بنکداری، تکفروشی، بانک، امانات، سرمایه و برداشت و مانند آن — در کارت‌های جدا دیده می‌شوند. روی هر کارت بزنید تا حساب‌های سازندهٔ همان عدد باز شوند؛ روی نام یک طرف‌حساب هم بزنید تا دفتر معین و منشأ ردیف‌ها را ببینید. این تعامل تک‌کلیک و قابل‌استفاده با صفحه‌کلید است و جای دوبارکلیکِ رابط‌های قدیمی را می‌گیرد.

فروش یا هر سند تازه بلافاصله سه بخش را تغییر می‌دهد: موجودی فیزیکی، ماندهٔ طرف‌حساب و عدد کل وضعیت. به این ترتیب می‌توانید ببینید چه مقدار طلا از ویترین کم شده، چه مبلغی جای آن آمده و سود یا زیان خالص بر حسب ریال و گرم ۷۵۰ چقدر است.


#۱۳. اتاق فرمان و دسترسی‌ها

فقط مدیر به این صفحه دسترسی دارد. حسابدار بازش کند، پیغامِ «فقط مدیر دسترسی دارد» می‌بیند.

اتاق فرمان دو سربرگ دارد: حسابدارها و دسترسی‌ها و رویدادها و فعالیت‌ها.

#حسابدارها و دسترسی‌ها

#رویدادها و فعالیت‌ها

این سربرگ فهرستِ سادهٔ آخرین کارهاست: چه کسی، کِی، چه کرد. برای نگاهِ سریع خوب است، ولی جست‌وجو، فیلتر، مقدارِ قبلی/جدید و عکسِ حذف‌شده‌ها را ندارد.

برای همهٔ آن‌ها صفحهٔ تاریخچه کارها (§۴۳) هست — همان داده، ولی ردیف‌به‌ردیف و با جزئیاتِ تغییر. دکمهٔ رفتن به آن، بالای همین سربرگ است.

هشدار دربارهٔ «پاک‌سازی رویدادها»: این دکمه تاریخچه کارها را هم خالی می‌کند. بعد از آن دیگر معلوم نیست چه کسی چه چیزی را عوض کرده؛ برگشتی هم ندارد. پیش از زدنش، اگر لازم است، از تاریخچه خروجی CSV بگیر.

#۱۴. تنظیمات


#۱۵. عیار ته‌حساب: تسویهٔ طلا با عیار توافقی

گاهی با یک طرف‌حساب توافق می‌کنی که مانده‌ی طلایش را موقع تسویه با یک عیار مشخص (مثلاً ۷۴۰) حساب کنید، نه با عیار مبنای ۷۵۰. برای این کار هر شخص یک فیلد «عیار ته‌حساب» دارد.

#کجاست

در فرم شخص (ساخت/ویرایش)، کنار «سقف اعتبار» و «مهلت تسویه»، فیلد «عیار ته‌حساب». خالی بگذاری = بدون تبدیل (همان ۷۵۰). اگر پُرش کنی (مثلاً ۷۴۰)، مانده‌ی طلای این شخص هنگام تسویه به همان عیار نشان داده می‌شود.

#چطور کار می‌کند

مانده‌ی طلا همیشه در معادل ۷۵۰ نگه‌داری می‌شود (هیچ عددِ مالی‌ای عوض نمی‌شود). «عیار ته‌حساب» فقط یک نمایشِ تبدیل‌شده اضافه می‌کند:

وزن به عیار توافقی = وزن۷۵۰ × ۷۵۰ ÷ عیار ته‌حساب

مثال: مشتری ۷٫۴ گرم معادل ۷۵۰ طلب دارد و عیار ته‌حسابش ۷۴۰ است → ۷٫۴ × ۷۵۰ ÷ ۷۴۰ = ۷٫۵ گرم به عیار ۷۴۰. یعنی موقع تسویه به‌جای ۷٫۴ گرمِ ۷۵۰، معادلِ ۷٫۵ گرمِ ۷۴۰ تحویل می‌گیرد/می‌دهد.

#کجا دیده می‌شود

این قابلیت فقط نمایشی/تسویه‌ای است؛ روی جمع سند و محاسبات سود اثری ندارد. اشخاص بدون «عیار ته‌حساب» دقیقاً مثل قبل کار می‌کنند.

#۱۶. گروه‌های دسترسی اشخاص و هشدار عملیات

این قابلیت جلوی ثبت اشتباهِ سند را می‌گیرد: برای هر گروه از اشخاص مشخص می‌کنی چه عملیاتی «مجاز» است، و اگر سندی خلاف آن ثبت شود، هنگام ذخیره هشدار می‌گیری (نه ممانعت).

#ساخت گروه

از تنظیمات ← «گروه‌های اشخاص و دسترسی‌ها» ← + گروه جدید. برای هر گروه:

#اتصال به شخص

در فرم هر شخص، فیلد «گروه دسترسی» را روی گروه دلخواه بگذار. گروهِ «به انتخاب خودم» = همه‌چیز مجاز = بدون هشدار.

#هشدار هنگام ثبت

موقع ذخیرهٔ سند، سامانه ردیف‌ها را با مجوزِ گروهِ طرف‌حساب می‌سنجد:

مثال (سبک کیمیا): برای گروه «سازنده» دریافتِ آبشدهٔ خالی را غیرمجاز کن (چون به سازنده آبشده می‌دهی، نه از او می‌گیری) ولی «دریافت مرجوعی آبشده» را مجاز بگذار. حالا اگر در سند دریافت از سازنده یک ردیف آبشده بزنی، هشدار می‌گیری: «گروه «سازنده» اجازهٔ (دریافت آبشده) را ندارد.»


#۱۷. عکس اجناس

برای جلوگیری از اشتباه در فروش، می‌توانی به هر کالا عکس بدهی تا در لیست و روی فاکتور دیده شود.

#دو راه افزودن عکس

  1. روی نوع کالا (اطلاعات پایهٔ جنس): موقع تعریف/ویرایش «جنس»، بخش «عکس کالا» را داری؛ عکس را انتخاب کن. این عکس روی همهٔ اجناسِ آن نوع می‌نشیند.
  2. روی یک ردیفِ خاصِ موجودی: در کالا و انبار ← موجودی اجناس، کنار نام هر ردیف دکمهٔ عکس (آیکن تصویر) هست؛ می‌توانی عکس اختصاصیِ همان ردیف را بگذاری. اگر ردیف عکس اختصاصی نداشته باشد، خودکار از عکس نوعِ کالا استفاده می‌شود.

#کجا دیده می‌شود

#نکتهٔ مهم دربارهٔ ذخیره‌سازی

عکس‌ها روی سرور ذخیره می‌شوند و فقط نشانی‌شان در داده نگه‌داری می‌شود (نه خودِ عکس داخل داده، تا حجم بالا نرود). حداکثر اندازهٔ هر عکس ۱٫۵ مگابایت و فرمت‌های مجاز JPG/PNG/WEBP/GIF است. چون عکس‌ها روی همان سرور می‌مانند، برای احتیاط از سرور پشتیبان بگیر.

#سازندهٔ جنس (تعریف اجناس)

عکسِ کالا از دلِ همان فرمی می‌آید که کالا را می‌سازد. صفحهٔ «اجناس» فهرست همهٔ کالاهای تعریف‌شده است و با دکمهٔ «جدید» فرم تعریف جنس باز می‌شود.


#۱۸. دفتر ذوب و آبشده

طلای متفرقه (شکسته، دست‌دوم، خرده‌ریز) قیمت مشخصی ندارد تا وقتی آب شود و عیار واقعی‌اش معلوم گردد. صفحهٔ «ذوب و آبشده» همین چرخه را از لحظهٔ تحویل به ری‌گیری تا برگشت آبشده دنبال می‌کند.

#چرخهٔ کار

  1. قبض ذوب می‌زنی: متفرقه‌ها را به ذوب‌خانه/ری‌گیری تحویل می‌دهی و اقلام را با وزن و عیارِ تخمینی ثبت می‌کنی. قبض در وضعیت «در ذوب» می‌ماند.
  2. آبشده برمی‌گردد: با دکمهٔ «ثبت ری» وزن آبشده و ری (عیار واقعیِ اعلام‌شده) را وارد می‌کنی. قبض «برگشته» می‌شود.
  3. اختلاف حساب می‌شود: ورودی و خروجی هر دو به وزن معادل ۷۵۰ تبدیل و مقایسه می‌شوند.

#افت و سرک

هنگام ثبت ری، درصد اختلاف زنده نشان داده می‌شود و اگر از ۳٪ بگذرد هشدار قرمز می‌گیری. این هشدار جلوی اشتباهِ رایج را می‌گیرد: جابه‌جا وارد کردن وزن و عیار، یا افتادن یک رقم.

مثال: ۱۰ گرم عیار ۷۵۰ + ۲۰ گرم عیار ۷۰۵ تحویل می‌دهی → معادل ۷۵۰ ورودی = ۲۸٫۸۰۰ گرم. آبشده ۲۹٫۵ گرم با ری ۷۲۰ برمی‌گردد → معادل ۷۵۰ خروجی = ۲۸٫۳۲۰ گرم. افت = ۰٫۴۸۰ گرم (۱٫۶۷٪) — در محدودهٔ عادی.

#دو اتصال خودکار

موقع ثبت ری، دو تیک داری که هر دو پیش‌فرض روشن‌اند:

تیکچه می‌کند
افزودن به موجودی آبشدهیک ردیف آبشده با همان وزن، ری، ری‌گیری و شمارهٔ قبض در کالا و انبار ← آبشده و متفرقه می‌سازد
ثبت کارمزد در مخارجکارمزد ذوب را با بابتِ «کارمزد ذوب» به هزینه‌ها اضافه می‌کند

هر کدام فقط یک بار انجام می‌شود؛ اگر قبلاً ثبت شده باشد تیک غیرفعال می‌شود و سند تکراری ساخته نمی‌شود. اگر موقع ثبت ری تیک را برداری، بعداً از دکمهٔ «به موجودی» در همان ردیف می‌توانی اضافه‌اش کنی.

#شاخص‌های بالای صفحه

در ذوب (وزن معادل ۷۵۰ که هنوز دستِ ری‌گیری است) · آبشدهٔ برگشتی · افت یا سرک کل · کارمزد کل. با چیپ‌های بالا هم می‌توانی فقط قبض‌های باز یا فقط برگشته‌ها را ببینی.

#قبض چاپی

دکمهٔ رسید روی هر ردیف، قبض ذوب را باز می‌کند: اقلام ورودی با وزن و عیار و معادل ۷۵۰، وزن و ری برگشتی، افت و کارمزد، و جای امضای تحویل‌دهنده و ری‌گیری. یک نسخه دست خودت، یک نسخه دست ذوب‌خانه.

#نکته‌ها


#۱۹. پیوست سند

به هر سند می‌توانی فایل ضمیمه کنی: فیش واریزی، رسید کارتخوان، تصویر کارت ملی، قرارداد یا هر مدرکی که باید کنار همان شمارهٔ سند بماند.

#چطور

در صفحهٔ ثبت سند دکمهٔ «پیوست» بالای صفحه است. عدد کنار دکمه تعداد پیوست‌های فعلی را نشان می‌دهد. سه راه افزودن داری: انتخاب فایل، رها کردن فایل روی پنجره (drag & drop)، یا دوربین برای عکس گرفتن مستقیم.

#چه فایل‌هایی

عکس (JPG/PNG/WEBP/GIF)، PDF، متن، Word و Excel — تا ۸ مگابایت برای هر فایل. فایل‌های اجرایی و ناشناخته رد می‌شوند.

هر پیوست را می‌توانی تغییر نام بدهی (مثلاً «فیش بانک ملت ۱۴۰۵/۰۵/۱۳») یا حذف کنی. فایل‌ها روی سرور ذخیره می‌شوند و در نسخهٔ پشتیبان هم می‌آیند.


#۲۰. پیش‌نویس تکفروشی

وقتی مشتری می‌پرسد «این چند؟»، لازم نیست سند بزنی. دکمهٔ «پیش‌نویس تکفروشی» در صفحهٔ ثبت سند یک ماشین‌حسابِ قیمت باز می‌کند که هیچ سندی ثبت نمی‌کند و روی مانده‌ها اثری ندارد.

#چه می‌دهد

قیمت نهایی با همان فرمول مالیاتیِ سند فروش حساب می‌شود: ارزش طلا + اجرت + سود فروشنده + مالیات ارزش افزوده (مالیات فقط روی اجرت و سود). نرخ، درصد سود و درصد مالیات را می‌توانی همان‌جا عوض کنی.

#تعویض طلای مشتری

ردیف «طلای متفرقهٔ مشتری» را اضافه کن تا طلایی که مشتری می‌آورد از مبلغ کم شود و مابه‌التفاوت معلوم گردد — همان چیزی که مشتری واقعاً باید بپردازد.

#امکانات کمکی

پیش‌نویس در همان مرورگر باقی می‌ماند، پس اگر صفحه بسته شد از دست نمی‌رود.


#۲۱. نسخهٔ پشتیبان

در تنظیمات ← نسخهٔ پشتیبان، دکمهٔ «دریافت نسخهٔ پشتیبان» یک فایل zip می‌دهد که هم داده‌ها و هم همهٔ عکس‌های اجناس، عکس اشخاص و پیوست‌های سند را در خود دارد. پس با بازگردانی، هیچ عکسی گم نمی‌شود.

عکس‌هایی که در هیچ رکوردی استفاده نشده‌اند داخل پشتیبان نمی‌آیند — این عمدی است تا فایل بی‌جهت سنگین نشود.

#بازگردانی

دکمهٔ «بازگردانی» فایل zip (یا فایل JSON دادهٔ خام) را می‌پذیرد. همهٔ داده‌های فعلی جایگزین می‌شوند، پس قبلش یک پشتیبان از وضعیت فعلی بگیر. یک تأیید هم پرسیده می‌شود.

#توصیه

هفته‌ای یک بار پشتیبان بگیر و فایل را جای دیگری (فلش، درایو ابری، رایانهٔ دیگر) نگه دار. پشتیبانی که روی همان سرور بماند، در برابر خرابیِ سرور کاری از دستش برنمی‌آید.


#۲۲. وام و تسهیلات بانکی

وقتی از بانک وام می‌گیری، پول به حسابت می‌آید ولی همان لحظه همان مبلغ (به‌علاوهٔ سود) بدهیِ تو به بانک است. این دو تا با هم فرق دارند و باید جدا نگه داشته شوند.

#اشتباه رایج: زدنِ وام روی خودِ حساب بانکی

اگر دریافتِ وام را مستقیم روی حساب بانکی ثبت کنی، موجودی آن حساب بالا می‌رود و دیگر معلوم نیست چقدرش پولِ خودت است و چقدرش پولِ بانک. ماندهٔ حساب بانکی از این به بعد دروغ می‌گوید و صورت سود و زیان هم خراب می‌شود.

قاعده: سندِ وام از سندِ حساب بانکی جداست. هر وام حسابِ مستقلِ خودش را دارد.

#وام چطور کار می‌کند

در صفحهٔ وام و تسهیلات با «+ وام جدید» وام را می‌سازی. هنگام ساخت این‌ها را می‌دهی:

فیلدتوضیح
نام واممثلاً «وام ملی — فردوسی»
بانکبانکِ وام‌دهنده
مبلغ وام (اصل)پولی که واقعاً به حسابت واریز می‌شود
سود و کارمزدمبلغی که بانک اضافه بر اصل از تو می‌گیرد
واریز به حسابحساب بانکی‌ای که پولِ وام به آن آمده
تعداد و مبلغ قسطبرای پیگیری اقساط (اختیاری)

با ثبت، دو سند خودکار زده می‌شود:

  1. روی حساب بانکی: یک سندِ دریافت → موجودیِ بانک به اندازهٔ اصلِ وام بالا می‌رود.
  2. روی حساب وام: یک سندِ پرداخت → بدهیِ تو به بانک ثبت می‌شود.

سود و کارمزد فقط سندِ سومی روی حساب وام می‌زند: بدهی را زیاد می‌کند ولی هیچ پولی به حساب بانکی اضافه نمی‌کند (چون سود پولِ نقد نیست، تعهد است).

مثال: موجودی «ملی فردوسی» ۴٬۵۸۰٬۰۰۰٬۰۰۰ است. وام ۳٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ با ۸۰٬۰۰۰٬۰۰۰ سود می‌گیری:

بعد از ثبتموجودی بانکبدهیِ وام
دریافت اصلِ وام۷٬۵۸۰٬۰۰۰٬۰۰۰۳٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰
افزودن سود و کارمزد۷٬۵۸۰٬۰۰۰٬۰۰۰ (بدون تغییر)۳٬۰۸۰٬۰۰۰٬۰۰۰

#پرداخت قسط

روی کارت هر وام دکمهٔ «پرداخت قسط» هست. روش پرداخت را انتخاب می‌کنی:

روشاثرش
حواله از حساب بانکیبدهیِ وام کم می‌شود و موجودیِ آن حساب بانکی هم کم می‌شود
نقدیفقط بدهیِ وام کم می‌شود
چک دیگران (چکِ مشتری)بدهیِ وام کم می‌شود و آن چک به وضعیت «خرج شده» می‌رود — چون برگه را به بانک تحویل داده‌ای. بانک، شماره، سررسید و سندِ مبدأ در زندگی‌نامهٔ چک می‌ماند و در صورت اشتباه می‌توانی آن را بازگردانی

ادامهٔ مثال بالا: قسط ۵۶٬۰۰۰٬۰۰۰ با حواله → بانک می‌شود ۷٬۵۲۴٬۰۰۰٬۰۰۰ و بدهی ۳٬۰۲۴٬۰۰۰٬۰۰۰. بعد قسط ۱۰۵٬۰۰۰٬۰۰۰ با چکِ مشتری → بانک دست‌نخورده می‌ماند و بدهی می‌شود ۲٬۹۱۹٬۰۰۰٬۰۰۰.

#سود و کارمزدِ بعدی

اگر بانک وسطِ کار جریمه، کارمزد یا سودِ تازه اضافه کرد، دکمهٔ «+ سود و کارمزد» همان کار را می‌کند: بدهی زیاد می‌شود، موجودیِ بانک دست نمی‌خورد.

#خواندنِ کارتِ وام

هر وام یک کارت دارد با نوارِ پیشرفت و چهار عدد:

وقتی ماندهٔ بدهی صفر شود، برچسبِ وام از «فعال» به «تسویه شده» تغییر می‌کند.

دکمهٔ «سند وام» همهٔ ردیف‌ها (دریافت، سودها و اقساط) را به‌ترتیب تاریخ نشان می‌دهد.

حذف وام: حذفِ یک وام همهٔ سندهای مربوط به آن را هم پاک می‌کند. قبلش پشتیبان بگیر.

#۲۳. چند صفحه هم‌زمان: میزِ کارِ ساعتِ شلوغی

ساعتِ شلوغیِ مغازه است. مشتری‌ای آمده که فاکتورش سی قلم جنس است، سرِ بعضی‌شان چانه می‌زند و کارش دستِ‌کم نیم ساعت طول می‌کشد. وسطِ همین کار، مشتری بعدی می‌رسد که فقط یک آبشده آورده و می‌خواهد تحویل بدهد و برود. مشتری سوم فقط قیمتِ ته‌حسابش را می‌خواهد.

بدونِ سربرگ باید سندِ نیمه‌تمام را ببندی، برگردی، و بعد از دستت در برود که چه به چه بوده. با سربرگ‌ها هیچ‌کدام از این کارها بسته نمی‌شوند؛ همه کنارِ هم روی میزِ کار باز می‌مانند.

نوارِ سربرگ‌ها زیر نوار بالایی است و هر صفحهٔ باز یک سربرگ دارد. عنوانِ سربرگِ سند نوع سند + نام طرف حساب است (مثلاً «فروش — علی رضایی») و اگر آن سند ذخیره نشده باشد یک نقطهٔ طلایی کنارش روشن می‌شود؛ پس با یک نگاه می‌فهمی کدام کار هنوز روی هواست.

#کارها

کارچطور
باز کردن سربرگ تازهCtrl+کلیک (در مک ⌘+کلیک) روی گزینهٔ منو — یا کلیک وسطِ موس روی آن
جابه‌جایی بین سربرگ‌هاکلیک روی سربرگ — یا Alt+۱ تا Alt+۹ (و Alt+۰ برای آخرین)
چرخیدن بین سربرگ‌هاAlt+← بعدی · Alt+→ قبلی
بستن سربرگدکمهٔ ✕ روی سربرگ — یا کلیک وسطِ موس روی خودِ سربرگ — یا Alt+W
مرتب کردنسربرگ را بکش و جای دیگری از نوار رها کن
فهرست همهٔ صفحه‌های بازچیپِ «n صفحه» کنارِ نوار
پنجرهٔ جدادابل‌کلیک روی سربرگ → همان صفحه (با همان سندِ نیمه‌کاره) به یک پنجرهٔ مستقل می‌رود

کلیکِ عادی روی منو مثل قبل عمل می‌کند: همان سربرگِ فعلی به صفحهٔ جدید می‌رود و سربرگِ تازه‌ای ساخته نمی‌شود.

میان‌برهای Alt به جای کلید روی صفحه‌کلید بسته‌اند نه به حرفِ رویش؛ پس چه فارسی بنویسی چه انگلیسی، همان کلیدها کار می‌کنند. وقتی داری فاکتورِ سی‌قلمی می‌زنی، دستت روی کیبورد می‌مانَد.

#سندها گم نمی‌شوند

هر سربرگ سندِ خودش را نگه می‌دارد. اگر وسطِ سندِ مشتری الف با Ctrl+کلیک سربرگ تازه باز کنی و سندِ مشتری ب را بزنی، با برگشتن به سربرگ اول سندِ الف دقیقاً همان‌طور که بود برمی‌گردد — ردیف‌ها، طرف حساب، نرخ، همه.

اگر بخواهی سربرگی را ببندی که سندِ ذخیره‌نشده دارد، پنل قبلش تأیید می‌گیرد تا اشتباهی کارت از بین نرود. سندی که قبلاً ذخیره شده بدونِ پرسش بسته می‌شود؛ پرسشِ بی‌مورد باعث می‌شود آدم به پرسشِ باموردش هم بی‌اعتنا شود. آخرین سربرگ بسته نمی‌شود (چون آن‌وقت صفحه‌ای باقی نمی‌ماند).

#حتی رفرش هم کارت را نمی‌بلعد

میزِ کارت در همین مرورگر نگه داشته می‌شود. اگر رفرش کنی، اشتباهی تبِ مرورگر را ببندی، یا برق برود و کامپیوتر خاموش شود، دفعهٔ بعد که پنل را باز کنی همان سربرگ‌ها با همان ترتیب و همان سندهای ذخیره‌نشده برمی‌گردند. با رفرش داخل پنل همان سربرگ فعال حفظ می‌شود؛ اما وقتی از بیرون دوباره وارد آدرس پنل ادمین می‌شوی، صفحهٔ نخست روی داشبورد باز می‌شود تا آخرین سربرگ «دستیار هوشمند» جای صفحهٔ اصلی را نگیرد. سربرگ‌ها و سندهای قبلی همچنان در نوار باقی می‌مانند.

- میزِ کار برای هر دفتر جداست؛ با رفتن به دفترِ دیگر، سربرگ‌های آن دفتر بالا می‌آیند نه این یکی. - میزِ کارِ کهنه (بیشتر از یک هفته) دیگر برنمی‌گردد. - صفحه‌ای که دسترسی‌اش از کاربر گرفته شده باشد، در بازگشت باز نمی‌شود.

#پنجرهٔ جدا برای مانیتور دوم

«دو تا مانیتور دارم؛ می‌خواهم صفحهٔ خلاصه‌وضعیت را جدا کنم ببرم روی مانیتور دوم.» با دابل‌کلیک روی سربرگ، آن صفحه در پنجرهٔ مستقل باز می‌شود. این پنجره سایدبار و نوار سربرگ ندارد و تمام‌عرض است.

جدا کردن یعنی جابه‌جایی، نه کپی: اگر سربرگِ یک سندِ نیمه‌کاره را جدا کنی، خودِ همان سند به پنجرهٔ تازه می‌رود و در پنجرهٔ اصلی دو نسخهٔ سردرگم‌کننده نمی‌ماند. بقیهٔ صفحه‌ها دست‌نخورده سرِ جایشان هستند و هر وقت آن پنجره را ببندی، هیچ اتفاقی برای بقیه نمی‌افتد.

- اگر پنجرهٔ جداشده سندِ ذخیره‌نشده داشته باشد، خودِ مرورگر پیش از بستنش می‌پرسد. - اگر مرورگر جلوِ باز شدنِ پنجره را بگیرد (pop-up blocker)، هیچ چیزی جابه‌جا نمی‌شود و سربرگ سرِ جایش می‌ماند؛ پیامش را می‌بینی. - هر دو پنجره روی همان دادهٔ سرور کار می‌کنند؛ سندی که در یکی ذخیره شود در دیگری هم دیده می‌شود.

#۲۴. تبدیل متفرقه به ویترین و «عیار شخصی»

طلای متفرقه‌ای که از مشتری می‌خری همیشه سرِ راهش ذوب نیست. گاهی یک انگشتر یا سرویسِ سالم و تمیز است که مستقیم می‌شود روی ویترین گذاشت و دوباره فروخت. عیارِ این جنس‌ها معمولاً ۷۴۰ است، ولی وقتی روی ویترین می‌فروشی‌شان با ۷۵۰ حساب می‌کنی. همان ۱۰ واحد اختلاف، سودِ توست — و پنل دو راه برای ثبتش دارد.

#راه یکم: فقط ستون «عیار شخصی» (سریع، بدون سند اضافه)

جنس در انبار «آبشده و متفرقه» می‌ماند و کاری نمی‌کنی تا وقتی فروخته شود. سرِ فروش:

  1. در سند فروش، ستون شرح را روی «۱۰ متفرقه سالم» بگذار.
  2. ستون عیار را روی عیارِ واقعیِ جنس بگذار (مثلاً ۷۴۰).
  3. ستون «عیار شخصی» را ۷۵۰ بزن.

همین. پنل مبلغ و وزنِ معادلِ مشتری را با ۷۵۰ حساب می‌کند، ولی می‌داند جنس واقعاً ۷۴۰ بوده. زیرِ سلول یک برچسب سبز مثل +۰٫۱۹۵ گ می‌بینی و پایینِ سند هم چیپِ «سود عیار» ظاهر می‌شود.

مثالعدد
وزن۱۴٫۶۵۰ گرم
عیار جنس۷۴۰
عیار شخصی۷۵۰
معادلِ واقعی۱۴٫۴۵۵ گ۷۵۰
معادلِ محاسبه با مشتری۱۴٫۶۵۰ گ۷۵۰
سود عیار۰٫۱۹۵ گ۷۵۰
«عیار شخصی» خالی یعنی خاموش. همهٔ اسناد قبلی و ردیف‌های معمولی دقیقاً مثل قبل کار می‌کنند. در خرید همین کار به ضرر توست، پس پنل علامت را برعکس نشان می‌دهد. روی فاکتور مشتری عیارِ شخصی چاپ می‌شود (نه عیارِ فیزیکی) تا وزن معادل۷۵۰ با عددِ عیار بخواند. ولی موجودیِ انبار با عیارِ شخصی تکان نمی‌خورد. در گردش موجودی همان ۷۴۰ِ فیزیکی از انبار خارج می‌شود — چون واقعاً همان تکه از مغازه بیرون رفته، نه بیشتر. آن ۱۰ واحد سودِ حساب است، نه طلای جابه‌جاشده.

عیبش: جنس همچنان قاتیِ انبار متفرقه است؛ سرِ انبارگردانی نمی‌فهمی کدام تکه روی ویترین است و کدام برای ذوب.

#راه دوم: سندِ «تبدیل متفرقه به ویترین» (مرتب، پیشنهادی)

جنس را همان اول از انبار متفرقه بیرون می‌آوری و به موجودی اجناس می‌بری. مسیر:

کالا و انبار → آبشده و متفرقه → دکمهٔ «تبدیل متفرقه به ویترین» (یا آیکونِ حلقه روی همان ردیف).

در پنجره‌ای که باز می‌شود:

فیلدتوضیح
از موجودی آبشده و متفرقهردیفی که می‌خواهی از آن بردار کنی (متفرقه‌ها اول فهرست‌اند)
وزن مصرفیچند گرم از آن ردیف برداشته می‌شود (پیش‌فرض: کلِ ردیف)
عیار متفرقهعیارِ واقعی، از خودِ ردیف پر می‌شود (۷۴۰)
نام جنسِ ویترینمثلاً «کار شرکتی ۷۵۰» — اگر تعریف نشده باشد خودکار به کاتالوگ اضافه می‌شود
عیار فروش۷۵۰
تعداد قطعهاگر چند تکه است، وزنِ هر قطعه خودکار حساب می‌شود
اجرت فی هر گرماختیاری

وسطِ پنجره یک پیش‌نمایش زنده است: خروج از متفرقه، ورود به ویترین، و سود عیار — و باقی‌ماندهٔ آن ردیف بعد از تبدیل.

دکمهٔ «ثبت تبدیل» سه کار می‌کند:

  1. یک سند داخلی با دو ردیف می‌سازد: ▼ خروج متفرقه با عیار ۷۴۰ و ▲ ورود جنسِ ویترین با عیار ۷۵۰.
  2. وزن را از ردیفِ متفرقه کم می‌کند (اگر صفر شد، ردیف حذف می‌شود).
  3. جنس را با یک بارکد تازه به «موجودی اجناس» اضافه می‌کند و برچسب «تبدیلی» می‌گیرد.
مهم: سرِ فروشِ این جنس، عیارش دیگر ۷۵۰ است و سودِ عیار قبلاً شناسایی شده. پس ستون «عیار شخصی» را خالی بگذار تا سود دوباره شمرده نشود. اگر جنس نفروخت و تصمیم گرفتی ذوبش کنی، کافی است همین دو ردیف را برعکس ثبت کنی تا سودِ شناسایی‌شده خنثی شود.

مزیتش: در «خلاصه وضعیت» و «موجودی اجناس» این جنس جداگانه شمرده می‌شود و می‌دانی دقیقاً چه چیزی روی ویترین داری.

#کجا سود را می‌بینی

در گزارش‌ها → سود و زیان، اگر در دوره «عیار شخصی» به‌کار رفته باشد، یک کارتِ «سود عیار شخصی» با مقدارِ گرمی و ریالی‌اش می‌آید و یک خط هم در صورت سود و زیان اضافه می‌شود. این سود داخلِ خطِ «ارزش طلای خالصِ انباشته» لحاظ شده است — یعنی طلایی که واقعاً در گاوصندوق مانده، درست حساب می‌شود.


#۲۵. ریز ورود و خروج و جمع ردیف‌های انتخابی

وسط ثبتِ یک سندِ تکفروشی، سؤالِ همیشگی این است: «آنچه نوشتم با آنچه روی ترازوست یکی است؟» دو ابزار در پای همان صفحهٔ سند این را جواب می‌دهند و هیچ‌کدام چیزی را ذخیره یا تغییر نمی‌دهند — فقط نشان می‌دهند.

#الف) نشانِ شناورِ جمع (انتخاب چند ردیف)

روی هر جای خالیِ یک ردیف کلیک کن (نه روی خانه‌های ورودی). ردیف آبی می‌شود و پایینِ صفحه یک نشانِ شناور می‌آید با: تعداد ردیف، وزن، وزن ۷۵۰، تعداد سکه و مبلغ.

کارکلید
انتخاب یک ردیفکلیک
افزودن یا برداشتنِ یک ردیفCtrl (روی مک ⌘) + کلیک
انتخاب یک بازهShift + کلیک روی ردیف آخر
برداشتنِ انتخابکلیک دوباره روی همان ردیف، یا Esc، یا ✕ روی نشان

کاربرد واقعی: دو متفرقه‌ای را که از مشتری گرفتی با Ctrl انتخاب کن؛ نشان می‌گوید ۳۰٫۷۲۰. همان دو قلم را با هم روی ترازو بگذار. اگر عدد یکی نبود، یعنی موقع ثبت یک وزن اشتباه خورده است.

نشان با رفتن به صفحهٔ دیگر، باز کردنِ سندِ دیگر، یا افزودن و حذفِ ردیف خودش پاک می‌شود تا هرگز عددِ کهنه نشانت ندهد.

#ب) پنل «ریز ورود ـ خروج»

زیر جمعِ سند، دکمهٔ «ریز ورود ـ خروج» پنلی را باز می‌کند که همان اقلامِ سند را در دو محور می‌چیند:

دو حالت دارد:

حالتچه می‌دهد
به تفکیکبرای هر گروه یک کارت جدا: وزن، وزن ۷۵۰، اجرت (اگر باشد) و مبلغِ ورود و خروج
جمع کلیک جدولِ تمام‌عرض: کلِ ورود، کلِ خروج و خالص — با ستون‌های سکه و «سود و مالیات» هر وقت مقدار داشته باشند

نکته‌های خواندنِ درست:

نکتهٔ ترازو: وزنِ روی ترازو معمولاً از وزنِ پنل بیشتر است، چون سنگ و پلاستیک و بستهٔ کار هم روی کفهٔ ترازوست. اختلاف را با همان وزنِ سنگ بسنج، نه با صفر.

این بخش با بخش بعدی فرق دارد. پنلِ اینجا فقط همین یک سند را می‌شکافد — سرِ ثبت، برای اینکه مطمئن شوی درست نوشته‌ای. اگر اختلافِ ترازو مالِ همین سند نبود و به کلِ موجودیِ یک قلم برمی‌گشت، جای درست گردش موجودی است که همهٔ اسناد آن قلم را در طول زمان پشت سر هم می‌چیند.

#۲۶. سند چاپی: فاکتور و قبض

سندی که چاپ یا دانلود می‌کنی همان قالب کاغذیِ مغازه است، اما چیدمان فاکتور حالا از مرکز چاپ قابل تنظیم است. از روی هر سند دکمهٔ «چاپ فاکتور» را بزن؛ پیش‌نمایش زنده در کنار تنظیمات باز می‌شود. در تنظیمات → مرکز چاپ فاکتور هم می‌توانی همین صفحه را با آخرین سند باز کنی.

#مرکز چاپ و پیش‌نمایش — v101

با تغییر هر گزینه، پیش‌نمایش فوراً تازه می‌شود؛ این کار نه سند را می‌بندد و نه دفعات چاپ را زیاد می‌کند. «ذخیره تنظیمات» انتخاب‌ها را برای فاکتورهای بعدی نگه می‌دارد. زدن «چاپ فاکتور» نیز ابتدا همان تنظیمات را ذخیره می‌کند و سپس شمارندهٔ چاپ سند را یک واحد افزایش می‌دهد. تعداد دفعات چاپ در سربرگ فاکتور و کنار پیش‌نمایش دیده می‌شود.

مرز تنظیمات برنامه و سیستم: اندازه، جهت، حاشیه و محتوای فاکتور در مرکز چاپ تنظیم می‌شوند؛ اما انتخاب چاپگر، تعداد نسخه و گزینه‌های سخت‌افزاری در پنجرهٔ چاپ سیستم‌عامل انجام می‌شود. اگر چاپگری در آن پنجره نیست، درایور آن باید روی دستگاه نصب شود.

نام، نشانی، متن پایین فاکتور و نشانی تصویر لوگو از بخش «اطلاعات فروشگاه و نرخ» تنظیم می‌شوند. آدرس لوگو باید یک نشانی تصویری معتبر یا دادهٔ تصویری data:image/... باشد.

#نقشهٔ سند از بالا به پایین

ناحیهچه چیزی آنجاست
سربرگ (بیرون کادر)راست: لوگو + نام طرف حساب · وسط: «هوالرزاق» و نام فروشگاه · چپ: کادر خط‌چینِ شمارهٔ سند، تاریخ، شمارهٔ سند و یک کادر خط‌چینِ خالی برای یادداشت دستی
نشانییک خط تمام‌عرض زیر سربرگ
کادر گِرد اصلینوار نام و کد و تلفن طرف حساب، جدول اقلام، جمع‌بندی، شعار فروشگاه
پاورقی (بیرون کادر، بدون خط)امضای خریدار · امضای فروشنده · «صدور سند توسط: نام کاربر — تاریخ و ساعت»

#جدول اقلام

ستون‌ها از راست: شماره، شرح، وزن به گرم، عیار، وزن ۷۵۰، قیمت هر، مبلغ.

#جمع‌بندی سه‌ستونه

سمت راستِ پایینِ کادر، چهار ردیف پشت سر هم می‌آید و هر ردیف سه خانه دارد: عنوان | گرم | ریال و سکه.

ردیفیعنی
جمع فروش / جمع خریدجمعِ خودِ اقلام همین سند
مانده سنداثر همین سند روی حساب طرف مقابل
مانده قبلیماندهٔ طرف حساب پیش از این سند
مانده نهاییمانده بعد از این سند — این ردیف کادر دارد چون عددی است که طرف حساب دنبالش می‌گردد
باگی که اینجا اصلاح شد: پیش از این، سکه‌های «مانده نهایی» اثرِ خودِ سند را نمی‌گرفتند و همان سکه‌های «مانده قبلی» تکرار می‌شدند. حالا اگر با این سند یک ربع تسویه شود، مانده نهایی ۰ ربع نشان می‌دهد نه ۱ ربع.

#اعداد

روی سند چاپی جداکنندهٔ هزارگان ٬ و اعشار ٫ فارسی است (۱٬۷۴۴٬۴۵۲٬۹۷۹ و ۱٫۰۰۰g). در بقیهٔ رابط کاربری همان قالبِ قبلی می‌ماند تا ورودی‌های عددی دست‌نخورده بمانند.

#قبض ذوب

همان نقشه را دارد، با این تفاوت‌ها: نوار بالای کادر «قبض ذوب و ری‌گیری — نام ری‌گیری» است، جدول به‌جای مبلغ ستون وزن ۷۵۰ دارد، و جمع‌بندی شاملِ جمع وزن ورودی، معادل ۷۵۰، آبشدهٔ برگشتی، افت یا سرک و کارمزد است. قبضی که هنوز برنگشته، به‌جای افت، خطِ «در ذوب — هنوز ری نخورده است» می‌گیرد.

#فاکتور سایت فروشگاه

فاکتوری که مشتری از سایت دانلود می‌کند هم به همین قالب درآمده. مانده‌های قبلی و نهاییِ آن از کارت حساب و کارت وزنیِ همان مشتری خوانده می‌شود، دقیقاً روی ردیفِ همین فاکتور.

اگر فاکتور به مشتریِ ثبت‌شده وصل نباشد یا کارت حساب در دسترس نباشد، آن خانه‌ها خالی می‌مانند. عمداً صفر نمی‌گذاریم، چون «صفر» یعنی تسویه و این با «نمی‌دانیم» فرق دارد.

#۲۷. گردش موجودی: کاردکس هر قلم

منو → انبار و دارایی → گردش موجودی.

#این صفحه برای چه ساخته شد

یک اتفاقِ همیشگی در مغازه: جنس را روی ترازو می‌گذاری، ۲۲۷٫۷۳۰ درمی‌آید؛ برنامه می‌گوید ۲۴۷٫۷۳۰. بیست گرم اختلاف. جنس گم نشده — یک سند جا مانده یا یک سند دوبار خورده. پیدا کردنش با ورق‌زدنِ دفتر روزانه ساعت‌ها طول می‌کشد.

«گردش موجودی» همان دفتر است، ولی فقط برای یک قلم: هر ورود و خروجِ آن قلم به ترتیب تاریخ، با ماندهٔ بعد از هر حرکت. از بالا پایین می‌آیی تا جایی که مانده با واقعیت جور درنمی‌آید — همان‌جا سند خرابت است.

#دو ستون صفحه

سمت راست — انتخاب قلم: فهرست همهٔ قلم‌های قابل ردیابی. هم آنچه در اسناد حرکت کرده، هم آنچه در انبار خوابیده و هنوز سندی نخورده.

سمت چپ — گزارش: بازهٔ زمانی، چهار کارت خلاصه، جعبهٔ تطبیق، و جدول کاردکس.

#چند قلم با هم — چیزی که در نرم‌افزارهای قدیمی نبود

می‌توانی چند قلم را همزمان تیک بزنی؛ مثلاً هر سه آبشدهٔ ری‌گیری‌های مختلف. کاردکس آن‌ها با هم ادغام می‌شود و یک ماندهٔ مشترک می‌سازد. در این حالت نامِ هر قلم در ستون شرح می‌آید تا حرکت‌ها قاطی نشوند.

در برنامه‌های مشابه برای دیدن گردشِ چند آبشده باید به دفتر روزانه پناه می‌بردی. اینجا لازم نیست.

#بازهٔ زمانی

چیپ‌های آماده: امروز، یک هفته، یک ماه، شش ماه، از اول این ماه، از ابتدای دوره، دستی.

بازهٔ کوچک‌تر سریع‌تر باز می‌شود. هر حرکتی که پیش از شروع بازه باشد حذف نمی‌شود؛ در ردیف «موجودی ابتدای دوره» جمع می‌شود. پس ماندهٔ آخر جدول در هر بازه‌ای درست است.

#چهار کارت بالای گزارش

کارتیعنی
ماندهٔ ابتدای دورهآنچه پیش از شروع بازه در دست بوده
جمع ورودهمهٔ خریدها، برگشتی‌های فروش و ورودی‌های بازه
جمع خروجهمهٔ فروش‌ها، برگشتی‌های خرید و خروجی‌های بازه
ماندهٔ دفتری در پایانابتدای دوره + ورود − خروج

#جعبهٔ تطبیق: کارِ اصلی همین‌جاست

زیر کارت‌ها یک کادر است با سه خانه:

  1. ماندهٔ دفتری — آنچه برنامه می‌گوید.
  2. وزنِ روی ترازو — قابل ویرایش. اگر همین قلم در انبار ثبت شده باشد، خودکار پر می‌شود؛ وگرنه عددِ ترازو را خودت بزن.
  3. اختلاف — تفاضل این دو.

اگر اختلاف صفر باشد کادر سبز می‌شود. اگر نه، برنامه می‌گوید دنبال چه بگردی:

حالتتشخیص
انبار بیشتر از دفتریا یک خروج اضافه ثبت شده، یا یک ورود هنوز سند نخورده
دفتر بیشتر از انباریا یک ورود دو بار ثبت شده، یا یک خروج هنوز سند نخورده

و مهم‌تر: سندهای مشکوک را خودش پیدا می‌کند. دو نوع اتهام می‌زند:

روی هر دکمهٔ متهم که بزنی، همان سند باز می‌شود تا بررسی یا اصلاحش کنی. این همان جست‌وجوی دستی است که حالا خودکار شده.

#جدول کاردکس

ستونتوضیح
تاریخ / سندتاریخ و شمارهٔ سند
شرحطرف حساب + ورود یا خروج + نوع سند (+ نشانِ ↩ مرجوعی و «بابت»)
وزن دریافتیستون آبی — هرچه وارد شده
وزن پرداختیستون قرمز — هرچه خارج شده
ماندهٔ وزنستون طلایی — مانده بعد از همین حرکت

#راه‌های ورود به این صفحه

#دو نکته که اشتباه گرفته می‌شوند

#فرقش با «ریز ورود و خروج»

هر دو یک سؤال را جواب می‌دهند ولی در دو مقیاس:

ریز ورود و خروجگردش موجودی
دامنهیک سندیک یا چند قلم، در طول زمان
کِیسرِ ثبت، قبل از ذخیرهبعداً، سرِ انبارگردانی
جواب می‌دهد به«این سند را درست نوشتم؟»«موجودیِ این قلم کجا خراب شد؟»

هر دو از یک موتور جهت (تشخیص ردیف) تغذیه می‌شوند، پس هیچ‌وقت دو عددِ متناقض نمی‌دهند.


#۲۸. دفتر چک: چک شخصی و دریافتی

منو → مالی → دفتر چک.

#مسئله

چکی که خودت می‌کِشی، یک بدهیِ تاریخ‌دار است. تا روزِ سررسید هیچ اتفاقی در حسابت نمی‌افتد، ولی آن روز باید پول در حساب باشد وگرنه چکِ برگشتی داری. مشکل این است که این تعهد جایی ثبت نمی‌شود مگر خودت یادداشت کنی، و یادداشتِ کاغذی هم گم می‌شود.

دفتر چک این را حل می‌کند: هر چکی که در یک سند بنویسی، خودکار وارد دفتر می‌شود و تا روزِ پاس شدن آنجا می‌ماند.

#چک کجا ثبت می‌شود؟

جدولِ جدایی برای چک وجود ندارد؛ چک یک ردیفِ خودِ سند است:

  1. در سند، یک ردیف با نوعِ ریالی بساز.
  2. در ستون «شرح»، کدِ ۶ چک را انتخاب کن.
  3. بلافاصله یک نوارِ آبی زیر همان ردیف باز می‌شود: نوع | سررسید | شمارهٔ چک | بانک.
  4. مبلغ را در ستونِ همیشگیِ «فی» می‌نویسی — نه در نوارِ چک.
چرا مبلغ فیلد جدا ندارد؟ چون آن‌وقت دو عدد می‌شد که می‌توانستند با هم نخوانند: یکی در سند، یکی در دفتر چک. اینجا فقط یک عدد وجود دارد و هر دو جا همان را نشان می‌دهند.

نوع خودکار حدس زده می‌شود و لازم نیست دست بزنی:

اگر چک در سندی باشد که…نوعِ پیش‌فرضیعنی
پول از تو بیرون می‌رود (پرداخت، خرید)شخصیچکِ خودت، از دسته‌چکِ خودت
پول به تو می‌رسد (دریافت، فروش)دریافتیچکِ دیگران، در دستِ تو

اگر مورد استثنایی داشتی (مثلاً برگشتِ یک پرداخت)، خودت از همان نوار عوضش کن؛ انتخابِ دستی همیشه بر حدسِ خودکار مقدم است.

میان‌بر: روی فیلدِ سررسید کلید * را بزن تا تاریخ امروز بیفتد، بعد اصلاحش کن. (همان میان‌برِ آشنای برنامه‌های حسابداری.)

بانک: فیلدِ بانک از فهرستِ حساب‌های بانکیِ خودت تکمیل می‌شود. اگر از فهرست انتخاب کنی، از آن به بعد موجودیِ همان حساب هم کنترل می‌شود؛ اگر متنِ آزاد بنویسی، چک ثبت می‌شود ولی موجودی سنجیده نمی‌شود.

حسابِ دسته‌چک را جدا بساز. اگر بانک برایت دسته‌چک صادر کرده، آن حساب را در حساب بانکی یک حسابِ مستقل بساز — حتی اگر در همان بانکی است که حساب‌های دیگر داری. موجودیِ این حساب باید فقط پاسخگویِ چک‌ها باشد. حسابِ شخصی و غیرمرتبط با مغازه اصلاً در این دفتر جایی ندارد.

#صفحهٔ دفتر چک

پنج کارتِ بالا:

کارتچه می‌گوید
چکِ شخصیِ پاس‌نشدهجمعِ تعهداتِ آینده‌ات — پولی که باید جور کنی
چکِ دریافتیِ دستِ ماچک‌هایی که گرفته‌ای و هنوز به هیچ حسابی نخوابانده‌ای
در راهِ وصولچک‌هایی که خوابانده‌ای و منتظرِ وصولی — هنوز جزوِ موجودیِ بانک نیست
راسِ چک‌های شخصیمیانگینِ وزنیِ سررسید (زیر توضیح داده شده)
در محدودهٔ هشدارچند فقره همین حالا نیاز به توجه دارند

زیرِ کارت‌ها دو تابلوی یادآوری هست که فقط وقتی چیزی هست دیده می‌شوند: «چک‌های قابل وصول» (سررسیدشان رسیده و هنوز دستِ توست) و «سررسیدِ چکِ در حساب» (خوابانده‌ای، امروز باید پولش بنشیند). هر ردیف دکمهٔ عملِ خودش را دارد، پس لازم نیست در جدول دنبالشان بگردی.

پالایه‌ها: جست‌وجو (شمارهٔ چک، بانک، طرف حساب، بابت) + سه ردیف چیپ: نوع، وضعیت، و بازهٔ سررسید. بازه‌ها برخلاف بقیهٔ گزارش‌ها رو به آیندهاند: «سررسید گذشته»، «تا ۷ روز آینده»، «تا ۳۰ روز آینده».

جدول: # | وضعیت | نوع | مبلغ | سررسید | مهلت | شمارهٔ چک | بانک | طرف حساب | سند

ستونِ مهلت به زبان آدمیزاد می‌گوید «۵ روز مانده» یا «۹ روز گذشته». پاورقیِ جدول همیشه سه عدد دارد: جمع | راس N روز | تعداد.

با کلیک روی شمارهٔ سند، همان سند برای ویرایش باز می‌شود.

#«راس» یعنی چه؟

راس، میانگینِ سررسیدهاست ولی وزنی بر حسبِ مبلغ. یعنی: اگر همهٔ این چک‌ها را یک چکِ واحد می‌کردی، سررسیدش چند روز بعد بود؟

مثال واقعی — چهار چکِ شخصی، امروز ۱۴۰۲/۰۳/۱۰:

مبلغ (﷼)سررسیدفاصله
۵۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰۱۴۰۲/۰۳/۱۰۰ روز
۶۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰۱۴۰۲/۰۳/۱۵۵ روز
۲٬۵۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰۱۴۰۲/۰۳/۳۰۲۰ روز
۵٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰۱۴۰۲/۰۴/۲۵۴۶ روز
جمع ۸٬۶۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰راس ۳۳ روز

حساب: (۰٫۵×۰ + ۰٫۶×۵ + ۲٫۵×۲۰ + ۵×۴۶) ÷ ۸٫۶ ≈ ۳۳

دقت کن که میانگینِ سادهٔ روزها ۱۸ می‌شد. راس ۳۳ است چون چکِ سنگین دیرتر سررسید دارد و وزنِ بیشتری در تصمیمِ نقدینگی دارد.

#هشدارِ متناسب با مبلغ

سه روز قبل برای یک چکِ ۵۰ میلیونی کافی است، ولی برای یک چکِ ۵ میلیاردی فاجعه است. برای همین مهلتِ هشدار ثابت نیست و با مبلغ بزرگ می‌شود:

مهلت = «به ازای هر X ریال، N روز زودتر»

در تنظیمات دو عدد را می‌گذاری: «هشدار سررسید چک (روز)» و «به ازای هر مبلغ (﷼)». مثلاً با ۱ روز به ازای هر ۵۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ﷼:

مبلغ چکمهلتِ هشدار
۵۰۰ میلیون۱ روز قبل
۲٫۵ میلیارد۵ روز قبل
۵ میلیارد۱۰ روز قبل

چکِ کوچک هر روز سر و صدا نمی‌کند و چکِ سنگین به‌موقع خبر می‌دهد. چکِ سررسیدگذشته همیشه هشدار می‌گیرد، فارغ از مبلغ. همین هشدارها در داشبورد و دستیار هوشمند هم می‌آیند.

#پاس کردن چکِ شخصی

روی ردیف که بروی، دکمه‌های عملِ همان چک ظاهر می‌شوند. برای چکِ شخصی دکمهٔ «پاس شد» است. قبل از ثبت، پنجره‌ای موجودیِ حسابِ دسته‌چک را نشان می‌دهد:

با ثبتِ پاس شدن:

  1. وضعیتِ چک به پاس شده می‌رود و ردیفش در دفتر کم‌رنگ می‌شود.
  2. یک سندِ بانکی خودکار ساخته می‌شود روی همان حسابِ دسته‌چک، با شرحِ «پاس شدن چک شخصی …». از این لحظه است که موجودیِ بانک کم می‌شود — نه لحظهٔ کشیدنِ چک.
چرا دو سند؟ سندِ اولیه حسابِ طرف حساب را تسویه می‌کند (بدهی‌ات به آبشده‌فروش صفر شد). سندِ دوم حسابِ بانک را جابه‌جا می‌کند (پول واقعاً از حساب رفت). این دو اتفاق در دو تاریخِ متفاوت می‌افتند و باید جدا ثبت شوند. اگر خودِ سندِ اولیه از اول روی همان حسابِ بانکی نشسته باشد، سندِ دوم ساخته نمی‌شود تا مبلغ دو بار کسر نشود.

دکمهٔ «برگشت خورد» وضعیت را برگشتی می‌کند (هشدارِ فوریِ داشبورد). دکمهٔ «بازگردانی» روی چک‌های بسته‌شده، وضعیت را به «پاس نشده» برمی‌گرداند و سندِ بانکیِ خودکار را هم حذف می‌کند.

#گردشِ چکِ دریافتی

چکی که از مشتری می‌گیری یک‌شبه نقد نمی‌شود؛ یک مسیر دارد. دفتر چک همین مسیر را دنبال می‌کند: چک از دریافت تا وصول چند وضعیت عوض می‌کند و هر وضعیت دکمه‌های خودش را نشان می‌دهد.

مسیرِ عادی:

در جریان (چک دستِ توست) → در حساب (خواباندی) → پاس شده (وصول شد)

و دو مسیرِ جایگزین که به‌جای انتظار انتخاب می‌شوند:

در جریان → نقد شده (تنزیل کردی) &nbsp;•&nbsp; در جریان → خرج شده (به دیگری دادی)

شش وضعیت:

وضعیتیعنیدکمه‌های موجود
در جریانچک دستِ توست، هنوز کاری نکرده‌ایبه حساب بخوابد • نقد شود • خرج شود • برگشت خورد
در حساببه یک حسابِ بانکی خوابانده‌ای، منتظرِ وصولوصول شد • برگشت خورد • برداشته شود
پاس شدهپول در حساب نشستبازگردانی
نقد شدهبا تنزیل نقدش کردیبازگردانی
خرج شدهبه شخصِ دیگری پشت‌نویسی کردیبازگردانی
برگشتیبرگشت خورددوباره به حساب • بازگردانی

#به حساب بخوابد

حساب را انتخاب می‌کنی و تاریخِ خواباندن را می‌زنی. هیچ سندی ساخته نمی‌شود، چون هنوز هیچ پولی جابه‌جا نشده — فقط چک از جیبِ تو به باجهٔ بانک رفته. تنها اثرش این است که مبلغ زیرِ همان حساب در صفحهٔ حساب بانکی با رنگِ دیگر نوشته می‌شود: «چکِ در راهِ وصول».

این عدد جزوِ ماندهٔ بانک نیست و نباید باشد. اگر چک برگشت بخورد، آن پول هیچ‌وقت نبوده. ماندهٔ بانک باید همیشه پولی باشد که همین حالا می‌توانی خرج کنی.

#وصول شد

با «وصول شد»، یک سندِ دریافت روی همان حسابی ساخته می‌شود که چک را آنجا خوابانده بودی — نه بانکِ صادرکنندهٔ چک. از این لحظه مبلغ از «در راهِ وصول» به ماندهٔ واقعیِ حساب منتقل می‌شود.

اگر بعداً «بازگردانی» بزنی، سند حذف می‌شود و چک به در حساب برمی‌گردد (نه «در جریان»)، چون هنوز آنجا خوابیده است.

#نقد شود (تنزیل)

وقتی نمی‌توانی تا سررسید صبر کنی. صندوق را انتخاب می‌کنی و مبلغی که واقعاً می‌گیری را می‌نویسی؛ پنجره همان لحظه اختلاف را نشان می‌دهد. با ثبت:

  1. یک سندِ دریافت به همان صندوق، به اندازهٔ مبلغِ خالص.
  2. یک هزینهٔ «تنزیل چک» به اندازهٔ اختلاف.

مثلاً چکِ ۱٬۵۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریالی که ۱٬۴۷۰٬۰۰۰٬۰۰۰ نقد شود، ۳۰٬۰۰۰٬۰۰۰ هزینه ثبت می‌کند. اگر این هزینه ثبت نشود، سودِ آن ماه از واقعیت بهتر به نظر می‌رسد.

#خرج شود

چک را به شخصِ دیگری می‌دهی. طرف حساب را انتخاب می‌کنی و یک سندِ پرداخت به نامِ او به اندازهٔ مبلغِ کاملِ چک ساخته می‌شود — تنزیلی در کار نیست، چون چک را به قیمتِ خودش رد کرده‌ای. حسابِ آن شخص همان‌جا تسویه می‌شود.

#برگشت خورد

از هر وضعیتی قابلِ زدن است. چک به برگشتی می‌رود و در داشبورد هشدار می‌دهد. از آنجا یا «دوباره به حساب» می‌زنی (اگر طرف قول داده حساب را پر کند) یا «بازگردانی».

هر عملی که سند ساخته باشد، با بازگردانی سندش هم پاک می‌شود — از جمله هزینهٔ تنزیل. جایی سندِ یتیم باقی نمی‌ماند.

#نکته‌ای که اشتباه گرفته می‌شود

کشیدنِ چک موجودیِ بانک را تکان نمی‌دهد. خیلی‌ها انتظار دارند تا چک را نوشتند، موجودیِ حسابِ بانکی کم شود. این غلط است: پول تا روزِ پاس شدن در حساب است. اگر آن روز موجودی کم شود، همان روز در سندِ بانکیِ خودکار ثبت می‌شود. تا آن روز، این تعهد فقط در کارتِ «چکِ شخصیِ پاس‌نشده» دیده می‌شود.

هزینهٔ بانکی، چک نیست. کارمزد و هزینه‌ای که بانک کم می‌کند و چیزی فیزیکی جابه‌جا نشده، با کدِ شرحِ ۸ (کسر) ثبت می‌شود — نه با یک چک یا سندِ پرداخت. ببین بخش ۵.


#۲۹. خلاصه وضعیت: چک، زیان و سربه‌سر

این بخش به یک سؤالِ ساده جواب می‌دهد: چکی که کشیده‌ام، وضعیتِ مغازه را چقدر بد کرده؟

#قاعدهٔ بنیادی

چک از لحظه‌ای که کشیده می‌شود بدهی است، نه از لحظهٔ سررسید. سررسید فقط می‌گوید پول کِی از حساب می‌رود. دربارهٔ وجودِ بدهی چیزی نمی‌گوید.

خیلی‌ها چکِ سه‌ماهه را «فعلاً بی‌خیال» حساب می‌کنند و فکر می‌کنند وضعیت مغازه خوب است. نیست. بدهی همان روزِ اول به وجود آمد؛ فقط پرداختش عقب افتاده. تا وقتی چکِ پاس‌نشده در هیچ ستونی دیده نشود، خلاصهٔ وضعیت دقیقاً به اندازهٔ همان چک بهتر از واقعیت نشان می‌دهد.

پس در خلاصه وضعیت، چکِ پاس‌نشده مثل پولِ نقدِ پرداخت‌شده رفتار می‌کند.

#دو نوع چک، دو سرنوشتِ کاملاً متفاوت

اینجا نکتهٔ اصلی است. دو نفر هر دو یک چکِ ۵۰۰ میلیونی می‌کشند، ولی وضعیتشان زمین تا آسمان فرق دارد:

چک را بابتِ چه کشیدی؟چه چیزی وارد مغازه شد؟نتیجه
کالا / طلا (سند ردیفِ غیرریالی دارد)جنس آمد و در انبار نشستسربه‌سر — بدهی زیاد شد، ولی دارایی هم به همان اندازه زیاد شد
هزینه (سند تماماً ریالی است)هیچ‌چیززیانِ خالص — بدهی زیاد شد و چیزی در برابرش نیامد

همین یک تمایز، تفاوتِ «زیان» و «سربه‌سر» را می‌سازد. پنل خودش تشخیص می‌دهد: اگر سندی که چک در آن کشیده شده حتی یک ردیفِ غیرریالی داشته باشد (طلا، کالا، سکه)، آن چک «در برابرِ کالا» حساب می‌شود.

#چهار کارتِ بالای خلاصه وضعیت

وقتی چکِ پاس‌نشده داشته باشی، پنلِ خلاصه وضعیت یک بخش با این کارت‌ها نشان می‌دهد:

کارتمعنی
🔴 هزینهٔ خالص — بدون معادلچک‌های شخصیِ بابتِ هزینه. این عدد مستقیم از وضعیتت کم شده است.
🟢 در برابرِ کالا — سربه‌سرچک‌های شخصیِ بابتِ جنس. جنسش در انبار است؛ نه سود، نه زیان.
🔵 چک دریافتی — طلبچک‌هایی که از دیگران گرفته‌ای و هنوز پاس نشده. طلبِ توست.
🟡 چک برگشتی دریافتیچکی که گرفتی و خورد. دارایی حساب نمی‌شود — وصول نشده.

هر کارت زیرِ مبلغِ ریالی، معادلِ گرم ۷۵۰ را هم می‌نویسد؛ چون در کارِ طلا عددِ ریالی به‌تنهایی حرفی نمی‌زند.

عدم‌تقارنِ عمدی: چکِ شخصیِ برگشتی همچنان بدهی است (پول را هنوز نداده‌ای)، ولی چکِ دریافتیِ برگشتی دارایی نیست. ترازِ ساده‌انگارانه دقیقاً همین‌جا اشتباه می‌کند و وضعیت را دو برابر بهتر از واقع نشان می‌دهد.

#دو مثال واقعی

مثال ۱ — چکِ هزینه: مظنه ۱۱۱٬۷۵۰٬۰۰۰ تومان است و انبار خالی. یک چکِ ۵۰۰ میلیون تومانی بابتِ هزینه می‌کشی.

هیچ‌چیز در برابرش نیامده. این عدد، عددِ زیان است.

مثال ۲ — چکِ کالا: مظنه ۱۱۱٬۸۶۰٬۰۰۰ تومان. ۱۵۰ گرمِ ۷۵۰ آبشده خریده‌ای و در انبار است، و در برابرش چکِ ۳٬۸۷۳٬۴۴۷٬۰۰۰ ریالی کشیده‌ای.

عملاً صفر. بدهی بزرگ است ولی معادلش در انبار خوابیده — سربه‌سر. اینجا نه سود کرده‌ای نه زیان.

#چرا معادلِ گرم؟

مظنه قیمتِ یک مثقال (۴٫۶۰۸۳ گرم) طلای عیار ۷۰۵ است. برای رسیدن به قیمتِ یک گرمِ ۷۵۰:

قیمت گرم ۷۵۰ = مظنه ÷ ۴٫۶۰۸۳ × ۷۵۰ ÷ ۷۰۵ = مظنه ÷ ۴٫۳۳۱۸

با همین یک تقسیم، هر عددِ ریالی به زبانِ طلا ترجمه می‌شود. در کارِ طلا این تنها زبانی است که معنی دارد: «امسال ۵۰۰ میلیون ضرر کردم» مبهم است، ولی «۱۹ گرم عقب افتادم» دقیق است.

#ارتباط با دفتر چک

انتهای این بخش لینکِ «رفتن به دفتر چک» هست. برای ثبت، سررسید، پاس کردن و برگشت زدنِ چک ببین بخش ۲۸. چکِ پاس‌شده در این کارت‌ها نمی‌آید — چون سندِ بانکیِ خودش را ساخته و اثرش قبلاً در موجودیِ بانک دیده شده است. دوباره شمردنش یعنی دو بار کسر.


#۳۰. کالای غیرطلایی: جنسی که قیمت طلا رویش اثر ندارد

بعضی جنس‌ها در مغازهٔ طلا هستند ولی طلا نیستند. آیفونِ روکش‌طلا، حلقهٔ پلاتین، انگشترِ نقره، ساعتِ آب‌کاری‌شده. اسمشان طلاست، براقی‌شان طلاست، ولی قیمتِ طلا هیچ اثری روی قیمتشان ندارد.

قاعدهٔ بنیادی: جنسی که طلا نیست، هرچقدر هم سنگین باشد، وزنِ ۷۵۰ِ آن صفر است — نه تقریباً صفر، دقیقاً صفر.

چرا این‌قدر مهم است؟ چون اگر یک حلقهٔ پلاتینِ ۳۸ گرمی را ردیفِ طلا ثبت کنی، مانده‌ی طلاییِ طرف حساب ۳۸ گرم دروغ می‌گوید. فردا که مظنه بالا برود، سامانه فکر می‌کند ۳۸ گرم طلای گران‌شده داری — در حالی که آن پلاتین با بالا رفتنِ مظنه یک ریال هم گران نشده است.

#چطور یک کالای غیرطلایی تعریف کنم

در فرمِ تعریف جنس (که از داخل سند هم باز می‌شود، وقتی نامی می‌نویسی که در کاتالوگ نیست):

فیلدچه بگذاری
نوع کالا«کالای غیرطلایی» — همین یک انتخاب تمامِ رفتار را عوض می‌کند
محاسبهٔ فیعددی (هر دانه) یا وزنی (هر گرم)
ارز دریافتریال، تومان، دلار یا هر ارزی که تعریف کرده‌ای
فی نقدیقیمتِ پیش‌فرض، تا موقعِ ثبتِ سند خودش بیاید

از این به بعد هر جا آن نام را در سند بنویسی، ردیف خودش به کالای غیرطلایی تبدیل می‌شود، ستونِ عیارش «بدون عیار» می‌شود و ستونِ وزنِ ۷۵۰ روی ۰٫۰۰۰ گ قفل می‌ماند.

#عددی یا وزنی؟

این دو حالت با یک دکمهٔ کوچک کنارِ نامِ ردیف عوض می‌شوند و همه چیزِ محاسبه به آن بستگی دارد:

مبنافی یعنیفرمولمثالِ واقعی
عددیقیمتِ هر دانهتعداد × فی۲ عدد آیفون × ۱۳۰۰ دلار = ۲۶۰۰ دلار
وزنیقیمتِ هر گرموزن × فی۳۸٫۶۱ گرم پلاتین × ۱۸٬۰۰۰٬۰۰۰ = ۶۹۴٬۹۸۰٬۰۰۰ ریال

در حالتِ عددی، ستونِ وزن کم‌رنگ می‌شود (می‌توانی وزنِ فیزیکی را برای انبارگردانی بنویسی ولی در قیمت اثر ندارد). در حالتِ وزنی، ستونِ تعداد کم‌رنگ می‌شود.

#وقتی جنس را به دلار می‌خری

آقای اکبری دو آیفون به تو می‌دهد، دانه‌ای ۱۳۰۰ دلار. اگر این ۲۶۰۰ دلار را با نرخِ امروز به ریال تبدیل کنی، فردا که دلار تکان بخورد بدهیِ ثابتِ تو عددِ دیگری می‌شود — در حالی که تو هنوز دقیقاً همان ۲۶۰۰ دلار بدهکاری.

برای همین سامانه ارز را تبدیل نمی‌کند؛ به آن ستونِ خودش را می‌دهد:

تنها جایی که ارز به ریال تبدیل می‌شود، «خلاصه وضعیت» است — آنجا سؤال این است که «این دارایی امروز چقدر می‌ارزد»، نه «چقدر بدهکارم».

#در گزارش موجودی چه می‌بینی

کالای غیرطلایی از موجودیِ طلا جدا گزارش می‌شود. در خلاصه وضعیت پنلی با دو کارت داری:

کارتچه می‌گوید
ارزش موجودیاین جنس‌ها امروز روی هم چقدر می‌ارزند (ارزها با نرخ روز)
اثر بر حساب طلاییهمیشه ۰٫۰۰۰ گ۷۵۰ — یادآوریِ صریحِ همان قاعده

زیرش جدولِ شش قلمِ گران‌ترت می‌آید با تعداد، وزنِ فیزیکی و ارزش. در جدولِ «موجودی فیزیکی» هم یک خطِ جدا به نامِ «موجودی کالای غیرطلایی» اضافه شده است.

#فروختنش

فرقی با خرید ندارد، فقط جهت برعکس می‌شود. سامانه هنگام فروش فیِ دریافتیِ خودت را نشان می‌دهد — یعنی این جنس با چه قیمتی پای تو افتاده — تا بدانی از کجا به بالا سود می‌کنی:

در هر دو حالت قیمتِ طلا اصلاً وارد محاسبه نمی‌شود — نه در خرید، نه در فروش، نه در مانده.

#اشتباهِ رایج

جنس را «کالای غیرطلایی» تعریف نکرده‌ای و پلاتین را ردیفِ طلا با عیارِ ۷۵۰ زده‌ای.

نشانه‌اش این است که ماندهٔ طلاییِ طرف حساب بی‌دلیل سنگین است و موجودیِ طلای مغازه با ترازو نمی‌خواند. راه‌حل: جنس را در کاتالوگ «کالای غیرطلایی» کن، بعد در سند نامش را دوباره انتخاب کن — ردیف خودش اصلاح می‌شود و عیارش پاک می‌گردد.


#۳۱. اصلاح موجودی: وقتی دفتر با ترازو نمی‌خواند

صفحهٔ موجودی → سربرگ «اجناس» یا «آبشده و متفرقه». همچنین از صفحهٔ گردش موجودی، وقتی اختلاف پیدا شد.

#چرا اصلاً اختلاف پیدا می‌شود

صد گرم زنجیر از کارخانه می‌گیری و ریزریز می‌فروشی. جمعِ آن ریزفروش‌ها با صد گرم مو می‌زند و ته دفتر ۰٫۰۳ گرم می‌ماند که در صندوق وجود ندارد. این دزدی نیست، اختلافِ ترازو است — ولی تا سند نخورد، ضرر هم نیست و هیچ گزارشی نشانش نمی‌دهد.

حالتِ دومِ رایج‌تر: هنگام فروش، «کارتیه» را انتخاب کرده‌ای در حالی که جنسِ واقعی «دستبند کارتیه» بوده. حالا دفتر می‌گوید ۱۴۳ گرم کارتیه داری که در ویترین نیست، و دستبند کارتیه‌ای که داری در دفتر نیست.

قاعده‌ای که این بخش نگهبانش است: موجودیِ اشتباه هیچ‌وقت دستی پاک نمی‌شود. هر بار عددِ دفتر را به عددِ ترازو می‌رسانی، باید سندی پشتش بماند که بگوید چه چیزی، چقدر و چرا خارج شد.

اگر عددِ ستونِ «وزن» را دستی بازنویسی کنی، موجودی عوض می‌شود ولی دفتر اسناد عوض نمی‌شود. آن‌وقت این دو برای همیشه از هم دور می‌افتند و طلایی که گم شده هیچ‌جا به‌عنوان ضرر شناسایی نمی‌شود.

#کارِ عملی

هر ردیفِ موجودی حالا یک چک‌باکس در ابتدای سطر و یک دکمهٔ مداد در انتهای سطر دارد.

  1. دکمهٔ مداد را بزن (یا ردیف را تیک بزن و از نوارِ بالا «اصلاح موجودی» را بزن).
  2. پنجرهٔ «می‌خواهم بشود» باز می‌شود: بالا وضعِ فعلی را می‌بینی، پایین عددی که می‌خواهی به آن برسد.
  3. وزن (و برای اجناس، تعداد) را بنویس — یا دکمهٔ «صفرش کن» را بزن.
  4. همان لحظه، پایینِ پنجره ببین چه سندی قرار است ساخته شود و ماندهٔ سند چقدر است.
  5. «ثبت اصلاح» را بزن.

برای چند قلم با هم: چندتا را تیک بزن و از نوارِ بالا «صفر کردن موجودی» را بزن؛ همه در یک سند صفر می‌شوند و جمعِ ضرر را قبل از تأیید می‌بینی.

#ماندهٔ سند: مهم‌ترین عدد این پنجره

سه حالت با سه نتیجهٔ اقتصادیِ کاملاً متفاوت:

کاری که می‌کنیماندهٔ سندیعنی چه
صفر کردن بدون مقصدمنفی، به اندازهٔ کلِ معادلتمامِ آن وزن ضررِ توست
انتقال به جنسی با همان اجرت٪دقیقاً ۰فقط برچسبِ جنس عوض شد، نه طلایش
انتقال به جنسی با اجرتِ متفاوتدقیقاً همان تفاوتِ اجرتنه یک ریال بیشتر، نه کمتر

برای انتقال، در همان پنجره تیکِ «این مقدار اشتباهی از این جنس کم شده — به جنسِ دیگری منتقل شود» را بزن و مقصد را انتخاب کن. هرچه از این ردیف کم شود، عیناً به مقصد اضافه می‌شود؛ طلا جایی نمی‌رود.

#«معادل ۷۵۰» چرا اجرت را هم می‌شمارد

اگر ۱۴۳٫۶۵ گرمِ کارتیه با اجرت ۱۲٪ بسوزد، فقط طلایش نسوخته — اجرتی هم که بابتش پول داده‌ای با آن سوخته است:

۱۴۳٫۶۵ × (۷۵۰ ÷ ۷۵۰) × (۱ + ۰٫۱۲) = ۱۶۰٫۸۹ گ۷۵۰

به همین دلیل انتقالِ بینِ دو جنسِ هم‌اجرت ماندهٔ صفرِ دقیق می‌دهد، ولی انتقال از ۱۵٪ به ۱۲٪ روی ۱۰۰ گرم دقیقاً ۳ گرم ماندهٔ منفی می‌سازد.

این عدد فقط گزارشی است. خودِ موجودی و کاردکس همچنان با وزنِ فیزیکی کار می‌کنند، وگرنه اجرت به عیارِ طلا قاطی می‌شد و «سود عیار» دروغ می‌گفت.

#سندی که ساخته می‌شود

#لغو کردن

زیر جدولِ موجودی، «اصلاح‌های اخیرِ موجودی» با شمارهٔ سند، تاریخ، اقلام و ماندهٔ هر کدام می‌آید. دکمهٔ «لغو» سند را پاک می‌کند و موجودی را مو‌به‌مو به عددِ قبل برمی‌گرداند — حتی اگر بعداً خودِ آن ردیف را از موجودی حذف کرده باشی (ردیف دوباره ساخته می‌شود).

#مسیرِ کوتاه از کاردکس

جایی که اختلاف کشف می‌شود صفحهٔ «گردش موجودی» است. حالا همان‌جا هم درست می‌شود: وقتی وزنِ ترازو را وارد کردی و اختلاف ماند، زیر جعبهٔ تطبیق یک دکمهٔ «اصلاح موجودی» می‌آید که همان پنجره را با عددِ ترازو از پیش پُرشده باز می‌کند.

#کجا در گزارش‌ها دیده می‌شود

در خلاصه وضعیت کارتی به نام «اصلاح موجودی» اضافه شده که می‌گوید تا امروز روی هم چقدر طلا بابتِ اختلافِ ترازو سوخته است. این عدد در هیچ گزارشِ دیگری دیده نمی‌شود — چون نه فروش است، نه خرید.

#تغییر نام، بایگانی و تفکیک جنس‌ها (v111)

در کالا و انبار ← موجودی اجناس، دکمهٔ «مدیریت جنس‌ها» فهرست کامل اطلاعات پایه را باز می‌کند. بالای پنجره می‌توانید نام، گروه یا سازنده را جست‌وجو و فهرست را میان «همه»، «نمایشی» و «بایگانی» محدود کنید.

سه کار از هم جدا هستند:

کارنتیجه
ویرایش نامنامِ فهرست و ردیف جاری انبار عوض می‌شود؛ فاکتورها و اسناد قبلی با نام زمان ثبت دست‌نخورده می‌مانند.
بایگانیجنس از پیشنهادهای سند تازه، پیش‌فاکتور و اسکن بارکد کنار می‌رود؛ سابقه، کاردکس و موجودی حذف نمی‌شود و هر زمان قابل بازگردانی است.
حذففقط وقتی مجاز است که جنس هیچ سند، موجودی و لیبل فعالی نداشته باشد. جنس استفاده‌شده باید بایگانی شود، نه حذف.
اگر جنس بایگانی‌شده را اشتباهی دستی در سند بنویسید یا بارکدش را اسکن کنید، سامانه ثبت را متوقف می‌کند و مسیر بازگردانی از «مدیریت جنس‌ها» را نشان می‌دهد.

#تفکیک یک نام کلی به چند جنس دقیق

اگر قبلاً چند مدل را با یک عنوان مثل «خرده‌ریز لوکس» ثبت کرده‌اید و حالا می‌خواهید «نیم‌ست پروانه» و «دستبند آنجلا» جدا باشند:

  1. مقصدها را با «تعریف جنس جدید» بسازید و عیار و اجرت هرکدام را درست وارد کنید.
  2. کنار ردیف عنوان کلی، دکمهٔ قیچی (تفکیک) را بزنید.
  3. وزن و تعداد انتقالی هر مقصد را وارد کنید. جمع وزن باید دقیقاً با موجودی مبدأ برابر باشد؛ اگر مبدأ تعداد دارد، جمع تعداد هم باید برابر باشد.
  4. پیش از ثبت، ماندهٔ سند را ببینید. اجرت‌های یکسان ماندهٔ صفر می‌دهند؛ تفاوت عیار یا اجرت دقیقاً به‌عنوان اختلاف همان سند نمایش داده می‌شود.
  5. «ثبت تفکیک» را بزنید. یک سند رسمی بررسی و اصلاح موجودی ساخته می‌شود: مبدأ صفر و مقصدها به همان مقدار زیاد می‌شوند.
  6. پس از کنترل کاردکس، عنوان کلی را از مدیریت جنس‌ها بایگانی کنید.

این روش فاکتورهای قدیمی را بازنویسی نمی‌کند، طلا را بی‌سند جابه‌جا نمی‌کند و امکان لغو سند اصلاح را هم حفظ می‌کند.

#خدمتِ وزنی، تعدادی و ارزی (v107)

برای حمل‌ونقل، بسته‌بندی یا هر خدمتی که چیزی به ویترین اضافه نمی‌کند، در سند نوع ردیف را اجرت/خدمات بگذارید و دکمهٔ خدمت را بزنید. خدمت سه جزء دارد:

برای ارز غیرریالی، نرخ تبدیل همان معامله ذخیره می‌شود تا تغییر نرخ آنلاین سابقهٔ سند را عوض نکند. مبلغ ریالی با فرمول مقدار × فی × نرخ تبدیل محاسبه می‌شود؛ در صورت نبودن نرخ معتبر، ارز در ستون مستقل خودش می‌ماند.

ثبت خدمت هیچ وزن، موجودی فیزیکی یا طلای ۷۵۰ به حساب اضافه نمی‌کند. فقط ماندهٔ ریالی یا ارزی طرف حساب را تغییر می‌دهد. در گزارش کارکرد، پرداخت خدمت سود و دریافت خدمت زیان محسوب می‌شود؛ مشابه مسیر کد ۸، اما با شرح و مبنای روشن‌تر. پیش از ثبت، واحد، مقدار، فی و نرخ تبدیل را کنترل کنید.

#بستن سهم شرکا و تبدیل طلب ریالی به طلا (v108)

در نوع حساب‌ها ← سرمایه و برداشت، گزارش سهم شرکا حالا دو استخر واقعی و مستقل را نشان می‌دهد:

عدد «معادل کل وضعیت بر حسب طلا» فقط برای ارزش‌گذاری روز است. این عدد همراه با استخر ریال تقسیم نمی‌شود، چون در آن صورت یک دارایی دو بار بین شرکا توزیع خواهد شد.

#ثبت نهایی سهم‌ها

  1. درصد همهٔ شرکا را کنترل کنید؛ مجموع باید دقیقاً ۱۰۰٪ باشد.
  2. برداشت و آوردهٔ هر شریک را در کارت خودش بازبینی کنید.
  3. دکمهٔ «بستن و ثبت سهم‌ها» را بزنید.
  4. پنجرهٔ پیش‌نمایش، سهم ناخالص طلا و ریال و ماندهٔ خالص پس از برداشت را برای هر شریک نشان می‌دهد.
  5. تاریخ و یادداشت را ثبت و عملیات را تأیید کنید.

برای هر شریک، سندی روی همان حساب سرمایه و برداشت ساخته می‌شود. سهم ناخالص ثبت می‌شود تا برداشت‌های قبلی در خود حساب تهاتر شوند و ماندهٔ نهایی، طلب یا بدهی واقعی شریک باشد. ردیف آخر تتمهٔ گردکردن را می‌گیرد؛ بنابراین جمع اسناد دقیقاً با استخر برابر می‌ماند. هر نوبت فقط وقتی قابل ثبت است که استخر جاری طلا یا ریال مانده داشته باشد؛ ثبت نوبت، همان استخر را صفر می‌کند و از دوباره‌کاری جلوگیری می‌شود.

این اسناد حسابداری‌اند و هیچ طلا یا پول فیزیکی را وارد یا خارج نمی‌کنند؛ به همین دلیل در گردش موجودی و کاردکس نمایش داده نمی‌شوند.

#طلایی‌کردن طلب ریالی شریک

اگر ماندهٔ حساب سرمایه نشان دهد شریک از مغازه طلب ریالی دارد، در کارت او دکمهٔ «تبدیل طلب ریالی به طلا» دیده می‌شود:

  1. مبلغ تبدیل را تا سقف طلب فعلی وارد کنید.
  2. نرخ هر گرم ۷۵۰ را کنترل کنید؛ نرخ روز به‌صورت پیش‌فرض می‌آید.
  3. وزن پیش‌نمایش را بررسی و تبدیل را ثبت کنید.

فرمول تبدیل:

وزن طلب طلایی = مبلغ ریالی ÷ نرخ هر گرم ۷۵۰

نرخ داخل همان سند قفل می‌شود. سند، طلب ریالی را می‌بندد و همان ارزش را به طلب طلایی تبدیل می‌کند، بدون جابه‌جایی فیزیکی. از این لحظه تغییر نرخ طلا روی ارزش واقعی بدهی مغازه و در نتیجه سود یا زیان آن اثر می‌گذارد؛ دقیقاً مانند فروش پولی، اما با ثبت شفافِ تبدیل و بدون ساخت حرکت انبار.

#تغییر درصد، ورود یا خروج شریک در میانهٔ دفتر (v109)

درصدهای شراکت فقط برای دورهٔ جاری معتبرند. هر زمان درصد یکی از شرکا عوض می‌شود، شریک تازه‌ای وارد می‌شود یا شریکی کنار می‌رود، این ترتیب را رعایت کنید:

  1. در نوع حساب‌ها ← سرمایه و برداشت، سهم دورهٔ جاری را با درصدهای فعلی ببندید.
  2. مطمئن شوید نشان «استخر جاری صفر است» دیده می‌شود.
  3. حالا درصدها را ویرایش، شریک تازه را اضافه یا شریک قبلی را حذف کنید؛ مجموع درصدهای دورهٔ بعد باید ۱۰۰٪ شود.
  4. از اولین گردش بعدی، سود و زیان فقط با ترکیب تازه محاسبه می‌شود.

پنل اجازه نمی‌دهد وقتی پس از آخرین تقسیم هنوز استخر باز دارید، درصد یا فهرست شرکا را تغییر دهید. این کنترل مانع می‌شود سودِ یک بازه با درصدهای بازهٔ بعد تقسیم شود. برای اولین راه‌اندازی، تا پیش از ثبت نخستین تقسیم می‌توانید فهرست و درصدها را کامل کنید.

هر تقسیم در تاریخچهٔ نوبت‌ها با تاریخ، استخر طلا، استخر ریال و درصد همان زمان ذخیره می‌شود؛ بنابراین تغییر درصد امروز، سابقهٔ دوره‌های بسته‌شده را بازنویسی نمی‌کند. اگر بعد از آخرین تقسیم هیچ گردش تازه‌ای ثبت نشده باشد، دکمهٔ «لغو آخرین تقسیم» اسناد همان نوبت را حذف و درصدهای پیش از آن را برمی‌گرداند. پس از ثبت گردش جدید، لغو خودکار برای حفظ تاریخچه مسدود است.

بستن دفتر مالی برای هر سال همچنان روش پیشنهادی است، اما برای تغییر شریک در میانهٔ سال اجباری نیست. ابتدا دوره را تقسیم و صفر کنید، سپس ترکیب شراکت را عوض کنید. حتی اگر تنها مالک هستید، خودتان را با سهم ۱۰۰٪ ثبت کنید و در پایان دوره تقسیم را انجام دهید تا سود دورهٔ تازه از صفر شروع شود.

آورده و برداشت شریک سود یا زیان مغازه نیست. آورده روی حساب سرمایه به نام همان شریک ثبت می‌شود و با دارایی واردشده خنثی است؛ برداشت نیز فقط ماندهٔ همان شریک را تغییر می‌دهد. در تقسیم بعدی، فقط برداشت و آورده‌ای محاسبه می‌شود که پس از آخرین نوبت ثبت شده باشد.


#۳۳. خدماتِ بدون جابه‌جایی فیزیکی

ویدئوی آموزشی نسخهٔ v107 همین مسیر را نشان می‌دهد: کارمزد حملِ طلای دریافتی را نباید دوباره به‌عنوان طلای بدهکار ثبت کرد. اگر خدمت به ازای گرم یا تعداد انجام شده، ردیف اجرت/خدمات بسازید؛ این ردیف وزن طلای مغازه را تغییر نمی‌دهد و فقط هزینه یا طلب خدمت را ثبت می‌کند. برای خدمات دلاری نیز ارز و نرخ همان سند ذخیره می‌شود و در گزارش‌ها با واحد خودش قابل پیگیری است.

مرز حسابداری: خدمت، کالا نیست؛ چیزی به ویترین وارد یا از آن خارج نمی‌شود. بنابراین برای ثبت آن از ردیف طلا استفاده نکنید.

حذف، ردیف را از موجودی برمی‌دارد ولی هیچ سندی نمی‌سازد؛ یعنی همان بی‌صدا گم‌شدنِ طلا. اگر موجودیِ چیزی تمام شده، صفرش کن — نه حذفش.


#۳۲. تعمیرات و آبکاری: جنسی که فروخته نشده، فقط بیرون رفته

انگشترِ مشتری را می‌دهی دستِ تعمیرکار تا آبکاری شود. چند روز بعد برمی‌گردد. در این فاصله هیچ معامله‌ای نشده — نه فروختی، نه خریدی. جنس فقط امانت دستِ کسی است.

اگر این حرکت را با سندِ معمولیِ فروش/خرید (یا دریافت/پرداختِ ساده) ثبت کنی، دفتر درست می‌ماند ولی گزارشِ کارکرد دروغ می‌گوید: روزی که جنس بیرون می‌رود یک زیانِ سنگین ثبت می‌شود و روزی که برمی‌گردد همان‌قدر سود. هر دو خیالی‌اند و بینِ این دو روز، گزارشِ سود و زیانِ مغازه به‌اندازهٔ کلِ ارزشِ آن جنس غلط است.

صفحهٔ «تعمیرات و آبکاری» در منوی کناری برای همین ساخته شده.

#چطور کار می‌کند

هر کارِ تعمیر یک سند است، از اول تا آخر. سند بسته نمی‌شود و سندِ تازه هم نمی‌خواهد؛ هر اتفاقِ تازه یک ردیف به همان سند اضافه می‌کند:

مرحلهدکمهچه ردیفی ساخته می‌شود
جنس را دادی رفتارسال به تعمیرردیفِ طلا، بی‌فی، تشخیصِ خالی
جنس برگشتبازگشتردیفِ طلا با تشخیصِ مرجوع
اجرت را تعمیرکار اعلام کرداجرتردیفِ ریالی (بدهیِ ما به او)
اجرت را پرداخت کردیپرداختردیفِ ریالیِ مرجوع (بدهی صفر می‌شود)

چون همه در یک سند‌اند، ماندهٔ سند همیشه می‌گوید بینِ تو و تعمیرکار چه چیزی معلق است.

#تابلوی تعمیرکاران

بالای صفحه سه عدد:

پایین‌تر جدولِ کارها با فیلترِ باز / دیرکرد / تمام‌شده. کاری که بیش از ۷ روز بیرون مانده و برنگشته، نشانِ قرمزِ دیرکرد می‌گیرد.

#مثالِ کامل

انگشتری ۶٫۳۸ گرم برای آبکاری فرستادی. برگشت ۶٫۳۴ گرم شد و اجرت ۱۵۰ هزار تومان.

ارسال    انگشتر آران   ۶٫۳۸ گرم
بازگشت   انگشتر آران   ۶٫۳۴ گرم   ← مرجوع
اجرت                   ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ ریال
پرداخت                 ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ ریال   ← مرجوع

نتیجه:

آن ۰٫۰۴ گرم زیان نیست، طلب است. تا وقتی تعمیرکار جبرانش نکرده، در ماندهٔ حسابش می‌ماند. اگر بخشیدی یا آب رفته بود، با «اصلاح موجودی» (بخش ۳۱) به ضرر تبدیلش کن — آن‌جا جای درستش است.

#دو اشتباهی که پنل جلویشان را می‌گیرد

۱) جنس را با سندِ «دریافتِ» تازه برگرداندی، نه با دکمهٔ «بازگشت».

آن‌وقت پنل خیال می‌کند آن انگشتر را خریده‌ای — یک سودِ خیالی به اندازهٔ کلِ وزنِ جنس در کارکرد ظاهر می‌شود، و در نرم‌افزارهایی که نرخِ میانگین دارند، نرخِ دریافتیِ کلِ مغازه هم خراب می‌شود.

پنل این را می‌بیند: اگر سندی از نوعِ دریافت با نامِ همان جنس و همان طرف‌حساب ثبت شود در حالی که کارِ تعمیرِ بازی وجود دارد، بالای صفحهٔ تعمیرات یک جعبهٔ هشدارِ نارنجی می‌آید و می‌گوید کدام جنس، چه وزنی و مربوط به کدام کار است. چیزی خودکار پاک نمی‌شود؛ فقط به تو می‌گوید.

۲) اجرت را در ستونِ اجرتِ همان ردیفِ طلا نوشتی.

اجرت روی ردیفِ طلا، جهتِ پول را برعکس می‌کند: به‌جای اینکه تو ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ ریال به تعمیرکار بدهکار شوی، پنل می‌گوید او به تو بدهکار است — و یک «سودِ اجرت» هم می‌سازد که وجود ندارد. اجرت همیشه ردیفِ پولیِ جداست؛ دکمهٔ «اجرت» همین کار را می‌کند.

پنل اگر روی ردیفِ امانت اجرت یا فی ببیند، همان‌جا اخطار می‌دهد.

#اشتباهِ رایج

هر بار که جنس برگشت، یک سندِ جدید می‌زنی.

سندِ کار را باز نگه دار. تمام رفت‌وبرگشت و اجرت و پرداختِ یک کار باید در یک سند باشد، وگرنه ماندهٔ آن کار هیچ‌جا یک‌جا دیده نمی‌شود.


#۳۳. پوشش ریسک: بستن مظنه و وضعیت باز

ساعت ۱۰ صبح از مشتری ۳۷٫۴۴ گرمِ عیار ۷۴۰ متفرقه می‌خری. تا لحظه‌ای که همین وزن را به بنکدار نفروخته‌ای، نوسانِ قیمتِ طلا مالِ توست — نه سودِ معامله، بلکه قمارِ بازار. اگر تا عصر مظنه بیفتد، اسپردی که با زحمت روی آن معامله گرفتی دود می‌شود.

کارِ درست همان چیزی است که بازار به آن می‌گوید «بستنِ مظنه»: هرچه از مشتری خریدی، همان وزن را فوراً به بنکدار بفروش؛ هرچه به مشتری فروختی، همان وزن را فوراً از بنکدار بخر. آن‌وقت سودت فقط اسپردِ معامله است و به قیمتِ فردا کاری ندارد.

صفحهٔ «پوشش ریسک» در منوی کناری، این وزنِ باز را لحظه‌ای نشان می‌دهد.

#سه عددِ بالای صفحه

ماندهٔ طلاییِ افتتاحیهٔ اشخاص هم در وضعیتِ باز حساب می‌شود؛ آن هم طلای واقعیِ در جریان است.

#روزشمارِ مظنه

جدولِ اصلی، هر روزِ کاری را یک سطر می‌کند: چقدر تکفروشی (مشتری)، چقدر بنکداری (همکار/بنکدار و ذوب‌خانه)، چقدر تسویه، و خالصِ روز. خالصِ صفر سبز است، باز بودن رنگی.

روی هر روزِ باز، دکمهٔ «بستنِ مظنه» یک سندِ آماده باز می‌کند: طرفِ مقابل بنکدار، جهتِ سند عکسِ وضعیتت، وزن دقیقاً همان وزنِ باز، واحدِ قیمت مثقال و شرحِ «آبشده».

فی را پنل نمی‌نویسد — عمداً. مظنه را بازار تعیین می‌کند نه دفتر. عددِ همان لحظه را خودت می‌گذاری.

#مثالِ ویدئویی

خرید   از مشتری     ۳۷٫۴۴ گرم عیار ۷۴۰   →  ۳۶٫۹۴۱ گرم۷۵۰   وضعیتِ باز: ۳۶٫۹۴۱
فروش   به بنکدار    ۳۶٫۹۴۱ گرم۷۵۰                            وضعیتِ باز: ۰

بعد از سطرِ دوم، سودِ ریالیِ این جفت هرچه مظنه بشود عوض نمی‌شود. همین تعریفِ ریاضیِ پوششِ کامل است — و در آزمون‌های پنل با نرخِ ۰٫۶ برابر، ۱ برابر و ۱٫۸ برابر سنجیده می‌شود و هر سه یک عدد می‌دهند. اگر همان خرید را پوشش ندهی، اختلافِ همان دو نرخ صدها میلیون ریال است.

#تفاوتِ «معامله» و «تسویه» — مهم‌ترین قانونِ این صفحه

سندِ معاملهسندِ تسویه
نوع سندخرید / فروشدریافت / پرداخت
فی دارد؟بلهخیر
در کارکرد سود می‌سازد؟بلهخیر

طلایی که با «دریافت» یا «پرداخت» جابه‌جا می‌شود فی ندارد، چون قیمتش قبلاً در سندِ معاملهٔ اصلی بسته شده. یک حوالهٔ طلا، یک تسویهٔ بدهی با طلا، یک عیارِ ته‌حساب — هیچ‌کدام معامله نیستند.

پیش از این نسخه، پنل این‌ها را هم با نرخِ روز می‌سنجید. اندازه‌گیریِ واقعی روی خودِ کد نشان داد یک حوالهٔ طلای ۹۵ گرمی روی سندِ «دریافت» به‌تنهایی ۱٬۲۶۲٬۶۴۵٬۵۷۵ ریال سودِ خیالی می‌ساخت و یک تسویهٔ ۴۰ گرمی روی «پرداخت» ۵۳۱٬۶۴۰٬۲۴۲ ریال زیانِ خیالی. هر دو حالا صفراند.

حواست باشد: سودِ عیارِ ته‌حساب دست‌نخورده مانده — آن سودِ واقعی است و از مسیر جداگانه‌ای می‌آید. فقط مارک‌تو‌مارکتِ دروغ حذف شد.

#نگهبانِ ثبتِ اشتباه

اگر روی سندِ دریافت یا پرداخت، ردیفِ طلایی با فی ببیند، بالای صفحه اخطارِ قرمز می‌آید و می‌گوید این ردیف باید سندِ خرید یا فروش می‌بود، با همان وزن و همان فی. چیزی خودکار عوض نمی‌شود؛ دکمهٔ کنارش سندِ اصلی را باز می‌کند تا خودت درستش کنی.

امانتِ تعمیر (بخش ۳۲) بی‌فی است، پس هیچ‌وقت اخطارِ نابه‌جا نمی‌گیرد.

#اشتباهِ رایج

پوشش را با سندِ «پرداخت» به بنکدار ثبت می‌کنی، چون «پول دادم».

پوشش یک فروش/خرید است، نه تسویه. با ثبتِ اشتباه، آن معامله اصلاً واردِ کارکرد نمی‌شود و اسپردت هیچ‌جا دیده نمی‌شود. در سنجشِ عملی، همین یک اشتباه گزارشِ یک روز را حدودِ یک میلیارد ریال جابه‌جا کرد.


#۳۴. تراز خرید و فروش و نوار پایین صفحه

بخشِ ۳۳ گفت چرا باید مظنه را بست. این بخش می‌گوید چطور در طولِ روز حواست به آن باشد بدون اینکه هر بار گزارش باز کنی.

در یک روزِ شلوغ ده‌ها قلم با وزن‌های مختلف می‌خری و می‌فروشی. وزنِ تک‌تکِ فاکتورها مهم نیست؛ آن‌چه اهمیت دارد خالص است. اگر تهِ روز روی‌هم ۱۲۳٫۴۹ گرم بیشتر فروخته باشی تا خریده، تا وقتی همان وزن را از بازار نخری هر گرانی‌ای از جیبِ خودت می‌رود. وقتی این خالص صفر شود می‌گویند «تراز» هستی.

#نمای زندهٔ تراز معامله‌گر — v93

در صفحهٔ پوشش ریسک، کارت «الان روی خرید هستید یا فروش؟» تراز را بدون ساخت گزارش جدا و مستقیماً از اسناد ثبت‌شده نشان می‌دهد. ابتدا بازهٔ امروز یا از ابتدا را انتخاب کنید، سپس یکی از چهار مبنا را بزنید:

خ یعنی بیشتر خریده‌اید و هنوز روی خرید هستید؛ ف یعنی بیشتر فروخته‌اید و روی فروش هستید؛ صفر یعنی تراز. با کلیک روی کارت نتیجه، ریز اسناد مؤثر باز می‌شود. حالت طلا اسناد طلایی، حالت سکه اسناد سکه و حالت ترکیبی هر دو را نشان می‌دهد. اعداد این کارت گزارش‌اند و هیچ سند یا موجودی را تغییر نمی‌دهند.

#نوارِ پایینِ صفحه

یک نوارِ باریک همیشه پایینِ پنجره می‌ماند — در همهٔ صفحه‌ها، و با هر سندی که ذخیره می‌کنی خودش تازه می‌شود:

امروز        [ فروش ـ طلا   ۱۲۳٫۴۹۰  گ۷۵۰ ]        کلیک: گزارشِ تراز · راست‌کلیک: تنظیم

کلیک روی نوار، صفحهٔ پوشش ریسک و گزارشِ کاملِ تراز را باز می‌کند. راست‌کلیک، همان‌جا پنجرهٔ «تنظیم تراز» را می‌آورد تا بدون رفتن به تنظیمات، بازه یا نمایش را عوض کنی.

#گزارشِ «ترازِ خرید و فروش»

در صفحهٔ پوشش ریسک، زیرِ سه کارتِ بالا. هر سندِ طلایی یک سطر است، از قدیم به جدید:

کد سندسندطرف حسابخرید وزن۷۵۰فروش وزن۷۵۰ترازِ وزن
۳۰۱فروشسحر دولتشاهی—۱۷٫۶۴۰ف ۱۷٫۶۴۰
۳۰۲خریدسحر دولتشاهی۵٫۱۱۰—ف ۱۲٫۵۳۰
۳۰۳فروشسحر دولتشاهی—۱۳٫۵۹۰ف ۲۶٫۱۲۰
۳۰۴فروشسحر دولتشاهی—۷٫۶۴۰ف ۳۳٫۷۶۰
۳۰۵خریدامیر عابدزاده۴۲٫۳۷۰—خ ۸٫۶۱۰
۳۰۶فروشسحر دولتشاهی—۱۲۵٫۳۵۰ف ۱۱۶٫۷۴۰
۳۰۷فروشسحر دولتشاهی—۶٫۷۵۰ف ۱۲۳٫۴۹۰
جمع ـ طلا۴۷٫۴۸۰۱۷۰٫۹۷۰ف ۱۲۳٫۴۹۰

(چهار ستونِ دیگر — خرید مبلغ، فروش مبلغ و ترازِ مبلغ — در جدولِ واقعی سمتِ چپ همین ستون‌ها هستند.)

ستونِ ترازِ وزن ماندهٔ همان لحظه است، نه وزنِ آن سند. همین ستون قصه را تعریف می‌کند:

«ف» یعنی روی فروش مانده‌ای، «خ» یعنی روی خرید. جایی که عدد به صفر می‌رسد، همان‌جاست که با بازار تراز شده‌ای. کلیک روی هر سطر، فاکتورِ همان سند را باز می‌کند.

سطرِ جمع دو خط دارد: جمع ـ طلا (وزن) و جمع ـ ریال (مبلغ).

#دو ستونِ مبلغ چه می‌گویند

ستونِ مبلغ همان ارزشِ بسته‌شدهٔ همان طلاست: وزن۷۵۰ × فی + اجرت. پس:

#تنظیمات (تب تنظیمات ← «تراز در نوار پایین»)

تنظیمگزینه‌هاپیش‌فرض
بازهٔ ترازامروز / از ابتداامروز
ترازِ طلافقط خالص / نمایش ندهفقط خالص
ترازِ مبلغنمایش نده / نمایش بدهنمایش نده
ترازِ ارز و سکهنمایش نده / نمایش بدهنمایش نده
«از ابتدا» را برای کارِ روزانه انتخاب نکن. همهٔ اسنادِ تاریخِ مغازه را می‌خواند، کند می‌شود، و عددی می‌دهد که تصمیمِ امروزت را عوض نمی‌کند. برای کنترلِ روزانه «امروز» همان چیزی است که لازم داری؛ «از ابتدا» فقط برای کنترلِ کلیِ دوره‌ای بماند.

اگر هر سه نمایش را «نمایش نده» بگذاری، نوار به‌کلی از صفحه برداشته می‌شود و فضایش پس داده می‌شود.

#ترازِ ارز و سکه

طلا یک واحد دارد، پس یک ستون برایش بس است. ولی سکه به تفکیکِ نوع تراز می‌شود و ارز به تفکیکِ واحد — «تمام» و «ربع» را نمی‌شود با هم جمع زد، دلار و درهم را هم نه. برای همین اینها ستونِ تازه در دفترِ تراز نمی‌گیرند و جدولِ جداگانه‌ای پایینِ همان صفحهٔ پوشش ریسک می‌سازند:

دستهقلمخریدفروشتراز
سکهتمام بهار آزادی۱۲۵خ ۷
سکهربع بهار آزادی—۳ف ۳
ارزUSD۲٬۰۰۰۳٬۵۰۰ف ۱٬۵۰۰

روی نوارِ پایین هم حداکثر سه قلمِ نامتراز کنارِ ترازِ طلا می‌نشیند (نوار جای بیشتری ندارد)؛ بقیه در همین جدول دیده می‌شوند. قلمی که ترازش صفر است اصلاً نشان داده نمی‌شود — نه در نوار، نه به‌عنوان سطرِ بی‌فایده.

اگر در بازهٔ انتخابی هیچ سکه و ارزی جابه‌جا نشده باشد، به‌جای جدولِ خالی یک پیامِ ساده می‌آید.

#نکتهٔ جهت — جایی که آدم قاطی می‌کند

یعنی چه
نوار و ستونِ تراز می‌گوید فروشسمتی که رویش هستی
دکمهٔ «بستنِ مظنه» می‌گوید خریدکاری که برای بستنش باید بکنی

این دو همیشه عکسِ هم‌اند و هر دو درست‌اند.

#رابطه با «وضعیتِ باز» بالای همان صفحه

عددِ وضعیتِ باز ماندهٔ طلاییِ افتتاحیهٔ اشخاص را هم حساب می‌کند؛ دفترِ تراز فقط گردشِ اسناد را می‌شمارد. اگر افتتاحیه‌ای در کار نباشد، ترازِ «از ابتدا» و وضعیتِ باز دقیقاً یک عددند — و این در آزمون‌های پنل تضمین شده است.

#قرارداد حساب بین‌المللی و اجرت چندارزی — v94

اگر با سازنده یا همکار خارجی کار می‌کنید، در فرم اشخاص کارت «قرارداد حساب بین‌المللی» را تکمیل کنید:

در سند، نوار «قرارداد این حساب» عیار نمایشی، ارز اجرت و نرخ قابل استفاده را نشان می‌دهد. این پیشنهاد، اجرت تعریف‌شدهٔ خود جنس را حذف نمی‌کند؛ تا زمانی که اجرت را ثبت نکرده‌اید، کاتالوگ و میانگین فی دریافتی همچنان می‌توانند مقدار اولیه را پیشنهاد دهند.

#ثبت نرخ و محاسبهٔ سود

برای اجرت گرمی یا عددی، نرخ تبدیل هنگام ثبت روی خود ردیف به‌صورت snapshot ذخیره می‌شود. بنابراین بالا یا پایین رفتن نرخ دلار و درهم در روزهای بعد، مبلغ و سود معاملهٔ قبلی را بازنویسی نمی‌کند. ردیف‌های قدیمی دلاری که snapshot ندارند برای سازگاری از نرخ زنده استفاده می‌کنند.

اجرت ارزی ابتدا با نرخ snapshot به تومان تبدیل می‌شود و سپس از همان مسیر محاسبهٔ مبلغ سند و گزارش سود و زیان می‌گذرد. برای ارز دستی، ثبت اجرت بدون نرخ تبدیل مجاز نیست. اجرت درصدی وابسته به ارزش طلاست و ارز مستقل ندارد.

#گزارش موجودی بر اساس ارز اجرت

در کالا و انبار ← موجودی اجناس، پایین جدول موجودی کارت‌های «موجودی و اجرت دریافتی، به تفکیک ارز» دیده می‌شوند. هر کارت این موارد را جداگانه نشان می‌دهد:

ارز هر قلم از «تعریف جنس ← ارز دریافتی» خوانده می‌شود. دلار، درهم و سایر ارزها با هم جمع نمی‌شوند؛ اگر جنس در گروه اشتباه دیده می‌شود، ارز دریافتی همان جنس را اصلاح کنید.

#تبدیل مستقیم ارز به ارز (اکسچنج) — v95

برای خرید یک ارز در برابر ارز دیگر، در صفحهٔ ثبت سند دکمهٔ تبدیل ارز را بزنید. این مسیر برای صرافی و معامله‌هایی است که تسویه‌شان ریالی نیست؛ مانند دریافت ۳٬۰۰۰ یورو و پرداخت دلار به همان طرف حساب.

  1. طرف حساب را انتخاب کنید.
  2. در کارت سبز، ارز و مقدار دریافتی را بنویسید.
  3. در کارت قرمز، ارز پرداختی را انتخاب کنید.
  4. نرخ قطعی را به شکل «هر یک واحد ارز دریافتی چند واحد ارز پرداختی است» وارد کنید. مقدار پرداختی خودکار محاسبه می‌شود.
  5. پیش‌نمایش را کنترل کنید و پیش‌نویس اکسچنج را بسازید؛ سپس سند را مانند اسناد دیگر بررسی و ذخیره کنید.

مثلاً اگر ارز دریافتی یورو، مقدار ۳٬۰۰۰، ارز پرداختی دلار و نرخ ۱٫۱۵۸۹۸ باشد، پنل پرداخت ۳٬۴۷۶٫۹۴ دلار را محاسبه می‌کند. در ماندهٔ طرف حساب، ۳٬۰۰۰ یورو به‌عنوان بدهی او و ۳٬۴۷۶٫۹۴ دلار به‌عنوان طلب او ثبت می‌شود. دو ارز با هم یا با ریال جمع نمی‌شوند.

نرخ، مقدار مبنا و مقدار نهایی به‌صورت snapshot روی همان سند ذخیره می‌شوند. بنابراین تغییر نرخ آنلاین یا نرخ‌های کاتالوگ، اکسچنج قدیمی را بازنویسی نمی‌کند. دکمهٔ گرد میان دو کارت، جهت معامله را جابه‌جا و نرخ را معکوس می‌کند.

مرز مهم: اکسچنج دو ردیف مستقل دارد: یک ردیف «ورود» برای ارز دریافتی و یک ردیف «خروج» برای ارز پرداختی. حذف یکی از این ردیف‌ها سند را یک‌طرفه و مانده را نادرست می‌کند. ارز دو سمت نیز باید متفاوت باشد.

#۳۵. مرجوعی در تکفروشی: وقتی مشتری جنس را پس می‌آورد

بخشِ ۴ گفت «مرجوع» یعنی چه. این بخش می‌گوید چطور بی‌اشتباه ثبتش کنی — چون اینجا جایی است که یک ثبتِ به‌ظاهر درست، پول را بی‌سروصدا می‌خورد.

#چرا «دریافتِ عادی» جوابِ درستی نیست

مبلغِ یک قلمِ تکفروشی سه لایه است:

لایهمثالِ نیم‌ستِ ۱۰٫۳۷ گرمی
طلای خام (وزن۷۵۰ × قیمت طلا)۲۶۴٫۴۳۵٫۰۰۰
اجرتِ ساخت (۱۱٪)۲۹٫۰۸۷٫۸۵۰
سودِ فروشنده (۷٪) + مالیاتِ آن (۹٪)۲۵٫۰۱۳٫۷۰۱
جمع — همان مبلغی که از مشتری گرفتی۳۱۸٫۵۳۶٫۵۵۱

اگر بازگشتِ همین جنس را با یک ردیفِ «دریافت» ثبت کنی، فقط دو لایهٔ اول برمی‌گردد. لایهٔ سوم — ۲۵٫۰۱۳٫۷۰۱ ریال — در فاکتور جا می‌ماند و مشتری به همان اندازه بدهکار می‌مانَد. آن‌وقت باید یک تخفیف یا سندِ اصلاحیِ دستی بزنی تا مانده صفر شود، و آخرش هم به همان مبلغی که بابتِ فروش گرفته بودی نمی‌رسی.

قاعده: جنسِ برگشتی «معاملهٔ تازه» نیست، فسخِ همان معاملهٔ قدیم است. پس با قیمت و اجرت و سودِ همان فاکتور برمی‌گردد، نه با نرخِ امروز.

#راهِ درست: دکمهٔ ↩ روی خودِ ردیف

فاکتورِ فروش را باز کن، روی ردیفِ همان قلم دکمهٔ ↩ را بزن (یا ردیف را انتخاب کن و Ctrl+R). یک پنجره باز می‌شود که پیش از هر کاری مشخصاتِ همان ردیف را نشانت می‌دهد: وزن، عیار، قیمتِ همان فاکتور و مبلغِ ردیف. یعنی می‌بینی دقیقاً چه چیزی برمی‌گردد.

دو انتخاب داری:

گزینهکِی
↩ همین سندمشتری همان روز و پیش از تسویه پس آورد. ردیفِ مرجوعی بی‌فاصله زیرِ همان ردیفِ فروش می‌نشیند.
سند جدیدفاکتور بسته و تسویه شده و مشتری چند روز بعد آمده. یک سندِ تازه به نامِ همان شخص با یادداشتِ «مرجوعی سند ۲۴۵» ساخته می‌شود.

یک تیک هم دارد: «سودش را برنگردان». برای وقتی که توافق کرده‌اید اجرت و طلا برگردد ولی سودِ فروشنده پیشِ تو بماند. با این تیک همان ۲۵٫۰۱۳٫۷۰۱ ریال برنمی‌گردد و بقیه برمی‌گردد.

هیچ‌کدام از دو گزینه سند را ذخیره نمی‌کند. ردیف ساخته و پیش‌رویت گذاشته می‌شود؛ دستت باز است وزن را نصف کنی (مرجوعیِ جزئی)، اجرت را دست بزنی، یا کلاً پشیمان شوی. ذخیره کارِ خودت است.

#قصهٔ کاملِ یک مرجوعی

فاکتورِ پنجشنبه ۱۴۰۲/۰۲/۲۸ — قیمتِ طلا ۲۵٫۵۰۰٫۰۰۰:

#تاریختشخیصشرحوزن٪اجرتمبلغ
۱۰۲/۰۲/۲۸فروشالنگو کد ۱۲۵۱۵٫۰۳۱۶۴۸۴٫۰۲۸٫۴۳۵ بد
۲۰۲/۰۲/۲۸فروشنیم‌ست قلب۱۰٫۳۷۱۱۳۱۸٫۵۳۶٫۵۵۱ بد
۳۰۲/۰۲/۲۸دریافتحوالهٔ علی فردوسی——۸۰۲٫۵۶۴٫۹۸۵ بس
۴۰۲/۰۲/۳۰مرجوعنیم‌ست قلب۱۰٫۳۷۱۱۳۱۸٫۵۳۶٫۵۵۱ بس
ماندهٔ سند۳۱۸٫۵۳۶٫۵۵۰ بس

سطرِ ۳ کلِ فاکتور را تسویه کرده بود و مانده صفر شده بود. با برگشتِ نیم‌ست در سطرِ ۴، مغازه ۳۱۸٫۵۳۶٫۵۵۰ ریال به مشتری بدهکار می‌شود — یعنی دقیقاً همان پولی که بابتِ نیم‌ست گرفته بود. آنچه از فاکتور باقی می‌ماند هم دقیقاً ۴۸۴٫۰۲۸٫۴۳۵ است: مبلغِ النگو، بی‌کم‌و‌کاست.

#ستونِ «تاریخ» که ناگهان ظاهر می‌شود

در جدولِ بالا سطرِ ۴ تاریخِ ۳۰ دارد، در حالی که سربرگِ فاکتور ۲۸ است. هر ردیف می‌تواند تاریخِ خودش را داشته باشد و همین‌جاست که به کار می‌آید: جنس روزِ ۲۸ رفته و روزِ ۳۰ برگشته؛ اگر برگشت را به تاریخِ ۲۸ بنویسی، کاردکسِ آن قلم دو روز دروغ می‌گوید.

ستونِ «تاریخ» فقط وقتی نشان داده می‌شود که واقعاً ردیفی با تاریخِ مستقل داشته باشی. در فاکتورِ معمولی جدول شلوغ نمی‌شود. خالی گذاشتنِ خانه یعنی «همان تاریخِ سربرگ»، و زدنِ کلید * تاریخِ امروز را می‌گذارد.

#نشانه‌های روی صفحه

#چه چیزی مرجوع نمی‌شود

دکمهٔ ↩ روی این ردیف‌ها نمی‌آید: ردیفی که خودش مرجوعی است (وگرنه با دو کلیک فروش را دوباره برمی‌گرداندی)، ردیفِ تخفیف، ردیفِ خالی، و هر ردیفی در سندِ «سایر» (که تشخیصِ مرجوع ندارد). ردیفِ نقد و چک مرجوع‌شدنی است — ولی خودِ برگهٔ چک کپی نمی‌شود تا دفترِ چک دوقلو نسازد.

#جای دیگری که اثرش را می‌بینی

کجاچه می‌شود
کاردکسِ قلم (بخش ۲۷)مرجوعی یک حرکتِ ورود به تاریخِ خودش است. رفت و برگشتِ کامل، موجودی را به صفر می‌رساند.
ترازِ خرید و فروش (بخش ۳۴)مرجوعیِ یک فروش خودبه‌خود در ستونِ خرید می‌نشیند، چون جهتِ مؤثرش برعکس شده.
ریز ورود و خروج (بخش ۲۵)همان قلم از سمتِ «خروج» به سمتِ «ورود» جابه‌جا می‌شود.
مالیات (بخش ۷)سود و مالیاتِ سند روی خالص حساب می‌شود: طلا و اجرتِ مرجوعی از پایهٔ محاسبه کم می‌شود.
سودِ عیارِ ته‌حساب (بخش ۱۵)اگر جنس با عیارِ شخصی فروخته شده بود، مرجوعی همان سودِ عیار را هم پس می‌دهد.

#۳۶. سکهٔ پارسیان: اجرت عددی و معافیت ارزش افزوده

سکهٔ پارسیان دو جای فرمولِ همیشگی را می‌شکند و اگر هر دو را رعایت نکنی، فاکتور بی‌سروصدا غلط درمی‌آید:

  1. اجرتش به دانه بسته است، نه به گرم. پارسیانِ ۵۰۰ سوتی و پارسیانِ ۱ گرم و ۲۰ ممکن است اجرتِ یکسان داشته باشند.
  2. ارزش افزوده ندارد. ولی سودِ تکفروشی را دارد — این دو را با هم قاطی نکن.

#اجرت عددی

روی ردیفِ طلا، دکمهٔ اجرت (⚖) را بزن و «عددی (هر دانه)» را انتخاب کن. آن‌وقت:

اجرت = تعداد × فی

نه وزن، نه درصد. اگر ۹ دانه پارسیان با اجرتِ ۱۰۰ هزار تومانی گرفته‌ای، اجرتِ کل ۹۰۰ هزار تومان است — چه مجموع وزنشان ۹٫۴ گرم باشد چه ۶ گرم.

چرا این‌قدر مهم است؟ اگر همان ۹ دانه را «فی هر گرم» بزنی، برنامه ۹٫۴ × ۱۰۰ هزار = ۹۴۰ هزار تومان حساب می‌کند. یعنی پارسیانِ سنگین گران‌تر و پارسیانِ سبک ارزان‌تر می‌شود — در حالی که بنکدار به شما دانه‌ای فروخته است.

تعداد اجباری می‌شود. روی ردیفی که اجرتش عددی است، سلولِ تعداد طلایی می‌شود و «لازم» می‌نویسد. اگر خالی رد شوی، هنگام ثبت پیام می‌گیری:

تعداد نباید خالی باشد — ردیف ۳

این تنها جایی است که تعداد اجباری است. دلیلش ساده است: بدون تعداد، اجرت صفر می‌شود و صفر بی‌صدا ثبت می‌شود — نه خطایی، نه هشداری، فقط چند میلیون تومان کمتر.

#وزن یک‌عدد

اگر پارسیانِ هم‌وزن می‌گیری (مثلاً «۲۰ تا ۵۰۰ سوت»)، در تعریفِ جنس فیلد وزن یک‌عدد را پر کن (۰٫۵). از آن به بعد کافی است تعداد را بزنی؛ وزن خودش پر می‌شود:

تعدادوزن یک‌عددوزن ردیف
۲۰۰٫۵۱۰٫۰۰۰ گرم
۱۰۰٫۸۸٫۰۰۰ گرم

اگر پارسیانِ گله‌ای (وزن‌های قاطی) می‌گیری، وزن یک‌عدد را خالی بگذار و وزنِ مجموع را دستی بزن — برنامه دست نمی‌زند.

برای پارسیانِ هم‌وزن بهتر است جنس‌ها را جدا تعریف کنی: «پارسیان ۵۰۰ سوتی» و «پارسیان ۸۰۰ سوتی». آن‌وقت در گزارش موجودی اجناس هرکدام ردیف و شمارِ خودش را دارد.

#معافیت ارزش افزوده

در تعریف جنس، تیکِ «ارزش افزوده دارد» را بردار. از آن لحظه، ردیف‌های تازهٔ این جنس معاف می‌شوند و کنار مبلغشان برچسبِ سبزِ «معاف از م.ا.ا» می‌آید.

معافیت فقط مالیات را برمی‌دارد. سه لایهٔ مبلغ این‌طور می‌شود:

لایهجنس عادیپارسیان
مبلغ طلای خام✔✔
اجرت✔✔
سود تکفروشی✔✔ (سرِ جایش هست)
مالیات ارزش افزوده✔✖

مثال واقعی — پارسیان، وزن ۷۵۰ برابر ۲٫۰۰ گرم، قیمت طلا ۱۵٬۰۸۹٬۰۰۰، اجرت ۲ دانه × ۱٬۲۰۰٬۰۰۰، سود ۷٪، مالیات ۹٪:

با ارزش افزودهبدون ارزش افزوده
مبلغ طلای خام۳۰٬۱۷۸٬۰۰۰۳۰٬۱۷۸٬۰۰۰
اجرت (۲ × ۱٬۲۰۰٬۰۰۰)۲٬۴۰۰٬۰۰۰۲٬۴۰۰٬۰۰۰
سود تکفروشی ۷٪۲٬۲۸۰٬۴۶۰۲٬۲۸۰٬۴۶۰
مالیات ۹٪۴۲۱٬۲۴۱—
مبلغ ردیف۳۵٬۲۷۹٬۷۰۱۳۴٬۸۵۸٬۴۶۰

اختلاف دقیقاً ۴۲۱٬۲۴۱ ﷼ است — یعنی ۹٪ روی (اجرت + سود)، نه یک ریال بیشتر.

#معافیت ردیفی است، نه سندی

در یک فاکتور می‌توانی هم‌زمان طلای ساختهٔ مشمول و پارسیانِ معاف داشته باشی. برنامه مالیات را فقط از ردیف‌های مشمول می‌گیرد. در کارت مالیاتِ پایین سند یک سطر اضافه می‌شود:

کسرِ معافیت (اجرت + سودِ ردیف‌های معاف) ‎−۴٬۶۸۰٬۴۶۰

این سطر برای این است که وقتی مالیات کمتر از انتظارت شد، همان‌جا بفهمی چرا — نه اینکه دنبال اشکالی بگردی که وجود ندارد.

#⚠ ردیف‌هایی که قبلاً زده‌ای عوض نمی‌شوند

معافیت روی خودِ ردیف ذخیره می‌شود، نه خوانده‌شده از کاتالوگ. پس اگر ردیفی را زدی و بعد ارزش افزودهٔ آن جنس را غیرفعال کردی:

آن ردیف را پاک کن و دوباره بزن.

این عمدی است. اگر معافیت از کاتالوگ خوانده می‌شد، غیرفعال‌کردنِ ارزش افزودهٔ پارسیان امروز، مالیاتِ همهٔ فاکتورهای پارسال را هم پاک می‌کرد. سندِ ثبت‌شده باید همان مالیاتی را نشان بدهد که روز ثبت داشت.

#شمارش در موجودی اجناس

تعدادِ ردیف‌های طلا در گزارشِ موجودی اجناس جمع می‌شود. اگر ۷ دانه پارسیان داشتی و ۳ دانه خریدی، موجودی می‌شود ۱۰ دانه — با وزنش، کنار هم. ردیفِ معاف هم شمرده می‌شود؛ معافیت یک موضوع مالیاتی است، نه انبارداری.

#نمای جدید گزارش موجودی اجناس (v112)

در کالا و انبار ← موجودی اجناس، ابتدای صفحه یک خلاصهٔ چهاربخشی دیده می‌شود تا بدون گشتن میان ستون‌ها وضعیت ویترین را بررسی کنید:

باکسچه چیزی نشان می‌دهد
قلم موجودیتعداد عنوان‌های ثبت‌شده در جدول
وزن ثبت‌شدهجمع وزن فعلی ردیف‌ها به گرم
ارزش ثبت‌شدهجمع مبلغ‌های ریالی واردشده برای ردیف‌ها
دارای فی یا درصدچند قلم برای اجرت، فی یا درصد معتبر دارند

زیر این باکس‌ها، جست‌وجوی زنده قرار دارد. با نوشتن نام کالا، سازنده، عیار یا بارکد فقط ردیف‌های منطبق باقی می‌مانند و شمارنده همان لحظه تعداد نتیجه‌ها را اعلام می‌کند. جست‌وجو چیزی را از انبار حذف یا در اطلاعات ذخیره نمی‌کند؛ فقط نمایش جدول را محدود می‌کند.

هر مقدار داخل باکس ورودی خودش نمایش داده می‌شود و در انتهای هر ردیف مسیرهای عملیاتیِ همان قلم در دسترس‌اند: چاپ و رهگیری لیبل، ویرایش جنس و سازنده، گردش موجودی، تفکیک، اصلاح موجودی و حذفِ مجاز. در موبایل، خلاصه و دکمه‌ها به کارت‌های تک‌ستونه یا دوستونه تبدیل می‌شوند و جدول اصلی برای حفظ همهٔ ستون‌های حسابداری اسکرول افقی دارد. حالت تاریک، فوکوس صفحه‌کلید و کاهش حرکت نیز پشتیبانی می‌شوند.

کنترل اجرت: کم بودن عدد «دارای فی یا درصد» یعنی بعضی اقلام هنوز مبنای اجرت ندارند. پیش از فروش، ستون‌های فی یا ٪ را کامل کنید تا اجرت پیشنهادی و گزارش سود قابل اتکا باشد.

#ستون «فی دریافتی» و درپیجِ ردیابی (v113)

در همان جدولِ موجودی اجناس، کنارِ ستونِ ٪ یک ستونِ تازهٔ «فی دریافتی» اضافه شده است. این ستون میانگینِ وزنیِ چیزی که همان جنس پای تو افتاده را نشان می‌دهد — یعنی به‌طور میانگین هر گرمِ این قلم را با چه فی یا چه درصدی خریده‌ای. عدد خواندنی است و از همان مبنایی خوانده می‌شود که گزارشِ کارکرد اجناس رویش بسته شده (gpBasis)، پس پیشنهادِ فی، ستونِ موجودی و گزارشِ سود هیچ‌وقت سه حرفِ متفاوت نمی‌زنند.

روی چیپِ عددِ هر ردیف که کلیک کنی، یک درپیجِ مدرن باز می‌شود که نشان می‌دهد این میانگین از کجا آمده: کارتِ خلاصهٔ بالا (وزنِ مبنا و میانگینِ نهایی) و زیرِ آن جدولِ تراکنش‌ها به‌ترتیبِ تاریخ — موجودیِ اول دوره و هر سندِ ورودی که واردِ میانگین شده، همراه با میانگینِ متحرک بعد از هر ردیف. برای ردیف‌های خروجی هم سودِ طلای همان حرکت با فرمولِ گزارش (جهت × وزن۷۵۰ × (درصدِ ردیف − درصدِ دریافتی) ÷ ۱۰۰) نمایش داده می‌شود. این درپیج محاسبهٔ موازی ندارد؛ دقیقاً همان اعداد را باز می‌کند تا رَدِ خرابیِ فی را پیدا کنی.

کجا به کار می‌آید: وقتی در گزارشِ کارکرد اجناس یک زیانِ غیرمنتظره می‌بینی، لازم نیست اسناد را دستی بگردی — روی همین چیپ کلیک کن تا ببینی میانگینِ فی دریافتی بعد از کدام سند و با چه ورودی‌ای عوض شده است.

جدول و درپیج در موبایل به چیدمانِ کارت‌محور تبدیل می‌شوند و حالتِ تاریک، فوکوس صفحه‌کلید و کاهش حرکت را پشتیبانی می‌کنند.

#فیلترِ «به انتخاب خودم» برای گزارش موجودی (v114)

کنارِ جست‌وجوی زنده، دکمهٔ «به انتخاب خودم» اضافه شده است تا گزارش موجودی اجناس را دقیقاً به همان چیزی که می‌خواهی محدود کنی — بدون تایپ‌کردنِ نام‌ها. با کلیک روی آن یک پنلِ مدرن باز می‌شود با سه دستهٔ قابل‌تیک:

دستهچه چیزی را انتخاب می‌کنی
جنسیک یا چند عنوانِ مشخص (مثلاً فقط «انگشتر پهلوی» و «سرویس رز»)
گروه جنسیک یا چند گروه (مثلاً فقط گروه «النگو»، یا «النگو + پابند + دستبند»)
سازندهفقط اجناسِ یک یا چند سازنده (مثلاً هرچه از «سنای زرین» است)

قاعدهٔ ترکیب ساده است: داخلِ یک دسته «یا» و بینِ دسته‌ها «و». یعنی اگر گروهِ «انگشتر» و سازندهٔ «سنای زرین» را با هم تیک بزنی، فقط انگشترهایی که سازنده‌شان سنای زرین است لیست می‌شوند. هر دسته یک جست‌وجوی کوچکِ داخلی و شمارندهٔ تعداد قلمِ هر مقدار دارد.

پنل در موبایل به چیدمانِ تک‌ستونه تبدیل می‌شود و حالتِ تاریک و کاهش حرکت را پشتیبانی می‌کند.

#بررسی هشدارها در گزارش موجودی (v115)

گاهی عددِ «فی دریافتی» یا موجودیِ یک جنس اختلافِ فاحش دارد و نباید کورکورانه به آن اعتماد کرد. حالا هر ردیفی که چنین مشکلی داشته باشد، در ستونِ «فی دریافتی» به‌جای عددِ آرام، یک چیپِ قرمزِ هشدار نشان می‌دهد؛ با کلیک روی همان علامت، همان کارکردِ اجناس باز می‌شود تا موردش را ردیف‌به‌ردیف بررسی کنی. بالای جدول هم یک بنرِ خلاصه می‌گوید چند قلم هشدار دارند و دکمهٔ «فقط هشداردارها» فهرست را فقط به همان اقلام محدود می‌کند.

هشدارها فقط برای خطاهای قطعی روشن می‌شوند، نه اختلافِ طبیعیِ فی‌های متفاوت (که میانگینِ وزنی خودش می‌پوشاند). چهار حالت هشدار می‌گیرد:

هشداریعنی چهچه کنم
میانگینِ فیِ دریافتی منفیجمعِ ورودی‌ها فی یا درصدِ منفی دادهسندی که اجرت را منفی زده یا برگشتیِ اشتباه را پیدا و اصلاح کن
ورودی با فیِ منفیدستِ‌کم یک خرید/دریافت فی یا درصدِ منفی داردمعمولاً «-» اشتباهی خورده؛ همان سند را بازبینی کن
خروج بدونِ پایهٔ فیفروش/خروج هست ولی هیچ ورودیِ پایه‌سازی نیستابتدا خرید یا دریافتِ آن جنس را ثبت کن؛ سود روی هیچ سنجیده می‌شود
موجودیِ منفیبیش از آنچه داشته‌ای خارج شدهسندِ خروج یا موجودیِ اول دوره را بررسی کن

داخلِ درپیجِ کارکرد هم یک بنرِ قرمز همین دلایل را با توضیح نشان می‌دهد تا بدانی دقیقاً کدام رویداد باعثِ هشدار شده است. بنر و چیپ و درپیج همگی از یک منبع ساخته می‌شوند؛ پس هرچه چیپ می‌گوید، دقیقاً همان است که درپیج توضیح می‌دهد. این بخش هم حالتِ تاریک، چیدمانِ موبایل و کاهش حرکت را پشتیبانی می‌کند.

#ربط این بخش به بقیهٔ راهنما

موضوعکجا
فرمول سه‌لایهٔ مبلغ و کارت مالیات§۷
مرجوعی و پس‌دادن سهمِ سود و مالیات§۳۵
کالای غیرطلایی (که وزنِ ۷۵۰ ندارد)§۳۰
شمارش و گردش موجودی هر قلم§۲۷
عکس و تعریف اجناس§۱۷

#۳۷. فروش قسطی: قسط ریالی و قسط طلایی

کجاست: صفحهٔ سند ← دکمهٔ «قسط‌بندی» بالای صفحه (میان‌بر Ctrl+G).

مشتری جنس را امروز می‌برد و پولش را چند ماه بعد می‌دهد. سؤالِ اصلی این است که بدهی‌اش با چه واحدی قفل شود — ریال یا طلا؟ همین یک انتخاب، همهٔ ریسکِ نوسانِ طلا را جابه‌جا می‌کند.

#دو حالت، دو ریسکِ متفاوت

ریالیطلایی
بدهی با چه چیزی قفل می‌شودمبلغ ریالیگرمِ ۷۵۰
اقساط چطور پرداخت می‌شوندمبلغ ثابتِ ماهانهوزنِ ثابتِ ماهانه (به قیمتِ روزِ پرداخت)
اگر طلا گران شودضررِ مغازه — پولِ کم‌ارزش‌تر می‌گیریمشتری همان گرم را می‌دهد، ارزشش حفظ شده
اگر طلا ارزان شودمغازه جلو می‌افتدمشتری کمتر می‌پردازد
مناسبِ چه کسیاقساطِ کوتاه، بازارِ آراماقساطِ بلند، بازارِ پرنوسان

در حالتِ طلایی، مظنهٔ همان لحظه روی سند قفل می‌شود و دیگر تکان نمی‌خورد. یعنی بدهی از «۸۲ میلیون ریال» تبدیل می‌شود به «۳٫۹۱ گرمِ ۷۵۰» و از آن به بعد دفتر با گرم حساب می‌کند، نه با ریال.

#فرمولِ سود — ساده است، نه مرکب

سودِ کل  = مبلغ بدهی × درصد × تعدادِ اقساط
مبلغ کل  = مبلغ بدهی + سودِ کل
هر قسط   = مبلغ کل ÷ تعدادِ اقساط

درصد برای هر دوره است، نه برای کلِ قرارداد. پس «۳٪ در ۴ قسط» یعنی ۱۲٪ روی کلِ بدهی. سود روی ماندهٔ نزولی حساب نمی‌شود و مرکب هم نیست — همان روشی که در بازار طلا رایج است.

مثالِ واقعی (سندِ ۱۱۴): بدهی ۷۳٬۱۵۹٬۳۸۸ ریال، ۳٪، ۴ قسط → سود ۸٬۷۷۹٬۱۲۷ · مبلغ کل ۸۱٬۹۳۸٬۵۱۵ · هر قسط ۲۰٬۴۸۴٬۶۲۹ ریال.

در حالتِ طلایی، همین مبلغ کل بر قیمتِ هر گرمِ ۷۵۰ تقسیم می‌شود:

معادلِ طلا  = مبلغ کل ÷ قیمتِ هر گرمِ ۷۵۰      (گِرد به سوت)
وزنِ هر قسط = معادلِ طلا ÷ تعدادِ اقساط         (باز هم گِرد به سوت)
⚠ گِردکردن دو بار انجام می‌شود و این عمدی است. مثالِ سندِ ۱۱۵: مبلغ کل ۷۶٬۰۶۰٬۴۲۹ و قیمت ۲۲٬۰۰۰٬۰۰۰ → معادل ۳٫۴۶ گرم → هر قسط ۳٫۴۶ ÷ ۴ = ۰٫۸۷ گرم. اگر یک‌جا حساب می‌شد (۷۶٬۰۶۰٬۴۲۹ ÷ ۲۲٬۰۰۰٬۰۰۰ ÷ ۴) جواب ۰٫۸۶ می‌شد و مشتری هر ماه یک سوت کمتر می‌داد؛ آخرِ کار جمعِ اقساط با بدهی نمی‌خواند.

#درصد و سود، دوطرفه‌اند

گاهی توافق روی درصدِ گِرد است («۳ درصد») و گاهی روی سودِ گِرد («۹ میلیون تمام»). هر کدام را که بنویسی، آن یکی خودش پر می‌شود:

#پرکردنِ فرم

فیلدپیش‌فرضنکته
مبلغ بدهیماندهٔ همین سندقابلِ ویرایش — برای قسط‌بندیِ بخشی کمترش کن
دورهٔ پرداختماهانهیا هفتگی
تعداد اقساط—اجباری؛ تا پرش نکنی دکمهٔ ثبت کار نمی‌کند
درصد سود—برای هر دوره
سودِ کلاز درصدیا مستقیم بنویس
سررسیدِ اولین قسطتاریخِ سند + ۱ ماهکلید * تاریخِ امروز را می‌گذارد
قیمت هر گرمِ ۷۵۰فیِ طلای همین سندفقط در حالتِ طلایی

پایینِ فرم جدولِ کاملِ اقساط زنده ساخته می‌شود — با شمارهٔ قسط، تاریخِ سررسید، روزِ هفته و مبلغ (یا وزن). قبل از ثبت دقیقاً همان چیزی را می‌بینی که در سند خواهد نشست.

#قسط‌بندیِ بخشی: وقتی فقط اصلِ طلا را قسطی می‌کنی

اجرت، مالیات و سودِ فروشنده معمولاً باید نقدی بمانند و فقط ارزشِ خودِ طلا قسطی شود. برای این کار مبلغ بدهی را دستی کم کن:

مثالِ واقعی (سندِ ۱۴۵): ماندهٔ سند ۵۱۱٬۳۴۰٬۲۱۱ بود، ولی فقط ۴۲۸٬۶۵۰٬۰۰۰ (اصلِ طلا) قسطی شد → سود ۵۱٬۴۳۸٬۰۰۰ · معادل ۱۵٫۹۸ گرم · هر قسط ۴٫۰۰ گرم. باقیماندهٔ ۸۲٬۶۹۰٬۲۱۱ ریالی ماند و در سندِ بعدی جداگانه ریالی قسط‌بندی شد (سود ۹٬۹۲۲٬۸۲۵ · هر قسط ۲۳٬۱۵۳٬۲۵۹).

#چه ردیف‌هایی در سند ساخته می‌شوند

ردیفنقشمبلغِ امروز
تبدیل بدهی به طلابدهیِ ریالی را می‌بنددمنفیِ مبلغ کل
اصلِ بدهیِ قسطی (طلا)همان مبلغ را به گرمِ ۷۵۰ بدهکار می‌کندندارد (وزن دارد)
قسط ۱ از N …تعهدِ آینده — سررسید و مبلغ/وزنصفر
سود قسطتنها ردیفی که واقعاً بدهی می‌سازدسودِ کل
چرا ردیف‌های قسط مبلغ ندارند؟ چون قسط، بدهیِ امروز نیست؛ یادداشتِ تعهدِ آینده است. اگر مبلغ می‌داشتند، ماندهٔ سند دو برابرِ واقعیت می‌شد: یک‌بار بابتِ خودِ بدهی و یک‌بار بابتِ جمعِ اقساط.

دو ردیفِ اولی فقط در حالتِ طلایی ساخته می‌شوند. نتیجه‌شان این است که ماندهٔ ریالیِ سند دقیقاً صفر می‌شود و کلِ بدهی به ستونِ طلا می‌رود.

#ردیف‌های قسط در جدول چه شکلی‌اند

نوارِ آبیِ کم‌رنگ، برچسبِ «قسط n از N»، تاریخِ سررسیدِ قابلِ ویرایش، نامِ روزِ هفته و مبلغ (یا وزنِ) قسط. اگر سررسیدی گذشته باشد ردیف قرمز می‌شود و برچسبِ «سررسید گذشته» می‌گیرد.

سررسیدِ تکِ یک قسط را می‌شود دستی جابه‌جا کرد؛ بقیهٔ الگو به‌هم نمی‌ریزد. برای وقتی که با مشتری سرِ یک قسطِ خاص جداگانه توافق کرده‌ای.

پایینِ سند هم یک کارتِ خلاصه می‌آید: نوعِ قسط‌بندی، مظنهٔ قفل‌شده، بدهیِ پایه، سود، مبلغ کل، مبلغِ هر قسط، سررسیدِ بعدی و تعدادِ اقساطِ عقب‌افتاده.

#تغییرِ نقشه پس از ثبت

دکمهٔ «قسط‌بندی» را دوباره بزن. فرم با همان اعدادِ قبلی باز می‌شود و بالایش هشدار می‌دهد که نقشهٔ قبلی برداشته و از نو ساخته خواهد شد.

لازم نیست چیزی را دستی پاک کنی. تعویضِ ریالی↔طلایی، تغییرِ تعدادِ اقساط یا هر ویرایشِ دیگری، ردیف‌های قبلی — از جمله ردیفِ تبدیلِ طلا و ردیفِ سود — را خودش برمی‌دارد. پس سود هرگز روی سود نمی‌نشیند و ثبتِ دوباره مانده را دوبار حساب نمی‌کند.

برای برداشتنِ کاملِ قسط‌بندی، دکمهٔ «برداشتنِ قسط‌بندی» داخلِ همان فرم است. ردیف‌های عادیِ سند دست‌نخورده می‌مانند.

#⚠ ضمانت را داخلِ این سند ننویس

چک یا طلایی که مشتری به‌عنوانِ ضمانت می‌گذارد، پرداختِ قسط نیست و مالِ مغازه هم نشده. اگر داخلِ سندِ فروش بنویسی‌اش دو چیز خراب می‌شود:

  1. سیستم آن را پرداختِ بدهی می‌شمارد و ماندهٔ مشتری اشتباه می‌شود.
  2. اگر طلا باشد، به موجودیِ اجناس اضافه می‌شود؛ جنسی که فروشی نیست وارد انبار می‌شود.

راهِ درست: یک شخصِ جدا بساز (مثلاً «سلطانی ـ ضمانت») و ضمانت را با سندِ امانات ثبت کن. موقعِ تسویه، همان سندِ امانات را برگردان. → §۱۰

#ربط این بخش به بقیهٔ راهنما

موضوعکجا
مانده و بدهکار/بستانکار§۲
وزن ۷۵۰ و تبدیل عیار§۶
امانات و ثبت ضمانت§۱۰
اجرت، سود فروشنده و مالیات (که معمولاً نقدی می‌مانند)§۷
چکِ ضمانت و سررسیدهایش§۲۸
قفل‌کردنِ مظنه از راهِ دیگر (پوشش ریسک)§۳۳
ریز ورود و خروج (که ردیف‌های قسط را نشان نمی‌دهد)§۲۵
دریافتِ خودِ اقساط (پول، طلا، سکه، ارز)§۳۸

#۳۸. دریافت قسط: وقتی مشتری پولِ قسط را می‌آورد

کجاست: سه راه، هر سه به یک پنجره می‌رسند — ۱) صفحهٔ نخست ← پنلِ «اقساطِ سررسیدشده» ← دکمهٔ کیفِ پول جلوی نامِ مشتری. ۲) صفحهٔ سند ← دکمهٔ «دریافت قسط» در سربرگِ سندِ فروشِ قسطی. ۳) روی خودِ ردیفِ قسط در جدولِ سند ← دکمهٔ کیفِ پول.

بخشِ قبل بدهی را قسط‌بندی کرد. این بخش دربارهٔ همان روزی است که مشتری می‌آید و می‌گوید «قسطِ این ماهم». کارِ سنگینِ این صفحه یک جملهٔ ساده است که در دفترهای دستی همیشه دردسر بوده:

هرچه کم بدهد یا زیاد بدهد، می‌رود روی قسطِ ماهِ دیگر.

#قاعدهٔ تتمّه — قلبِ این بخش

هر قسط سهمِ خودش از کل را دارد. وقتی مشتری کم یا زیاد پرداخت کند، همان اختلاف — نه بیشتر و نه کمتر — به قسطِ بلافاصله بعدی منتقل می‌شود. قسط‌های دورتر دست‌نخورده می‌مانند تا نوبتشان برسد.

مثالِ ویدئو (قسطِ طلایی — ۱۱٫۹۸ گرمِ ۷۵۰ در ۴ قسط، سهمِ هر قسط ۲٫۹۹۵ گرم):

قسطمقررمشتری چه دادتتمّهماندهٔ کلِ حساب
۱۳٫۰۰ گ۷۹٬۵۰۰٬۰۰۰ کارتخوان ÷ مظنهٔ ۲۶٬۵۰۰٬۰۰۰ = ۳٫۰۰ گ−۰٫۰۰۵ (کمی زیاد)۸٫۹۸ گ
۲۲٫۹۹ گ۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰ حواله ÷ مظنهٔ ۲۴٬۴۹۳٬۰۰۰ = ۲٫۰۴ گ۰٫۹۵ کم آورد۶٫۹۴ گ
۳۳٫۹۵ گگوشوارهٔ متفرقهٔ ۴٫۲۶ گرمِ عیارِ ۷۴۰ = ۴٫۲۰ گ−۰٫۲۶ (زیاد داد)۲٫۷۴ گ
۴۲٫۷۴ گ———

ستونِ «مقرر» را برنامه هر بار از نو حساب می‌کند؛ عددِ اولیهٔ نقشه (۲٫۹۹۵) فقط نقطهٔ شروع است. قسطِ سوم ۳٫۹۵ شد چون ۰٫۹۵ گرمِ ماهِ قبل رویش نشست، و قسطِ چهارم ۲٫۷۴ شد چون ماهِ سوم ۰٫۲۶ گرم اضافه آمد.

همین قاعده در قسطِ ریالی (مثالِ ویدئو: ۶۵۴٬۱۱۹٬۰۳۰ ریال در ۴ قسط):

قسطمقررپرداخت
۱۱۶۳٬۵۲۹٬۷۵۸۱۶۰٬۰۰۰٬۰۰۰ نقدی
۲۱۶۷٬۰۵۹٬۵۱۵۵۰۰ دلار × ۴۴۰٬۰۰۰ = ۲۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰
۳۱۱۰٬۵۸۹٬۲۷۳۹٫۳۲ گرمِ ۷۵۰ × ۲۴٬۴۹۳٬۰۰۰ = ۲۲۸٬۲۷۴٬۷۶۰
۴۴۵٬۸۴۴٬۲۷۰—
قاعدهٔ بقا: در هر لحظه «جمعِ پرداخت‌شده + ماندهٔ اقساط = مبلغ کل». نه ریالی گم می‌شود نه اضافه — حتی اگر همهٔ اقساط کم یا زیاد پرداخت شده باشند.

#چهار شکلِ پرداخت

پنجرهٔ دریافت چهار دکمه دارد و هر کدام فیلدهای خودش را باز می‌کند:

شکلچه می‌گیرینکته
پولمبلغ + روش (نقدی / کارتخوان ـ حواله / چک) + حسابِ مقصدمعمول‌ترین حالت
طلا و متفرقهوزن و عیار (و شرح)جنس واقعاً وارد مغازه می‌شود و در کاردکس می‌نشیند
سکهتعداد + فیِ هر سکهسکه هم واقعاً وارد می‌شود
ارزمقدار + نرخمثلاً ۵۰۰ دلار × ۴۴۰٬۰۰۰

#مظنه: کِی خواسته می‌شود و کِی نه

مظنه فقط وقتی لازم است که واقعاً تبدیلی در کار باشد — یعنی وقتی جنسِ پرداختی روی محورِ بدهی نیست:

بدهیپرداختمظنه لازم است؟
طلاییپول / سکه / ارزبله — باید به گرم تبدیل شود
طلاییطلا و متفرقهنه — وزنش مستقیم می‌نشیند
ریالیپول / سکه / ارزنه — خودش ریال است
ریالیطلا و متفرقهبله — باید به ریال تبدیل شود
⚠ مظنهٔ پیش‌فرض، مظنهٔ امروز است، نه مظنهٔ قفل‌شدهٔ روزِ فروش. بدهیِ طلایی برای همین ساخته شد: مشتری باید طلا را به قیمتِ امروز حساب کند. اگر مظنه را دستی به قیمتِ روزِ فروش برگردانی، همان محافظتی را که با قسطِ طلایی خریده بودی خنثی کرده‌ای.

#پیش‌نمایشِ زنده

پایینِ پنجره، پیش از هر ثبتی، این خط‌ها زنده حساب می‌شوند:

#چه سندی ساخته می‌شود

یک سندِ «دریافت» به نامِ همان مشتری، با یادداشتِ «قسط n از N — سند …»، که از همان اول به شمارهٔ قسط قفل است.

چرا گاهی دو سند می‌بینی؟ در قسطِ طلایی، ماندهٔ ریالیِ سندِ مشتری باید صفر بماند (بدهی‌اش طلاست، نه ریال). ولی همان لحظه واقعاً پول وارد کارتخوان شده. یک سند نمی‌تواند هم‌زمان هر دو کار را بکند، پس برنامه یک سندِ سمتِ بانک جدا می‌سازد: سندِ مشتری طلا را کم می‌کند، سندِ بانک پول را وارد حساب می‌کند. در قسطِ ریالی چنین تضادی نیست و یک سند کافی است. همین منطق در وام و تسویهٔ کارتخوان هم به کار می‌رود → §۲۲ · §۸

سکه و طلایی که بابتِ بدهیِ ریالی می‌آید دو ردیف می‌سازد: یکی خودِ جنس (که وارد کاردکس می‌شود) و یکی ردیفِ «تهاتر» که همان جنس را از محورِ خودش برمی‌دارد تا مشتری بابتِ یک چیز دو بار بستانکار نشود. ردیفِ تهاتر کاغذی است و در ریز ورود ـ خروج و کاردکس دیده نمی‌شود — چون چیزی از در جابه‌جا نکرده.

#پنلِ «اقساطِ سررسیدشده» در صفحهٔ نخست

هر قسطی که سررسیدش رسیده یا گذشته و هنوز پرداخت نشده، همان‌جا فهرست می‌شود: کد، نام، تلفن، سررسید، مقررِ این قسط و ماندهٔ کلِ اقساط. سررسیدِ گذشته با رنگِ هشدار مشخص است.

#گزارش متمرکزِ حساب‌های مدت‌دار در گزارش‌ها

در صفحهٔ گزارش‌ها، کارت حساب‌های مدت‌دارِ باز تصویرِ یک‌جای همهٔ فروش‌های قسطیِ تسویه‌نشده را نشان می‌دهد. این کارت برای پیگیری کلی ساخته شده و با پنل صفحهٔ نخست که فقط سررسیدهای رسیده را نشان می‌دهد فرق دارد.

سه شاخص بالای کارت:

در جدول هر حساب، طرف حساب، ریالی یا طلایی بودن قسط، تعداد اقساط باز، مانده، سررسید بعدی و وضعیت عقب‌افتادگی دیده می‌شود. حساب‌های عقب‌افتاده بالاتر می‌آیند تا کار وصول از همان ابتدا مشخص باشد. روی هر ردیف کلیک کنید تا سندِ فروشِ قسطی باز شود و دریافت را از جدول رسمیِ اقساط ثبت کنید.

ردیف‌های قسط تعهدِ آینده‌اند و ماندهٔ امروز را دوباره زیاد نمی‌کنند. گزارش از instSchedule می‌خواند؛ بنابراین پرداخت‌شده، تتمّه و ماندهٔ جدول با کارت سند و پنل سررسیدها یک منبعِ حقیقت دارند.

#وضعیتِ ردیف‌های قسط در سند

نشانیعنی
تسویه شدپرداختِ کاملِ همان قسط
تتمّهٔ … به قسط n رفتقسط بسته شد ولی کم/زیاد آمد و اختلافش منتقل شد
مانده …هنوز پرداختی روی این قسط ننشسته
سررسید گذشتهتاریخش رد شده و باز است

#اشتباهِ رایج

  1. ثبتِ دریافتِ قسط با سندِ دستیِ «دریافت». آن سند مانده را درست می‌کند ولی جدولِ اقساط از آن بی‌خبر می‌ماند: نه قسطی تسویه می‌شود، نه تتمّه‌ای جابه‌جا. همیشه از همین پنجره ثبت کن.
  2. ضمانت را پرداختِ قسط حساب کردن. چک یا طلای ضمانت پرداخت نیست → سندِ امانات جدا. §۱۰
  3. دستکاریِ مبلغِ ردیفِ قسط برای «درست‌کردنِ» عدد. لازم نیست؛ تتمّه خودش جابه‌جا می‌شود.

#ربط این بخش به بقیهٔ راهنما

موضوعکجا
ساختنِ خودِ نقشهٔ قسط§۳۷
حسابِ بانکی و کارتخوان§۸
چکِ دریافتی و سررسیدش§۲۸
کاردکسِ جنسی که بابتِ قسط آمده§۲۷
ریز ورود و خروج§۲۵
امانات و ضمانت§۱۰

#۳۹. انتقال سند: ابزار قیچی

کجاست: صفحهٔ سند ← منوی سه‌نقطه کنارِ نامِ شخص ← «انتقال سند» (آیکونِ قیچی ✂).

سندی را که باید برای «احسان حاجی‌صفی» می‌زدی، اشتباهی روی «ایرج طهماسب» ثبت کرده‌ای. ردیف‌ها درست‌اند؛ فقط زیرِ نامِ اشتباهی نشسته‌اند. انتقال سند همین یک کار را می‌کند: سند را از حسابِ اول برمی‌دارد و بی‌کم‌وکاست زیرِ نامِ شخصِ دوم می‌نشاند.

#کارِ غلطی که وسوسه‌کننده است

سند را حذف کنی و ردیف‌ها را از نو زیرِ نامِ درست تایپ کنی — «دریافت سرویس شایان»، «دریافت انگشتر زیتون»، «دریافت دستبند رولکس» و بعد هم اجرت‌ها. کارِ تکراری، و هر بار یک فرصتِ تازه برای اشتباهِ تایپی.

«حذف سند» برای این کار نیست. حذف مالِ سندی است که اصلاً نباید ثبت می‌شد — نه برای این شخص، نه برای آن یکی. اگر ردیف‌ها درست‌اند و فقط طرفِ حساب عوضی است، حذف نکن؛ قیچی بزن.

#روالِ کار

گامکار
۱سندِ اشتباه را باز کن
۲منوی سه‌نقطه ← انتقال سند (✂)
۳پیام می‌آید: «سند حذف میشه و منتقل میشه به حساب شخصی دیگر. ادامه میدی؟» → انتقال
۴شخصِ مقصد را انتخاب کن — از لیست، یا اسمش را در کادرِ جست‌وجو بنویس و Enter

سند در حسابِ مبدأ برداشته می‌شود و در حسابِ مقصد با شمارهٔ سندِ تازه می‌نشیند. کدِ سند همان می‌ماند. در مثالِ ویدئو: سندِ ۱ از ایرج طهماسب (کد ۱۲۸) شد سندِ ۵ در احسان حاجی‌صفی (کد ۱۲۶)، با همان کدِ سندِ ۲۴۸.

#⚠ چه چیزی می‌رود و چه چیزی نمی‌رود

ردیف‌ها، تشخیص، شرح، وزن و عیار عیناً منتقل می‌شوند. اما اجرت و فی منتقل نمی‌شوند — از نو، از دفترِ فیِ شخصِ مقصد خوانده می‌شوند.

دلیلش ساده است: اجرتِ یک جنس عددِ ثابتِ جهانی نیست؛ با هر طرفِ حساب فرق دارد. کیمیا برای هر شخص، آخرین فیِ دریافتیِ هر جنس را نگه می‌دارد و دفعهٔ بعد که همان جنس را از همان شخص می‌گیری، خودش همان را می‌گذارد تا کارت راحت شود. بعد از انتقال هم دقیقاً همین اتفاق می‌افتد — یعنی اعدادِ سندِ مقصد، اعدادِ آن شخص است، نه اعدادی که خودت در سندِ اول تایپ کرده بودی.

مثالِ واقعی (کدِ سندِ ۲۴۸):

ردیفوزنعیار٪ نزد طهماسبوزن ۷۵۰٪ نزد حاجی‌صفیوزن ۷۵۰
سرویس شایان۴۹٫۷۵۷۵۰۵۵۲٫۲۴۷۵۳٫۲۳
انگشتر زیتون۲۲٫۰۰۷۵۰۱۲۲۴٫۶۳۹۲۳٫۹۸
دستبند رولکس۶۹٫۷۷۷۵۰۱۰۷۶٫۷۵—۶۹٫۷۷
۱۵۳٫۶۳۱۴۶٫۹۸

ماندهٔ سند بعد از انتقال ۱۵۳٫۶۳ نماند، شد ۱۴۶٫۹۸ — نه چون چیزی گم شده، بلکه چون اجرت‌ها با اعدادِ حاجی‌صفی بازخوانی شده‌اند.

#وقتی جنس نزدِ آن شخص سابقه ندارد

ردیفِ سوم اجرتش خالی ماند، چون دستبند رولکس تا امروز از حاجی‌صفی دریافت نشده بود و در دفترِ فیِ او هیچ فیِ دریافتی‌ای بابتِ این جنس ثبت نیست. چیزی خراب نشده؛ فقط کیمیا حدس نمی‌زند. عدد را خودت بزن — در ویدئو ۱۰٪ زده شد و وزنِ ۷۵۰ همان ۷۶٫۷۵ برگشت و ماندهٔ سند ۱۵۳٫۹۶ شد (ماندهٔ نهاییِ حاجی‌صفی از ۳۰۵٫۸۱ رفت روی ۳۱۲٫۷۹).

ردیفی که اجرتش خالی است، مبلغِ ریالی هم نمی‌سازد. تا پُرش نکنی، آن ردیف در ماندهٔ ریالی سهمی ندارد.

#چک‌لیستِ بعد از هر انتقال

  1. ستونِ ٪ و فیِ تک‌تکِ ردیف‌ها را نگاه کن — این تنها چیزی است که عوض می‌شود.
  2. ردیف‌هایی که خالی مانده‌اند را دستی پر کن.
  3. ماندهٔ سند و ماندهٔ نهایی را با چیزی که انتظار داشتی بسنج.

جمعِ بندی: اگر ردیف‌های یک سند را برای شخصِ اشتباهی ثبت کردی، به‌جای حذف و تایپِ دوباره، از انتقالِ سند (قیچی) استفاده کن — و بعدش اجرت‌ها را چک کن.

#انتقال بین دفترها: وقتی اسم را در گروهِ اشتباه ساخته‌ای

حالتِ بالا وقتی بود که هر دو شخص در یک دفتر هستند. اما گاهی کلِ حسابِ یک مشتری را در دفترِ اشتباه ساخته‌ای — مثلاً «خانم طهماسب» را که مشتریِ تک‌فروشی است، اشتباهی در بنکداری تعریف کرده‌ای و چند فاکتور هم برایش زده‌ای. حالا می‌خواهی اسم و فاکتورهایش بروند به تک‌فروشی.

خودِ شخص را نمی‌شود قیچی کرد. کیمیا عمداً اجازهٔ بریدنِ یک اسم از گروهی و چسباندنش به گروهِ دیگر را نمی‌دهد؛ چون ریسکِ اشتباه بالاست. اسم را باید در گروهِ مقصد از نو بسازی؛ ولی فاکتورها را می‌شود منتقل کرد.

چرا این‌قدر سخت‌گیری؟ چون هر گروه ستون‌ها و منطقِ خودش را دارد (پایینِ همین بخش، «چرا فقط یک‌طرفه»). به همین دلیل هم گزینه‌های پرخطر مثل «حذف سند» و «انتقال سند» سرِ دست نیستند، کلید میان‌بر ندارند و موقعِ حذف یک انیمیشنِ هشدار نشان داده می‌شود — تا اشتباهِ بی‌بازگشت پیش نیاید.

#اول، اسم را در گروهِ مقصد بساز

اگر همان اسم را مستقیم در تک‌فروشی بزنی و Enter کنی، خطا می‌گیری: «مشابهِ این در سیستم موجود است» — چون همان اسم در گروهِ دیگری (بنکداری) هست. دو راه داری:

  1. اسم را کمی متفاوت کن: در بنکداری روی اسم برو و چیزی به آن اضافه کن (مثلاً «خانم طهماسبی ۱»)، بعد در تک‌فروشی اسمِ اصلی را دوباره بساز.
  2. ساختِ حسابِ جدید با تأییدِ تکراری: در هر گروهی که باشی، از سمت چپِ برنامه دکمهٔ + سبز (یا کلید Alt++) را بزن، گروهِ تک‌فروشی را انتخاب کن؛ یک سندِ بی‌نام ساخته می‌شود که نامش با رنگِ آبی مشخص است. کافی است تایپ کنی یا Ctrl+V بزنی تا نامِ موردنظر جایگزین شود. وقتی هشدارِ «اسمِ مشابه در سیستم داری» آمد، چون خودت می‌دانی، تأیید کن.

#بعد، فاکتورها را منتقل کن — دو حالت

حالتمناسبِروش
انتقالِ تک‌تکِ اسنادوقتی اسناد کم استدر سندِ بنکداریِ شخص، از اولین سند: ویرایش ← سه‌نقطه ← انتقال سند ← به تک‌فروشی، همان شخص. برای سرعت، کدِ اشخاص را حفظ کن و موقعِ انتخابِ مقصد کد را تایپ کن و Enter. سندها یکی‌یکی می‌روند.
حواله کردنِ ماندهوقتی اسناد زیاد است (مثلاً ۷۰ سند)انتقالِ تک‌تک وقت‌گیر و پرخطاست. به‌جایش در سندِ شخص در بنکداری، کلِ مانده‌حساب را با یک حواله به حسابِ همان شخص در تک‌فروشی بفرست. مانده به دفترِ مقصد منتقل می‌شود و حسابِ مبدأ صفر می‌شود.

بعد از خالی‌شدنِ حساب در گروهِ مبدأ، دیگر لازم نیست اسمِ قدیمی جلوی چشم بماند. اگر سندی برایش ثبت شده و می‌خواهی تاریخِ اسناد حفظ شود، حذفش نکن؛ به اسمِ شخص برو، پایین بیا و وضعیت نمایش را روی مخفی بگذار. اسم به قسمتِ «مخفی‌ها» می‌رود و از لیستِ گروه بیرون می‌آید بی‌آنکه پاک شود. (برای حواله، §۹.)

#ربط این بخش به بقیهٔ راهنما

موضوعکجا
سند و ردیف‌هایش§۳
ستون تشخیص (دریافت/پرداخت)§۴
وزن ۷۵۰ و اثر اجرت رویش§۶
مانده و بدهکار/بستانکار§۲
نوار پایین صفحه و ماندهٔ سند§۳۴
کار با چند سربرگِ همزمان (برای مقایسهٔ مبدأ و مقصد)§۲۳

#۴۰. جستجوی هوشمند: پیدا کردن شخص، جنس و سند

جستجو جایی است که در طولِ روز بیشترین بار را می‌کشد. فرضِ این بخش یک چیز است: فروشنده وقتِ تایپِ کامل ندارد و اغلب هم یادش می‌رود زبانِ کیبورد را عوض کند.

#نوارِ جستجوی بالای صفحه

هر چیزی که بزنی، در همهٔ این‌ها همزمان می‌گردد:

می‌زنیپیدا می‌کند
۱۴۵شخصی که کدش ۱۴۵ است
۰۹۱۲…شخص با شمارهٔ تلفن
جهانبخشتکه‌ای از نام
کد ملیشخصِ صاحبِ آن کد ملی
ع ج یا عجحروفِ اول → علیرضا جهانبخش (فاصله لازم نیست)
کدِ یک سندصاحبِ آن سند

نتیجه‌ها مرتب می‌آیند: تطبیقِ دقیق بالاتر از تطبیقِ ابتدای نام، و آن بالاتر از تطبیقِ وسطِ نام.

#وقتی کیبورد انگلیسی مانده است

این را جدی بگیر چون روزی ده‌ها بار پیش می‌آید. کافی است همان‌طور که هست تایپ کنی — پنل خودش حدس می‌زند که منظورت فارسی بوده:

تایپ می‌کنی:  ug   →  می‌فهمد:  عل   →  علیرضا، علی‌اکبر، …
تایپ می‌کنی:  ns   →  می‌فهمد:  دس   →  دستبند، دستبند لوکس، …

نگاشت، همان چیدمانِ استانداردِ فارسی است: حرفی که روی همان کلیدِ فیزیکی نشسته. کلیدهای علامتی‌شکل هم حساب می‌شوند ([ = ج، ] = چ، ; = ک، ' = گ، , = و).

این حدس جایگزینِ جستجوی لاتین نمی‌شود، اضافه بر آن است. اگر واقعاً دنبالِ یک نامِ انگلیسی یا بارکد باشی، هر دو خوانش سنجیده می‌شوند و هرکدام نتیجهٔ بهتری داد برنده است.

#ستونِ «شرح» در ردیفِ سند

قبلاً فهرستِ پیشنهادِ نامِ کالا فهرستِ بومیِ مرورگر بود و فقط از ابتدای رشته تطبیق می‌داد — «دبند» هیچ‌وقت «دستبند» را نمی‌آورد. حالا همان موتورِ جستجوی بالا اینجا هم کار می‌کند:

می‌زنیمی‌آورد
د بدستبند بچگانه (حروفِ اول)
دبنددستبند (تکهٔ وسطِ نام)
دست بنددستبند (فاصله در فارسی سلیقه‌ای است)
nsدستبند، دستبند لوکس (کیبورد انگلیسی)

#ذره‌بین: «جستجوی کد سند»

مشتری با فاکتورِ چاپی می‌آید و می‌خواهد جنس را پس بدهد. کدِ روی فاکتور را در نوارِ بالا بزن و به‌جای Enter، روی ذره‌بین کلیک کن:

کاری که می‌کنینتیجه
Enterفهرستِ اشخاصِ مرتبط (کارِ همیشگی)
کلیک روی ذره‌بینخودِ همان فاکتور برای ویرایش باز می‌شود

اینجا تطبیق عمداً برابرِ دقیق است، نه فازی — سندِ اشتباه باز کردن بدتر از پیدا نکردن است. اگر کدی با آن شماره نباشد پیام می‌دهد و چیزی باز نمی‌کند.

#اشتباهِ رایج

#ربط این بخش به بقیهٔ راهنما

موضوعکجا
فهرستِ کالاهای مرجوعی§۳۵
کاتالوگ کالا و نامِ اجناس§۵
بازکردنِ سند برای ویرایش§۳

#۴۱. سنگ و نگین: انگشتر یاقوت، عقیق و فیروزه

انگشتر و آویزِ نگین‌دار دو قیمت دارد که با هم جمع می‌شوند: قیمت طلا و قیمت سنگ. دکمهٔ 💎 کنارِ نامِ کالا در ردیفِ طلا، پنجرهٔ «سنگ و نگین» را باز می‌کند.

#قاعدهٔ اول: وزنِ لیبل، وزنِ طلاست

بنکدار روی لیبلِ هر انگشتر فقط وزن طلا را می‌زند و وزن سنگ هم کسر شده است. شما جعبه را باز نمی‌کنید و سنگ را جدا وزن نمی‌کنید — به همان لیبلی که به کالا متصل است اعتماد می‌کنید.

نتیجهٔ این قاعده در برنامه یک خط است:

سنگ وزن نیست، مبلغ است.

یعنی ستونِ «وزن» ردیف دست‌نخورده همان وزنِ طلاست، گرمِ ۷۵۰ و ماندهٔ طلاییِ مشتری از سنگ تکان نمی‌خورد، و سنگ فقط به مبلغ ردیف اضافه می‌شود.

اگر لیبلی وزنِ ناخالص داشت (طلا + سنگ با هم)، خانهٔ «وزن کل» را پر کنید؛ برنامه وزن سنگ را کسر می‌کند و وزن طلا را خودش می‌نویسد.

#سه روش محاسبهٔ مبلغ سنگ

روشفرمولکِی
فی سنگ × وزن سنگفی هر قیراط (یا گرم) × وزن کل سنگسنگِ قیمتی که وزنی خریده‌ای — یاقوت، زمرد
فی سنگ × تعداد سنگفی هر دانه × تعدادنگین‌های هم‌اندازه که دانه‌ای قیمت خورده‌اند
فقط مبلغ سنگهمان عددی که روی لیبل خوردهوقتی بنکدار فقط یک مبلغ داده — رایج‌ترین حالت

مثال ویدئو — «انگشتر نگین عقیق و فیروزه»، ۱۲ عدد. لیبل‌ها را جمع می‌کنی و روشِ «فقط مبلغ سنگ» را می‌زنی: ۸۴٬۵۰۰٬۰۰۰ ﷼. وزن طلا جدا در ستونِ وزن نشسته است.

#قیراط و دلار

سنگ می‌تواند واحدِ وزنِ خودش را داشته باشد و پولش ارزِ دیگری باشد — «یاقوتش قیراطی است اما پولش دلاری است».

کنارِ مبلغِ سنگ در ستونِ مبلغِ ردیف، نشانِ $ می‌آید تا بدانی این عدد از دلار آمده است.

#ماشین‌حسابِ خودکار: هر خانه را پر کنی، بقیه می‌آید

پنجره هفت خانهٔ به‌هم‌بسته دارد:

خانهواحد
وزن کل (طلا + سنگ)گرم
وزن طلا (لیبل)گرم
وزن کل سنگقیراط / گرم
وزن یک‌دانهقیراط / گرم
تعداد سنگدانه
فی سنگتومان / دلار
قیمت کل سنگتومان / دلار

هرچه داری بزن و دکمهٔ «محاسبه — خانه‌های خالی را پر کن» را بزن. سه رابطهٔ ساده پشتِ کار است و پشت‌سرهم اجرا می‌شوند تا زنجیره تا ته باز شود:

وزن کل      = وزن طلا + وزن سنگ
وزن کل سنگ  = تعداد × وزن یک‌دانه
قیمت کل سنگ = فی × (وزن سنگ یا تعداد)

مثال ویدئو — یاقوت. سه عدد داری:

می‌زنیبرنامه درمی‌آورد
وزن کل ۱۳٫۴۹ گرموزن طلا ۱۲٫۹۷ گرم (۱۳٫۴۹ − ۲٫۶×۰٫۲)
وزن سنگ ۲٫۶ قیراطفی هر قیراط ۱۹۲٫۳۱ دلار (۵۰۰ ÷ ۲٫۶)
قیمت کل ۵۰۰ دلار

خانه‌هایی که برنامه پر کرده طلایی می‌شوند تا از عددهای خودت جدا باشند. اگر روی خانه‌ای دست بزنی، نشانِ طلایی‌اش می‌رود — یعنی از این به بعد آن عدد مالِ توست و دیگر بازنویسی نمی‌شود.

خانه‌هایی که خودت پر کرده‌ای هرگز دست‌کاری نمی‌شوند. «محاسبه» فقط خانه‌های خالی را می‌نویسد.

#سنگ در فرمول سود و مالیات

سنگ کنارِ اجرت می‌نشیند، نه کنارِ طلای خام. دلیلش ساده است: طلای خام از ارزش افزوده معاف است، سنگ نیست.

سود تکفروشی = (طلای خام + اجرت + سنگ) × ٪سود ارزش افزوده = (اجرت + سنگ + سود تکفروشی) × ٪مالیات

در کارتِ مالیاتِ پایینِ سند، سطرِ «سنگ و نگین» بینِ اجرت و سود اضافه می‌شود و در جمعِ کلِ فاکتور هم می‌آید. روی فاکتورِ چاپی هم همین سطر می‌نشیند.

مثال — انگشترِ نگین، وزن طلا ۱۰ گرمِ ۷۵۰، قیمت طلا ۱۵٬۰۸۹٬۰۰۰، اجرت ۲۰٪، سنگ ۸۴٬۵۰۰٬۰۰۰، سود ۷٪، مالیات ۹٪:

لایهمبلغ
طلای خام (۱۰ × ۱۵٬۰۸۹٬۰۰۰)۱۵۰٬۸۹۰٬۰۰۰
اجرت ۲۰٪۳۰٬۱۷۸٬۰۰۰
سنگ و نگین۸۴٬۵۰۰٬۰۰۰
سود تکفروشی ۷٪ روی هر سه۱۸٬۵۸۹٬۷۶۰
مالیات ۹٪ روی (اجرت + سنگ + سود)۱۱٬۹۹۴٬۰۹۸
جمع فاکتور۲۹۶٬۱۵۱٬۸۵۸

اگر همین ردیف معاف باشد (تیکِ «ارزش افزوده دارد» برداشته شده)، سنگ هم مثل اجرت از پایهٔ مالیات کنار می‌رود ولی از پایهٔ سود کنار نمی‌رود — دقیقاً همان قاعدهٔ §۳۶.

#⚠ مبلغ سنگ را از روی لیبل بزن، نه بیشتر

وسوسه‌انگیز است که سودِ سنگ را همان‌جا داخلِ «قیمت کل سنگ» بگذاری. نگذار:

اگر پول سنگ را گران‌تر از لیبل وارد کنی، موجودیِ ریالیِ سنگی که در ویترین داری با موجودیِ واقعی نمی‌خواند.

مثال: ۱۲ انگشتر گرفته‌ای که سنگش رویِ‌هم ۸۴۵ هزار تومان پای خودت افتاده. یکی را می‌فروشی و سنگش را ۱۰۰ هزار تومان می‌زنی، در حالی که سهمش ۵۰ هزار تومان بوده. برنامه ۷۴۵ هزار تومان سنگِ باقی‌مانده نشان می‌دهد، ولی واقعاً ۷۹۵ هزار تومان سنگ داری. آن ۵۰ هزار تومان سودِ توست، نه سنگ.

پس سود سنگ را کجا بگذاریم؟ دو جای درست دارد:

  1. روی اجرت ردیف اضافه‌اش کن، یا
  2. روی سود فروشنده (درصدِ سودِ همان سند) بگذارش.
این هشدار فقط برای روشِ «فقط مبلغ سنگ» است. در دو روشِ دیگر (فی × وزن یا فی × تعداد) برنامه می‌داند چقدر پای خودت افتاده و چقدر موجود است، خودش میانگین می‌گیرد و سود را جدا از قیمتِ کلِ سنگ حساب می‌کند.

#پیش‌فرض سنگ در تعریف جنس

در تعریف جنس، تیکِ «سنگ‌دار» یک بخش باز می‌کند:

فیلدبرای چه
نام سنگیاقوت، فیروزه، عقیق…
واحد وزن سنگقیراط یا گرم
ارز سنگتومان یا دلار (نرخ زنده)
روش محاسبهٔ مبلغ سنگیکی از سه روش بالا

از آن به بعد هر بار این جنس در سند بیاید، ردیف با همین پیش‌فرض‌ها آماده می‌شود و فقط عددها را می‌زنی. اگر ردیف از قبل سنگ داشته باشد، دست نمی‌خورد.

#مادهٔ همراه: چرم، بند، مینا، نخ و کنف (v34)

دستبندِ چرم هم چرم دارد هم طلا — و این دو یکی نیستند:

اجرتِ چرمش جدای اجرتِ طلاست. چیزی که بازار فهمیده این است که پولِ چرم قاطیِ پولِ طلا نمی‌شود؛ جدا حساب می‌کنند.

همان دکمهٔ 💎 این کار را هم می‌کند. بالای پنجره یک انتخابِ دوتایی آمده:

گزینهبرای چه
نگین و سنگ قیمتییاقوت، فیروزه، عقیق — با وزن و قیراط و فی و حل‌کننده
مادهٔ همراهچرم، بند، نخ و کنف، مینا، رزین، صدف، چوب، سرامیک، کریستال، ابریشم

انتخابِ «مادهٔ همراه» پنجره را کوچک می‌کند، و این عمدی است. مادّه نه قیراط دارد، نه فیِ هر دانه، نه «وزن کل منهای وزن طلا». فقط دو چیز لازم است:

  1. نام مادّه — از فهرستِ آماده انتخاب کن یا هرچه می‌خواهی بنویس
  2. قیمت کل — همان مبلغی که پای خودت افتاده

خانه‌های وزن و واحد و روشِ محاسبه و دکمهٔ «محاسبه» پنهان می‌شوند، چون هیچ‌کدام دربارهٔ چرم معنا ندارند.

بقیهٔ برنامه نامِ مادّه را یاد می‌گیرد. جایی که برای نگین «سنگ» می‌نوشت، حالا برای این ردیف‌ها «چرم» می‌نویسد:

کجانگینمادّه
زیرِ مبلغِ ردیفِ سندسنگ ۸۴۵٬۰۰۰چرم ۱۱۰٬۰۰۰
کارت مالیات پایینِ سندسنگ و نگینچرم
فاکتور چاپیسنگ و نگینچرم

اگر یک سند هم چرم داشته باشد هم بند، می‌شود «چرم / بند». اگر هم نگین داشته باشد هم چرم، می‌شود «سنگ و چرم».

مادّه هم مثل نگین وزن نیست، مبلغ است. گرمِ ۷۵۰ِ ردیف را تکان نمی‌دهد و ماندهٔ طلاییِ مشتری دست‌نخورده می‌مانَد. در فرمول سود و مالیات هم دقیقاً جای سنگ می‌نشیند: کنارِ اجرت، نه کنارِ طلای خام.

#⚠ مادّه را به قیمت خرید بفروش — سودش را جای دیگر بگذار

همان هشدارِ سنگ، اینجا جدی‌تر است، چون مادّه معمولاً چند تایی خریده می‌شود و تک‌تک فروخته:

مثالِ واقعی — پنج دستبند چرم از یک همکار گرفته‌ای، هرکدام ۱۱۰٬۰۰۰ ﷼ چرم، جمعاً ۵۵۰٬۰۰۰ ﷼. یکی را می‌فروشی. اگر همان ۱۱۰٬۰۰۰ را بزنی، مانده می‌شود ۴۴۰٬۰۰۰ ﷼ — یعنی چهار بند چرم، درست. اما اگر ۱۶۰٬۰۰۰ بزنی که ۵۰٬۰۰۰ سود کرده باشی، مانده می‌شود ۳۹۰٬۰۰۰ ﷼، در حالی که واقعاً ۴۴۰٬۰۰۰ چرم در کشو داری.

سودِ مادّه را روی اجرت یا سود فروشنده بگذار، نه روی خودِ مادّه. آن‌وقت هم سود را گرفته‌ای، هم ماندهٔ چرم درست مانده.

عملاً: مبلغِ نهاییِ فاکتور را ۵۰٬۰۰۰ بالاتر بزن. آن ۵۰٬۰۰۰ در «سود مغازه» می‌نشیند و ماندهٔ چرم دست‌نخورده می‌مانَد.

برنامه همان لحظهٔ ورود این را می‌گوید: تا مبلغی می‌زنی که با میانگینِ خریدِ همان مادّه بیش از ۲٪ فرق دارد، زیرِ فرم یک هشدار می‌آید و می‌گوید میانگینِ خرید چقدر بوده. زیرِ ۲٪ چیزی نمی‌گوید، چون آن‌قدرش از گِرد کردن و چانه‌زنیِ معمول می‌آید.

#ماندهٔ موادِ همراه

در کالا و انبار ← موجودی اجناس، زیرِ جدولِ اصلی جدولِ «ماندهٔ موادِ همراه» آمده:

مادّهوارد شدهخارج شدهمیانگین خریدمانده
چرم۵۵۰٬۰۰۰ (۵ ردیف)۱۱۰٬۰۰۰ (۱ ردیف)۱۱۰٬۰۰۰۴۴۰٬۰۰۰

چرم و بند و مینا ردیفِ جداگانهٔ انبار ندارند — روی همان ردیفِ طلا سوارند. پس این جدول دستی نیست؛ از خودِ اسناد ساخته می‌شود و هر بار که سندی ثبت می‌کنی خودش به‌روز است.

کارش این است: مانده را با شمارشِ واقعیِ کشو بسنج. اگر نخواند، جایی مبلغِ فروش را بالاتر از خرید زده‌ای — همان اشتباهی که بالا توضیح داده شد.

#ربط این بخش به بقیهٔ راهنما

موضوعکجا
فرمول سه‌لایهٔ مبلغ و کارت مالیات§۷
معافیت ارزش افزودهٔ ردیفی§۳۶
اجرت دلاری و نرخ زندهٔ دلار§۷
مرجوعی و پس‌دادن سهمِ سود و مالیات§۳۵
تعریف جنس و عکس اجناس§۱۷

#۴۲. دفتر روزانه: کارِ امروز، ردیف‌به‌ردیف

صفحهٔ «دفتر روزانه» در منوی کناری، زیر گروهِ «سایر». نیاز به دسترسی daybook دارد.

#چرا این گزارش با بقیه فرق دارد

همهٔ گزارش‌های دیگر یک موضوع دارند: کاردکس گردشِ یک قلم را می‌گوید، دفتر چک یک برگه را، حساب شخص یک نفر را. دفتر روزانه موضوع ندارد — یک برشِ زمانی است:

هرچه در این بازه ثبت شده، ردیف‌به‌ردیف، پشتِ سرِ هم.

کاربردش دقیقاً همان چیزی است که آخر وقت لازم داری: «امروز چه کار کردم؟» تکفروشی، آبشده‌ای که به بنکدار دادی، حواله‌ای که زدی، سکه‌ای که خرده‌فروشی کردی، هزینه‌ای که بابت مغازه پرداختی — همه در یک لیست.

#بازهٔ زمانی

یک فهرست بالای صفحه، با همان گزینه‌هایی که در کار روزانه لازم می‌شود:

گزینهیعنی
فقط امروزپیش‌فرض — کارِ همین امروز
از دیروزدیروز و امروز
از یک هفته پیشهفت روز اخیر
از یک ماه پیشسی روز اخیر
از ۶ ماه پیشنیم‌سال اخیر
از اول این برجاز روز یکمِ ماه جاری
از ابتدای دورههمهٔ اسناد، بدون کران
دستیدو خانهٔ «از» و «تا» باز می‌شود و خودت تاریخ می‌زنی

بازهٔ فعال همیشه به‌صورت متن کنارِ فهرست نوشته می‌شود، تا هیچ‌وقت به عددی نگاه نکنی که ندانی مالِ چه بازه‌ای است.

#ستون‌های جدول

ستونچه می‌گوید
☰شمارهٔ ردیفِ گزارش (نه شمارهٔ سند)
کد سندکدِ سراسریِ فاکتور؛ روی همهٔ ردیف‌های یک سند تکرار می‌شود
تاریختاریخ سند
سندفاکتورِ چندمِ همان طرف حساب است — مستقل از کد سراسری
شرحدو خط: نام طرف حساب (آبی = دریافتی، قرمز = پرداختی) و زیرش شرح ردیف با کد شرح، عیار و تشخیص
وزنوزنِ روی ترازو (برای سکه: تعداد)
وزن ۷۵۰ دریافتیطلایی که وارد مغازه شده
وزن ۷۵۰ پرداختیطلایی که از مغازه خارج شده
مبلغ دریافتیریالی که وارد شده
مبلغ پرداختیریالی که خارج شده
ارزواحد آن خط: طلا، ریال، سکه، یا ارزِ غیرریالی با مبلغش

زیر جدول برای هر واحد یک سطرِ جمع می‌آید: جمع . طلا ، جمع . ریال ، جمع . سکه و برای هر ارزِ غیرریالی یک سطرِ جدا.

چرا دو ستون به‌جای یک ستونِ علامت‌دار؟ چون مغازه‌دار نمی‌خواهد منفی و مثبت را از هم تشخیص بدهد؛ می‌خواهد ببیند چه آمد و چه رفت. جهت از همان rowMult می‌آید که ماندهٔ حساب‌ها را می‌سازد، پس «مرجوع» و ورود/خروجِ مطلق خودبه‌خود در ستونِ درست می‌نشینند.

#جمعِ این گزارش دقیقاً با ماندهٔ حساب‌ها می‌خوانَد

این مهم‌ترین تضمینِ دفتر روزانه است. سود فروشنده و ارزش افزودهٔ فاکتورهای مالیات‌دار خطِ جداگانهٔ خودش را می‌گیرد با برچسب «سود فروشنده و ارزش افزوده». اگر این خط نبود، جمعِ ریالیِ دفتر روزانه با مجموعِ تغییرِ ماندهٔ اشخاص فرق می‌کرد و ساعت‌ها دنبال اختلافی می‌گشتی که اصلاً وجود ندارد.

#دو حالتِ گزارش

«هر چی که هست» — پیش‌فرض. هیچ فیلتری اعمال نمی‌شود؛ کارِ بازه به ترتیبِ تاریخ می‌آید.

«به انتخاب خودم» — پنلِ فیلتر باز می‌شود، پنج کارت کنارِ هم. هر کارت جست‌وجوی خودش را دارد و دو دکمهٔ «همه» و «هیچ». کارتی که چیزی در آن انتخاب نشده باشد یعنی «همه» — پس فیلترها روی هم جمع می‌شوند، نه اینکه هم را خنثی کنند.

کارتچه چیزی را محدود می‌کند
شخصیک یا چند طرف حساب — یا با زبانهٔ «گروه»، یک گروهِ حساب کامل (بنکدار، تکفروشی، آبشده فروش…)
جنسزبانهٔ «قلم» (همان قلم‌های گردش موجودی)، «گروه جنس» (آبشده، متفرقه، جنس، سکه) یا «شرح» (کدهای ۱ تا ۱۰). خانهٔ محدود به عیار هم همین‌جاست
انتخاب ویژهحواله · کارتخوان · چک · سکه · ارز · امانت تعمیر · قسطی · مالیات‌دار · مرجوعی · سنگ‌دار
ارز و ردیفواحد (طلا/ریال/سکه/ارز) · جهت ردیف (دریافتی/پرداختی) · نوع سند (فروش، خرید، دریافت، پرداخت، سایر)
کاربر ثبت‌کننده«امروز آقای فلانی چه اسنادی ثبت کرده؟» — فهرست از خودِ اسناد ساخته می‌شود

مثال‌های واقعی: «هر چه حواله داریم از ابتدای دوره» · «هر چه کارتخوان کشیده شده» · «امروز کاربر پویا چه ثبت کرده» · «فقط دریافت‌ها» · «فقط عیار ۷۴۰».

#دو کلیدِ نمایش

خلاصه — روشن که باشد، هر فاکتور در یک ردیف چاپ می‌شود. خاموش که باشد، فاکتورها ردیف‌به‌ردیف می‌آیند. فاکتوری که دو ردیف دارد در حالت خاموش دو خط است و در حالت روشن یک خط.

چاپ درصدها در ردیف جدا — اجرت (و مبلغ سنگ) از مبلغِ خودِ ردیف کنده می‌شود و خطِ جداگانه‌ای با عنوان «دریافت/پرداخت بابت درصد» می‌گیرد. مثالِ یک فاکتورِ دو ردیفی:

خطمبلغ
سرویس زر (بدون اجرت)مبلغ طلای خام
پرداخت بابت درصداجرتِ ۱۵٪ همان ردیف
النگو شمش (بدون اجرت)مبلغ طلای خام
پرداخت بابت درصداجرتِ ۱۰٪ همان ردیف
جمعِ کل با روشن و خاموش‌بودنِ این کلید ذره‌ای فرق نمی‌کند — فقط تفکیک می‌شود. این را تست قفل کرده است.

#جست‌وجو، کلیدهای میان‌بر و نشان‌گذاری

#کِی از این گزارش استفاده نکن

اگر دنبالِ گردشِ یک قلمِ مشخص هستی، §۲۷ گردش موجودی راحت‌تر است. اگر دنبالِ یک چکِ خاص هستی، §۲۸ دفتر چک. دفتر روزانه برای پرسش‌های عرضی است: چیزی که هیچ گزارشِ تک‌موضوعی جوابش را نمی‌دهد.

و اگر پرسشت «چه کسی این را عوض کرد» است، اینجا جوابش نیست. دفتر روزانه بازه را روی تاریخِ سند می‌بندد، پس ویرایشی که امروز روی سندِ پارسال انجام شده در دفترِ امروز دیده نمی‌شود و حذف‌شده‌ها اصلاً دیده نمی‌شوند. برای آن، §۴۳ تاریخچه کارها.

#پیوند با بخش‌های دیگر

موضوعکجا
جهتِ ردیف و ستون تشخیص§۴
کد شرح و بابت§۵
سود فروشنده و ارزش افزوده§۷
گردش موجودی یک قلم§۲۷
دفتر چک§۲۸
حواله و کارتخوان§۹
چه کسی چه چیزی را عوض کرد§۴۳

#۴۳. تاریخچه کارها: چه کسی، کِی، چه چیزی را عوض کرد

صفحهٔ «تاریخچه کارها» در منوی کناری، زیر گروهِ «سایر». نیاز به دسترسی history دارد.

#مسئله‌ای که این گزارش حل می‌کند

یک عصر، مانده‌ای که باید بخوانَد نمی‌خوانَد. دفتر روزانه را باز می‌کنی، همه‌چیز سرِ جایش است. تراز درست است. ولی عدد فرق دارد.

دلیلش تقریباً همیشه یکی از این سه چیز است: کسی سندِ قدیمی را دست زده، کسی ردیفی را پاک کرده، یا کسی عددی را عوض کرده. هیچ‌کدامشان در گزارش‌های معمولی دیده نمی‌شوند، چون گزارش‌های معمولی وضعیتِ الان را نشان می‌دهند، نه راهی که به الان رسیده.

تاریخچه کارها همان راه را نشان می‌دهد:

امروز ساعت ۱۰:۰۸:۴۵ کاربر «یحیی» یک ردیف را حذف کرد. ردیف این بود: فروش النگو، ۱۵٫۰۳ گرم، عیار ۷۵۰، به خانم علمداری.

#ریز اتفاقات همان سند — v102

وقتی اختلاف مربوط به یک فاکتور مشخص است، لازم نیست ابتدا صفحهٔ کامل تاریخچه را فیلتر کنی. سند ذخیره‌شده را باز کن و بالای آن ریز اتفاقات را بزن؛ همین دکمه در مرکز چاپ فاکتور نیز وجود دارد.

پنجرهٔ سندمحور این موارد را کنار هم می‌گذارد:

چرا اولین چاپ نقطهٔ مرجع است؟ نسخه‌ای که به مشتری داده شده وضعیت سند در لحظهٔ چاپ است. اگر بعد از آن وزن، فی، شرح یا یک ردیف تغییر کند، حساب فعلی ممکن است با کاغذ مشتری فرق کند. این الزاماً به معنی تخلف نیست؛ فقط سریع‌ترین سرنخ برای بررسی اختلاف است.

#بازهٔ پیشنهادی دوربین فروشگاه

ریز اتفاقات یک بازهٔ چهاردقیقه‌ای آماده می‌کند: دو دقیقه قبل و دو دقیقه بعد از اولین تغییر مشکوک پس از چاپ. اگر تغییری پس از چاپ نباشد، بازه دورِ زمان چاپ قرار می‌گیرد. دکمهٔ «کپی بازه دوربین» متن آماده‌ای شامل شمارهٔ سند و ابتدا و انتهای بازه می‌دهد تا به مسئول بررسی دوربین تحویل بدهی.

نرم‌افزار خودش تصویر دوربین را نمی‌خواند و دربارهٔ کاربر قضاوت نمی‌کند. فقط زمان دقیق را از تاریخچهٔ مالی استخراج می‌کند تا به‌جای مرور چند ساعت فیلم، همان چند دقیقه بررسی شود. اگر رویدادی برای سند قدیمی ثبت نشده باشد، صادقانه «بدون رویداد» نمایش داده می‌شود و زمان ساختگی تولید نمی‌شود.

#تفاوتش با دفتر روزانه — مهم‌ترین نکتهٔ این صفحه

این دو گزارش شبیه به نظر می‌رسند و کاملاً متفاوت‌اند:

دفتر روزانهتاریخچه کارها
بازه روی چه چیزی استتاریخِ سندزمانِ انجامِ کار
واحدِ هر سطریک ردیفِ سندیک تغییر
چه چیزی را می‌بیندسندهایی که هستندکارهایی که شده — از جمله روی چیزی که دیگر نیست
حذف‌شده‌هادیده نمی‌شوندبا عکسِ کامل دیده می‌شوند

مثالِ گویا: امروز سندِ پارسال را ویرایش می‌کنی. در دفتر روزانه (فقط امروز) هیچ اثری ندارد، چون تاریخِ آن سند پارسال است. در تاریخچه کارها همین امروز، بالای فهرست است.

عکسش هم درست است: سندی که امروز تاریخ خورده ولی هفتهٔ پیش ثبت شده، در دفتر روزانهٔ امروز هست و در تاریخچهٔ امروز نیست.

#ستون‌های جدول

ستونچه می‌گوید
☰شمارهٔ سطرِ گزارش
تاریخروزِ انجامِ کار — «امروز» و «دیروز» با همین کلمه نوشته می‌شوند
ساعتتا ثانیه. وقتی دو نفر همزمان کار می‌کنند، دقیقه کافی نیست
کاربرچه کسی این کار را کرد
رویدادثبت · ویرایش · حذف · چاپ · اقدام — و برای ویرایش، نامِ همان فیلد: «ویرایش وزن»، «ویرایش فی»
تراکنشچه چیزی دست خورد: سند، ردیف، شخص، چک، حساب، کالا، وام، قسط، ذوب، مخارج، انبار، کاربر، سیستم
IDکدِ سند یا کدِ همان مورد — با دابل‌کلیک بازش می‌کنی
شرحمتنِ خواندنیِ کار: «خانم علمداری — فروش النگو»
مقدار قبلیعددی که بود (زمینهٔ قرمز) — روی حذف، دکمهٔ مشاهده
مقدار جدیدعددی که شد (زمینهٔ آبی)

سطرهای هر روز زیرِ یک نوارِ جداکنندهٔ چسبان («امروز · ۱۴۰۵/۰۵/۲۱») گروه می‌شوند و لبهٔ رنگیِ سمتِ راستِ هر سطر رویداد را از دور معلوم می‌کند: سبز ثبت، کهربایی ویرایش، قرمز حذف.

#هر تغییر یک سطر است، نه هر ذخیره

اگر در یک ذخیره سه چیز عوض شده باشد، سه سطر می‌بینی. «ویرایش سند» به‌تنهایی به درد نمی‌خورد؛ سؤالِ واقعی این است که کدام عدد از چه به چه رفت.

سندی که وزنِ یک ردیفش از ۲۰ به ۲۲ رفته و فی‌اش عوض شده، این‌طور ثبت می‌شود:

ساعترویدادشرحمقدار قبلیمقدار جدید
۱۰:۱۲:۰۳ویرایش وزنخانم علمداری — سرویس رز۲۰٫۰۰۰ گ۲۲٫۰۰۰ گ
۱۰:۱۲:۰۳ویرایش مبلغخانم علمداری — سرویس رز۳۰۱٬۷۸۰٬۰۰۰۳۳۱٬۹۵۸٬۰۰۰

مبلغ هم ثبت می‌شود، با اینکه کاربر آن را تایپ نکرده. مبلغ از وزن و فی و اجرت درمی‌آید؛ ولی آن چیزی که در تراز جابه‌جا شده همین است. پس علاوه بر خانه‌هایی که دست خورده، خانه‌های محاسباتی هم دیده می‌شوند: مبلغ، وزن ۷۵۰، درصد اجرت، اجرت عددی، سنگ.

#حذف: تنها جایی که عکس می‌گیریم

وقتی ردیفی حذف می‌شود، دیگر هیچ‌جای سیستم وجود ندارد. پس در لحظهٔ حذف یک عکسِ کامل از آن گرفته و همان‌جا نگه داشته می‌شود. دکمهٔ مشاهده در ستونِ «مقدار قبلی» بازش می‌کند:

کد سند · تاریخ سند · نوع سند · طرف حساب · نوع ردیف · تشخیص · شرح · وزن · عیار · تعداد · فی · اجرت · سنگ · وزن ۷۵۰ · مبلغ

پایینِ پنجره نوشته می‌شود چه کسی و دقیقاً چه ساعتی پاکش کرده. همین برای شخصِ حذف‌شده، کاربرِ حذف‌شده و قبضِ ذوبِ حذف‌شده هم انجام می‌شود.

#حذفِ ردیفِ وسط، «سه ویرایش» نیست

سندی سه ردیف دارد و ردیفِ وسط را پاک می‌کنی. برنامه‌ای که ردیف‌ها را با شمارهٔ ترتیبی مقایسه کند، خبر می‌دهد: «ردیف ۲ عوض شد، ردیف ۳ عوض شد، ردیف ۳ حذف شد» — سه دروغ.

اینجا ردیف‌ها با محتوایشان جفت می‌شوند نه با جایشان. اول ردیف‌هایی که مو‌به‌مو یکی‌اند، بعد ردیف‌هایی که همان کالایند و فقط عددشان عوض شده، بعد ردیف‌هایی که عددشان یکی است و شرحشان عوض شده. نتیجه:

#بازه، فیلتر و جست‌وجو

بالای صفحه همان هشت بازهٔ آشنای دفتر روزانه است (فقط امروز · از دیروز · هفته · ماه · ۶ ماه · اول برج · ابتدای دوره · دستی) — با این تفاوت که روی زمانِ انجامِ کار اعمال می‌شود. پیش‌فرض فقط امروز است، پس صفحه که باز می‌شود کارِ امروز جلوی چشم است.

چهار کارتِ آمار بالای جدول: کارِ این بازه · ثبت تازه · ویرایش · حذف.

#چه چیزهایی ثبت می‌شوند

ثبت و ویرایش و حذفِ سند و ردیف · شخص · کاربر · قبض ذوب · چک · وام و قسط · مخارج · اصلاح موجودی · پشتیبان‌گیری · ورود و خروج کاربر — و چاپِ فاکتور. چاپ عمداً ثبت می‌شود: بارها پیش می‌آید که فاکتوری در دستِ مشتری است و کسی نمی‌داند چه کسی و کِی درش آورده.

#چند نکتهٔ صادقانه

#پیوند با بخش‌های دیگر

موضوعکجا
گزارشِ کارِ امروز بر اساس تاریخ سند§۴۲
کاربران، دسترسی‌ها و لاگِ ساده§۱۳
نسخهٔ پشتیبان§۲۱
جستجوی هوشمند§۴۰

#۴۴. اجاره طلا: طلای سرمایه‌گذار نزد شما

صفحهٔ «اجاره طلا» در منوی کناری، کنارِ «وام و تسهیلات». نیاز به دسترسی lease دارد.

#قصه چیست

کسی — آشنا، همکار، سرمایه‌گذار — ۹۹۵ گرم آبشدهٔ ۷۵۰ می‌آورد و می‌گذارد دستِ شما. طلا مالِ اوست، ولی در مغازهٔ شما می‌چرخد: می‌فروشیدش، تبدیلش می‌کنید، سرمایهٔ در گردشتان می‌شود. در عوض، سرِ هر برج ۱٪ آن وزن را بابتِ اجاره به او می‌دهید.

دو قاعده دارد که با هم کلِ ماجرا هستند:

  1. اصل تکان نمی‌خورَد. طلبِ او همیشه همان ۹۹۵ گرم است — ماهِ اول، ماهِ دوازدهم، فرقی ندارد.
  2. اجاره هزینه است، نه بازپرداختِ اصل. آن ۹٫۹۵۰ گرم از جیبِ سودِ شما می‌رود، نه از حسابِ او.

#تلهٔ کهنه — و چرا این صفحه ساخته شد

راهِ به‌ظاهر بدیهی این است: یک سندِ پرداخت بزنی و ۱۰٫۰۸۴ گرم متفرقهٔ عیار ۷۴۰ (معادلِ همان ۹٫۹۵۰ گرمِ ۷۵۰) به او بدهی.

نتیجه‌اش این است:

طلبِ سرمایه‌گذار
قبل از پرداخت۹۹۵٫۰۰۰
بعد از پرداخت۹۸۵٫۰۵۰ ❌

یعنی اجاره از اصل کم شد. عملاً سرمایه‌گذار اجارهٔ خودش را از جیبِ خودش داده. ماهِ بعد ۱٪ روی ۹۸۵ حساب می‌شود، ماهِ بعدترش روی کمتر… و بعد از یک سال هم اصل آب رفته و هم مغازه هیچ هزینه‌ای در سود و زیانش ثبت نکرده. این خطا ماه‌ها دیده نمی‌شود.

#راهِ درست: اول بستانکار، بعد پرداخت

هر دورهٔ اجاره دو لِنگ دارد و ترتیبش مهم است:

لِنگچه می‌کنداثرش بر موجودی
۱. اضافه (کد ۹)سرمایه‌گذار را به اندازهٔ ۹٫۹۵۰ گرم بستانکار می‌کندهیچ — چیزی وارد مغازه نشده
۲. پرداختهمان اندازه به او می‌دهد (طلا یا پول)خروجِ واقعی

جمعِ دو لِنگ صفر است، پس مانده‌اش همان ۹۹۵ می‌مانَد — ولی حالا در سود و زیان یک زیانِ ۹٫۹۵۰ گرمی ثبت شده که واقعیت است: هزینهٔ اجارهٔ سرمایهٔ در گردش.

ردیفِ «اضافه» تنها ردیفی است که وزن جابه‌جا می‌کند بی‌آنکه جنسی جابه‌جا شود. برای همین عمداً از کاردکس، پنلِ ورود ـ خروج و کارکردِ معاملات کنار گذاشته شده و فقط در سود و زیان دیده می‌شود. اگر وارد کارکرد می‌شد، چون فی ندارد به‌عنوانِ جنسِ مجانی حساب می‌شد و یک سودِ ساختگی به‌اندازهٔ نرخِ روز می‌ساخت.

#ثبت قرارداد

دکمهٔ + قرارداد اجارهٔ طلا:

خانهتوضیح
نامِ سرمایه‌گذارفقط هنگام ثبت قابل تغییر است
وزنِ اصل و عیاراگر آبشدهٔ ۷۵۰ است همان؛ اگر عیارِ دیگری است، خودش به گرمِ ۷۵۰ تبدیل می‌شود
اجارهٔ ماهانه (٪)پیش‌فرض ۱
تاریخ شروعمبنای شمارشِ سررسیدها
مدت (ماه)فقط برای نوارِ پیشرفت؛ اجباری نیست

پیش‌نمایشِ زیر فرم، همان لحظه اجارهٔ هر ماه را نشان می‌دهد و معادلش را به متفرقهٔ ۷۴۰ — دقیقاً همان چیزی که با ماشین‌حساب می‌گیرید.

زیرحسابِ جدا. برای هر قرارداد یک حسابِ تازه به نامِ «فلانی — اجاره طلا» ساخته می‌شود. اگر همان شخص با شما داد و ستدِ عادی هم دارد، حسابش قاطی نمی‌شود؛ وگرنه یک ماه بعد نمی‌فهمید این ۹۹۵ گرم اصلِ سرمایه است یا طلبِ معامله.
اصلِ سرمایه را خودتان بزنید. قرارداد که ثبت شد، طلای تحویلی را با یک سندِ دریافت روی همان زیرحساب ثبت کنید (آبشده، کد ۱). اگر سرمایه‌گذار به‌جای طلا حوالهٔ ریالی داده، همان‌طور که در ویدئوی مرجع هست، حواله را به طلا تبدیل و وزنِ حاصل — مثلاً ۴۸۴٫۹۱۰ گرم — را ثبت کنید.

#ثبت اجارهٔ هر دوره

دکمهٔ ثبت اجارهٔ دوره روی کارتِ قرارداد. وزنِ اجاره از قبل پر است و تاریخ روی سررسیدِ بعدی می‌نشیند. سه راهِ تسویه دارید:

روشچه سندی ساخته می‌شود
طلا — متفرقه یا آبشدهیک سندِ «سایر» با دو ردیف: اضافه (ورود) + جنسِ پرداختی (خروج). عیارِ پرداختی را می‌دهید، وزنِ فیزیکی خودش حساب می‌شود
پول — نقدی یا حوالهیک سندِ «سایر» (اضافه + پولی کردنِ اجاره) که طلبِ او را ریالی می‌کند، به‌علاوهٔ یک سندِ «پرداخت» جدا که پول را از صندوق یا حسابِ بانکیِ انتخابی بیرون می‌برد
فعلاً فقط بستانکارش کنفقط ردیفِ اضافه. اجاره روی حسابش می‌مانَد تا بعداً بدهید
چرا پرداختِ پولی دو سند است؟ چون در این برنامه صندوق و حسابِ بانکی فقط از سندهای دریافت و پرداخت تغذیه می‌شوند. اگر ردیفِ پرداخت داخلِ همان سندِ «سایر» می‌ماند، طلبِ سرمایه‌گذار صفر می‌شد ولی پول از هیچ صندوقی کم نمی‌شد.

#کارتِ هر قرارداد

#نگهبانِ اصل — کارتِ قرمز

پس از هر بار محاسبه، مانده‌ای که باید باشد با مانده‌ای که هست مقایسه می‌شود:

ماندهٔ مورد انتظار = اصل + اجارهٔ ثبت‌شده − اجارهٔ تسویه‌شده

اگر این دو نخوانند، کارتِ قرارداد قرمز می‌شود و بالای صفحه هم هشدار می‌آید: «اصل جابه‌جا شده» با همان دو عدد و اختلافشان. تقریباً همیشه یعنی یک سندِ دستی اجاره را مستقیم از طلبِ سرمایه‌گذار کم کرده — همان تلهٔ بالا.

آستانهٔ این هشدار با تعدادِ دوره‌ها کمی بزرگ می‌شود. علتش صادقانه است: وقتی ۹٫۹۵۰ گرمِ ۷۵۰ با متفرقهٔ ۷۴۰ پرداخت می‌شود، عددِ فیزیکی ۱۰٫۰۸۴ گرم است و برگشتش ۹٫۹۴۹ می‌شود نه دقیقاً ۹٫۹۵۰. این نیم‌سوت‌ها ذاتِ تبدیلِ عیارند، نه خطا؛ اشتباهِ واقعی صدها برابرِ این است و همچنان گیر می‌افتد.

#در سود و زیان کجاست

در بخشِ اقلامِ دیگر یک سطرِ تازه نشسته: «اضافه و اجارهٔ طلا» — جمعِ همهٔ ردیف‌های کد ۹، هم به گرم و هم به ریالِ نرخِ روز، همیشه با علامتِ زیان. کنارِ سطرِ قدیمیِ «تخفیف‌های داده‌شده» می‌نشیند؛ آن یکی کسرِ ریالی است و این یکی اضافهٔ وزنی.

#نامِ قرارداد را کلی بگذارید

در ویدئوی مرجع نکته‌ای هست که ارزشِ تکرار دارد: زیرحساب را «اجاره طلای مهرماه» نگذارید. اسمِ کلی بگذارید — «اجاره طلا» — تا سال‌های بعد هم همین حساب ادامه پیدا کند و مجبور نشوید هر ماه حسابِ تازه بسازید. بابتِ ردیف‌ها هم به همین دلیل ثابت است: «اجاره طلا»، نه «اجارهٔ اسفند».

#اجاره در تصویر کاملِ مخارج

تا اینجا اجارهٔ طلا فقط در سود و زیان دیده می‌شد. ولی وقتی آخرِ برج می‌خواهید بپرسید «این ماه چقدر خرج کردم؟»، جواب یک‌جا نبود: اجارهٔ مغازه و قبضِ برق در «مخارج» بودند و اجارهٔ طلا جای دیگر.

حالا در صفحهٔ مخارج مغازه اجارهٔ هر دوره کنارِ بقیهٔ مخارج می‌نشیند:

مهم — دوبار حساب نمی‌شود. اجارهٔ طلا همان یک بار در «سود و زیان» ذیلِ «اضافه و اجارهٔ طلا» به‌عنوان زیانِ طلا ثبت شده است. برای همین در جمعِ مخارج عملیاتی نمی‌آید و فقط در کارتِ «تصویر کامل» کنارش گذاشته می‌شود. اگر در جمعِ ریالی هم می‌نشست، سودِ شما دوبار کم می‌شد.
اجارهٔ طلا وزنی است نه ریالی. معادلِ ریالی‌اش با نرخِ امروز حساب می‌شود، پس با بالا و پایین شدنِ مظنه عوض می‌شود — و این درست است: هزینهٔ واقعیِ شما همان وزن است.

#پیوند با بخش‌های دیگر

موضوعکجا
کدهای شرح و کد ۹ «اضافه»§۵
ستون تشخیص (ورود / خروج)§۴
سود و زیان و اقلامِ دیگر§۱۲
وام بانکی (که برعکسِ این است)§۲۲
حساب بانکی و صندوق§۸

#۴۵. کارکرد ارز و سکه (سایت فروشگاه)

این بخش در سایت فروشگاه است، نه پنل ادمین: سربرگ «کارکرد ارز و سکه». نیاز به دسترسی reports دارد.

#این گزارش چه می‌گوید

سودِ این صفحه تحقق‌یافته نیست — نسبت به قیمت روز سنجیده می‌شود. یعنی: «اگر همین حالا مغازه را ببندی، چقدر جلو یا عقبی؟»

سمتفرمول
خرید(قیمت روز − میانگین فی خرید) × تعداد — هرچه ارزان‌تر خریده باشی، سود بیشتر
فروش(میانگین فی فروش − قیمت روز) × تعداد — هرچه گران‌تر فروخته باشی، سود بیشتر

«میانگین فی» میانگینِ وزنیِ تعداد است، نه میانگین ساده. معامله‌ها بر اساس (نوع معامله × دارایی) گروه می‌شوند، پس دو خریدِ امامی در یک بازه یک ردیف می‌شوند.

#دفترچهٔ قیمت روز

مبنای همهٔ محاسبه‌های این صفحه است و دستی وارد و ذخیره می‌شود. کاتالوگ ثابت دارد:

اگر نرخ آنلاین گرم ۷۵۰ در دسترس باشد، یک دکمهٔ «آنلاین» بالای دفترچه می‌آید که با یک کلیک همان نرخ را می‌گذارد.

دارایی‌ای که قیمت روزش خالی است ارزش‌گذاری نمی‌شود. به‌جای اینکه صفر حساب شود و عددِ نهایی را خراب کند، اسمش در یک هشدار جداگانه بالای جدول می‌آید. این همان اصلِ «صداقت در نبودِ داده» است.

#بازهٔ زمانی و تفکیک سهم

بازه‌ها: امروز · یک هفته · یک ماه · از ابتدای دوره · بازهٔ دلخواه.

بالای جدول یک زنجیره می‌بینی:

تا پیش از بازه + سهم این بازه = تجمعی تا پایان بازه

این سه عدد همیشه با هم جور درمی‌آیند؛ هیچ سودی دوبار شمرده یا گم نمی‌شود. پس می‌توانی مطمئن باشی که «سود این هفته» واقعاً سهمِ همین هفته است، نه تکرارِ سودِ قبلی.

#جدول ریز کارکرد

ستون‌ها: نوع (خرید/فروش) · دارایی · تعداد · میانگین فی · قیمت روز · اختلاف هر واحد · سود/زیان.

فروش‌ها بالا می‌آیند و بعد بر اساس بزرگیِ اثر مالی مرتب می‌شوند. روی مبلغ سود بزن تا زنجیرهٔ محاسبه باز شود و قدم‌به‌قدم ببینی این عدد از کجا آمده.

#شاخص‌های بالای صفحه

سود/زیان این بازه (تومان) · معادل طلای ۷۵۰ (گرم) · ارزش موجودی باز به قیمت روز · تعداد اسناد ارز و سکه در بازه.

#موجودی باز

مانده پس از کسر فروش از خرید، به قیمت روز. یعنی از هر دارایی چقدر دستت مانده و امروز چقدر می‌ارزد.


#۴۶. کار جور: سی قلم خرده‌ریز در یک ردیف

بنکدار که جنس می‌آورد، فاکتورش سی‌چهل ردیف می‌شود: «انگشتر کارتیر فیوژن»، «نیم‌ست آلبرناردو»، «کارتیر سیاه‌قلم»… هر کدام چند گرم. اجرتِ همه‌شان هم به هم نزدیک است — چهار درصد، چهار درصد، سه درصد.

اینها عملاً یک جنس‌اند: خرده‌ریزِ فانتزی. اگر یکی‌یکی در انبار بمانند، هر بار که بخواهی بفروشی باید سی ردیف بزنی و فاکتورت هم خوانا نیست. کارِ درست این است که یک بار همه را زیرِ یک نام جمع کنی: «کار جور فانتزی».

پنل این کار را در دو جا انجام می‌دهد؛ کدامش را لازم داری بستگی دارد به اینکه کجا ایستاده‌ای.

#الف) در انبار: سی قلم را برای همیشه یکی کن

این کارِ «یک‌بار»ی است. از حالا آن سی قلم دیگر جدا وجود ندارند و همه‌شان به نامِ کار جور در انبارند.

۱. برو به موجودی ← اجناس. ۲. قلم‌هایی را که می‌خواهی جمع کنی تیک بزن (همان تیکِ کنارِ هر ردیف که برای اصلاح موجودی هم استفاده می‌کنی). ۳. از نوارِ بالای جدول بزن «ادغام در کار جور». ۴. نامِ قلمِ تازه را بنویس — مثلاً «کار جور فانتزی». اگر قبلاً چنین نامی تعریف کرده‌ای، از فهرستِ پیشنهادی انتخابش کن. ۵. کارتِ وسطِ فرم نشانت می‌دهد قلمِ تازه چه شکلی می‌شود: وزن، عیارِ میانگین، اجرتِ میانگین، فیِ دریافتی. ۶. پایینِ فرم یک نوارِ سبز است: ماندهٔ سند: ۰٫۰۰۰ گ۷۵۰. تا این نوار سبز نشده، دکمهٔ ادغام کاری نمی‌کند.

بزن «ادغام کن». یک سندِ اصلاح موجودی ساخته می‌شود که در آن هر سه قلمِ قدیمی «خروج» خورده‌اند و کار جور «ورود». اشتباه شد؟ از «اصلاح‌های اخیرِ موجودی» همان سند را لغو کن؛ همه‌چیز دقیقاً برمی‌گردد.

#مثال واقعی

قلموزنعیاراجرتوزن ۷۵۰
انگشتر کارتیر فیوژن۹۷٫۵۵۷۵۰۴٪۱۰۱٫۴۵
نیم‌ست آلبرناردو۳۶۸٫۸۸۷۵۰۴٪۳۸۳٫۶۴
کارتیر سیاه‌قلم۵۷٫۳۶۷۵۰۳٪۵۹٫۰۸
کار جور فانتزی۵۲۳٫۷۹۷۵۰۳٫۸۹۰۴۹٪۵۴۴٫۱۷

وزن‌ها جمع شده‌اند و وزنِ ۷۵۰ هم. اجرتِ ۳٫۸۹۰۴۹٪ عددی است که پنل خودش پیدا می‌کند: همان درصدی که وزنِ ۷۵۰ِ قلمِ تازه دقیقاً برابرِ جمعِ سه قلمِ قبلی بشود. نه چیزی ساخته شد، نه چیزی سوخت.

چرا این عدد را خودت با ماشین‌حساب حساب نمی‌کنی؟ چون میانگینِ سادهٔ درصدها جوابِ درست نمی‌دهد وقتی عیارها یکی نباشند. مثال: ۱۰۰ گرمِ عیار ۷۵۰ با اجرت ۱۰٪ و ۵۰ گرمِ عیار ۹۰۰ بدون اجرت. میانگینِ درصدها ۶٫۶۷٪ درمی‌آید، ولی جوابِ درست ۶٫۲۵٪ است — و آن ۰٫۴۲ درصدِ اختلاف روی این وزن یعنی دو‌سومِ گرم طلا که از هوا آمده. پنل حسابِ درست را می‌کند.

#فیِ دریافتی هم میانگین می‌گیرد

اگر قلم‌ها فیِ دریافتی داشته باشند (یعنی می‌دانی هر گرم را چند خریده‌ای)، فیِ کار جور میانگینِ وزنی می‌شود، نه میانگینِ ساده:

قلموزنفی دریافتیمبلغ
دستبند لوکس آنجلا۹۲٫۱۰۱٬۴۰۰٬۰۰۰۱۲۸٬۹۴۰٬۰۰۰
سرویس رز۹۹٫۱۸۱٬۶۰۰٬۰۰۰۱۵۸٬۶۸۸٬۰۰۰
کارتیر H۸۸٫۷۴۱٬۵۰۰٬۰۰۰۱۳۳٬۱۱۰٬۰۰۰
جمع۲۸۰٫۰۲۱٬۵۰۲٬۵۲۸۴۲۰٬۷۳۸٬۰۰۰

میانگینِ سادهٔ سه فی ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ می‌شود؛ جوابِ درست ۱٬۵۰۲٬۵۲۸ است. اختلافش کم به نظر می‌آید ولی روی همین یک قلم ۷۰۸ هزار ریال است — و این عدد پایهٔ سودِ فردای توست، پس باید درست باشد.

#ب) در فاکتور: سه ردیفِ یک سند را یکی کن

اینجا فرق دارد. چیزی در انبار جابه‌جا نمی‌شود؛ فقط فاکتورِ مشتری خواناتر می‌شود.

۱. در سند، ردیف‌ها را با نگه‌داشتنِ <kbd>Ctrl</kbd> و کلیک انتخاب کن (یا <kbd>Shift</kbd> برای یک بازه) — همان انتخابی که در بخش ۲۵ توضیح داده شده. ۲. در نوارِ سرمه‌ایِ پایین صفحه بزن «کار جور». ۳. نام بگذار و اجرتِ پرداختی به مشتری را بنویس.

پایینِ فرم یک نوار است که می‌گوید اثر روی مبلغِ سند چقدر است:

مثال: همان سه ردیفِ بالا با فیِ ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ جمعاً ۸۱۶٬۲۵۲٬۰۰۰ ریال می‌شوند. نرخِ خنثی ۳٫۸۹٪ است. اگر تصمیم بگیری همه را ۶ درصد به مشتری بدهی، نوار می‌گوید +۱۶٬۵۷۴٬۱۰۰ ریال سود. این تصمیمِ توست، نه اشتباهِ برنامه — ولی عددش را پیش از ثبت می‌بینی.

نگهبانِ صفرِ اضافه. اگر تفاوت از یک‌پنجمِ جمعِ قبلی بگذرد، یک هشدارِ قرمز پایینِ فرم می‌آید: «نکند یک رقم اضافه خورده باشد؟» چون تایپِ ۶۰ به‌جای ۶ همان چیزی است که مانده را چند صد میلیون می‌پراند.

#ادغام برگشت‌پذیر است

ردیفِ ادغام‌شده یک دکمهٔ طلاییِ کوچک کنارش دارد. بزنش تا دقیقاً همان ردیف‌های اصلی برگردند — با همان وزن، همان اجرت، همان شرح. هیچ‌چیز بازسازی نمی‌شود؛ ردیف‌ها روی خودِ ردیفِ ادغام‌شده نگه داشته شده‌اند.

#چه چیزی ادغام نمی‌شود

پنل «نه» که می‌گوید، دلیلش را هم می‌نویسد:

وضعیتچرا
فقط یک قلم انتخاب شدهادغام دستِ‌کم دو تا می‌خواهد
نامِ مقصد موجودی داردادغام روی موجودیِ موجود، آن را بی‌سند تجدید ارزش می‌کند. نامِ تازه بگذار
نامِ مقصد خودش در انتخاب استیا از انتخاب برش دار، یا نامِ دیگری بگذار
ردیفِ نقد، سکه یا کالای غیرطلاییفقط ردیف‌های طلا ادغام می‌شوند
ردیفِ سنگ‌دارمبلغِ سنگ در درصدِ اجرت نمی‌گنجد
ردیفِ قسط، چک یا کارتخواناینها هر کدام سازوکارِ خودشان را دارند
تشخیصِ ردیف‌ها یکی نیستورود و خروج در یک ردیف جا نمی‌شوند
فیِ ردیف‌ها یکی نیستیک ردیف بیشتر از یک فی ندارد

#۴۷. آبشدهٔ شرطی: طلایی که هنوز عیارش را نمی‌دانی

همکار زنگ می‌زند: «شش‌صد گرم آبشده دارم، می‌خواهی؟» می‌گیری. وزنش را همان‌جا با ترازو می‌زنی — ۶۰۴٫۸۱ گرم. ولی عیارش را کسی نمی‌داند تا وقتی برگهٔ ری‌گیری بیاید، و آن ممکن است فردا بیاید یا هفتهٔ بعد.

معامله اما همین امروز افتاده. ماندهٔ آن همکار همین حالا باید یک عدد داشته باشد.

راه‌حل همین است: ردیف را با یک عیارِ موقت ثبت می‌کنی، و وقتی جواب آمد با یک حرکت درستش می‌کنی. به این ردیف می‌گوییم آبشدهٔ شرطی.

#ثبتِ ردیفِ شرطی

۱. سند را مثل همیشه باز کن (خرید، فروش، دریافت، پرداخت — فرقی نمی‌کند). ۲. ردیف را طلا بگذار و در ستونِ شرح، کدِ ۳ — آبشده شرطی را انتخاب کن. ۳. بلافاصله زیرِ ردیف یک نوارِ کهربایی باز می‌شود با سه کادر:

کادرچیست
ری‌گیرینامِ آزمایشگاهی که آبشده را برای عیارسنجی برده‌اید — مثلاً «فارس آنالیز»
شمارهٔ قبضشمارهٔ روی برگهٔ همان آزمایشگاه
عیارِ موقتعیاری که تا رسیدنِ جواب در حساب می‌نشیند (پیش‌فرضش از تنظیمات می‌آید)

۴. وزن را بزن، فی را بزن، سند را ذخیره کن. تمام.

در ستونِ عیار یک نشانِ کهربایی می‌بینی: شرطی. یعنی «این عدد هنوز نهایی نیست».

ری‌گیری و شمارهٔ قبض را حتماً پر کن. این دو با هم شناسنامهٔ لُنگه هستند. اگر خالی بمانند، ردیف در دفتر شرطی زیرِ سطرِ «بی‌شناسنامه» می‌نشیند و وقتی جواب آمد، پنل نمی‌داند کدام سندها را باید با هم اصلاح کند. نوارِ زیرِ ردیف هم همان‌جا قرمز می‌شود و یادت می‌اندازد.

#یک لُنگه، چند نفر

اینجا نکتهٔ اصلی است. آن ۶۰۴٫۸۱ گرم معمولاً پیشِ خودت نمی‌ماند:

سندطرف حسابجهتوزن
۵۰۰۱گالری رضویدریافت۶۰۴٫۸۱ گ
۵۰۰۲اکبریپرداخت۲۵۴٫۴۹ گ
۵۰۰۳برزگرپرداخت۱۲۸٫۴۹ گ
ماندهٔ لُنگه۲۲۱٫۸۳ گ

سه سند، سه طرف حساب — ولی یک قبضِ آزمایشگاه. وقتی جواب برسد، هر سه با هم باید عوض شوند.

برای همین در هر سه ردیف همان «فارس آنالیز / ۴۶۵۲۴۶۱» را می‌نویسی. از آن به بعد پنل خودش می‌داند این سه یکی‌اند: زیرِ ردیف می‌نویسد «۳ ردیف با همین قبض — یک جواب همه را با هم اصلاح می‌کند».

#دفتر شرطی

برو به ذوب و آبشده. بالای صفحه دو دکمه است: دفتر ذوب و دفتر شرطی. روی عددِ قرمزِ کنارِ «دفتر شرطی» تعدادِ لُنگه‌های منتظرِ جواب نوشته شده.

دفتر شرطی هر لُنگه را یک سطر نشان می‌دهد، نه هر ردیف را:

روی سطر کلیک کن تا تکه‌ها باز شوند: هر ردیف با سندش، تاریخش، جهتش و معادلِ ۷۵۰اش. دکمهٔ کنارِ هر ردیف همان سند را باز می‌کند.

بالای دفتر یک کادرِ جست‌وجو هست که همه‌چیز را با هم می‌گردد — نامِ ری‌گیری، شمارهٔ قبض، نامِ طرف حساب، شمارهٔ سند، حتی وزن. و چهار دکمهٔ بازه: باز / یک ماه / سه ماه / همه. پیش‌فرض روی «باز» است، چون آنچه هر روز لازم داری همان لُنگه‌هایی است که هنوز جوابشان نیامده.

ماندهٔ منفی یعنی خطا. اگر بیشتر از آنچه گرفته‌ای پخش کرده باشی، ماندهٔ لُنگه قرمز می‌شود و زیرش می‌نویسد «بیش از دریافت پخش شده». یا وزنی اشتباه ثبت شده، یا ردیفِ دریافتش جا افتاده.

#ثبتِ جوابِ عیار

جوابِ آزمایشگاه رسید: عیار ۷۴۷.

از دفتر شرطی روی همان لُنگه دکمهٔ «ثبت جواب عیار» را بزن (همین دکمه زیرِ خودِ ردیفِ سند هم هست). عدد را بنویس. پیش از اینکه چیزی ثبت شود، پایینِ فرم می‌بینی دقیقاً چه اتفاقی می‌افتد:

طرف حسابردیفاثر بر مانده
گالری رضوی۱−۲٫۴۱۹ گ
اکبری۱+۱٫۰۱۸ گ
برزگر۱+۰٫۵۱۴ گ
۳ ردیف در ۳ سندخالص −۰٫۸۸۷ گ

این جدول همان چیزی است که ویدئوی مرجع ندارد. آنجا فقط یک جملهٔ قرمز است و یک «مطمئنی؟» — و تو باید حدس بزنی چه شد.

بزن «ثبت جواب». هر سه سند با هم اصلاح می‌شوند، نشانِ کهربایی سبز می‌شود و می‌نویسد جواب ۷۴۷.

جوابِ عیار یک معامله نیست، یک تجدیدِ ارزیابی است. وزن دست نمی‌خورد، فی دست نمی‌خورد، مبلغِ ریالیِ سند دست نمی‌خورد. فقط عیار — و در نتیجه معادلِ ۷۵۰ — عوض می‌شود. اگر چیزِ دیگری تکان خورد، خبر بده؛ باگ است.

#اشتباه شد؟ لغو کن

پایینِ دفتر شرطی فهرستِ «ثبت‌های اخیرِ جواب» است، و کنارِ هر کدام دکمهٔ لغو. بزنی، همان ردیف‌ها دقیقاً به عیارِ موقتِ قبلی‌شان برمی‌گردند و دوباره «منتظرِ جواب» می‌شوند.

این مهم است چون یک صفرِ اضافه — ۷۴۷۰ به‌جای ۷۴۷ — ماندهٔ چند نفر را با هم می‌پراند. البته پنل خودِ عددِ نامعقول را هم نمی‌پذیرد:

ورودینتیجه
خالی یا صفررد
منفیرد
بالاتر از ۱۰۰۰رد — «نکند یک رقم اضافه خورده؟»
پایین‌تر از ۶۵۰قبول، ولی با هشدارِ «مطمئنی؟»

#عیارِ مبنای شرطی (تنظیمات)

در تنظیمات ← اطلاعات فروشگاه و نرخ کادری هست به نامِ «عیار مبنای آبشدهٔ شرطی». این همان عددی است که هر ردیفِ شرطیِ تازه با آن شروع می‌شود. کنارش هم نوشته چند لُنگه منتظرِ جواب است.

این تنظیم قفل ندارد و هر وقت بخواهی عوض می‌شود. دلیلش این است که عددِ مبنا لحظهٔ ثبت روی خودِ ردیف مهر می‌شود؛ از آن به بعد ردیف عددِ خودش را دارد. پس عوض‌کردنِ تنظیم فقط ردیف‌های آینده را عوض می‌کند و هیچ‌وقت ماندهٔ لُنگه‌های بازِ قبلی را عقب‌گرد بازنویسی نمی‌کند.

در نرم‌افزارهای دیگر این تنظیم تا وقتی حتی یک لُنگهٔ باز داری قفل است و باید «اول همه را تعیین‌تکلیف یا حذف کنی». در یک بنکداریِ واقعی که هیچ‌وقت صفر لُنگهٔ باز ندارد، آن تنظیم عملاً هرگز قابلِ تغییر نیست. اینجا لازم نیست.

#چند نکتهٔ ریز


#۴۸. مرجوعی نزدِ سازنده و بنکدار: دفترِ فی و خرید خالص

بخش ۳۵ مرجوعیِ تکفروشی را گفت: مشتری فاکتورِ ریالی را پس می‌آورد و مبلغش با سود و مالیاتش برمی‌گردد. این بخش دربارهٔ همان کار در بنکداری است، جایی که حساب به وزن و درصد بسته می‌شود نه به ریال: جنس را از سازنده با «فیِ ٪۱۲» می‌گیری و به مغازه‌دار با «٪۱۵» می‌دهی.

اینجا مبلغی خراب نمی‌شود؛ چیزی که خراب می‌شود آمار است: میانگینِ فیِ دریافتیِ آن جنس، و خرید خالصِ ماه. و چون هیچ عددی روی سند غلط نمی‌شود، ماه‌ها بعد لو می‌رود.

قاعدهٔ یک‌خطی: مرجوعی را با تشخیصِ مرجوعی بزن، نه با تشخیصِ عادیِ جهتِ مخالف.


#صحنهٔ ۱ — مغازه‌دار جنس را پس می‌آورد

چند روز پیش چند کار به این مشتری داده‌ای؛ امروز بخشی از یکی را پس می‌آورد.

اول: سندِ جدید بزن، در ادامهٔ همان فاکتورِ قبلی نه. دو دلیل دارد و هر دو عملی است:

دوم: تشخیصِ ردیف را «دریافت مرجوعی» بگذار (کد ۵). به‌محضِ انتخاب، فهرستِ پیشنهادیِ جنس‌ها با رنگِ متفاوت می‌آید و فقط همان اجناسی است که قبلاً به همین شخص پرداخت کرده‌ای — نه کلِ کاتالوگ. جنسی که هرگز به او نداده‌ای، نمی‌تواند از او مرجوع شود.

جنسدستبند رولکس
وزنِ مرجوعی۲۴٫۸۰۰
اجرتی که با آن داده بودی٪۱۵
فیِ دریافتیِ خودت از سازنده٪۱۰

ماندهٔ سند شاملِ وزنِ اجرت هم می‌شود، نه فقط وزنِ خالی — همان درصدی که در دلِ کار است با خودِ جنس برمی‌گردد.

#اگر همین ردیف را با تشخیصِ «دریافت» بزنی

سه چیز خراب می‌شود و هیچ‌کدام روی صفحهٔ سند دیده نمی‌شود:

با «دریافت مرجوعی» ✅با «دریافت» عادی ❌
خودِ سندمی‌گوید این ردیف مرجوعی بودهمی‌گوید از این مشتری جنس خریدی
میانگین فیِ دریافتیِ دستبند٪۱۰ می‌ماندبالا می‌رود
خرید خالصِ ماهدست‌نخورده۲۴٫۸۰۰ گرم اضافه می‌شود
ماندهٔ طرف حسابدرستهم درست است — و همین فریبنده‌اش می‌کند

سطرِ آخر مهم‌ترین سطرِ این بخش است: ماندهٔ حساب در هر دو حالت یکی است. پس سند به‌نظر سالم می‌آید و اشتباه فقط در گزارش‌ها دیده می‌شود.

عددِ میانگین فی. فرض کن ۱۰۰ گرم دستبند رولکس با ٪۱۰ از سازنده گرفته باشی. اگر مرجوعیِ ۲۴٫۸۰۰ را با تشخیصِ «دریافت» و اجرتِ ٪۱۵ ثبت کنی:

(۱۰۰ × ۱۰ + ۲۴٫۸ × ۱۵) ÷ ۱۲۴٫۸  =  ٪۱۰٫۹۹

یعنی از آن لحظه پنل فکر می‌کند این کار را ٪۱۰٫۹۹ خریده‌ای، در حالی که ٪۱۰ خریده‌ای. انگار همان جنس را از یک نفرِ دیگر گران‌تر گرفته باشی. از آن به بعد سودِ هر فروشِ همان جنس کمتر از واقع دیده می‌شود.

در موجودی اجناس روی همان قلم دوبار کلیک کن؛ می‌گوید فیِ دریافتی ٪۱۰ بوده و بعد از کدام سند عوض شده. راهِ پیدا کردنِ رَدِ خرابی همین است.

راهِ اصلاح: سند را از قفل دربیاور، روی ردیف کلیک کن و Delete (یا حذف) بزن، بعد همان ردیف را با تشخیصِ مرجوعی ثبت کن. میانگین فی و خرید خالص هر دو سرِ جایشان برمی‌گردند.


#صحنهٔ ۲ — ما به سازنده جنس پس می‌دهیم

قرینهٔ صحنهٔ ۱، با یک پیچِ اضافه.

قبلاً چند کار از احسان حاجی‌صفی (کارگاه) گرفته‌ای. حالا بخشی از یکی را پس می‌دهی: سندِ جدید از نوعِ «دریافت»، با ردیفی که تشخیصش «پرداخت مرجوعی» است. پنل خودش برچسبِ ردیف را «پرداخت مرجوعی» می‌گذارد و فهرستِ پیشنهادی هم فقط اجناسی است که از همین شخص گرفته‌ای.

#راهِ سریع‌تر: «مرجوع شود»

اگر سندِ دریافتِ آن جنس دمِ دستت است:

۱. سند را از حالتِ قفل دربیاور. ۲. روی ردیفِ همان جنس کلیک کن. ۳. «مرجوع شود» را بزن — یا Ctrl + R. ۴. می‌پرسد «همین سند» یا «سند جدید». تاریخِ آن سند قدیم است، پس سند جدید.

ردیفِ مرجوعی با همان مشخصات و همان درصدِ سندِ اصلی ساخته می‌شود؛ فقط وزن را روی وزنی که واقعاً پس می‌دهی اصلاح کن.

جنسانگشتر مروارید
وزنِ مرجوعی۳۴٫۲۲۰
فیِ دریافتیِ اصل٪۱۲
درصدِ توافقیِ مرجوعی٪۶

#پیچِ ماجرا: سازنده با همان فی پس نمی‌گیرد

«ما دیگر ٪۱۲ از تو نمی‌گیریم، ٪۶ می‌گیریم؛ نصفِ زیانِ مرجوعی پای خودت.» این عرفِ بازار است، نه استثنا: کار ساخته شده، اجرتش خرج شده، و برگرداندنش برای سازنده هزینه دارد.

پس در گزارشِ کارکرد اجناس یک زیان می‌بینی و درست است:

۳۴٫۲۲۰ × (۶ − ۱۲) ÷ ۱۰۰  =  زیانِ ۲٫۰۵۳۲ گرمِ ۷۵۰

روی همان ردیف دوبار کلیک کن؛ می‌گوید «فیِ دریافتی ٪۱۲ بوده، پرداخت مرجوعی با ٪۶ اتفاق افتاده». این زیان باید ثبت شود — ٪۶ اختلاف روی آن وزن واقعاً از سودِ تو کم شده. اگر گزارش این را نشان ندهد، سودِ ماهت شش درصدِ آن وزن بیشتر از واقعیت است.


#دفترِ فی: ٪۶ نباید جای ٪۱۲ را بگیرد

پنل برای هر شخص، هر جنس و هر نوع سند آخرین فی و آخرین درصدِ اجرت را نگه می‌دارد — همان چیزی که دفترِ فی می‌نامیم (بخش ۳۹ هم رویش بسته شده). دفعهٔ بعد که همان قلم را برای همان شخص می‌زنی، عدد خودش می‌آید و یک پیام کوتاه می‌گوید از کجا آمده.

قاعدهٔ سختِ این دفتر: ردیفِ مرجوعی هرگز واردش نمی‌شود.

بدونِ این قاعده، مرجوعیِ ٪۶ می‌شد آخرین رکوردِ انگشتر مروارید و دریافتِ بعدی هم ٪۶ پیشنهاد می‌داد — در حالی که نرخِ واقعیِ کارِ این سازنده همان ٪۱۲ است. ٪۶ درصدِ یک توافقِ موردی برای پس‌دادن بود، نه نرخِ خرید.

بعد از این کاردفعهٔ بعد که «دریافت انگشتر مروارید» بزنی
دریافتِ ٪۱۲٪۱۲ ✅
پرداخت مرجوعیِ ٪۶باز ٪۱۲ ✅ — مرجوعی دفتر را تکان نمی‌دهد
ثبتِ غلط: پرداختِ عادیِ ٪۶٪۱۲ ✅ — دفترِ «دریافت» و دفترِ «پرداخت» جدایند
یک جا از کیمیا جلوتریم. در کیمیا آن ٪۶ در دفترِ فیِ جنس ذخیره می‌شود و ویدئوی مرجع می‌گوید برای اصلاحش «باید یک بار سند دریافتِ این جنس را با ٪۱۲ ثبت کنی تا درست شود» — یعنی یک سندِ الکی برای تعمیرِ یک عدد. اینجا نوعِ سند بخشی از کلیدِ دفتر است، پس عددِ سندِ پرداخت هیچ‌وقت به دفترِ دریافت راه ندارد و آن سندِ الکی لازم نمی‌شود. این دلیلِ کنار گذاشتنِ قاعدهٔ مرجوعی نیست. اگر همان ٪۶ را با تشخیصِ عادی داخلِ سندِ دریافت بزنی، در دفترِ دریافت می‌نشیند و دقیقاً همان خرابی رخ می‌دهد. دو نگهبان، دو سوراخِ متفاوت را می‌بندند.

#خرید خالص: دریافتی منهای مرجوعی‌ها

در گزارش‌ها ← کارکرد اجناس زیرِ جدول‌ها یک جدولِ «خالص» هست. تعریفش یک جمله است:

خرید خالص = دریافتی از تأمین‌کننده (کارگاه، کیمیا، بنکدار) منهای مرجوعی‌ها.

جنسی که به سازنده برگردانده‌ای خریدِ تو نیست. با ثبتِ درست:

سرفصلوزن ۷۵۰منهای مرجوعیخالص
دریافت خالص۱۰۰٫۰۰۰−۳۴٫۲۲۰۶۵٫۷۸۰

با ثبتِ غلط (پرداختِ عادی به‌جای پرداخت مرجوعی) خطا دو طرفه می‌شود:

سرِ برج که گزارشِ خرید خالصِ ماه را می‌گیری، جنسی که هرگز نخریده‌ای در آمارِ خریدت نشسته است.

جدولِ خالص فقط وقتی می‌آید که در آن دوره مرجوعی‌ای وجود داشته باشد — وگرنه خالص همان اصل است و حرفِ تازه‌ای ندارد. هر چهار جفت را می‌سازد: دریافت خالص، خرید خالص، فروش خالص و پرداخت خالص.

در صحنهٔ ۱ اگر همه‌چیز درست ثبت شده باشد، پرداخت خالص آن دستبند صفر می‌شود: ۲۴٫۸۰۰ رفت و ۲۴٫۸۰۰ برگشت. سودِ ٪۵ِ آن پرداخت هم دقیقاً با مرجوعی خنثی می‌شود و سودِ دوره صفر می‌ماند. این‌که خالص صفر دربیاید، نشانهٔ سلامت است.

#هشدارِ جهت: «از مشتری کار دریافت نمی‌کنی»

اگر جهتِ ردیف با نوعِ طرف حساب نخواند، هنگام ثبت یکی از این دو جمله را می‌بینی:

هشدار است، نه سد. ممکن است واقعاً بخواهی — «شاید حوازتون پر بشه» — پس دکمهٔ «با این حال ثبت شود» سرِ جایش است.

سه جا عمداً ساکت می‌ماند، وگرنه هشدار پرحرف می‌شد و یاد می‌گرفتی نادیده‌اش بگیری:

حالتچرا هشدار ندارد
ردیفِ مرجوعیدقیقاً همان راهِ درستِ این کار است
آبشده (کد ۱) و متفرقه (کد ۲)دادنِ آبشده به کارگاه برای ساخت، و خریدِ متفرقه از مشتری، کارِ هر روز است
سندِ خرید یا فروشآنجا جهت معنای دیگری دارد
یک جا از کیمیا جلوتریم. در ویدئوی مرجع تنها دلیلِ دیدنِ این جمله، غیرمجاز بودنِ آن عملیات برای آن گروهِ دسترسی است (بخش ۱۶) — یعنی اگر گروه‌بندی نکرده باشی، هیچ هشداری نمی‌بینی. اینجا هشدارِ جهت مستقل از گروه‌ها کار می‌کند و هشدارِ گروه هم اگر بود، در همان پنجره بندِ خودش را دارد.

#خلاصه در یک نگاه

کارنوعِ سندتشخیصِ ردیفبرچسبی که در گزارش می‌بینی
مغازه‌دار جنس را پس آوردپرداخت (سندِ جدید)دریافت مرجوعی (کد ۵)دریافت مرجوعی
ما به سازنده پس دادیمدریافت (سندِ جدید)پرداخت مرجوعیپرداخت مرجوعی

#۴۹. فیِ فروش نقدی، فیِ نسیه و تخفیفِ خوش‌حساب

بخش ۴۸ گفت مرجوعی را چطور ثبت کنی تا آمار خراب نشود. این بخش یک قدم عقب‌تر است: عددی که در ستونِ فی و اجرت می‌نشیند، اصلاً از کجا می‌آید؟

صحنه ساده است و هر روز تکرار می‌شود:

«سرویس» را از کارخانهٔ زرناز با اجرتِ ٪۶ می‌گیرم، و همان را به مغازه‌دارهای خودم ٪۸ می‌دهم.

٪۶ نرخِ گرفتن است و ٪۸ نرخِ دادن. تا وقتی این دو را دستی می‌زنی هیچ مشکلی نیست — تا روزی که یکی‌شان را اشتباه بزنی و شش ماه بعد بفهمی.


#فیِ فروش نقدی: عددی که روی خودِ جنس می‌نشیند

در اطلاعات پایه ← اجناس (یا همان پنجرهٔ «جنس جدید» که از داخل سند باز می‌شود) دو کادر کنارِ هم‌اند:

کادرچه کسی پُرش می‌کندمعنی
پیشنهاد فی نقدیتواجرتِ ریالیِ هر گرم
درصد فروش نقدی (اجرت ٪)تواجرتِ درصدیِ فروش — همان ٪۸
فی دریافتیهیچ‌کس؛ خواندنی استمیانگینِ چیزی که خودت پرداخته‌ای — همان ٪۶

از این به بعد هر بار نامِ «سرویس» را در یک سند بزنی، ٪۸ خودش می‌آید و یک پیامِ کوتاه می‌گوید از کجا آمد.

یک گودالِ بسته‌شده. تا نسخهٔ قبل این عدد فقط در سندِ فروش می‌نشست. ولی صحنهٔ بالا بنکداری است و سندش «پرداخت» است، نه «فروش» — یعنی دقیقاً همان‌جایی که ٪۸ به کار می‌آید، هیچ‌وقت پیشنهاد نمی‌شد. حالا هر دو سمتِ فروش (فروش و پرداخت) این عدد را می‌گیرند. سندِ دریافت و خرید عمداً بیرون‌اند: فیِ فروش نقدی نرخِ دادن است. اگر آنجا هم می‌نشست، ٪۸ روی خریدی می‌آمد که واقعاً ٪۶ بوده و پایِ خودت را خراب می‌کرد.

#اگر فیِ فروش نقدی را پر نکرده باشی

پنل ردیف را خالی نمی‌گذارد؛ همان فیِ دریافتیِ آن جنس را پیشنهاد می‌دهد. یعنی بدترین حالت این است که سرِ صفر بفروشی، نه اینکه عددی از هوا بیاید.

ترتیبِ کامل سه پله دارد و همیشه همین است:

پلهمنبعکِی حرف می‌زند
۱کاتالوگِ جنس — فیِ فروش نقدی / درصد فروش نقدیهمیشه، اگر پر باشد
۲دفترِ فی — آخرین عددِ همین قلم نزدِ همین شخص با همین نوعِ سند (بخش ۴۸)اگر کاتالوگ خالی باشد
۳فیِ دریافتی — میانگینِ ورودی‌های همان قلماگر آن دو هم خالی باشند

و یک قاعدهٔ ثابت روی هر سه: چیزی که پُر است دست نمی‌خورد. اگر خودت درصد را زده‌ای، هیچ پله‌ای عوضش نمی‌کند.

یک جا از کیمیا جلوتریم. فیِ دریافتیِ کیمیا آخرین عددِ ثبت‌شده است. اینجا میانگینِ وزنی است. تفاوتش وقتی معلوم می‌شود که یک محمولهٔ کوچکِ گران بخری: ۱۰۰ گرم با ٪۶ و ۲۰ گرم با ٪۱۲. `` (۱۰۰ × ۶ + ۲۰ × ۱۲) ÷ ۱۲۰ = ٪۷ `` «آخرین عدد» می‌گوید پایت ٪۱۲ است و از آن به بعد هر فروشِ ٪۸ را زیان نشان می‌دهد — زیانی که وجود ندارد. میانگین این تله را ندارد، و مهم‌تر: همان عددی است که گزارشِ کارکرد اجناس رویش بسته شده، پس پیشنهادِ فی و گزارشِ سود نمی‌توانند دو حرفِ متفاوت بزنند.

#فیِ نسیه: مشتری‌ای که نقد نمی‌دهد

بعضی مغازه‌دارها نقد تسویه می‌کنند و بعضی سه ماه بعد. نرخِ این دو نباید یکی باشد.

در فرمِ شخص دو کادر هست:

کادرمعنی
مازاد فی نسیه (﷼ هر گرم)این مبلغ به فیِ ریالیِ هر جنس اضافه می‌شود
مازاد ٪ نسیهاین درصد به اجرتِ فروشِ هر جنس اضافه می‌شود

مغازه‌داری با مازادِ ٪۲، همان «سرویس»ِ ٪۸ را ٪۱۰ می‌گیرد. لازم نیست برای هر مشتری یک جنس جداگانه تعریف کنی.

فیِ نسیه فقط در بنکداری کار می‌کند — یعنی سندِ پرداخت. در تکفروشی نسیه نداریم و همان ٪۸ سرِ جایش می‌ماند. این عینِ حرفِ ویدئوی مرجع است.

یک جا از کیمیا جلوتریم. مازادِ نسیه فقط روی عددِ فهرستی می‌نشیند: کاتالوگ، یا فیِ دریافتی. هرگز روی عددی که از دفترِ فی آمده. دلیلش یک حساب ساده است. دفترِ فی همان چیزی است که دفعهٔ پیش برای همین شخص ثبت شده — و آن عدد مازادش را از قبل دارد. اگر باز هم ٪۲ رویش سوار شود: `` سند ۱: ۸ + ۲ = ۱۰ سند ۲: ۱۰ + ۲ = ۱۲ سند ۳: ۱۲ + ۲ = ۱۴ … `` پنج سند بعد، ٪۵ گران‌تر از توافقت فروخته‌ای و هیچ‌جا هم صدایی درنیامده. ویدئوی مرجع این تله را ندارد چون اصلاً دفترِ فی و فیِ نسیه را کنارِ هم نمی‌گذارد؛ اینجا کنارِ هم‌اند، پس نگهبانش هم لازم است.

#هشدارِ ناهمخوانی: «جلوی کارت را نمی‌گیرد»

فرض کن فیِ دریافتیِ سرویس ٪۶ است، دفعهٔ پیش هم ٪۹ زده‌ای، و فیِ فروش نقدیِ جنس ٪۸ است. حالا در یک ردیف ٪۹ می‌زنی. کنارِ همان ردیف یک نشانِ کوچک می‌آید:

⚠ فیِ فهرست ٪۸

همین. نه پنجره‌ای باز می‌شود، نه ثبت متوقف می‌شود. فقط می‌گوید داری گران‌تر (یا ارزان‌تر) از فهرستِ خودت معامله می‌کنی. شاید عمدی باشد — این مشتری خاص است، یا این محموله فرق دارد.

چهار جا عمداً ساکت می‌ماند، وگرنه هشدار پرحرف می‌شد و یاد می‌گرفتی نادیده‌اش بگیری:

حالتچرا هشدار ندارد
ردیفِ مرجوعیدرصدش توافقِ موردیِ پس‌دادن است، نه نرخ (همان قاعدهٔ بخش ۴۸)
ردیفِ اجرتِ ریالی یا عددیبا درصد قابلِ مقایسه نیست
سندِ دریافت و خریدآنجا فیِ فروش نقدی معیار نیست
جنسی که فیِ فروش نقدی نداردمعیاری برای مقایسه وجود ندارد

و اگر آن شخص مازادِ نسیه داشته باشد، هشدار خودش حسابش می‌کند: با نسیهٔ ٪۲، ردیفِ ٪۱۰ ساکت است و ردیفِ ٪۸ هشدار می‌گیرد. وگرنه هر سندِ نسیه‌ای یک هشدارِ کاذب می‌گرفت.


#تخفیف خوش‌حساب: تخفیفی که وزن است، نه ریال

بخش ۳۹ «کسر و اضافه» (کد ۸) را گفت. آن ابزار ریالی است و برای تکفروشی ساخته شده: ماندهٔ نقدی را گرد می‌کنی یا خرده‌اش را می‌بخشی.

در بنکداری حساب وزنی است و کد ۸ کاری از دستش برنمی‌آید. اینجا تخفیف یعنی: «از جمعِ وزنی که این ماه به تو دادم، ٪۲٫۵ را می‌بخشم.»

در پابرگِ سند، هر وقت سند ردیفِ طلایی داشته باشد، دکمهٔ «تخفیف خوش‌حساب (کد ۹)» می‌آید. درصد را می‌زنی و تمام:

۱۲٫۵۰۰ گرمِ ۷۵۰  ×  ٪۲٫۵  =  ۰٫۳۱۳ گرمِ ۷۵۰

یک ردیفِ تازه ساخته می‌شود با نامِ «اضافه — تخفیف»، عیارِ ۷۵۰، و یادداشتِ «تخفیف خوش‌حساب ٪۲٫۵». به قولِ ویدئو: انگار ۰٫۳۱۳ گرم مازاد روی این وزن‌ها گرفته بودی و تخفیف خورد.

پایهٔ درصد جمعِ وزنِ ۷۵۰ِ ردیف‌های طلای همان سند است — نه وزنِ خام. سندی که آبشدهٔ ۷۴۰ و ساختهٔ ۷۵۰ را با هم دارد، با وزنِ خام عددِ بی‌معنایی می‌داد:

۱۲٫۵۰۰ (۷۵۰)  +  ۱۰٫۰۰۰ گرمِ ۷۴۰ → ۹٫۸۶۷  =  پایهٔ ۲۲٫۳۶۷

دو چیز در پایه شمرده نمی‌شوند: ردیفِ مرجوعی (خودش برگشتِ یک ردیفِ دیگر است) و تخفیف‌های قبلیِ همین سند (وگرنه تخفیفِ دوم روی اولی سوار می‌شد).

جهتِ ردیف را خودش تشخیص می‌دهد و از تو نمی‌پرسد: طرف بدهکار بود، بدهی‌اش کم می‌شود؛ طلبکار بود، از طلبش کم می‌شود. تخفیف همیشه به نفعِ طرفِ مقابل است.

#چرا کد ۹ و نه یک ردیفِ عادی

این مهم‌ترین بندِ این بخش است. ردیفِ تخفیف با کد ۹ («اضافه») ثبت می‌شود، و کد ۹ سه خاصیت دارد که دقیقاً همان چیزی است که تخفیف لازم دارد:

با کد ۹ ✅با یک ردیفِ طلای عادی ❌
ماندهٔ حساب۰٫۳۱۳ گرم به نفعِ طرفهم درست است
گردش موجودی (کاردکس)دیده نمی‌شود۰٫۳۱۳ گرم «سرویس» از انبار درمی‌آید
فیِ دریافتیِ آن جنسدست‌نخوردهبا یک ردیفِ بی‌فی رقیق می‌شود
سود و زیانزیانِ ۰٫۳۱۳ گرمِ ۷۵۰همان، ولی قاطیِ فروش

سطرِ اول باز هم فریبنده است — مثل بخش ۴۸، ماندهٔ حساب در هر دو حالت یکی است. تفاوت فقط در گزارش‌ها پیدا می‌شود. تخفیف جنس نیست؛ هیچ فلزی جابه‌جا نشده. کد ۹ همان ابزاری است که «اجارهٔ طلا» (بخش ۴۴) هم با آن روی حساب می‌نشیند: وزنی که به حساب می‌رود بی‌آنکه چیزی از ویترین کم شود.

عددِ ویدئو ۰٫۳۱ است و اینجا ۰٫۳۱۳ درمی‌آید. کیمیا وزن را دو رقم گرد می‌کند؛ قراردادِ وزنیِ این پنل همه‌جا سه رقم است و اینجا هم استثنا نمی‌شود.

#مرکز تاریخ و ساعت ثبت اسناد (v112)

در تنظیمات، کارت «مرکز تاریخ و ساعت» سه مقدار را نشان می‌دهد: تاریخ و ساعت فعلی دستگاه، تاریخ شمسی متناظر و منطقهٔ زمانی مرورگر. دکمهٔ «تازه‌سازی زمان» برای کنترل دوبارهٔ ساعت در دسترس است.

تاریخ سند جدید از ساعت دستگاه و منطقهٔ زمانی مرورگر خوانده می‌شود. این مرکز ساعت سیستم‌عامل را تغییر نمی‌دهد؛ پیش از ثبت اسناد، ساعت و منطقهٔ زمانی سیستم‌عامل را بررسی کنید تا تاریخ روز اشتباه وارد نشود. این نمایش فقط ابزار کنترل است و هیچ سند یا مانده‌ای ایجاد نمی‌کند.


#خلاصه در یک نگاه

می‌خواهیکجانتیجه
نرخِ ثابتِ فروشِ یک جنساطلاعات پایه ← اجناس ← درصد فروش نقدیدر فروش و پرداخت خودش می‌آید
ببینی خودت چند خریده‌ایهمان فرم ← فی دریافتی (خواندنی)میانگینِ وزنیِ ورودی‌ها
مشتریِ نسیه گران‌تر حساب شودفرمِ شخص ← مازاد ٪ / فی نسیهفقط در سندِ پرداخت
٪ از کلِ وزنِ سند ببخشیپابرگِ سند ← تخفیف خوش‌حسابردیفِ «اضافه — تخفیف» (کد ۹)

#۵۰. دفتر معین: گردشِ یک طرف حساب، ردیف‌به‌ردیف

بخش ۴۲ «دفتر روزانه» را گفت: امروز در مغازه چه گذشت. این بخش همان داده را از زاویهٔ دیگری می‌بُرد:

با این یک نفر، از اول تا حالا چه گذشت — و بعد از هر ردیف، مانده‌اش چند شد؟

صحنهٔ آشنا:

بنکداری. آقای تهماسب مشتری‌تان است. طی چند فاکتور در تاریخ‌های مختلف از شما جنس گرفته، بعضی وقت‌ها هم آبشده آورده بابت تصفیهٔ حساب. ماندهٔ این سندش بدهکار است؛ سند بعدی چون آبشده‌اش وزنش بیشتر از جنسی بوده که تحویلش داده‌اید، طلبکار شده. این طلب با آن بدهی… در نهایت هنوز طلبکار است. تا آخرین سندش، و ماندهٔ نهایی این مقدار می‌شود.

این دقیقاً همان گفت‌وگویی است که سرِ پیشخوان اتفاق می‌افتد. برای این گفت‌وگو جمعِ کل کافی نیست؛ باید ردیف به ردیف با هم پیش بروید.


#چطور بازش کنی

سه در به یک اتاق:

از کجاچطور
اشخاص و حساب‌هادکمهٔ 📖 روبه‌روی هر نفر
کارت حساب (کلیک روی نام شخص)دکمهٔ «دفتر کامل»
خلاصه وضعیتکلیک روی نامِ هر بدهکار/بستانکار

دفتر در یک سربرگ جدا باز می‌شود، پس می‌توانی هم‌زمان دفترِ دو نفر را کنار هم بگذاری و بین‌شان جابه‌جا شوی (بخش ۲۳). نام سربرگ هم «معین — نامِ شخص» است تا در شلوغی گم نشود.

جای مودالِ قدیمی را گرفت. تا نسخهٔ قبل، دکمهٔ «دفتر حساب» یک پنجرهٔ کوچک باز می‌کرد که هر سند را یک سطر نشان می‌داد: کد، نوع، تاریخ، مبلغ. سه چیز در آن نبود و هر سه دقیقاً همان‌هایی‌اند که طرفِ حساب سرشان بحث می‌کند — پس آن پنجره برداشته شد و همهٔ درها به این صفحه وصل شدند.

#سه چیزی که این دفتر می‌دهد

۱) ماندهٔ بعد از هر ردیف. دو ستون از بقیه جدا شده‌اند و پس‌زمینهٔ طلایی دارند: «ماندهٔ وزن ۷۵۰» و «ماندهٔ مبلغ». عدد هر سطر یعنی بعد از این ردیف حسابتان چقدر شد — نه جمعِ سند، نه جمعِ آخر. سؤالِ «کِی رفتم روی بدهکار؟» فقط با همین ستون جواب دارد.

هر عدد یک برچسبِ کوچک دارد:

۲) ریزِ ردیف. یک سندِ بنکداری پنج قلم دارد؛ «مبلغِ سند» یک عددِ درهم است که هیچ‌کس نمی‌تواند رویش بحث کند. اینجا هر قلم خطِ خودش را دارد، با شرح، عیار و بابتش.

۳) ماندهٔ قبلی. بالای جدول یک سطرِ خاکستری هست: ماندهٔ قبلی. اگر بازه‌ای انتخاب کرده‌ای، این عدد ماندهٔ درست پیش از شروع بازه است. دفترِ سه‌ماهه‌ای که از صفر شروع شود دروغ می‌گوید.


#بازه، جست‌وجو و ماندهٔ نهایی

نوار بالای جدول همان نوارِ آشنای دفتر روزانه است: انتخابِ شخص، بازهٔ آماده (امروز، این ماه، ۷ روز…) یا بازهٔ دستی، و یک کادر جست‌وجو که در شرح، نوع سند و کد سند می‌گردد.

یک قاعدهٔ مهم: بازه و جست‌وجو فقط پنجرهٔ دید را کوچک می‌کنند. ردیفِ «ماندهٔ نهایی» در پای جدول همیشه ماندهٔ کلِ حساب است، نه جمعِ چیزی که روی صفحه می‌بینی. بازه را می‌گذاری که ببینی، نه که عوض کنی چقدر طلبکاری. پس اگر ماندهٔ نهایی با کارت حساب یکی درنیامد، یعنی جایی اشکال هست — نه اینکه «بازه فرق دارد».

پای جدول سه چیز پشت سر هم می‌آید: جمعِ دریافتی و پرداختیِ بازه، بعد ماندهٔ نهایی به تفکیکِ طلا، ریال، هر نوع سکه و هر ارز.


#چهار کارتِ بالای صفحه

کارتچه می‌گوید
ماندهٔ طلابا رنگ و کلمهٔ بستانکار/بدهکار/تسویه
ماندهٔ ریالیهمان‌طور
ردیف در این بازهمثلاً «۱۲ از ۸۴» یعنی از ۸۴ ردیفِ کلِ حساب، ۱۲ تا در این پنجره است
نشان‌دارهامثلاً «۷ / ۸۴» — و مهم‌تر، جمله‌اش: «با ماندهٔ نهایی می‌خواند» یا «هنوز نمی‌خواند»

ستونِ «سند» شمارهٔ فاکتورِ همین شخص را می‌دهد، چون طرفِ حساب می‌گوید «فاکتور سومِ من»، نه «سند شمارهٔ ۳۷۵».


#واخوانی: نشان‌دار کردنِ ردیف‌ها

این کارِ اصلیِ دفتر معین است.

پرینتِ حسابِ آقای تهماسب دستتان است و دفترِ معینش روی صفحه. ردیف اول را نگاه می‌کنید: ما فروختیم، ایشان زده خرید — درست است، نشان‌دارش می‌کنید. ردیف دوم را هر چه در لیستِ ایشان می‌گردید نمی‌بینید — از آن رد می‌شوید. ردیف سوم: ما زدیم پرداخت آبشده، ایشان هم زده دریافت آبشده — درست است، نشان.

روی هر ردیف که موس ببرید، کنارِ شماره‌اش یک تیک ظاهر می‌شود. یا ساده‌تر: ردیف را انتخاب کنید و کلید فاصله (Space) را بزنید. ردیف رنگش متمایز می‌شود و یک نوارِ سبزِ باریک در لبه می‌گیرد.

نشان‌ها روی همان شخص ذخیره می‌شوند. فردا که برگردید، دفتر همان‌جایی است که رهایش کردید — با یک نگاه معلوم است کدام ردیف‌ها را بررسی کرده بودید و کدام‌ها را نه.

چرا نشان‌ها چندتایی‌اند و نه «تا کجا رسیدم»: ردیف‌ها به ترتیب تطبیق نمی‌شوند. ردیف چهارم ممکن است بماند و پنجم تا دهم تیک بخورند. با یک نشانِ تکی، همان ردیفِ چهارم گم می‌شد — و دقیقاً همان ردیف است که اختلافِ حساب است.

#عددی که همهٔ کار به آن ختم می‌شود

پای جدول، درست بالای «ماندهٔ نهایی»، دو ردیفِ سبز اضافه می‌شود:

نشان‌دارها . طلا (۷ ردیف) — جمع دریافتی، جمع پرداختی، و ماندهٔ نشان‌دارها نشان‌دارها . ریال — همان سه عدد

قاعده در یک جمله:

اگر همهٔ ردیف‌ها نشان بخورند، «ماندهٔ نشان‌دارها» باید با «ماندهٔ نهایی» یکی شود.

وقتی دو عدد بخوانند، خانهٔ ماندهٔ نشان‌دارها یک قابِ سبز می‌گیرد و کارتِ چهارمِ بالای صفحه هم سبز می‌شود.

سلکتورِ اولِ نوارِ کلیدها هم همین کار را راحت می‌کند:

گزینهچه می‌کند
همهٔ ردیف‌هاحالت عادی
بی‌نشان‌هافقط ردیف‌هایی که هنوز تیک نخورده‌اند — یعنی دقیقاً کارِ باقی‌مانده
نشان‌دارهافقط تیک‌خورده‌ها

دکمهٔ «برداشتن همهٔ نشان‌ها» هم برای شروعِ یک واخوانیِ تازه است.

نشان روی مانده و ماندهٔ نهایی هیچ اثری ندارد — فقط علامتِ کار است. و اگر ردیفی بعداً پاک شود، نشانش بی‌سروصدا می‌افتد.

#کلیدهای نمایش

نوارِ دومِ بالای جدول شش کلید دارد. هیچ‌کدام عدد را عوض نمی‌کنند، فقط شکلِ دیدن را:

خلاصهٔ سند. سندی که هفت ردیف دارد، در یکی دو خط جمع می‌شود: «جمع دریافتی · طلا»، «جمع پرداختی · ریال». اول روشن می‌کنید تا بفهمید اختلاف در کدام سند است، بعد خاموش می‌کنید و می‌روید سراغ ریزش. روی خطِ خلاصه که کلیک کنید، ریزِ همان خط زیرش باز می‌شود.

نشان‌دار کردنِ یک خطِ خلاصه یعنی نشان‌دار کردنِ همهٔ ریزهایش — یک منبعِ حقیقت، نه دو تا. و خطِ خلاصه فقط وقتی تیک‌خورده نشان داده می‌شود که همهٔ ریزهایش تیک خورده باشند.
موقع چاپ حواستان باشد: اگر خلاصه روشن باشد، پرینت هم خلاصه می‌آید. برای فرستادنِ ریزِ اسناد، اول خلاصه را خاموش کنید و بعد چاپ بگیرید.

ترتیب تاریخ. پیش‌فرضِ دفتر ترتیبِ ثبت است، نه تاریخ. دلیلش عملی است: فاکتورهای کاغذی به همان ترتیبی دستِ طرفِ حساب رسیده که ثبت شده‌اند. اگر فاکتوری جا مانده و آن را بعداً با تاریخِ قدیمی وارد کرده‌اید، در دفتر ته می‌ماند — و ماندهٔ آخرِ دفتر با آخرین فاکتوری که دستِ اوست یکی درمی‌آید. اگر ترتیبِ تقویمی می‌خواهید، این کلید را روشن کنید.

فقط تغییرات ریالی. وقتی فهمیده‌اید اختلاف ریالی است، ردیف‌هایی که ماندهٔ ریالی را اصلاً تکان نداده‌اند (جنسی که فقط وزن جابه‌جا کرده، آبشدهٔ دریافتی و پرداختی) فقط شلوغی‌اند. این کلید کنارشان می‌گذارد.

اجرت در ردیف جدا. اجرتِ ساخت از مبلغِ هر ردیف جدا و در یک خطِ مستقلِ ته سند جمع می‌شود؛ پس در ستونِ ردیف همان وزن و مبلغِ خودِ کار می‌ماند. مجموع دست‌نخورده است، فقط جایش عوض می‌شود.

یادداشت سند در شرح. یادداشتی که روی خودِ سند نوشته‌اید (مثلاً «حواله به جناب راشدی») زیرِ همهٔ ردیف‌های آن سند تکرار می‌شود.

یادداشتِ ردیف با یادداشتِ سند فرق دارد. یادداشتِ ردیف مالِ همان یک ردیف است و همیشه می‌آید — چه این کلید روشن باشد چه خاموش. جست‌وجوی دفتر هم هر دو را می‌بیند، پس می‌توانید بنویسید «تا این تاریخ بررسی شد» و بعداً همان را جست‌وجو کنید.

نام طرف مقابل در حواله. به‌طور پیش‌فرض ردیفِ حواله فقط «حواله» نوشته می‌شود؛ مشتری لازم نیست بداند پولش از حسابِ کدام بنکدار آمده. اگر می‌خواهید نامِ طرفِ مقابل هم بیاید، این کلید را روشن کنید. داده دست نمی‌خورد، فقط نمایش.

فیلترِ ارز و سکه. اگر دفتر ارز یا سکه دارد، یک سلکتور اضافه می‌شود: «فقط امامی»، «فقط دلار»… تا وقتی اختلاف را روی یک چیزِ مشخص گیر آورده‌اید، بقیه سرِ راه نباشند.


#رفتن به خودِ سند

دابل‌کلیک روی هر ردیف، سندش را باز می‌کند. مسیرِ «یک عدد مشکوک دیدم ← سندش را باز کنم ← اصلاح ← برگردم» با دو حرکت بسته می‌شود.


#چاپِ دفتر

دکمهٔ «چاپ دفتر» بالای صفحه، همین جدول را با سربرگِ «دفتر معین ـ نامِ شخص ـ بازه» و نامِ مغازه چاپ می‌کند. در چاپ همهٔ ردیف‌ها می‌آیند (اسکرول برداشته می‌شود) و راهنمای پایینِ صفحه حذف می‌شود.

این همان برگه‌ای است که موقع تسویهٔ حساب روی میز می‌گذاری.


#ردیفی که خودت نزده‌ای

اگر سندِ فروشی مالیات داشته باشد، در دفتر یک خطِ جدا می‌بینی: «سود فروشنده و ارزش افزوده». این ردیف را کاربر نزده، ولی در ماندهٔ طرفِ حساب هست — پس اگر نمایش داده نشود، ماندهٔ تهِ دفتر با کارت حساب یکی درنمی‌آید و بین دو عددِ رسمی گیر می‌کنی. زیرِ آن هم نوشته می‌شود سود چقدر بود و مالیات چقدر.


#آنچه این دفتر عمداً نمی‌کند


#۵۱. معکوسِ سند: خرید و فروشِ آینه با Ctrl+H

کجاست: صفحهٔ سند ← دکمهٔ «معکوس» در نوارِ ابزار، کنارِ دکمهٔ «انتقال» ← یا کلید Ctrl+H روی صفحه‌کلید.

سندِ فروش را برای «ایرج طهماسب» زده‌ای و پول را نقد گرفته‌ای. همین معامله از طرفِ دیگر هم یک سند است: تأمین‌کننده‌ای که این جنس را به شما فروخته («ابوالفضل جلالی») باید یک سندِ خرید همراهش ثبت شود — با همان وزن و همان فی، فقط طرفِ حساب و جهت برعکس.

#کارِ غلطی که وسوسه‌کننده است

سندِ دوم را از نو دستی تایپ کنی: نوع، شخص، ردیف‌ها، وزن، عیار، فی — همهٔ همان اعداد، یک‌بارِ دیگر. هر تایپِ دوباره یک فرصتِ تازه برای اشتباه است، مخصوصاً وقتی وزن و فی اعدادِ ریز و اعشاری‌اند.

«معکوس» برای همین ساخته شده: یک سندِ آینه با همان وزن و همان فی می‌سازد؛ فقط نوع را برعکس می‌کند (فروش↔خرید، دریافت↔پرداخت) و از تو می‌پرسد این سند برای کدام شخص باشد. خودت فقط مظنه را عوض می‌کنی.

#روالِ کار

گامکار
۱سندِ اصلی را باز کن — باید قبلاً ذخیره شده باشد
۲دکمهٔ «معکوس» در نوارِ ابزار یا کلید Ctrl+H
۳هشدار می‌آید و شخصِ مقصد را انتخاب می‌کنی — از لیست، یا اسمش را در کادرِ جست‌وجو بنویس
۴«معکوس کن» — یک سندِ تازه و ذخیره‌نشده باز می‌شود، پر از ردیف‌های کپی‌شده
۵مظنه و هر عددِ دیگری را که لازم است تغییر بده، بعد خودت ذخیره سند بزن
سندِ آینه خودکار ذخیره نمی‌شود — درست مثلِ «سندِ جدید» ساختنِ مرجوعی. تا کلیدِ «ذخیره سند» را نزنی، چیزی در دفترِ حساب ثبت نمی‌شود؛ همیشه اول بازبینی، بعد ذخیره.

#⚠ چه چیزی کپی می‌شود و چه چیزی نه

ردیف‌ها با وزن، عیار، فی و تعداد عیناً کپی می‌شوند — «همون مبلغ رو میاره، صرفاً مظنه رو تغییر بدی». اما چهار چیز عمداً کپی نمی‌شوند: یادداشتِ ردیف، شناسهٔ چک، شناسهٔ مرجوعی، و شناسهٔ کارتخوان — این‌ها به سندِ مبدأ قفل بودند و روی سندِ آینه بی‌معنی‌اند. تاریخِ ردیف هم پاک می‌شود؛ وقتی سند ذخیره شود، تاریخِ همان روز را می‌گیرد.

از خودِ سند هم واحدِ قیمت، مظنه و نوعِ بانک/کارتخوان کپی می‌شوند؛ طرفِ حساب البته کپی نمی‌شود — همان چیزی است که از تو پرسیده می‌شود.

این ردیف هیچ ربطی به سندِ مبدأ ندارد — مثلِ حوالهٔ دوطرفه نیست. حواله و کارتخوان دو سند را با یک شناسهٔ مشترک به هم قفل می‌کنند: یکی را که عوض کنی، ردِ پایش روی آن یکی هم می‌ماند. سندِ آینهٔ معکوس این‌طور نیست؛ یک سندِ کاملاً مستقل است. اگر بعداً سندِ مبدأ را ویرایش یا حذف کنی، سندِ آینه (اگر قبلاً ذخیره شده) دست‌نخورده می‌ماند — و برعکس.

#چه سندهایی معکوس‌شدنی‌اند

#چک‌لیستِ بعد از هر معکوس

  1. شخصِ مقصد را درست انتخاب کرده‌ای؟
  2. مظنه و هر عددی که باید دستی عوض شود را چک کن — فقط وزن و فی از سندِ اول کپی شده‌اند.
  3. سند را ذخیره کن؛ تا نزنی، هیچ‌جا ثبت نشده.

جمع‌بندی: وقتی یک معامله هم‌زمان دو طرف دارد — فروشِ نقدی به مشتری که هم‌زمان خریدِ همان جنس از تأمین‌کننده هم هست — به‌جای تایپِ دوباره، سندِ اول را معکوس کن (Ctrl+H)، شخص و مظنه را عوض کن، و ذخیره بزن.


#۵۲. ماشین حسابِ سلول: جمعِ چند وزن با کلید =

کجاست: داخلِ سند، روی سلولِ وزن، تعداد یا مبلغ (فی) کلید = را بزن — پنجرهٔ ماشین حساب همان‌جا باز می‌شود.

مشتری یک بسته انگشتر آورده تا وزنش را با هم جمع کنی؛ یا چند تکه پول‌خرد که باید تعدادشان را بشماری. لازم نیست بیرون از برنامه با ماشین حسابِ گوشی جمع بزنی و بعد عددِ نهایی را تایپ کنی — که هم وقت‌گیر است، هم اگر اشتباه شود دیگر معلوم نیست عددِ داخلِ سلول از کجا آمده.

#روالِ کار

گامکار
۱روی سلولِ وزن (یا تعداد، یا فی) بایست و کلید = را بزن
۲عددِ اول را بنویس و Enter (یا دکمهٔ +) — به نوار اضافه می‌شود
۳عددِ بعدی… همین‌طور تا آخر. برای کم‌کردن (مثلاً وزنِ نخ یا جعبه) دکمهٔ - را بزن
۴حاصل بالای پنجره، لحظه‌به‌لحظه، پیدا است — با شمارِ موردها (۴ مورد)
۵تأیید یا کلید F2 — نتیجه در سلول می‌نشیند
هر عددی که وارد کردی یک «برچسب» می‌شود؛ اگر اشتباه زدی، ✕ رویش را بزن تا فقط همان یکی حذف شود، بی‌آنکه از نو شروع کنی. اگر عددی را تایپ کرده‌ای ولی هنوز Enter نزده‌ای، تأیید/F2 همان را هم حساب می‌کند — پس عددِ آخر جا نمی‌ماند.

#ضرب و تقسیم هم هست

سه سکه یا سه انگشترِ هم‌وزن گرفته‌ای و می‌خواهی وزنِ کل را بدانی؟ لازم نیست سه بار همان عدد را جمع بزنی: بنویس ۳، دکمهٔ × را بزن، بعد وزنِ هر دانه (۸٫۱۳۳) را بنویس و تأیید — نتیجه ۲۴٫۳۹۹ گرم در سلول می‌نشیند. دکمهٔ ÷ هم برعکسِ همین کار را می‌کند (وزنِ کل تقسیم بر تعداد).

#عملگرِ هر مورد را می‌شود عوض کرد

روی علامتِ کوچکِ کنارِ هر برچسب که بزنی، عملگرِ همان مورد می‌چرخد: + ← − ← × ← ÷. اگر وزنِ نخ را اشتباهی جمع زدی، به‌جای پاک‌کردن و نوشتنِ دوباره، فقط علامتش را روی − بگذار.

#پاک کردنِ آخری و بازگشت

#سه ستون، سه حالت

#ممیزِ بارکدهای بازار

بعضی بارکدهای بازار وزن را بدون ممیز چاپ می‌کنند: روی برچسب نوشته ۵۳۳ ولی منظور ۵٫۳۳ گرم است. گزینهٔ «ممیز برای بارکدهای بازار» را که تیک بزنی، هر عددِ صحیحی که در حالتِ وزن وارد کنی خودش تقسیم بر ۱۰۰ می‌شود و ممیز سرِ جایش می‌نشیند (۵۳۳ ← ۵٫۳۳). عددی که خودت با ممیز نوشتی دست‌نخورده می‌ماند. این تیک به خاطر سپرده می‌شود؛ دفعهٔ بعد هم روشن است تا خودت خاموشش کنی.

با تفنگِ بارکدخوان: لازم نیست بینِ اسکن‌ها دستی + بزنی. تفنگ بعد از هر بارکد خودش Enter می‌فرستد و ماشین حساب همان Enter را «جمع» می‌فهمد؛ پس پشتِ سرِ هم اسکن کن و آخرش F2 بزن.

#سلول یادش می‌مانَد از چه ساخته شده

اگر نتیجهٔ یک سلول از دو مورد یا بیشتر ساخته شده باشد، کنارِ آن سلول یک نشانِ کوچک مثلِ Σ۴ می‌بینی. موس را رویش نگه‌داری، ریزِ همان زنجیره (۵٫۳۴ + ۶٫۳۴ + ۴٫۴۷ − ۰٫۰۵) را نشان می‌دهد.

و مهم‌تر: اگر همان سلول را دوباره با = باز کنی، نوار سرِ جایش است — همان چهار مورد با همان عملگرها. لازم نیست از نو همه را بزنی؛ فقط موردِ اشتباه را پاک کن یا عملگرش را عوض کن و دوباره تأیید بزن. اگر سلول را دستی عوض کنی، این حافظه پاک می‌شود — چون دیگر آن زنجیرهٔ قبلی معتبر نیست.

جمع‌بندی: روی سلولِ عددی کلید = را بزن، عددها را با Enter جمع، با - کم و با × و ÷ ضرب و تقسیم کن، حاصل را ببین و با F2 تأیید کن. برای بارکدهای بی‌ممیز تیکِ بارکد را روشن کن، و بدان که سلول نوارِ کاملِ ورودی‌ها را برای دفعهٔ بعد نگه می‌دارد.


#۵۳. شمارهٔ دوم و تصفیه با متفرقه

#شمارهٔ دوم

کجاست: سربرگِ سند، کنارِ تاریخ، فیلدِ «شمارهٔ دوم».

شمارهٔ سند (d_code) شمارهٔ خودِ ماست — پشتِ سرِ هم و خودکار. اما گاهی طرفِ حساب (کارگاه، بنکدار، ذوب‌خانه) خودش هم برای همان معامله یک شماره یا کدِ فاکتور دارد. اگر یک روز حساب‌ها جور درنیامد، تطبیق دادنِ سندِ ما با فاکتورِ کاغذیِ او راحت‌تر است وقتی همان شماره‌ای که رویِ کاغذِ او نوشته شده، اینجا هم ثبت شده باشد.

#تصفیه با متفرقه

کجاست: پای سند، زیرِ ماندهٔ طلاییِ زندهٔ طرف حساب — وقتی مانده صفر نیست، دکمهٔ «تصفیه با متفرقه» خودش ظاهر می‌شود.

کارگاه طلای خام تحویل داده و شما هم مقداری پرداخته‌اید؛ ته‌ماندهٔ کوچکی از وزن باقی مانده که باید با یک تکه طلای متفرقه (کد ۲) بسته شود. راهِ قدیمی این بود که ماندهٔ روی صفحه را نگاه کنی، با ماشین‌حساب وزنِ دقیقِ لازم را دربیاوری، بعد دستی یک ردیفِ متفرقه بسازی — و اگر یک رقم اشتباه تایپ می‌شد، مانده دیگر صفر نمی‌شد.

با این دکمه لازم نیست هیچ‌کدام از این‌ها را دستی انجام بدهی:

گامکار
۱ماندهٔ طلاییِ سند را نگاه کن — همان کارتِ «مانده طلایی» پای صفحه
۲اگر صفر نیست، دکمهٔ «تصفیه با متفرقه» را می‌بینی، با وزنِ دقیقِ لازم رویش نوشته شده
۳کلیک کن — یک ردیفِ متفرقه با همان وزن و عیارِ پایه (۷۵۰) به سند اضافه می‌شود
۴ماندهٔ طلایی همان لحظه صفر می‌شود

جمع‌بندی: «شمارهٔ دوم» شمارهٔ فاکتورِ طرفِ مقابل را کنارِ شمارهٔ خودمان نگه می‌دارد؛ «تصفیه با متفرقه» ته‌ماندهٔ طلایی را با یک کلیک، بدون ماشین‌حساب، دقیقاً صفر می‌کند.


#۵۴. مرجوعیِ شناسنامه‌دار: همان آبشده و همان چک، نه یکی شبیهِ آن

کجاست: داخلِ سند — ردیفی که تشخیصش را روی «مرجوع» می‌گذاری، خودش یک نوارِ بنفش زیرِ دستت باز می‌کند. کنارِ آن دو گزارشِ تازه: تبِ «شناسنامهٔ آبشده» در دفتر ذوب، و ستونِ «موجود برگشتی» و دکمهٔ «زندگی‌نامه» در دفتر چک.

#مسئله: مرجوعی که مثلِ معاملهٔ تازه ثبت می‌شود

آبشده‌ای را با بابتِ تصفیه به کارخانه داده‌ای. چند روز بعد پسش می‌فرستد — یا شکسته، یا عیارش مشکل داشت، یا هر دلیلِ دیگر. حالا همان طلا دارد برمی‌گردد.

راهِ ساده و غلط این است که یک ردیفِ «دریافتِ آبشده» بزنی. مانده درست درمی‌آید، ولی سه چیز خراب می‌شود:

چه چیزی خراب می‌شودچرا
پایِ خودتدفتر خیال می‌کند از این کارخانه آبشدهٔ تازه خریده‌ای؛ میانگینِ خرید با طلایی که اصلاً نخریده‌ای رقیق می‌شود
فاکتوربرگه‌ای که دستِ طرف می‌دهی، از مرجوعی حرفی نمی‌زند — دو ماه بعد سرِ همین برگه بحث می‌شود
ردِ لُنگهآن آبشده در دفتر گم می‌شود: نه معلوم است از کجا آمده، نه به کجا رفته، نه چرا برگشته

قاعده یک جمله است: مرجوعی، معاملهٔ تازه نیست. همیشه با تشخیصِ «مرجوع» ثبتش کن.

#راهِ اول: فهرستِ منبع، همان‌جا زیرِ ردیف

ردیف را بساز، تشخیصش را «مرجوع» بگذار و شرح را روی همان چیزی که برمی‌گردد بگذار (آبشده کد ۱، چکِ دیگران کد ۶، …). به‌محضِ این کار یک نوارِ بنفش زیرِ ردیف باز می‌شود که می‌گوید «مرجوعیِ چه چیزی؟».

فهرستی که باز می‌شود، فهرستِ همه‌چیز نیست. فقط چیزهایی را نشان می‌دهد که:

این محدودیت عمدی و مهم است: نمی‌گذارد آبشده‌ای را که از جای دیگری گرفته‌ای، اشتباهی به‌عنوانِ مرجوعیِ این طرف ثبت کنی.

جست‌وجو: کادرِ بالای فهرست هر نشانه‌ای را قبول می‌کند — وزن، عیار، نامِ ریزگیری، شمارهٔ قبض، تاریخ، شمارهٔ سند. برای چک: مبلغ، شمارهٔ چک، نامِ بانک، سررسید. حتی بخشی از مبلغ کافی است، و جداکنندهٔ هزار هم اذیت نمی‌کند (۱،۲۵۰،۰۰۰ و 1250000 یکی‌اند).

اگر یادت رفت کیبورد را فارسی کنی، نگران نباش. lghdvd را هم می‌فهمد و «ملایری» را پیدا می‌کند — هر دو شکلِ لاتین و فارسی با هم امتحان می‌شوند، پس متنِ واقعاً لاتین هم قربانیِ این ترجمه نمی‌شود.

بدونِ برداشتنِ دست از کیبورد: با ↓ و ↑ بین گزینه‌ها برو، با Enter انتخاب کن، با Esc ببند.

با انتخاب، همهٔ مشخصاتِ همان فاکتورِ اصلی سرِ جایش می‌نشیند — وزن، عیار، نامِ ریزگیری، شمارهٔ قبض، و برای چک: شماره، بانک و سررسید. نرخِ امروز جایگزینِ نرخِ آن روز نمی‌شود. بالای ردیف هم یک برچسبِ بنفش می‌آید که می‌گوید مرجوعیِ کدام ردیفِ کدام سند است.

#راهِ دوم: از خودِ سندِ اصلی

اگر سندِ اولیه دمِ دستت است، لازم نیست چیزی تایپ کنی:

گامکار
۱واردِ همان سندِ قبلی شو و از حالتِ قفل درش بیاور
۲روی همان ردیف کلیک کن
۳«مرجوع شود» را بزن (یا Ctrl+R)
۴می‌پرسد «همین سند یا سندِ جدید؟» — چون فاکتورِ قبلی را چاپ کرده و تحویل داده‌ای، معمولاً جوابْ سندِ جدید است
۵سندِ جدید با تشخیصِ مرجوع و همهٔ مشخصات، آماده ساخته می‌شود

فرقی نمی‌کند طرف مشتری باشد یا سازنده — همین یک کلید برای هر دو کار می‌کند.

#نگهبان: «این مرجوعی است، نه معاملهٔ تازه»

اگر با تشخیصِ عادی ثبت کنی و برنامه بفهمد که دقیقاً همان لُنگه (همان ریزگیری + همان شمارهٔ قبض + همان وزن) یا دقیقاً همان برگهٔ چک (همان شماره + همان مبلغ) را قبلاً خودت به همین شخص داده‌ای، پای سند یک نوارِ هشدار می‌آید:

همین آبشده (قبض ۳۳۱۲) را در سند ۱۲۰۱ به همین شخص داده‌ای — این «مرجوعی» است نه معاملهٔ تازه.

کنارش دکمهٔ «اصلاح کن» است: یک کلیک، تشخیص را «مرجوع» می‌کند و پیوندِ سندِ مبدأ را می‌بندد. هشدار جلوی ثبت را نمی‌گیرد — گاهی واقعاً همان وزن دوباره خریده شده — فقط نمی‌گذارد بی‌سر‌و‌صدا از کنارش رد شوی.

#شناسنامهٔ آبشده: زندگی‌نامهٔ یک لُنگه

کجاست: دفتر ذوب و آبشده ← تبِ «شناسنامهٔ آبشده».

هر لُنگه با نامِ ریزگیری + شمارهٔ قبض شناخته می‌شود. این تب هر لُنگه را یک سطر می‌کند و می‌گوید چقدرش آمده، چقدرش رفته، چقدرش هنوز نزدِ ماست، و چند بار برگشت خورده. سطر را که باز کنی، کلِ سفرش ردیف‌به‌ردیف می‌آید:

از حسین برزگر دریافت شد ← به امید ابراهیمی پرداخت شد ← از امید ابراهیمی دریافتِ مرجوعی شد

اسمِ هر طرف با کدش می‌آید، پس مستقیم می‌توانی برداری و در قسمتِ اسناد جست‌وجو کنی. بازهٔ پیش‌فرض یک ماه است — عمداً، چون بازهٔ باز روی دفترِ پرکار کُند می‌شود. اگر لازم شد، «از سه ماه پیش»، «فقط برگشت‌خورده» یا «از ابتدای دوره» را انتخاب کن.

#چک: همان برگهٔ کاغذی، نه یک چکِ تازه

چکی به سازنده داده‌ای، برده بانک، پاس نشده، و حالا خودِ برگه را پس می‌آورد. این چکِ تازه نیست؛ همان کاغذِ قبلی است.

ثبتش دقیقاً مثلِ آبشده است: ردیفِ مرجوع، شرحِ چکِ دیگران (کد ۶)، و فهرستی که فقط چک‌هایی را می‌آورد که خودمان قبلاً به همین شخص داده‌ایم. با انتخاب، شماره و بانک و سررسیدِ همان برگه می‌نشیند و وضعیتش برگشتی می‌شود.

دو چیزِ تازه در دفتر چک:

همین گزارش جوابِ سؤالِ بعدی را هم می‌دهد: این چک را از چه کسی گرفته بودم که حالا باید به او پسش بدهم؟ اسم را که دیدی، وارد سندِ همان شخص شو، روی ردیفِ دریافتِ چک کلیک کن، «مرجوع شود» را بزن و سندِ جدید بساز.

#فاکتور چه می‌گوید

روی برگهٔ چاپی، زیرِ ردیفِ مرجوعی یک جملهٔ کامل نوشته می‌شود — نه یک برچسبِ کوتاه:

این دریافت مرجوعی، برگشتِ ردیف ۲ سند ۱۲۰۱ (۱۴۰۳/۰۵/۱۲) است — قبض ۳۳۱۲ / ملایری.

پس اگر ماه‌ها بعد سرِ همین برگه بحث شد، خودِ کاغذ جواب را دارد.

جمع‌بندی: مرجوعی را همیشه با تشخیصِ «مرجوع» ثبت کن؛ فهرستِ زیرِ ردیف فقط چیزهایی را می‌آورد که واقعاً از تو به همین طرف رفته و هنوز برنگشته، و با یک Enter همان مشخصاتِ اصلی می‌نشیند. اگر یادت رفت، نگهبانِ پای سند یادآوری می‌کند و با یک کلیک درستش می‌کند. «شناسنامهٔ آبشده» و «زندگی‌نامهٔ چک» هم می‌گویند هر لُنگه و هر برگه از کجا آمده، کجا رفته و چرا برگشته.


#۵۵. برداشت شخصی به نامِ صاحبش: سهم شرکا از هر سه در

ویدئوی مرجع با یک جملهٔ صریح تمام می‌شود:

«اگر آورده یا برداشتِ شخصی تو کیمیا قبلاً در طولِ دوره‌تون ثبت کرده باشید، اون برداشت و آورده هم [در سهم شرکا] محاسبه بشه.»

تا پیش از این نسخه، این اتفاق نمی‌افتاد. دلیلش یک اشکالِ ساده ولی پرهزینه بود: برداشتِ شخصی سه راهِ ثبت داشت و گزارشِ «سهم شرکا» فقط یکی از آن سه را می‌دید. کاربری که راهنمای خودِ پنل را مو به مو اجرا کرده بود و برداشتش را در «مخارج مغازه» ثبت کرده بود، در گزارش عددِ صفر می‌دید و پنل به او می‌گفت هنوز کلِ سهمش را طلبکار است.

#مسئله را از کجا شروع کنیم

ویدئو سه چیز پشتِ سرِ هم می‌گوید و هر سه یک ریشه دارند:

  1. «برداشتِ شخصی‌تون رو به هیچ عنوان در سندِ هزینه ثبت نکنید.» چون سودِ خالص یعنی کارکردِ اجناس منهای هزینه‌هایی که بابتِ همان سوددهی انجام شده — و پولی که شما از صندوق برمی‌دارید بابتِ سوددهی خرج نشده.
  2. «یک ردیف به خلاصه وضعیت اضافه می‌شود بابتِ ماندهٔ حساب‌های سرمایه و برداشت، و برداشتِ شخصی را به شرطِ طلبِ مغازه نشان می‌دهد.»
  3. «برای اینکه ببینید دستِ هر شخص چقدر می‌گیرد، باید بروید گزارشِ سهم شرکا.»

#چه چیزی عوض شد

#۱) نامِ شریک، در همان جایی که برداشت ثبت می‌شود

در «مخارج مغازه»، وقتی تشخیص را روی برداشت شخصی بگذارید، پنجره‌ای باز می‌شود که به نامِ کدام شریک؟ را می‌پرسد و اجازه می‌دهد جهت را روی برداشت از مغازه یا آورده به مغازه بگذارید. بدونِ این نام، مبلغ در دفتر می‌ماند ولی از سهمِ هیچ‌کس کم نمی‌شود — و همین بود که آن ۳۴۰ میلیون را گم می‌کرد.

#۲) پیوندِ شریک به حسابِ شخصش

در ویرایشِ هر شریک، فیلدِ «حسابِ شخصِ این شریک» اضافه شده. اگر سندهای برداشتتان را روی حسابِ شخصیِ خودتان (با ماهیتِ «سرمایه و برداشت») ثبت می‌کنید، این پیوند آن دفتر را به همان شریک وصل می‌کند. ستونِ حساب متصل در جدولِ شرکا وضعیت را نشان می‌دهد و اگر حسابِ متصل حذف شده باشد، پیوندِ شکسته علامت می‌خورد.

#۳) گزارش، هر سه در را جمع می‌کند و می‌گوید از کجا

جدولِ «سهم شرکا» حالا دقیقاً شکلِ ویدئو را دارد: دو سطرِ سرِ فهرست برای استخرِ طلا و ریال، و بعد دو سطر برای هر شریک — یکی طلا، یکی ریال. زیرِ جدول برای هر شریک یک کارت هست که ریزِ منبع را می‌گوید: چقدر از دفترِ خودش، چقدر از سندِ حسابِ شخصِ متصل، چقدر از دفترِ مخارج.

#۴) ستونِ طلا دیگر دور ریخته نمی‌شود

تا پیش از این، ماندهٔ حساب‌های امانت و سرمایه فقط ریالی خوانده می‌شد. یعنی اگر شریکی بیست گرم آبشده از حسابِ سرمایه برمی‌داشت، آن بیست گرم نه در ماندهٔ حسابش دیده می‌شد و نه در «خلاصه وضعیت» — از دفتر بخار می‌شد. حالا ستونِ طلا هم خوانده می‌شود و سهمِ طلاییِ هر شریک هم برداشت کم می‌کند. (در مغازهٔ طلا این کمبود پرهزینه‌تر از کمبودِ ریالی است.)

#۵) خلاصه وضعیت، گروه‌شده بر اساسِ ماهیت

بالای جدولِ تفصیلیِ «خلاصه وضعیت» یک نوارِ کارت آمده که مانده‌ها را بر اساسِ ماهیت جمع می‌زند — بنکداری، تکفروشی، بانک، سرمایه و برداشت، چک، … . کارتِ سرمایه و برداشت عمداً رنگِ متفاوت دارد، چون کلِ حرفِ این ویدئو همان است: تا وقتی این سطر را جدا نبینید، معلوم نمی‌شود چه بخشی از «وضعیتِ خوبِ» مغازه در واقع برداشتِ تسویه‌نشدهٔ خودتان است.

#۶) اصلاحِ علامتِ ماندهٔ حساب‌های ویژه

این نکتهٔ فنی ولی مهم است. حسابِ بانکی یک ظرفِ پول است: دریافت پول را تویش می‌ریزد، پرداخت از تویش برمی‌دارد. ولی حسابِ امانت و سرمایه ظرفِ پول نیستند، رابطه‌اند. وقتی شریک بیست میلیون برمی‌دارد، سندش «خروج» است ولی آن بیست میلیون طلبِ مغازه از اوست، نه بدهیِ مغازه.

پنل تا نسخهٔ پیش هر دو را یک‌جور حساب می‌کرد، در حالی که برچسبِ خودِ جدول («بدهکار/بستانکار»)، ته‌حسابِ اول دوره و ستون‌های «خلاصه وضعیت» همگی علامتِ عکس را فرض می‌کردند. نتیجه‌اش این بود که یک برداشت دو بار از وضعیتِ مغازه کم می‌شد: یک بار از صندوق، یک بار در ستونِ بدهی.

حالا درست شده. برداشت هم‌زمان صندوق را کم و طلب را زیاد می‌کند و این دو خنثی می‌شوند — یعنی برداشت، ثروتِ مغازه را نمی‌سوزاند، فقط جابه‌جایش می‌کند. این دقیقاً همان چیزی است که ویدئو با «به شرطِ طلبِ مغازه نشون میده» توصیف می‌کند.

اگر در زبانهٔ «امانات» یا «سرمایه و برداشت» حسابِ گردش‌دار دارید، عددشان با این نسخه علامت عوض می‌کند و درست می‌شود. یک بار نگاهشان کنید؛ ته‌حساب‌های اول دوره دست نخورده‌اند.

#عددِ خودِ ویدئو

استخر: ۷۰۱٫۷۰ گرمِ ۷۵۰ و ۴٬۳۶۰٬۵۶۰٬۰۰۰ ریال.

شریک٪سهم طلاسهم ریالیبرداشتخالص
اول۷۰٪۴۹۱٫۱۹ گ۳٬۰۵۲٬۳۹۲٬۰۰۰۳٬۴۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰−۳۴۷٬۶۰۸٬۰۰۰
دوم۳۰٪۲۱۰٫۵۱ گ۱٬۳۰۸٬۱۶۸٬۰۰۰۷۵۰٬۰۰۰٬۰۰۰+۵۵۸٬۱۶۸٬۰۰۰

شریکِ اول بیش از سهمش برداشته، پس کارتش قرمز می‌شود و می‌گوید «به مغازه بدهکار است». جمعِ دو خالص (۲۱۰٬۵۶۰٬۰۰۰) دقیقاً برابرِ استخر منهای کلِ برداشت‌هاست — یعنی هیچ ریالی گم یا اضافه نشده.


#۵۶. تسویه با آبشده: با لُنگهٔ واقعیِ انبار، نه یک متفرقهٔ ساختگی

کجاست: پای سند، درست کنارِ «تصفیه با متفرقه» — وقتی ماندهٔ طلاییِ طرف صفر نیست و در انبار آبشده‌ای موجود است، دکمهٔ «تسویه با آبشده» خودش ظاهر می‌شود.

«تصفیه با متفرقه» (بخش ۵۳) ته‌ماندهٔ طلایی را با یک تکه طلای ساختگیِ عیار ۷۵۰ می‌بندد — عددی که وزنش دقیقاً اندازهٔ مانده است، ولی پشتش لُنگهٔ واقعی‌ای نیست. این برای ته‌ماندهٔ کوچک عالی است، اما وقتی طرف طلبِ چند ده گرم دارد و شما می‌خواهید با همان آبشده‌های واقعیِ توی گاوصندوق تسویه‌اش کنید، متفرقهٔ ساختگی جوابِ درست نیست: آبشده‌ای که از انبار بیرون می‌رود باید با عیار و شمارهٔ قبض و نامِ ریزگیریِ خودش ثبت شود تا شناسنامه‌اش (بخش ۵۴) دست‌نخورده بماند.

راهِ قدیمی این بود که خودت نگاه کنی چه لُنگه‌هایی داری، با ماشین‌حساب جمعِ معادلِ ۷۵۰شان را دربیاوری تا ببینی کدام ترکیب به طلبِ طرف نزدیک است، و بعد تک‌تک ردیفشان کنی. این دکمه همهٔ آن را یک‌جا انجام می‌دهد.

#چه‌طور کار می‌کند

گامکار
۱دکمهٔ «تسویه با آبشده» را بزن
۲پنجره‌ای باز می‌شود که بالایش طلبِ طلاییِ طرف نوشته شده، و فهرستِ همهٔ لُنگه‌های آبشدهٔ موجود در انبار زیرش می‌آید
۳برنامه خودش چند لُنگه را از پیش تیک می‌زند — از سنگین به سبک، تا جایی که از طلبِ طرف رد نشود
۴هر لُنگه را می‌توانی دستی تیک بزنی یا برداری؛ زیرِ کارت همان لحظه می‌گوید بعد از این انتخاب چقدر از طلب باقی می‌ماند
۵«افزودن به سند» را بزن — برای هر لُنگه یک ردیفِ آبشده با وزن، عیار و برچسبِ قبض/ریزگیریِ خودش به سند اضافه می‌شود

#نکته‌ها

جمع‌بندی: «تصفیه با متفرقه» ته‌ماندهٔ کوچک را با یک عددِ ساختگی صفر می‌کند؛ «تسویه با آبشده» طلبِ بزرگ‌تر را با لُنگه‌های واقعیِ انبار می‌بندد و هر لُنگه با شناسنامهٔ خودش ثبت می‌شود.


#۵۷. سندِ عقب‌تاریخ (جامونده): وقتی شمارهٔ سند و تاریخش هم‌سو نیستند

کجاست: زیرِ کادرِ تاریخِ سند (یک راهنمای آبیِ آرام)، و به‌صورتِ چیپِ کوچکِ «عقب‌تاریخ» کنارِ شمارهٔ سند در دفتر روزانه و در دفتر معین (وقتی «به ترتیب تاریخ» روشن است).

گاهی سندی را دیرتر ثبت می‌کنی که تاریخش عقب‌تر از سندهای قبلی است — مثلاً امروز یادت می‌افتد یک فاکتورِ هفتهٔ پیش را ثبت نکرده‌ای. آن سند شمارهٔ بزرگ‌تری می‌گیرد (چون آخر ثبت شده) ولی تاریخش مالِ عقب است. سؤالِ همیشگی این است: «حالا این وسطِ دفتر گم نمی‌شود؟ باید شمارهٔ سندها را دست‌کاری کنم؟»

نه. پنل هر دو دفتر را بر اساسِ تاریخِ سند می‌چیند، نه شمارهٔ ثبت. پس سندِ جامونده خودش می‌رود سرِ جای واقعیِ تاریخش می‌نشیند — درست بینِ همان دو سندی که باید. نیازی به تغییرِ شمارهٔ سند نیست و نباید هم دست بزنی؛ شماره فقط ترتیبِ ثبت را نگه می‌دارد.

#پنل چه‌طور کمکت می‌کند

کجاچه می‌بینی
پای خودِ سندتا تاریخی می‌گذاری که سند را عقب‌تر از یک سندِ قدیمی‌تر می‌برد، زیرِ کادرِ تاریخ یک یادداشتِ آبی روشن می‌شود: این سند عقب‌تاریخ است و در دفترها قبل از سندِ فلان (با تاریخش) نشان داده می‌شود.
دفتر روزانهکنارِ شمارهٔ آن سند یک چیپِ کوچکِ «عقب‌تاریخ» می‌آید تا با یک نگاه بفهمی این ردیف سرِ جای تاریخش نشسته، نه ته فهرست.
دفتر معینهمان چیپ فقط وقتی ظاهر می‌شود که فهرست را روی «به ترتیب تاریخ» گذاشته باشی (چون در حالتِ ترتیبِ شماره، سند طبیعتاً ته می‌ماند).

#نکته‌ها

جمع‌بندی: سندِ عقب‌تاریخ یعنی «دیر ثبت شد، ولی مالِ عقب است». پنل خودش سرِ جای تاریخش می‌گذاردش و با یک راهنما و چیپِ کوچک بهت خبر می‌دهد — بی‌آنکه لازم باشد به شمارهٔ سند دست بزنی.


#۵۸. مسیر کنترل و بستن روز: از مانده‌ها تا سود واقعی

کجاست: صفحهٔ خلاصه وضعیت، بلافاصله زیرِ عدد بزرگ «کل وضعیت مغازه». یک نوار چهارمرحله‌ای با وضعیت سبز/هشدار که هر مرحله‌اش بازشدنی است.

عددِ کل وضعیت به‌تنهایی کافی نیست. پیش از بستن روز باید مطمئن شوی داده‌هایی که این عدد از آن‌ها ساخته شده درست‌اند و گزارش سود و زیان نیز همان وضعیت را توضیح می‌دهد. پنل این کنترل را به یک مسیر روشن تبدیل کرده است:

مرحلهچه چیزی کنترل می‌شودبا کلیک چه می‌بینی
۱. کنترل مانده‌هاهمهٔ حساب‌های دارای مانده، ردیف‌به‌ردیفنام حساب، نوع، ارز، ماندهٔ ریالی و ماندهٔ طلایی. برای اشخاص، نامِ همان شخص در جدول پایین به دفتر معین و منشأ بدهکاری/بستانکاری وصل است.
۲. کنترل موجودیطلای فیزیکی، نقد و چک، ارز و جمع دارایی فیزیکیچهار عدد اصلی برای تطبیق با شمارش واقعی ویترین، آبشده، صندوق، چک و ارز.
۳. کل وضعیتحاصلِ «طلب‌ها − بدهی‌ها + موجودی»مبلغ ریالی، نرخ روزِ مبنا و معادل نهایی به گرم ۷۵۰.
۴. تطبیق سود و زیانکل سود و زیانِ بازهٔ «همه» در برابر کل وضعیتهر دو عدد و اختلافشان به گرم ۷۵۰؛ دکمهٔ مستقیم برای رفتن به گزارش سود و زیان با بازهٔ «همه».

#معنی وضعیت نهایی

نرخ یکسان مهم است. کل وضعیت و گزارش سود و زیان باید با یک نرخِ گرم ۷۵۰ سنجیده شوند؛ وگرنه اختلافِ ظاهری می‌سازند حتی اگر ثبت‌ها درست باشند.

#طراحی و دسترس‌پذیری

جمع‌بندی: بستن روز دیگر یعنی دنبال‌کردنِ یک عددِ تنها نیست؛ اول مانده‌ها و موجودی تأیید می‌شوند، بعد کل وضعیت دیده می‌شود و در پایان گزارش سود و زیان باید آن را با اختلاف کمتر از یک گرم توضیح دهد.


#۵۹. متفرقه با وزن ترازو: تفکیک عیار و معادل خودکار ۷۵۰

کجاست: کالا و انبار ← موجودی آبشده و متفرقه. بالای جدول، کارت «متفرقه، به تفکیک عیار» دیده می‌شود.

برای ثبت طلای شکسته یا متفرقه، عددی را وارد کن که واقعاً روی ترازو دیده‌ای؛ آن را با ماشین‌حساب به عیار ۷۵۰ تبدیل نکن. پنل دو عدد را هم‌زمان و با دو معنی جدا نگه می‌دارد:

#روش ثبت دریافت متفرقه

  1. در سند مشتری، نوع ردیف را طلا و شرح را متفرقه انتخاب کن.
  2. در ستون وزن، وزن واقعی ترازو را بنویس.
  3. در ستون عیار، عیار واقعی همان متفرقه را وارد کن.
  4. معادل ۷۵۰ را فقط در ستون محاسبه‌شده ببین؛ آن را دوباره در وزن وارد نکن.
  5. اگر مشتری دو پاکت با عیارهای متفاوت آورده، هر عیار را در ردیف جدا ثبت کن.

مثال: ۷۰۴ گرم متفرقه با عیار ۷۴۰ روی ترازوست. وزن را ۷۰۴ و عیار را ۷۴۰ ثبت کن. پنل معادل ۷۵۰ را حدود ۶۹۴٫۶۱۳ گرم نشان می‌دهد. اگر به‌جای وزن واقعی همین معادل را ثبت کنی، موجودی نرم‌افزار دیگر با ترازو نمی‌خواند.

#کارت‌های تفکیک عیار

پنل برای هر عیار یک کارت جدا می‌سازد. روی هر کارت می‌بینی:

با کلیک روی کارت، مستقیم به گردش موجودی همان عیار می‌روی تا ببینی متفرقه از کدام سند آمده، کجا خرج یا ذوب شده و مانده چگونه ساخته شده است. بالای کارت‌ها نیز جمع کل وزن واقعی و جمع معادل ۷۵۰ نمایش داده می‌شود.

قاعدهٔ طلایی: وزن واقعی برای تطبیق با ترازوست؛ معادل ۷۵۰ برای حسابداری. پنل هر دو را کنار هم نشان می‌دهد، اما هیچ‌وقت یکی را جای دیگری ثبت نکن.

جمع‌بندی: هر عیار پاکت خودش را دارد، وزن ترازو دست‌نخورده ثبت می‌شود و معادل ۷۵۰ بدون ماشین‌حساب به‌دست می‌آید؛ بنابراین هم حساب مشتری درست است و هم موجودی فیزیکی با ترازو تطبیق دارد.


#۶۰. ماندهٔ سنگ و نگین: انبارِ نگین که روی لیبل بسته می‌شود

کجاست: کالا و انبار ← موجودی اجناس. بالای جدول، کارت «ماندهٔ سنگ و نگین» دیده می‌شود — درست بالای کارتِ «ماندهٔ مادّهٔ همراه».

نگین ردیفِ جداگانهٔ انبار نمی‌شود. وزنش از وزنِ لیبل کسر شده و مبلغش روی همان ردیفِ طلا سوار است؛ پس اگر جایی جمعِ ورود و خروجِ نگین‌ها ساخته نشود، هیچ‌وقت نمی‌فهمی «چقدر عقیق و فیروزه توی ویترین مانده». این کارت همان جمع را از خودِ اسناد می‌سازد: هر ردیفی که در آن سنگ فعال است، به‌اندازهٔ جهتِ سندش (ورود یا خروج) در دفتر می‌نشیند.

#ستون‌های کارت

ستونیعنی چه
نگیننامِ سنگ، به‌علاوهٔ برچسبِ روشِ قیمت‌گذاری‌اش (فقط مبلغ یا قیراطی)
ماندهٔ وزنقیراط یا گرمِ باقی‌مانده
ماندهٔ تعدادچند دانه باقی مانده
وارد شده / خارج شدهجمعِ مبلغِ خرید و جمعِ مبلغِ فروش
ماندهٔ مبلغاختلافِ این دو، در ارزِ خودِ سنگ

بالای جدول برای هر ارز یک چیپِ جمع جداست: جمعِ ماندهٔ تومان و جمعِ ماندهٔ دلار. این دو با هم جمع نمی‌شوند و نباید بشوند — سنگی که ۴۰۰ دلار خریده‌ای امروز و پارسال هم ۴۰۰ دلار است، ولی معادلِ ریالی‌اش هر روز با نرخِ زنده تکان می‌خورد. اگر انبار را ریالی نگه می‌داشتیم، ماندهٔ دیروز با نرخِ امروز بازنویسی می‌شد.

#قاعدهٔ اول: نگینِ «فقط مبلغ» — سود را روی اجرت بگذار

وقتی سنگ را با روشِ «فقط مبلغ سنگ» ثبت می‌کنی (عقیق، فیروزه، کارِ نگین‌دارِ لیبل‌خورده)، در کادرِ قیمت دقیقاً همان عددی را بزن که روی لیبل خورده — همان که پای خودت افتاده. سودِ سنگ را در اجرت یا «سود فروشنده» لحاظ کن.

مثالِ عددی: دوازده انگشترِ «عقیق و فیروزه» با جمعِ لیبلِ ۲٬۳۰۰٬۰۰۰ تومان دریافت کرده‌ای. یکی را می‌فروشی که لیبلش ۵۰٬۰۰۰ تومان است.

#قاعدهٔ دوم: نگینِ قیراطی — سود را روی «فی هر قیراط» بگذار

برای سنگی که قیراطی یا دانه‌ای قیمت می‌خورد، ماجرا برعکس است: انبارِ این نگین با قیراط و دانه بسته می‌شود، نه با مبلغ. پس بالا بردنِ فی درست است و هیچ چیزی را به‌هم نمی‌ریزد.

مثالِ عددی: یک یاقوتِ ۲٫۳ قیراط به فیِ ۱۷۳٫۹۱ دلار بر هر قیراط پای خودت افتاده (جمعاً ≈ ۴۰۰ دلار). همان را به فیِ ۱۸۰ دلار می‌فروشی (جمعاً ۴۱۴ دلار).

#نوارِ هشدارِ کسری

بالای جدول، وقتی چیزی واقعاً کم آمده باشد یک نوارِ قرمز می‌آید و ردیفِ مربوطه هم قرمز می‌شود. معیارِ هشدار به روشِ قیمت‌گذاری بستگی دارد:

کمکِ داخلِ فرم: همین قاعده در خودِ پنجرهٔ سنگ هم، لحظهٔ ورودِ اطلاعات، زیرِ کادرها نوشته می‌شود و با تغییرِ روشِ قیمت‌گذاری عوض می‌شود. پس لازم نیست یادت بماند؛ سرِ همان لحظه گفته می‌شود.

#چند نکتهٔ ریزِ دفترِ نگین

جمع‌بندی: روشِ قیمت‌گذاری تعیین می‌کند سود کجا برود — «فقط مبلغ» → روی اجرت، «قیراطی» → روی فی. کارتِ «ماندهٔ سنگ و نگین» ابزارِ کنترلِ همین قاعده است: ماندهٔ کارت باید با جمعِ قیمتِ روی لیبلِ کارهای باقی‌مانده در ویترین بخوانَد.


#۶۱. مشتریان تک: یک حساب، صد مشتری

کجاست: طرف حساب‌ها ← نوع حساب، ماهیتِ «مشتریان تک». بعد در هر سند، ردیفِ «گیرندهٔ فاکتور»؛ و برای پیدا کردنِ فاکتورهای قدیمی، دفتر معین همان حساب.

مشتریِ گذری حسابِ جاری نمی‌خواهد. نقدی می‌خرد، همان لحظه تصفیه می‌شود و دیگر خبری از او نیست. اگر برای هرکدام یک طرف حساب بسازی، بعد از یک ماه فهرستِ طرف حساب‌هایت پانصد نامِ یک‌بارمصرف دارد و پیدا کردنِ بنکدارِ اصلی‌ات وسطشان کار می‌برد.

راهِ درست: یک حساب به نامِ عمومیِ «مشتریان تک» بساز و همهٔ گذری‌ها را روی همان بزن. ولی همین‌جا یک تناقض ساخته می‌شود که این بخش حلش می‌کند:

نامِ حساب عمومی است و همین نام روی فاکتورِ کاغذی چاپ می‌شود — در حالی که گیرندهٔ هر فاکتور با فاکتورِ بعدی فرق دارد.

پس در پنل، هویت از حساب جدا شده است: حساب یکی است، ولی هر سند نام و تلفن و کد ملیِ گیرندهٔ خودش را دارد.

#۱) ساختنِ حساب

در نوع حساب، ماهیتِ «مشتریان تک» را به یک عنوان بدهید (یا دکمهٔ «نوع‌های استاندارد» را بزنید تا خودش ساخته شود)، بعد یک طرف حساب با همان نوع بسازید.

مهم: این ماهیت عمداً مثلِ بنکداری رفتار می‌کند، نه مثلِ تکفروشی. یعنی سندش با مثقال باز می‌شود و سودِ خودکارِ فروشنده و مالیات رویش نمی‌نشیند. دلیلش ساده است: بنکداری که به مشتریِ گذری هم می‌فروشد سودش روی اجرت است نه درصدِ تکفروشی، و اگر مجبور شود سند را به گرم بزند، همان‌جا خطای گِرد کردن می‌سازد. پس «مشتریان تک» هیچ محدودیتی به سند اضافه نمی‌کند؛ فقط لایهٔ «این فاکتور دستِ کی رفت» را روشن می‌کند.

#۲) گیرندهٔ فاکتور — سه خانه، در هر سند

زیر سربرگِ سند، ردیفِ گیرندهٔ فاکتور سه خانه دارد:

خانهلازم؟چرا
نام گیرندهروی این حساب عملاً بلهتنها چیزی که این فاکتور را از فاکتورِ بغلی جدا می‌کند
تلفن گیرندهاختیاریبعداً همان فاکتور را با موبایل پیدا می‌کنید
کد ملی گیرندهاختیاریبرای فاکتورِ رسمی و مواردی که کد ملی لازم می‌شود

روی حسابِ «مشتریان تک» این ردیف نوارِ فیروزه‌ای می‌گیرد و نامِ گیرنده ستاره‌دار می‌شود. تلفن و کد ملی اجباری نیستند — اجبار کردنشان کارِ سرِ پیشخوان را کند می‌کند و کاربر یاد می‌گیرد Enterِ خالی بزند.

هر سه خانه تکمیلِ خودکار دارند. کافی است شروع به تایپِ نام کنید تا فهرستِ مشتریانی که قبلاً آمده‌اند باز شود؛ یکی را که انتخاب کنید، تلفن و کد ملی‌اش خودکار پر می‌شود. همین کار با تلفن و کد ملی هم می‌شود: شمارهٔ موبایل را بزنید، نام خودش می‌آید. چیزی که خودتان تایپ کرده‌اید هیچ‌وقت بازنویسی نمی‌شود.

#۳) دو هشدار

#۴) فاکتورِ چاپی: هر دو نام می‌آیند

روی کاغذ، نامِ حساب سرِ جای خودش می‌مانَد و گیرنده با برچسبِ «توسط:» کنارش می‌نشیند:

مشتریان تک
توسط: خانم صانعی

این عمدی است. نامِ حساب طرفِ قراردادِ دفتر است و گیرنده کسی که کاغذ دستش رفته؛ اگر گیرنده جای نامِ حساب بنشیند، فاکتور با دفتر نمی‌خوانَد. اگر نامِ گیرنده و نامِ حساب یکی باشند (مثلاً روی یک طرف حسابِ معمولی)، «توسط» چاپ نمی‌شود.

#۵) پیدا کردنِ فاکتورِ قدیمی

دفتر معین همان حساب را باز کنید. بالای دفتر، کارتِ «فاکتورهای مشتریانِ تک» می‌آید — فهرستِ همهٔ فاکتورهای این حساب با ستون‌های: کد سند، تاریخ، گیرنده، موبایل، کد ملی، شمارهٔ دوم، وزن و مبلغ.

کادرِ جست‌وجوی بالای کارت روی هر چیزی که در جدول می‌بینید کار می‌کند:

دابل‌کلیک روی هر ردیف، همان سند را در سربرگِ تازه باز می‌کند. فاکتورهایی که گیرنده ندارند با نوارِ کهربایی و برچسبِ «بی‌نام» مشخص می‌شوند و بالای کارت هم شمرده می‌شوند — همان‌هایی که باید بروید نامشان را بگذارید.

این کارت فقط روی حسابِ ماهیتِ «مشتریان تک» ظاهر می‌شود و در چاپِ دفتر معین نمی‌آید.

جمع‌بندی: یک حساب برای همهٔ گذری‌ها بساز تا فهرستِ طرف حساب‌ها تمیز بماند، ولی نامِ گیرنده را روی خودِ سند بگذار و برای هر فاکتورِ کاغذی یک سندِ جدا بزن. آن‌وقت هم دفترت مرتب است، هم شش ماه بعد با یک شمارهٔ موبایل همان فاکتور را پیدا می‌کنی.


#۶۲. موجودی متفرقه در خلاصه وضعیت: به تفکیک عیار، از دلِ اسناد

کجاست: خلاصه وضعیت، درست زیرِ جدولِ «موجودی فیزیکی مغازه». کارت‌های «موجودی متفرقه، به تفکیک عیار» با برچسبِ «منتج از اسناد».

بخشِ «موجودی آبشده و متفرقه» در کالا و انبار همان کارت‌های تفکیک عیار را دارد، اما آن‌جا از جدولِ دستیِ موجودی می‌آید — عددی که خودت وارد و اصلاح می‌کنی. سؤالِ ویدئو این بود: «همین لحظه، بر اساسِ سندهایی که زده‌ام، چقدر متفرقهٔ هر عیار دستم مانده؟» جوابِ آن نباید به‌روزرسانیِ دستی نیاز داشته باشد.

حالا خلاصه وضعیت این را جدا نشان می‌دهد. تا پیش از این، همهٔ طلا زیرِ یک خطِ درشت جمع می‌شد: «موجودی طلا (آبشده + ساخته + سکه)». متفرقه با هر عیار در همان عدد گم بود. کارتِ تازه، متفرقه را از خودِ کاردکس بیرون می‌کشد: ورودِ اسناد منهای خروجِ اسناد، عیار به عیار.

#هر کارت چه می‌گوید

بالای کارت‌ها هم جمعِ کلِ معادل ۷۵۰ و جمعِ کلِ وزنِ واقعی می‌آید.

مثال ویدئو: عیار ۷۴۰ با ماندهٔ ۱۸۵٫۱۳ گرم (معادلِ ۷۵۰ ≈ ۱۸۲٫۶۶) و عیار ۸۶۰ با ماندهٔ ۶۱٫۱۱ گرم (معادلِ ۷۵۰ ≈ ۷۰٫۰۷)؛ جمعِ متفرقه ۲۴۶٫۲۴ گرمِ واقعی و ۲۵۲٫۷۳ گرمِ معادلِ ۷۵۰.

#کلیک روی کارت → گردشِ همان عیار

با کلیک روی هر کارت، مستقیم به گردش موجودی می‌روی و کاردکسِ همان عیار باز می‌شود: کدام سند متفرقه را آورد، کجا فروخته یا ذوب شد و ماندهٔ لحظه‌به‌لحظه چطور ساخته شد. همین‌جاست که اگر عددِ کارت با شمارشِ ترازو نخواند، سندِ جاافتاده یا دوباره‌ثبت‌شده را پیدا می‌کنی.

چرا این‌جا و نه فقط در انبار؟ چون خلاصه وضعیت جایی است که سرِ روز یک نگاه به آن می‌اندازی. عددِ متفرقه‌ای که از اسناد می‌آید، بی‌آنکه چیزی را دستی به‌روز کنی، همان‌جا کنارِ بقیهٔ موجودی دیده می‌شود؛ و اگر با ترازو نخواند، یک کلیک تا محلِّ اختلاف فاصله داری.

جمع‌بندی: موجودی متفرقهٔ خلاصه وضعیت از سندها مشتق می‌شود نه از جدولِ دستی، عیار به عیار جدا می‌ماند، و هر کارت دریچه‌ای به کاردکسِ همان عیار است تا تطبیق با ترازو یک کلیک بیشتر نباشد.


#۶۳. آب کردن طلا: برداشتِ متفرقه از موجودی، درونِ قبضِ ذوب

کجاست: ذوب و آبشده ← قبض ذوب جدید (یا ویرایشِ قبض)، جدولِ «اقلام ورودی (طلای متفرقه)».

وقتی بخشی از متفرقه را برای آب کردن می‌فرستی، آن طلا از دستت خارج می‌شود و به‌جایش بعداً آبشده برمی‌گردد. پرسشِ ویدئو این بود: «چه چیزی و به چه عیاری رفت داخلِ بوته؟» تا این لحظه، شرحِ هر ردیفِ ورودی را باید از حفظ تایپ می‌کردی و عیار را دستی می‌زدی — و هیچ ضمانتی نبود که وزنی که می‌فرستی از موجودیِ واقعیِ همان عیار بیشتر نباشد.

حالا هر ردیفِ ورودی یک انتخابگرِ «+ از موجودی متفرقه…» دارد. باز که کنی، همان موجودیِ متفرقه به تفکیک عیار را می‌بینی — دقیقاً همان ارقامی که در خلاصه وضعیت (بخش ۶۲) از دلِ اسناد می‌آید، نه از جدولِ دستی:

مثال ویدئو: لیستِ برداشت سه عیار داشت — عیار ۷۴۰ با موجودی ۲۱۱٫۶۰ گرم، عیار ۷۳۸ با ۳۷٫۳۵ گرم و عیار ۸۶۰ با ۳۶٫۹۵ گرم. عیارِ بالاتر اولِ فهرست می‌آید. از هر کدام هر مقدار که برای ذوب می‌فرستی، وارد می‌کنی و به ردیفِ بعدی می‌روی.

چرا این‌جا؟ چون همان قانونِ بخش ۶۲ این‌جا هم برقرار است: عددِ متفرقه باید از اسناد بیاید نه از حافظه. با برداشتِ مستقیم از موجودی، قبضِ ذوب با ماندهٔ واقعیِ متفرقه یکی می‌ماند و «بیش از موجودی فرستادن» جلوِ چشم گرفته می‌شود.

بقیهٔ چرخهٔ ذوب مثل قبل است: بعد از برگشتِ آبشده، در همان قبض ری‌گیری را ثبت می‌کنی (وزن و ری واقعی)، افت/سرک حساب می‌شود و آبشده به موجودی افزوده می‌شود.

جمع‌بندی: انتخابگرِ برداشتِ متفرقه در ردیف‌های قبضِ ذوب، عیار و شرح را از موجودیِ اسنادمحور پُر می‌کند، حداکثرِ در دسترس را نشان می‌دهد و از برداشتِ بیش از موجودی هشدار می‌دهد.


#۶۴. سندِ تک‌فروشی: برای هر مشتریِ گذری یک حساب نساز

کجاست: اشخاص و حساب‌ها — تابلوی راهنما بالای لیست، و راهنماییِ زیرِ «نوع حساب» در فرمِ شخصِ جدید.

اگر دفترتان بنکداری است ولی گاهی به مشتریِ گذری هم می‌فروشید، وسوسه‌ای هست که ویدئوی مرجع اسمش را می‌گذارد «اشتباهی که بعضی از دوستان انجام می‌دهند»: فاکتورِ آن مشتری را در نوعِ تکفروشی می‌زنند و به ازای هر مشتری یک حسابِ جدا می‌سازند. سرِ ماه، لیستِ اشخاص پُر می‌شود از حساب‌هایی که هرکدام فقط یک سند دارند و دیگر هیچ‌وقت به کار نمی‌آیند.

چرا توصیه نمی‌شود؟ دو دلیلِ خیلی مشخص، هر دو از خودِ ویدئو:

راهِ درست: یک حسابِ «مشتریان تک» (بخش ۶۱). سندش عیناً مثلِ بنکداری است — مظنه، مثقال و اجرت سرِ جایشان — و فقط نامِ گیرندهٔ هر فاکتور روی خودِ سند می‌نشیند. یک حساب، صد مشتری؛ لیستِ اشخاص هم تمیز می‌ماند.

#برنامه دو جا جلویتان را می‌گیرد

۱) پیش از ساختنِ حساب. در فرمِ شخص جدید، وقتی «نوع حساب» را روی تکفروشی بگذارید و دفترتان حسابِ بنکداریِ فعال داشته باشد، همان‌جا زیرِ انتخابگر یک راهنماییِ فیروزه‌ای می‌آید و پیشنهاد می‌دهد به‌جای حسابِ جدا از «مشتریان تک» استفاده کنید — با ذکرِ همان دو دلیلِ سود و مثقال. این فقط راهنمایی است؛ اگر واقعاً مشتریِ ثابتِ تکفروشیِ خودتان است، ذخیره کنید و رد شوید.

۲) اگر از قبل ساخته‌اید. بالای لیستِ اشخاص یک تابلوی راهنما ظاهر می‌شود: «… حسابِ تکفروشیِ یک‌بارمصرف دارید». حسابِ «یک‌بارمصرف» یعنی حسابی با ماهیتِ تکفروشی که دو سند یا کمتر دارد. تابلو فقط وقتی می‌آید که هر سه شرط برقرار باشد:

روی تابلو نامِ چند حسابِ نمونه می‌آید؛ روی هرکدام بزنید، کارتِ حسابش باز می‌شود. اگر حسابِ «مشتریان تک» دارید، دکمهٔ رفتن به حساب می‌آید؛ اگر ندارید، دکمهٔ ساختِ حساب فرمِ شخصِ جدید را با همان نوعِ حساب از پیش انتخاب‌شده باز می‌کند.

مزاحم نمی‌شود: دکمهٔ متوجه شدم تابلو را خاموش می‌کند — ولی نه برای همیشه. اگر بعداً باز هم حسابِ یک‌بارمصرفِ تازه ساخته شود، تابلو برمی‌گردد. هشداری که همیشه هست را آدم یاد می‌گیرد ندیده بگیرد؛ هشداری که فقط وقتی وضع بدتر شد برمی‌گردد را نه.

حسابِ تکفروشیِ پرکار متهم نمی‌شود. مشتریِ ثابتِ مغازه که ده سند دارد اصلاً در این شمارش نمی‌آید؛ فقط حساب‌هایی که بعد از یکی‌دو فاکتور رها شده‌اند.

جمع‌بندی: برای مشتریِ گذری حسابِ جدا نسازید. برنامه هم پیش از ساختنِ حساب راهنمایی می‌کند و هم اگر الگو را در دفترتان ببیند، با یک تابلوی قابلِ‌بستن نشانتان می‌دهد کدام حساب‌ها را بی‌جهت ساخته‌اید و راهِ درست کجاست.


#۶۵. هشدار گروه‌ها: هر گروه چه چیزی را می‌گیرد و چه چیزی را می‌دهد

کجاست: موقعِ ثبتِ سند، خودش می‌آید. تعریفش در تنظیمات ← گروه‌های اشخاص.

هر طرفِ حسابی که با او کار می‌کنید یک رفتارِ عادی دارد. آقای طهماسبِ سازنده را در نظر بگیرید: شما به او آبشده می‌دهید (پرداختِ آبشده) و از او کارِ ساخته می‌گیرید (دریافتِ ساخته). حالا اگر اشتباهی بزنید «دریافتِ آبشده از طهماسب»، یعنی دارید کاری را ثبت می‌کنید که برای یک سازنده معنا ندارد — و همان‌جا سکوت کردنِ برنامه یعنی خطایتان تا آخرِ ماه پنهان می‌ماند.

برنامه این را می‌فهمد چون هر گروه یک قالبِ دسترسیِ جهت‌دار دارد: برای هر عملیات (دریافت، پرداخت، خرید، فروش، مرجوعی‌ها) مشخص است کدام ماهیت‌ها (آبشده، متفرقه، ساخته، پول، چک، اجرت…) مجازند. نکتهٔ تازه این است که جهت مهم است: برای سازنده، «آبشده» در ستونِ پرداخت تیک دارد ولی در ستونِ دریافت ندارد.

#وقتی چیزی بیرونِ قالب باشد

اگر ترکیبِ سندتان (مثلاً دریافت × آبشده) برای گروهِ آن شخص غیرمجاز تعریف شده باشد، هنگامِ ثبت یک تابلوی هشدار می‌آید:

این هشدار جلوِ ثبت را نمی‌گیرد — دقیقاً مثلِ بقیهٔ هشدارهای برنامه، فقط می‌پرسد. اگر به هر دلیل واقعاً می‌خواهید همان کار را بکنید، دکمهٔ با این حال ثبت شود را بزنید و سند ثبت می‌شود.

#قالب‌های آماده

موقعِ ساختِ گروه یک قالب انتخاب می‌کنید و بعد در صورتِ نیاز دستی تیک‌ها را عوض می‌کنید:

چرا مرجوعی معاف است: ستون‌های «دریافتِ مرجوعی» و «پرداختِ مرجوعی» عمداً باز می‌مانند. برگرداندنِ جنس همان راهِ درستِ اصلاحِ یک اشتباه است و نباید خودش هشدار بگیرد.

جمع‌بندی: گروه‌ها فقط برچسب نیستند؛ رفتار دارند. اگر سندی خلافِ جهتِ عادیِ آن گروه بزنید، برنامه پیش از آنکه دیر شود می‌پرسد — ولی هیچ‌وقت دستتان را نمی‌بندد.


#۶۶. بخش فنی (توسعه‌دهنده)

این بخش برای کسی است که کد را نگه‌داری می‌کند؛ کاربر عادی نیازی به آن ندارد.

#ساختار فایل‌ها

#مدلِ جهت (منبع واحد حقیقت)

#شرح و بابت

#مخارج

#سهم شرکا و حساب‌های ویژه (v55)

#موجودی متفرقه بر اساس وزن ترازو (v59)

#مسیر کنترل و بستن روز (v58)

#موجودی متفرقه در خلاصه وضعیت (v62)

#برداشتِ متفرقه از موجودی در قبضِ ذوب (v63)

#نگهبانِ «هر مشتری یک حساب» (v64)

#هشدار گروه‌ها: قالبِ جهت‌دار (v65)

#عیار ته‌حساب (v1)

#گروه‌های دسترسی و هشدار عملیات (v2)

#عکس اجناس (v3)

#پیوست سند و پشتیبان zip (v4)

#پیش‌نویس تکفروشی (v3)

#دفتر ذوب و آبشده (v5)

#جریان دیپلوی

سرویس: gold-app.service روی /home/ubuntu/gold-app، اجرا با کاربر ubuntu روی پورت ۸۰.

  1. ویرایش فایل‌ها در public/ (و در صورت لزوم server/server.js).
  2. صحت‌سنجی محلی: node --check public/admin.js (و node --check server/server.js) + همهٔ تست‌ها: test-melt، test-perf، test-abshode-retail، test-fx-coin، test-doc-layout، test-doc-flow، test-stock-flow، test-check-book، test-status-board، test-non-gold-goods، test-stock-adjust، test-server-body، test-repair، test-hedge، test-remit، test-bal، test-return، test-vat-exempt، test-installment. و در پایان node scripts/lint-refs.js که حالا با خروجیِ صفر سبز است؛ پنج موردِ بررسی‌شده در خودِ اسکریپت با دلیل در ACCEPTED_DATA/ACCEPTED_ID ثبت شده‌اند و «پذیرفته‌شده» چاپ می‌شوند. هر موردِ تازه خروجی را قرمز می‌کند و باید بررسی شود. اگر docs/راهنمای-پنل-ادمین.md عوض شد، node scripts/build-rahnama.js و node scripts/check-doc-links.js هم اجرا شوند.
    test-abshode-retail و test-fx-coin سرورِ واقعی را بالا می‌آورند. db.js پوشهٔ داده را از GOLD_DATA_DIR می‌خواند و این دو تست آن را روی یک پوشهٔ موقتِ خودپاک‌شونده می‌گذارند، پس data/ دست‌نخورده می‌ماند و اجرای دوباره‌شان نتیجه را دوبرابر نمی‌کند.
  3. افزایش پارامتر کش ?v= در HTMLِ هر پنلی که فایل‌هایش عوض شده (هم CSS هم JS). اگر تغییر فقط سمتِ یک پنل بوده، همان یکی بالا می‌رود و نسخه‌ها موقتاً نامساوی می‌مانند — این درست است و کشِ پنلِ دیگر بی‌دلیل باطل نمی‌شود.
    در تست‌ها توکنِ کش را هارد‌کد نکن. test-stock-flow این کار را کرده بود و همین بالا بردنِ نسخه در v11 شکستش. حالا فقط بررسی می‌کند که هر دو فایل توکن دارند، توکنشان یکی است و از v10 عقب‌تر نیست — چیزی که واقعاً اهمیت دارد و با هر انتشارِ بعدی نمی‌شکند.
  4. قبل از آپلود، جهتِ اختلاف را چک کن. md5 فایل محلی و سروری را مقایسه کن و اگر فرق داشت با diff ببین کدام طرف جلوتر است. فقط فایلی را بفرست که محلی سوپرست آن است.
    نکتهٔ تاریخی که دیگر برقرار نیست: public/app.js و public/index.html زمانی روی سرور تغییراتِ خارج از مخزن داشتند. در دیپلوی ۱۴۰۵/۰۵/۱۶ هر دو با مخزن یکی بودند و از آن پس مثل بقیهٔ فایل‌ها دیپلوی می‌شوند. با این حال مرحلهٔ ۴ را هیچ‌وقت رد نکن.
  5. پشتیبان‌گیری روی سرور با یک برچسبِ زمانیِ مشترک: از هر فایلِ هدف cp -p <file> <file>.bak-$TS و یک tar czf backups/data-uploads-$TS.tar.gz data public/uploads. برچسبِ مشترک باعث می‌شود برگرداندنِ کلِ یک دیپلوی یک دستور باشد.
    آپلودها روی سرور در public/uploads هستند، نه uploads/ سطحِ ریشه.
  6. کپی به سرور و صحت‌سنجی همان‌جا: node --check. سپس md5 محلی و سروری را مقایسه کن تا از کاملِ بودنِ انتقال مطمئن شوی.
  7. اگر هر فایلی زیرِ server/ عوض شد (نه فقط server.js — db.js هم در همین دسته است): sudo systemctl restart gold-app. فایل‌های public/ ری‌استارت نمی‌خواهند چون استاتیک سرو می‌شوند.
    قبل و بعدِ ری‌استارت md5sum data/admin_store.json را بگیر. اگر عوض شده بود یعنی چیزی در بالا آمدن سرویس داده را بازنویسی کرده و باید فوراً از backups/ برگردانده شود.
  8. بررسی سلامت: کد ۲۰۰ برای /، /admin و فایل‌های نسخه‌دار؛ سالم بودن /api/admin-store و /api/admin-backup؛ و بدون‌تغییر ماندن حجم data/admin_store.json. برای اطمینان از اینکه واقعاً کدِ تازه سرو می‌شود، خروجیِ curl را با grep روی یکی از نام‌های تازه (مثلاً docFlowHtml) بررسی کن — کدِ ۲۰۰ به‌تنهایی یعنی فایل هست، نه اینکه فایلِ جدید است.
    آزمونِ دسترسی از بیرون ممکن است در محیطِ اجرای agent با timeout رد شود؛ این محدودیتِ خروجیِ همان محیط است نه قطعیِ سرویس. برای تفکیک، همان curl را روی خودِ سرور با IP عمومی بزن و ss -tlnp | grep :80 را ببین.
  9. برای دیدن نسخهٔ جدید، تب مرورگر کاملاً بسته و باز شود.

#وضعیت زندهٔ فعلی

موردمقدار
آخرین دیپلوی۱۴۰۵/۰۵/۲۱ — برچسب پشتیبان pre-v30-20260812-130851
کشِ پنل ادمینadmin.css و admin.js روی ?v=20260812c
کشِ سایت فروشگاهstyles.css و app.js روی ?v=20260807b
محتوای این دیپلویتاریخچه کارها (v30) — صفحهٔ گزارشِ تازه، موتورِ تفاوتِ فیلد‌به‌فیلد در saveDoc، عکسِ حذف‌شده‌ها، و بازنویسیِ logAction روی logEvent
فایل‌های رفتهpublic/admin.js، public/admin.css، public/admin.html، public/rahnama.html
ری‌استارتلازم نبود — چیزی زیرِ server/ عوض نشد (مرحلهٔ ۷)؛ سرویس از ۱۴۰۵/۰۵/۲۰ بی‌وقفه active مانده
تأییدِ بایت‌به‌بایتmd5 هر چهار فایل روی سرور برابرِ محلی؛ و curl روی IP عمومی برای admin.js همان 76da35a6… را برگرداند — یعنی کدِ تازه واقعاً سرو می‌شود، نه فقط روی دیسک است
دادهٔ فروشگاهdata/admin_store.json قبل و بعدِ آپلود یکسان: fa8f1d3c…، ۴۱۵۱۱۹ بایت
سلامت/، /admin، /rahnama.html، هر دو فایلِ نسخه‌دار و /api/admin-store همگی ۲۰۰ (هم روی 127.0.0.1 و هم روی IP عمومی)؛ سرویس active، شنونده روی :80، لاگِ ده دقیقهٔ اخیر بدون خطا
صحت‌سنجیِ پیش از انتشار۲۵ مجموعهٔ تست همه سبز · node --check محلی و روی سرور · lint-refs.js خروجیِ صفر · ۱۱۷ لینکِ داخلیِ سند سالم (۰ شکسته)
کارِ باز۱۴ کاراکترِ خرابِ به‌جا‌مانده در data/admin_store.json (بانک ملت و دلار) از دورهٔ پیش از v15 هنوز ترمیم نشده‌اند. خرابیِ تازه از v15 متوقف شده ولی خرابیِ قدیمی خودبه‌خود پاک نمی‌شود
آمادهٔ دیپلوی، هنوز نرفته: «اجاره طلا» (v31) محلی ساخته و تست شده است — admin.js، admin.css، admin.html و rahnama.html عوض شده‌اند و تگِ کش محلی روی ?v=20260812d رفته، ولی روی سرور هنوز c است. تا وقتی این سطر برداشته نشده، جدولِ بالا وضعیتِ سرور را می‌گوید نه وضعیتِ مخزن. چیزی زیرِ server/ عوض نشده، پس مرحلهٔ ۷ (ری‌استارت) لازم نیست.

نامساوی بودنِ 20260812c و 20260807b عمدی است: فایل‌های سایت فروشگاه در این دیپلوی دست نخوردند، پس کشِ کاربرانِ آن بی‌دلیل باطل نشد. مرحلهٔ ۳ را ببین.

بررسیِ جهتِ اختلاف (مرحلهٔ ۴) در این دیپلوی: admin.js نُه خطِ فقط‑روی‑سرور داشت و هر نُه دقیقاً نسخهٔ پیش‑از‑v30ِ همان سطرهایی بودند که بازنویسی شدند — logActionِ تختِ قدیمی، ALL_VIEWSِ بدونِ history، سطرِ saveDoc بدونِ histLogDocEdit، سه حذفِ بدونِ snap (شخص، کاربر، قبضِ ذوب)، دکمهٔ چاپِ بدونِ ثبتِ رویداد، سرصفحهٔ اتاق فرمانِ بدونِ دکمهٔ تاریخچه، و متنِ کوتاهِ تأییدِ پاک‌سازیِ لاگ. admin.css صفر خطِ فقط‑روی‑سرور داشت (کلِ بلاکِ .hs-* الحاقی است) و admin.html فقط دو تگِ ?v=20260812b. محلی سوپرستِ سروری بود. نکتهٔ محیطی که دوباره تکرار شد: curl از داخلِ محیطِ agent به IP عمومی کدِ 000 می‌دهد. این محدودیتِ خروجیِ همان محیط است، نه قطعیِ سرویس — همان curl روی خودِ سرور و به همان IP عمومی، ۲۰۰ برمی‌گرداند. مرحلهٔ ۸ همین را می‌گوید و این دیپلوی تأییدش کرد.
دیپلوی پیشین: ۱۴۰۵/۰۵/۲۱ — کشِ ادمین ?v=20260812b، محتوا «دفتر روزانه» (v29) — صفحهٔ مستقلِ برشِ زمانی با پنج کارتِ فیلتر، خطِ جداگانهٔ سود و مالیات، و نشان‌گذاری با Space؛ ری‌استارت نشد.
دیپلوی پیشین: ۱۴۰۵/۰۵/۱۹ — برچسب 20260810-100141، کشِ ادمین ?v=20260810c، محتوا «سکهٔ پارسیان» (v21) — اجرتِ عددی (اجرت = تعداد × فی)، اجباری‌شدنِ تعداد، معافیتِ ردیفیِ ارزش افزوده، «وزن یک‌عدد» و بازشدنِ ستونِ تعداد برای ردیفِ طلا؛ ری‌استارت نشد. بررسیِ جهتِ اختلاف در آن دیپلوی: admin.js بیست خطِ فقط‑روی‑سرور داشت و هر بیست دقیقاً نسخهٔ پیش‑از‑v21ِ همان سطرهایی بودند که بازنویسی شدند — سه خطِ wageRial (var perGram = num(wg.fi); و دو خطِ پسِ آن)، پنج خطِ docTaxBreakdown (از جمله var tax = rnd((wageTot + profit) * vPct / 100); و return {…}ِ بدونِ exGold)، سطرِ برچسبِ مالیات، سلولِ تعدادِ بی‌gold، سلولِ مبلغِ بی‌novatFlag، پنج خطِ wageForm (MODESِ سه‌تایی، برچسبِ فی، wageOut، display، شنونده‌ها) و چهار خطِ goodsTypeForm. admin.css صفر خطِ فقط‑روی‑سرور داشت و admin.html فقط دو تگِ ?v=20260810b. محلی سوپرستِ سروری بود.
دیپلوی پیش‌تر (v20): ۱۴۰۵/۰۵/۱۹ — برچسب 20260810-080511، کشِ ادمین ?v=20260810b، محتوا «مرجوعی در تکفروشی» (v20) — برگشتِ سود و مالیات با ردیفِ مرجوعی، تاریخِ مستقلِ ردیف، دکمهٔ ↩ و Ctrl+R، و گِردکردنِ متقارنِ rnd؛ ری‌استارت نشد. در آن دیپلوی admin.js هفده خطِ فقط‑روی‑سرور داشت که خودِ باگ هم میانشان بود (if (r.kind === 'gold' && r.tashkhis !== 'مرجوع') و if (goldVal <= 0 && wageTot <= 0) return null;).
دیپلوی قدیمی‌تر (v15): ۱۴۰۵/۰۵/۱۷ — برچسب 20260808-183622، کشِ ادمین ?v=20260808a، محتوا «باگ‌یابیِ سرور» (v15) — خرابیِ UTF-8 در بدنهٔ درخواست، سقفِ بدنه، ذخیرهٔ اتمی، هشدارِ شکستِ ذخیره، عقب‌نشینیِ پولِ روبیکا. فایل‌ها: public/admin.js، public/admin.html، server/server.js، server/db.js؛ ری‌استارت شد چون دو فایل زیرِ server/ عوض شده بودند. data/admin_store.json قبل و بعدِ ری‌استارت یکسان (57215f1a…، ۴۱۵۱۵۷ بایت). بررسیِ جهتِ اختلاف در آن دیپلوی: هر چهار فایل شمرده شدند و همهٔ خطوطِ فقط-روی-سرور دقیقاً نسخهٔ پیش‌از‑fixِ همان سطرهایی بودند که بازنویسی شدند — admin.js دو خط (var saveTimer = null; و fetch(...).catch(function () {}))، admin.html دو خط (همان دو تگِ ?v=20260807h)، server.js پنج خط (سه خطِ readBody قدیمی، writeFileSyncِ مستقیمِ admin_store.json، و console.errorِ بی‌قیدِ روبیکا) و db.js یک خط (writeFileSyncِ مستقیم). محلی سوپرستِ سروری بود.
پیش از آن: ۱۴۰۵/۰۵/۱۷ — برچسب 20260808-130243، کشِ ادمین ?v=20260807h، محتوا «اصلاح موجودی» — رساندنِ دفتر به عددِ ترازو با سند، نه با پاک‌کردنِ خاموش (v14)؛ ری‌استارت نشد چون چیزی زیرِ server/ عوض نشده بود. در آن دیپلوی admin.js نُه خطِ فقط-روی-سرور داشت (سطرِ [data-it] بدونِ invSelClear و چهار سطر از هرکدام از invTblMelts/invTblGoods) که همگی نسخهٔ پیش‌از‑v14ِ سطرهای بازنویسی‌شده بودند. نکتهٔ ابزاری: در محیطِ agent دستور diff یک خلاصه‌سازِ خوانا است و خطوطِ استانداردِ </> تولید نمی‌کند، پس diff | grep -c '^<' جوابِ گمراه‌کنندهٔ صفر می‌دهد. برای شمارشِ درست از /usr/bin/diff --old-line-format=… --new-line-format=… --unchanged-line-format=… استفاده کن.
پیش از آن: ۱۴۰۵/۰۵/۱۷ — برچسب 20260808-101643، کشِ ادمین ?v=20260807f، محتوا «اثر چک بر خلاصه وضعیت» — زیان در برابرِ سربه‌سر (v12)؛ ری‌استارت نشد.

#بازگرداندن یک دیپلوی

با برچسبِ زمانیِ همان دیپلوی ($TS):

cd /home/ubuntu/gold-app
for f in public/admin.js public/admin.css public/admin.html server/db.js server/server.js; do
  [ -f "$f.bak-$TS" ] && cp -p "$f.bak-$TS" "$f"      # هر دیپلوی فقط فایل‌های خودش را پشتیبان گرفته
done
sudo systemctl restart gold-app          # فقط اگر چیزی زیر server/ برگشت

داده جداست و با برگرداندنِ کد دست نمی‌خورد. اگر لازم شد خودِ داده هم برگردد، backups/data-uploads-$TS.tar.gz را باز کن — ولی اول سرویس را متوقف کن تا نوشتنِ همزمان فایل را خراب نکند.

#وام و تسهیلات

#سربرگ‌ها و میزِ کار — v23 و v42

#v42 — از «سربرگ» به «میزِ کار»

ویدئوی مرجع با یک قول تمام می‌شود: «هر زمان که خواستید اون پنجره رو ببندید، هیچ اتفاقی نمی‌افته، همهٔ اون اسنادِ قبلی باز سرِ جاشون هست.» v23 این قول را در یک نشستِ مرورگر نگه می‌داشت؛ v42 آن را در برابرِ رفرش، کرشِ مرورگر، صفحه‌کلید و مانیتور دوم هم نگه می‌دارد.

#عیار شخصی و تبدیل متفرقه به ویترین

#کارکرد معاملات (v6)

#کارکرد ارز و سکه — سایت فروشگاه (v7)

این قابلیت در public/app.js + public/index.html + server/calc.js + server/server.js است، نه در پنل ادمین. با «کارکرد معاملات (v6)» که بالاتر توضیح داده شد فرق دارد: آن یکی روی state سمتِ مرورگرِ ادمین کار می‌کند، این یکی روی دیتابیسِ سرور.

#قالب سند چاپی (v7)

#ریز ورود و خروج و انتخاب چندردیفی (v9)

#گردش موجودی — کاردکس قلم (v10)

#دفتر چک — چک شخصی و دریافتی (v11)

#اثر چک بر خلاصه وضعیت (v12)

#کالای غیرطلایی (v13)

#اصلاح موجودی (v14)

#باگ‌یابیِ سرور (v15)

این نسخه هیچ قابلیت تازه‌ای اضافه نکرد؛ چهار باگِ واقعی را بست که سه‌تایشان دادهٔ مغازه را تهدید می‌کردند.

#تعمیرات و آبکاری (v16)

#پوشش ریسک (v17)

#حواله (v18)

#تراز (v19)

#مرجوعی در تکفروشی (v20)

#سکهٔ پارسیان: اجرت عددی و معافیت ارزش افزوده (v21)

#فروش قسطی (v22)

#انتقال سند — ابزار قیچی (v23)

#دریافت قسط (v24)

#ریشهٔ وب فقط پسوندِ شناخته‌شده را می‌دهد (v25)

#صفحهٔ راهنما ساخته می‌شود، نوشته نمی‌شود (v26)

#جستجوی چیدمانِ کیبورد و پیشنهادِ فازیِ کالا (v27)

#ترازِ ارز و سکه (v27)

#سنگ و نگین روی ردیف سند (v28)

#دفتر روزانه (v29)

#تاریخچه کارها (v30)

#اجاره طلا (v31)

#اجاره در مخارج (v32)

#گردشِ چک (v33)

#مادهٔ همراه و ترازِ وزنی (v34)

#دفتر روزانهٔ سود و پنجرهٔ فرمول (v35)

#بستن سال مالی و دفترهای حسابداری (v36)

#چند دفترِ موازی و راه‌اندازیِ گام‌به‌گام (v37)

#کارکرد اجناس — پای خودت (v38)

گزارشِ دومِ سود، با مبنای فیِ دریافتی به‌جای نرخِ روز. توابعش با پیشوندِ gp در admin.js جمع‌اند و از RENDER.reports بلافاصله بعد از perfSectionHtml سوار می‌شوند.

#کسر و اضافه — کد ۸ (v39)

ردیفِ kind: 'discount' از v1 وجود داشت. آنچه v39 اضافه کرد جهتِ مستقل، دو میان‌برِ پای سند و یک تنظیم است — و در همین مسیر دو باگِ واقعی بسته شد. توابعش با پیشوندِ disc جمع‌اند.

#سند کارتخوان — کشیدن کارت (v40)

حسابِ پوز و تسویه‌اش (doPosSettle) از v29 بود؛ آنچه نبود خودِ کارت‌کشی از داخلِ سندِ مشتری بود. v40 همان نیمهٔ گم‌شده است. توابعش با پیشوندِ posSwipe جمع‌اند.

#ماهیتِ نوع حساب — v41

«نوع حساب» از v1 فقط یک رشته بود در state.catalog.accountTypes که روی person.type می‌نشست و هیچ‌جای موتور نمی‌خواندش. ویدئوی مرجع اما نشان می‌دهد که در کیمیا انتخابِ نوعِ حساب رفتارِ برنامه را عوض می‌کند. v41 همان لایهٔ گم‌شده است: یک ماهیت پشتِ هر عنوان.

#ریز سود و زیان — v41

ویدئوی مرجع یک جملهٔ کلیدی دارد: «وقتی شما دو بار کلیک بکنید روی این ردیف، یک سربرگ جدید برایتان باز می‌شود». دو تصمیمِ طراحی مستقیماً از همین جمله آمده‌اند: دابل‌کلیک (نه تک‌کلیک، تا کلیکِ اتفاقی کاربر را از گزارش بیرون نبرد) و سربرگِ تازه (نه جایگزینیِ نما، تا گزارشِ اصلی سرِ جایش بماند).

#کار جور — v43

ویدئوی مرجع نُه دقیقه است و کاری را دستی می‌کند که هر سه بخشش قابلِ اتوماسیون بود: صفر کردنِ سه قلم، تعریفِ قلمِ تازه، و ضرب‌وتقسیمِ ماشین‌حسابِ ویندوز برای اجرت و فیِ میانگین. v43 هر سه را در یک فرم جمع می‌کند. توابعش با پیشوندِ joor جمع‌اند و هستهٔ ریاضی‌اش یک تابع است: joorMix(parts).

#آبشدهٔ شرطی — v44

ویدئوی مرجع هفت دقیقه است و کاری را نشان می‌دهد که در اصلْ درست است: طلایی که عیارش معلوم نیست با یک عیارِ موقت ثبت می‌شود و بعداً تصحیح. سه جا اما می‌لنگد و v44 هر سه را می‌بندد. توابعش با پیشوندِ cond جمع‌اند.

#مرجوعیِ بنکداری — دفترِ فی و خرید خالص — v45

ویدئوی مرجع ده دقیقه است و هفت قاعده دارد. چهارتایش از قبل پیاده بود و ممیزیِ کد پیش از هر تغییری همین را نشان داد: gpBasis ردیفِ tashkhis === 'مرجوع' را از پای خودت بیرون می‌گذارد (v38)، علامتِ زیانِ ٪۶ در برابر ٪۱۲ از خودِ rowMult می‌آید و شاخهٔ جداگانه ندارد، retAsk همان پنجرهٔ «همین سند / سند جدید» با Ctrl+R است (v20)، و retPeerGoods فهرستِ پیشنهادی را به اجناسِ همان شخص محدود می‌کند. سه‌تای باقی‌مانده اضافه شد.

#فیِ فروش نقدی، فیِ نسیه و تخفیفِ خوش‌حساب — v46

ویدئوی مرجع نُه دقیقه است و هفت قاعده دارد. دوتایش از قبل پیاده بود و ممیزیِ کد پیش از هر تغییری همین را نشان داد: applyGoodsType فیِ ریالیِ کاتالوگ (cashFi) را از v7 روی همهٔ انواعِ سند می‌ریخت، و gpBasis از v38 دقیقاً همان «فیِ دریافتی» را می‌ساخت — فقط هیچ‌کس بیرون از گزارش صدایش نمی‌زد. پنج‌تای باقی‌مانده اضافه شد.

#دفتر معین — v47

#معکوسِ سند — ابزار Ctrl+H (v48)

#ماشین حسابِ سلول — کلید = (v49)

#ماشین حسابِ سلول — ضرب/تقسیم، F2، بازیابیِ نوار (v51)

بازبینیِ کاملِ ویدئوی مرجع چهار رفتارِ دیگر را نشان داد که در v49 پیاده نشده بود. همه روی همان openCalc سوار شدند، بدونِ شکستنِ امضای قبلی:

#شمارهٔ دوم و تصفیه با متفرقه (v50)

#مرجوعیِ شناسنامه‌دار — v52

ویدئوی مرجع هشت دقیقه است. نصفِ چیزی که نشان می‌دهد از قبل پیاده بود و ممیزیِ کد پیش از هر تغییری همین را گفت: «مرجوع شود» (data-ret)، میان‌برِ Ctrl+R، پنجرهٔ «همین سند یا سندِ جدید؟» (retAsk)، پیوندِ retOf و retOfChip، و فیلدهای refiner/receipt همه از v20/v44 موجود بودند. کارِ تازه شناسنامه‌دار کردنِ مرجوعی است: انتخابگرِ منبع، نگهبانِ کج‌ثبت، دو زندگی‌نامه، و وضعیتِ مشتقِ «موجود برگشتی».

#تسویه با آبشده — v56

#سندِ عقب‌تاریخ (جامونده) — v57

#ماندهٔ سنگ و نگین — v60

#مشتریان تک — v61

#مرکز افزونه‌ها — v72

#تسویه فردایی و پولی حواله — v73

#چرخهٔ روزانهٔ دفتر فردایی — v74

#تطبیق اصطلاحات فی تصفیه و پولی حواله — v75

#ورود پایدار به پنل ادمین — v76

#ورود مستقیم و امن به پنل ادمین — v77

#گزارش روز و مقصد امن چرخهٔ فردایی — v78

#پنل تسویهٔ ریالی و حوالهٔ مرحله‌ای — v79

#رفتار درج خودکار حواله و مرز سند — v98

#راهنمای دیداری انتخاب ویژهٔ دفتر روزانه — v97

#تسویهٔ قالکاری و محاسبهٔ کسری سخت‌شده — v84

#چرخهٔ آزمایش، خرید دائمی و ارتقای افزونه‌ها — v85

#چاپ، تخصیص و رهگیری لیبل بارکد — v86

#اتصال، آزمون و ورودی سراسری بارکدخوان — v87

#چرخهٔ فروش، مرجوعی و تطبیق لیبل بارکد — v88

#انبارگردانی بارکدی و تعیین‌تکلیف اختلاف‌ها — v89

#راهنمای هوشمند انتخاب سطح افزونه — v90

#نمای یک‌نگاه تراز طلا و سکه — v93

#معماری قرارداد حساب بین‌المللی و اجرت چندارزی — v94

#چرخهٔ راهنمای سکه و تفکیک فیزیکی/پولی — v92

#ذوب لحیم با دفتر مستقل و دو عیار — v83

#گردش کارگاه، نیم‌ساخته و دسترسی محدود — v82

#ثبت مدرن قبض ذوب و محاسبهٔ عیار هدف — v81

#فیش‌های چندگانه و شواهد حوالهٔ مرتبط — v96

#۶۷. به‌روزرسانی نسخهٔ شبکه: قفل اصلی و ترتیب نصب

راهنمای تصویری و خلاصهٔ همین موضوع در صفحهٔ «به‌روزرسانی کیمیا در شبکه» هم آمده است.

وقتی کیمیا روی چند سیستمِ شبکه‌شده نصب است، به‌روزرسانی چند قانونِ ساده دارد که رعایت‌نکردنشان می‌تواند کارِ شبکه را مختل کند: همه با هم آپدیت شوند، همیشه اول نسخهٔ پشتیبان گرفته شود، و بعد از نصب، اولین اجرا با قفل اصلی باشد.

#دو نوع قفل: اصلی و کلاینت

در نسخهٔ شبکه، هر سیستم قفلِ خودش را دارد و فاصلهٔ فیزیکیِ سیستم‌ها اهمیتی ندارد. یکی از قفل‌ها قفل اصلی است و بقیه قفل کلاینت.

قفلنقشنکته
قفل اصلیمراحلِ آپدیتِ دفترها را انجام می‌دهد و اولین اجرای بعد از نصب باید با آن باشد.ظاهرش شبیه بقیه است؛ یک پلاکِ شناسایی (مثلاً جاکلیدیِ زرد) به آن وصل کنید. شمارهٔ سریالش را پشتیبانی به شما گفته است.
قفل کلاینتکارِ عادی روی سیستم‌های دیگرِ شبکه.تا وقتی آپدیتِ دفترها با قفل اصلی کامل نشده، سراغش نروید.

#اینترنت و سرورِ دوردست

هر سیستم باید خودِ نسخهٔ جدید را دریافت و نصب کند؛ قفل سخت‌افزاری حاملِ فایل آپدیت نیست. اگر پیغام The remote name could not be resolved: 'kimiadevelop.ir' نمایش داده شد، آن سیستم به سرور به‌روزرسانی دسترسی ندارد. اتصال اینترنت و دسترسی به دامنهٔ kimiadevelop.ir را روی همان سیستم بررسی کنید.

اگر سرور در دفتر دیگری است یا شرکتِ خدمات ابری آن را نگهداری می‌کند، پیش از شروع با مسئول سرور هماهنگ کنید. نسخهٔ کیمیا روی سرور و همهٔ کلاینت‌های در حال استفاده باید یکسان شود؛ یک کلاینت را جداگانه آپدیت نکنید و با نسخهٔ متفاوت به دفتر مشترک وارد نشوید.

قفل فقط مجوز اجرای کیمیاست؛ جایگزین اینترنت یا فایل نصبِ نسخهٔ جدید نیست.

#کیمیا خودش خبر می‌دهد

اگر به اینترنت متصل باشید و نسخهٔ جدیدی منتشر شده باشد، کیمیا در گوشهٔ سمت چپِ صفحه آن را دانلود می‌کند و با پایانِ دانلود، نشانهٔ همان گوشه تغییر می‌کند. هنگامِ بستنِ برنامه در آخرِ وقت، پیامِ به‌روزرسانی ظاهر می‌شود که شاملِ:

#یا همه، یا هیچ‌کس

نسخهٔ کیمیا روی همهٔ سیستم‌های شبکه باید یکی باشد. اگر فعلاً نمی‌خواهید آپدیت کنید، به بقیهٔ کاربرانِ شبکه هم بگویید آپدیت نکنند و همگی موقعِ خروج از «تهیهٔ نسخهٔ پشتیبان و خروج» استفاده کنید؛ هر وقت همه آماده بودند، با هم به‌روز کنید.

به‌روزرسانیِ نامتوازن (یک سیستم جدید، بقیه قدیمی) می‌تواند شبکه را به مشکل بیندازد. «همه با هم» قانونِ طلایی است.

#اول پشتیبان، بعد نصب

روی هر سیستم گزینهٔ «بکاپ و بروزرسانی نرم‌افزار» را بزنید. کیمیا اول یک نسخهٔ پشتیبان می‌گیرد و در بالای صفحه تأیید می‌کند که بکاپ درست ذخیره شد، بعد نصب را شروع می‌کند. همین کار را روی همهٔ سیستم‌های شبکه تکرار کنید.

در حینِ نصب دست نگه دارید: سیستم را خاموش نکنید، کیمیا را دوباره اجرا نکنید و مراقب باشید برق قطع نشود تا نصب نصفه نماند. نوارِ سبزِ پیشرفت یعنی کار در جریان است؛ تا پایان صبر کنید.

#مهم‌ترین نکته: اولین اجرا با قفل اصلی

بعد از نصبِ آپدیت، برای بارِ اول باید کیمیا را با قفل اصلی اجرا کنید. مهم نیست قفل اصلی به کدام سیستم وصل باشد؛ روی هر سیستمی که هست، کیمیا را اول همان‌جا باز کنید. کیمیا سریالِ قفل اصلی را نشان می‌دهد تا مطمئن شوید همان قفل است.

#چرا ترتیبِ قفل‌ها مهم است؟

اولین ورود به دفتر بعد از نصب ممکن است ساختار پایگاه داده را برای نسخهٔ جدید ارتقا دهد؛ برای نمونه، فیلدهای جدید ساخته می‌شوند. این عملیات باید یک‌بار و با قفل اصلی انجام شود. اگر قفل کلاینت پیش از پایان این مرحله وارد همان دفتر شود، ممکن است دو فرایندِ ارتقا با هم درگیر شوند و فیلدهای تکراری، خطای فنی یا خرابی دفتر ایجاد کنند.

ترتیبِ ایمن همیشه این است:

  1. نسخهٔ جدید را روی همهٔ سیستم‌ها نصب کنید.
  2. کیمیا را ابتدا با قفل اصلی اجرا کنید.
  3. همهٔ دفترهای جاری را یک‌بار با قفل اصلی باز کنید تا ارتقا کامل شود.
  4. فقط بعد از آن، کار با قفل‌های کلاینت را شروع کنید.
اگر اشتباهی ابتدا با قفل کلاینت اجرا کردید، ادامه ندهید و برنامه را چند بار باز نکنید؛ با پشتیبانی کیمیا هماهنگ کنید تا وضعیت دفتر بررسی شود.

#هر دفترِ فعال را یک دور باز کنید

با قفل اصلی وارد هر دفتری که واقعاً با آن کار می‌کنید بشوید — همین یک دور کافی است تا مراحلِ آپدیت روی آن دفتر انجام شود. اگر دو دفترِ کاری دارید، هر دو را یک‌بار باز کنید.

دفترهایی که دیگر با آن‌ها کار نمی‌کنید — مثلاً دفترهای آرشیو یا سال‌های مالیِ قبل — نیازی به باز شدن با قفل اصلی ندارند. فقط دفترهای جاری مهم‌اند.

وقتی آپدیتِ دفترها با قفل اصلی کامل شد، سراغِ سیستم‌های دیگر با قفلِ کلاینت بروید و کارِ عادی را بدونِ مشکل شروع کنید.

#ربط این بخش به بقیهٔ راهنما

موضوعکجا
کتابخانهٔ دفترها و دفترهای جاری/مخفی§۱۲.۷
نسخهٔ پشتیبان§۲۱
کار با چند سیستم/چند پنجره§۲۳

#۶۸. کسر و اضافه: اصلاح حساب بدون جابه‌جایی فیزیکی

راهنمای گام‌به‌گام و تصاویرِ همین موضوع در صفحهٔ «کسر و اضافه در کیمیا» آمده است.

قاعدهٔ اصلی ساده است: هرجا چیزی فیزیکی ردوبدل نشده و موجودیِ واقعیِ پول، طلا، چک یا جنس نباید تغییر کند، اما لازم است ماندهٔ یک حساب اصلاح، تعدیل، کم یا زیاد شود، از کسر و اضافه (کد ۸) استفاده کنید.

#پیش از ثبت، این دو پرسش را جواب دهید

  1. آیا پول، طلا، چک یا جنس واقعاً وارد یا خارج شده است؟ اگر بله، همان نوعِ واقعیِ دریافت یا پرداخت را ثبت کنید.
  2. آیا فقط ماندهٔ طرف‌حساب باید تغییر کند؟ اگر بله، کسر و اضافه انتخاب درست است.

در نسخهٔ دسکتاپِ نمایش‌داده‌شده در آموزش، قاعدهٔ جهت چنین است:

جهت ردیفاثر حسابداری
دریافت + کد ۸بدون دریافت فیزیکی، بدهیِ طرف کم می‌شود و برای شما زیان محسوب می‌شود.
پرداخت + کد ۸بدون پرداخت فیزیکی، طلبِ طرف شکل می‌گیرد یا بیشتر می‌شود و برای شما سود محسوب می‌شود.

در پنل وب، همین مفهوم با جهتِ صریحِ «تخفیف دادم» و «تخفیف گرفتم» نشان داده می‌شود؛ جزئیاتِ رفتار پنل در بخش کسر و اضافه آمده است.

#مثال ۱: اختلاف حساب طلایی

فرض کنید پس از بررسی پرینت‌ها، اختلاف حساب ۱٫۸۸۰ گرم است و توافق می‌کنید هر طرف نیمی از آن، یعنی ۰٫۹۴۰ گرم، را بپذیرد. برای کم‌کردن سهم پذیرفته‌شده از بدهی طرف، ردیف دریافت با کد ۸ ثبت می‌شود؛ نه آبشده‌ای گرفته‌اید، نه متفرقه و نه کارِ ساخته‌ای وارد موجودی شده است.

#مثال ۲: هزینهٔ بانکی

اگر بانک در پرینت حساب ۱۵٬۰۰۰ تومان بابت صدور دسته‌چک کم کرده، پولی را دستی به بانک نداده‌اید. کد ۸ را با بابت «هزینهٔ بانکی» و یادداشت «هزینهٔ صدور دسته‌چک» ثبت کنید. پس از ثبت، موجودی حساب بانکی باید به همان اندازه کم شود و هزینه در خلاصه وضعیت به‌عنوان زیان دیده شود.

#مثال ۳: اجرت تعمیرات

مشتری گوشواره‌ای برای تعمیر داده و باید ۳۰٬۰۰۰ تومان اجرت بپردازد، اما هنوز پول را نگرفته‌اید. ابتدا با کد ۸ و بابت «اجرت تعمیرات» مشتری را بدهکار کنید. وقتی پول واقعاً دریافت شد، آن‌وقت یک دریافت نقدی یا بانکیِ جداگانه ثبت کنید.

#مثال ۴: اجرت حمل

اگر حمل‌کننده بابت انتقال طلا از شهرستان طلبکار شده ولی هنوز پولی به او نداده‌اید، با کد ۸ و بابت «اجرت حمل» طلبش را ثبت کنید. پرداخت نقدی یا حوالهٔ بانکی فقط زمانی ثبت می‌شود که وجه واقعاً جابه‌جا شود.

#مثال ۵: تفاوت شمش

اگر از آبشده‌فروش شمش گرفته‌اید و او بابت تفاوت شمش مبلغی مطالبه کرده که هنوز نپرداخته‌اید، کد ۸ را با بابت «تفاوت شمش» بزنید تا طلب او در حساب بنشیند. این ردیف نباید موجودی شمش را دوباره تغییر دهد؛ پرداختِ واقعی بعداً با سند مناسب خودش ثبت می‌شود.

#بابت و یادداشت را جدی بگیرید

اگر عنوانِ موردنظر در فهرست بابت‌ها نیست، یک‌بار آن را تایپ و اضافه کنید. یادداشت باید بگوید عدد از کجا آمده و توافق چه بوده است. بهترین حالت این است که خودِ سند، ماه‌ها بعد هم بدون تکیه بر حافظه توضیح بدهد چرا این اصلاح ثبت شده است.

خلاصه: کد ۸ برای جابه‌جایی فیزیکی نیست؛ برای تغییرِ مانده است. هر ردیفِ کسر و اضافه نیز باید در سود یا زیان شما اثر متناظر داشته باشد.

#۶۹. اولین مرجوعی یک جنس: ثبت مبنای فی بدون تغییر موجودی

راهنمای مرحله‌به‌مرحله و تصاویر این قابلیت در صفحهٔ «فی دریافتیِ اولین مرجوعی» آمده است.

گاهی پس از پایان راه‌اندازی اولیه، اولین گردشِ یک جنس در کیمیا مرجوعی است؛ یا مشتری قدیمی جنسی را برمی‌گرداند که خرید اصلی آن پیش از شروع کار با برنامه ثبت شده است. در این حالت، فیِ روی مرجوعی فقط شرایط برگشت را نشان می‌دهد و به برنامه نمی‌گوید آن جنس قبلاً با چه فی‌ای برای شما تمام شده بود.

اگر جنس نه موجودی افتتاحیه داشته باشد و نه ورودیِ غیرمرجوعی، پس از تکمیل ردیفِ مرجوعی پنجرهٔ «فی دریافتی نامشخص است» باز می‌شود. این هشدار هم در بنکداری برای «دریافت مرجوعی» و هم در تک‌فروشی برای «خرید مرجوعی» عمل می‌کند.

#چه عددی وارد شود؟

#سند داخلی چه کاری می‌کند؟

پس از تأیید، یک سند سیستمی در «حساب داخلی — بررسی و اصلاح موجودی» ساخته می‌شود. ردیف این سند وزن صفر دارد و فقط مبنای تاریخی فی را نگه می‌دارد؛ بنابراین:

  1. وزن و موجودی فیزیکی تغییر نمی‌کند.
  2. ماندهٔ طرف‌حساب تغییر نمی‌کند.
  3. گزارش کارکرد اجناس و سود و زیان به‌جای حدسِ صفر، مبنای ثبت‌شده را استفاده می‌کنند.
  4. اگر بعداً ورودی واقعی برای همان جنس ثبت شود، میانگین واقعیِ ورودی‌ها بر این مبنای کمکی مقدم است.

#مثال عددی

۴۵٫۲۰۰ گرم جنس با اجرت ۱۵٪ مرجوع شده و فی دریافتی قبلی شما ۱۰٪ بوده است. اختلاف قابل محاسبه چنین است:

۴۵٫۲۰۰ × (۱۵٪ − ۱۰٪) = ۲٫۲۶۰ گرم

بدون ثبت مبنای ۱۰٪، برنامه مجبور بود سود و زیان را نسبت به صفر بسنجد و گزارش عدد نادرستی می‌داد.

قاعده: مبنای فی فقط وقتی پرسیده می‌شود که هیچ سابقهٔ قابل اتکایی وجود ندارد؛ این سند برای اصلاح گزارش است، نه ساختن موجودی.

#۷۰. اتصال کیمیا به سامانه مؤدیان: شناسه یکتا و توکن اقتصادی

راهنمای تصویری مرحله‌به‌مرحله و تصاویر این فرایند در صفحهٔ «اتصال کیمیا به سامانه مؤدیان» آمده است.

اتصال کیمیا به سامانه مؤدیان به معنی ارسال خودکار همهٔ اطلاعات نیست. ابتدا در پروندهٔ مالیاتی شناسهٔ یکتا بگیرید، سپس در پنل شرکت معتمد دادپردازی معتمد تیس ثبت‌نام و توکن اقتصادی را دریافت کنید. ارسال صورتحساب باید فقط برای اسنادی انجام شود که کاربر انتخاب کرده است.

مسیر انجام کار

  1. ورود به پروندهٔ مالیاتی با رمز یک‌بارمصرف و انتخاب «ورود به پرونده».
  2. بازکردن بخش شناسهٔ یکتای حافظهٔ مالیاتی و انتخاب شرکت معتمد سامانه‌های دولتی؛ نام شرکت را با «دادپردازی معتمد تیس» تطبیق دهید.
  3. کپی‌کردن شناسهٔ یکتا و تکمیل ثبت‌نام حقیقی در پنل شرکت معتمد.
  4. واردکردن شناسهٔ یکتا در بخش ویرایش کد حافظهٔ مالیاتی، خروج و ورود دوباره برای فعال‌شدن پنل.
  5. بازکردن «راه‌های ارسال صورتحساب»، ساخت توکن جدید و نگه‌داری امن توکن اقتصادی.
نکتهٔ امنیتی: شناسهٔ یکتا و توکن اقتصادی دو مقدار متفاوت‌اند. توکن را در متن عمومی، پیام‌رسان یا کد سمت کاربر قرار ندهید. اتصال آماده است، اما ارسال هر صورتحساب همچنان باید با انتخاب و کنترل کاربر انجام شود.

#۷۱. ارسال گروهی صورتحساب با فایل اکسل: انتخاب، آپلود و پیگیری

راهنمای تصویری این فرایند و تصاویر مراحل در صفحهٔ «ارسال فایل صورتحساب به سامانه مؤدیان» آمده است.

برای ارسال گروهی، ابتدا اسناد را در کیمیا بررسی کنید، فایل اکسل استاندارد را بگیرید و همان فایل را در پنل شرکت معتمد تیس بارگذاری کنید. فایل اکسل خروجی را باز یا ویرایش نکنید؛ ساختار و قواعد آن برای پذیرش سامانه آماده شده است.

مسیر انجام کار

  1. از ابزارها و سامانه مؤدیان، بازهٔ تاریخ را انتخاب کنید و اسناد غیرلازم را نشان‌دار کنید؛ برای چند ردیف Ctrl و Space هم قابل استفاده است.
  2. تبدیل به اکسل را بزنید و فایل را ذخیره کنید؛ فایل را باز و دوباره ذخیره نکنید.
  3. در پنل تیس، صورتحساب‌های الکترونیکی و آپلود فایل را باز کنید.
  4. بدون اطلاعات خریدار و الگوی طلا، جواهر و پلاتین را انتخاب کنید، سپس فایل را بارگذاری کنید.
  5. پیام موفقیت و وضعیت ارسال‌شده را بررسی کنید؛ در کیمیا Refresh بزنید تا وضعیت پردازش را ببینید.

اگر تا ۷۲ ساعت تأیید نشد یا وضعیت قرمز و ناموفق شد، جزئیات خطا را بخوانید، علت را در کیمیا اصلاح کنید، خروجی تازه بگیرید و دوباره ارسال کنید. خطاهای محتوایی و قواعد پذیرش معمولاً مربوط به سامانه مؤدیان است، نه مسیر انتقال تیس. پس از پایان کار، اسناد ارسال‌شده را در کیمیا نشان‌دار کنید تا دوباره انتخاب نشوند.